پرش به محتوا
دل‌نوشته‌‌ها و يادداشت‌هاي محمدرضا اسدي

بایگانی

برچسب: يهود

در مدينه دو طايفه عرب نسبتاً قابل ملاحظه به نام اوس و خزرج زندگي مي‌كردند. بر حسب آن چه در تواريخ عرب قبل از اسلام هست، اوس و خزرج دو برادري بودند كه پس از رويداد حوادث طبيعي خانمان بر باد ده (احتمالاً گفته مي‌شود سيل ارم در يمن اينها از جنوب عربستان) مهاجرت كردند به سمت شمال. آنها از يثرب (كه مدينه فعلي باشد) عبور مي‌كردند، ديدند بد جايي نيست براي ماندن. ماندند. در فاصله‌اي از آنها هم يك عده يهودي در اثر فشارهاي حكومت روم، از شمال كه منطقه‌ي آبادتري بود متواري شده بودند. اوس و خزرج با بچه‌هايشان آنجا ماندند و آرام آرام تبديل شدند به دو خانواده‌ي بزرگ. خزرج خيلي بزرگتر بود و اوس هم نسبتاً بزرگ بود. آنها با هم، دوست بودند و خوب بودند و زندگي داشتند.

اين يهودي‌هاي همسايه ديدند اينها آمدند اينجا را گرفتند و كم‌كم عده‌شان زياد مي‌شود و زورمند و قدرتمند مي‌شوند؛ اگر همين طور به حال خودشان بگذاريم چهار صباحي نمي‌گذرد كه اينها به صورت يك قدرت بزرگ محلي درمي‌آيند و ممكن است موجوديت ما به خطر بيفتد. به خصوص كه اينها پشت‌شان به اعراب ديگر گرم است، اما ما از مركز يهوديت بريده هستيم. چه كنيم؟ شروع به ايجاد رقابت و فتنه‌انگيزي در ميان اين دو گروه كردند.

اين به قرنها قبل از اسلام مربوط است، بر حسب آن چه در اسناد تاريخي ما هست، يهوديان آنها را عليه يكديگر، تحريك مي‌كردند به طوري كه آرام آرام پسرعموكشي و برادركشي در ميان اوس و خزرج به اوج رسيد. عرب بياباني منطقه‌ي خشك و گرم، داراي احساسات تند قابل برافروختن و اشتعال، كافي بود كه تحريكي بشود، توهيني بشنود، از طرف اينها يك شعر افتخارآميزي در برابر آنها خوانده بشود و يك گوشه به آنها زده بشود تا آتش اختلاف روشن بشود. به طوري كه جنگ‌هاي پي در پي، نزديك به ظهور اسلام، در ميان اينها ده‌ها سال بود روي داده بود و هر دو طايفه را تحليل مي‌برد.

هر جنگي كه روي مي‌داد همسايه‌هاي يهودي چند استفاده مي‌كردند: اولاً اين اوس و خزرج احتياج به اسلحه داشتند و يك گروه از اين يهودي‌ها در صنايع فلزي كار مي‌كردند. بنابراين اسلحه‌هاي‌شان را مي‌ساختند، آماده مي‌كردند تا به اينها بفروشند. ثانياً اينها در اثر جنگ بدهكار مي‌شدند و به كار و زندگي و زراعت و دامداري مختصري كه داشتند نمي‌رسيدند. احتياج به پول قرض كردن پيدا مي‌كردند. مي‌رفتند سراغ همسايه‌ي يهودي پولداري كه پول‌هايش را خوابانده بود براي رباخواري و از او با بهره‌هاي خانمانسوز پول مي‌گرفتند. ثالثاً جوانان جنگ‌آور و رشيد اينها، جوانان كارآ، در ميدان نبرد به خاك و خون مي‌غلتيدند و يك مقدار بار از خودشان به جاي مي‌گذاشتند: زن و بچه‌ي بي‌سرپرستي كه اداره‌ي آنها به صورت يك مسئله براي اوس و خزرج در مي‌آمد. اين وضع سالها ادامه داشت، به طوري كه كينه‌هاي بين اوس و خزرج جزو كينه‌هاي نمونه در ادبيات عرب قبل از اسلام شد. چند نوع كينه و انتقام‌جويي ديرينه‌ي در اشعار جاهليت هست كه يكي از آنها همين است.

اسلام آمد، پيامبر اسلام آمد، «رحمت للعالمين» آمد، «هديً للعالمين» هم آمد. پيغمبر و قرآن آمد و اين كينه‌ها را ذوب كرد و اوس و خزرج به صورت يك مجموعه‌ي متحد مسلمان با نام پرافتخار انصارالرسول و انصارالاسلام و انصارالايمان، (ياران حق و ياران كتاب حق و دين حق و پيامبر حق) شدند، يكدست و متحد. شايد هنوز دو سال از هجرت نگذشته بود كه اين آيات نازل شد

وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَي شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (و همگي به ريسمان خدا چنگ زنيد، و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود ياد كنيد: آن گاه كه دشمنان [يكديگر] بوديد، پس ميان دلهاي شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شديد و بر كنار پرتگاه آتش بوديد كه شما را از آن رهانيد. اين گونه، خداوند نشانه‌‏هاي خود را براي شما روشن مي‏كند، باشد كه شما راه يابيد)

اين صف آيات اصولاً بيشتر مربوط است به سال‌هاي بين يك تا سه هجرت … هنوز زمان زيادي بر اين سازندگي روحي تازه نگذشته، هنوز گروه‌هايي از يهود در اطراف مدينه زندگي مي‌كنند كه از اين وحدت و از اين شوكت تازه، آن هم شوكتي با روح و پيوستگي به حبل من الله، يك رشته‌ي الهي و پيوند الهي، دلها را به هم پيوسته ناراضي باشند. يكي از اينها يك روز كه چند نفر از اوسي‌هاي مسلمان و خزرجي‌هاي مسلمان نشسته بودند دور هم، آمد آنجا و شروع كرد به تاريخ‌گويي. ورق كهنه‌هاي پوسيده‌ي تاريخ تاريك را دو مرتبه شروع كرد باز كردن. ناسيوناليسم مردود مطرود نفاق‌افكن جدايي‌افكن را با شعارهاي چند هزار ساله زنده كردن. به اين اوسي‌ها يك چيزي گفت و به آن خزرجي‌ها يك چيزي گفت. گفت بله، شما شكست افتضاح‌آميز آن روز كذايي را به ياد داريد … معمولاً عربها اين حوادث را با «يوم» ياد مي‌كردند. گفت اي اوسي‌ها! شكست افتضاح‌آميز روز فلاني را كه از دست خزرجي‌ها خورديد به ياد داريد؟ شروع كرد اين خاطره‌ها را زنده كردن و آرام آرام اينها را برافروخته كردن. در همان يك جلسه اين جاسوس توانست اين دو گروه تازه مسلمان به برادري رسيده را چنان عليه يكديگري خشمگين كند كه همانجا گفتند قرار ما با شما پس‌فردا فلان‌جا.

خبر رسيد به پيامبر (ص). در چنين لحظات حساس وحي الهي مي‌آمد و آن چه را پيامبر بايد بگويد به صورتي جامع‌تر و جالب‌تر بر دل و زبان او مي‌نهاد. اين آيات بر آنها خوانده شد: «آي مسلمان‌ها! اگر گوش بدهيد به حرف گروهي از اين اهل كتاب، ايناني كه قبلاً كتاب آسماني به ايشان داده شده، شما را بعد از مؤمن و مسلم شدن به راه كفر برمي‌گردانند. شما چرا به راه كفر خواهيد آمد با اين كه آيات خدا بر شما خوانده مي‌شود و رسول خدا در ميان شما هست؟ و هر كس به خدا پناه برد و به رشته‌ي او دست زند به راه راست هدايت شده. اي مسلمان‌ها ياد خدا باشيد، پرواي خدا داشته باشيد؛ تقواي از خدا، خداترسي. اين روح را در خودتان زنده نگه داريد. ببينيد چه آسان دشمن مي‌آيد و گوهر گرانبهاي اسلام را از چنگ‌تان مي‌ربايد! بايد اين گوهر گرانبها را تا آخرين لحظه‌ي زندگي داشته باشيد و نميريد مگر مسلمان. «واعتصموا بحبل الله جميعاً و لاتفرقوا» چه شد؟ يادتان رفت ارزش عالي اين نعمت خدا را؟ «واذكروا نعمت الله عليكم اذ كنتم اعداء فالّف بين قلوبكم». شما همه دشمن بوديد، اما خدا در پرتو ايمان و اسلام و نعمت بزرگش، دلهاي شما را با هم مهربان كرده بود. يادتان رفته بود آن كينه‌هاي ديرينه چه شد؟ يادتان رفت «كنتم علي شفا حفرة من النار»؟ يادتان رفت كه بر لب گودال آتش قرار داشتيد، كه بايد در مي‌افتاديد، فرو مي‌افتاديد در آن گودي آتش سوزنده، و خدا شما را نجات داد؟ خدا آيات خود را اين طور روشن و واضح براي شما بيان مي‌كند به اين اميد كه شما به راه بياييد.

نقل از كتاب «نقش آزادي در تربيت كودكان»، مجموعه سخنراني‌هاي شهيد آيت الله دكتر بهشتي، صفحات 124 تا 127

يك ماه از آغاز تجاوز رژيم صهيونيستي به باريكه غزه مي‌گذرد. زنان و كودكان بي‌گناه بي‌دفاع بزرگترين قربانيان اين جنايت جنگي بودند. يك ماه خون دل خورديم و مات و مبهوت اين فاجعه‌ي هولناك نسل‌كشي بوده و هستيم.

چه بسيار فرياد كشيديم و محكوم كرديم و تجمع كرديم و تظاهرات راه انداختيم اما، فريادهاي‌مان آبي را براي مردم غزه گرم نكرد. محكوميت‌هايمان جلوي هيچ بمب و موشكي را نگرفت و تظاهرات‌هايمان مانع از كشتار مردم بي‌دفاع غزه نشد. وقتي قساوت از حد گذشته باشد، وقتي مهم‌ترين رسانه‌هاي جهان، اخبار را وارونه جلوه دهند و بر قامت ظالم لباس مظلوم و مدافع بپوشانند، به راستي كه اثرگذاري‌مان در پهنه‌ي گيتي، چه قدر به هيچ نزديك شده است.

وقتي سردار قاسم سليماني، فرمانده سپاه قدس و از تأثيرگذارترين چهره‌هاي خاورميانه، مي‌گويد: «به وقتش جام خشم خود را بر سر صهيونيست‌ها خالي مي‌كنيم» [1] و جهان صدپاره‌ي اسلام درگير و دار جنگ‌هاي داخلي و فرقه‌اي است، جز نگريستن و گريستن و زير آب فرياد كشيدن چه كاري از ما ساخته است؟

وقتي ميليون‌ها انسان در سراسر جهان، رؤياي دريافت گرين كارت ايالات متحده را در سر مي‌پرورانند و مردم آمريكا خود را وارثان بهترين فرهنگ‌ها و برگزيده‌ترين انسان‌ها مي‌دانند، چه اعجاب‌انگيز است كه سناتورهاي آمريكايي و نامزدان انتخابات رياست جمهوري اين سرزمين، براي جلب نظر سران رژيم صهيونيستي با يكديگر به رقابت مي‌پردازند. همه براي آمريكا غش مي‌كنند و آمريكا براي اسرائيل. چه مهره‌ي ماري در دست اسرائيل است كه بزرگترين قدرت‌هاي جهان براي حمايت از اسرائيل از يكديگر پيشي مي‌گيرند و بر همه‌ي راهپيمايي‌هاي ضد جنگ، چشم مي‌پوشند و بدنامي پشتيباني از ظلم صريح و آشكار اسرائيل عليه مردم بي‌دفاع فلسطين را به جان مي‌خرند؟

چه نمايشي تراژيك‌تر از نبرد غزه، مي‌تواند ضعف يك و نيم ميليارد مسلمان را در مقابل چهارده ميليون يهودي به تصوير بكشد؟ همه‌ي راه‌ها را بسته‌اند و از زمين و هوا و دريا حمله برده‌اند و از يك كشور اسلامي دور يا نزديك يك تير هم به سرزمين‌هاي اشغالي شليك نمي‌شود

بازيگران شطرنج خاورميانه چه استادانه مهره‌هاي خودي را عليه يكديگر به صف كرده‌اند و چه زبردستانه مهره‌هاي تأثيرگذار را مات كرده‌اند،  تا مهره‌هاي خودشان در سلامت كامل نظاره‌گر نبرد فرقه‌اي و قومي باشند و در امنيت كامل به قلع و قمع ساير سربازان و پياده نظام جهان اسلام مشغول باشند. النصرة و جندالله و داعش كه يهودي نيستند. خريدني‌هايشان را خريده‌اند، ترسوهايشان را ترسانيده‌اند، براي احمق‌هايشان امنيت اسرائيل را با امنيت منطقه گره زده‌اند و معدود كشورهاي غيور را منزوي يا مستأصل كرده‌اند.

چهارده ميليون يهودي نه با يد بيضا و عصاي موسي، بل با اتكاي به تفكر استراتژيك و برنامه‌ريزي‌هاي طولاني مدت، اثرگذارترين شخصيت‌ها و بنگاه‌هاي اقتصادي و رسانه‌اي جهان را تسخير كرده‌اند و در فراسوي اين خون و خونريزي‌ها، امروز شاهد نبرد انسجام، برنامه‌ريزي و برتري فكري يهوديان عليه تفرّق، بي‌برنامگي و بي‌فكري جهان اسلام هستيم.

دانش، مذهب و قدرت در اسرائيل چنان به هم گره خورده‌اند كه نخستين رئيس جمهور اسرائيل كسي نيست جز حييم وايزمن، شيميدان و كاشف ماده استون. حييم وايزمن از عناصر كليدي در صدور بيانيه بالفور و رئيس سازمان جهاني صهيونيسم بود كه نقش اساسي را در تشويق مهاجرت يهوديان به سرزمين‌هاي اشغالي به عهده داشت. رژيم اشغالگر قدس با دارا بودن آمار 97 درصد باسواد، بالاترين ميزان تحصيلات را در كشورهاي منطقه داراست و در مقایسه با تمامی کشورهای جهان، به نسبت جمعیت، اسرائیل دومین کشور از نظر میزان چاپ کتاب و سرانه کتاب‌خوانی است.

بيست سال پيش را به خاطر مي‌آورم، زماني كه تنها وسيله‌ي ارتباطي من با جهان پيرامونم، يك راديوي قديمي سه موج بود و عصرها ساعت 5 برنامه فارسي صداي اسرائيل را به مدت يك ساعت و سي دقيقه گوش مي‌كردم كه 20 دقيقه‌ي آغازين برنامه به خواندن تورات به زبان عبري اختصاص داشت. بعيد است اگر برنامه‌سازان جمهوري اسلامي بخواهند براي فارسي زبانان خارج از كشور برنامه‌ي راديويي بسازند يك چهارم زمان برنامه را به تلاوت قرآن تخصيص دهند. چرا كه جايگاه اين دو كتاب آسماني در بين پيروان آنها يكسان نيست. براي برخي مسلمانان انكار شريعت و تمسخر آيات قرآن و آموزه‌هاي اسلام، پرستيژ روشنفكري به همراه مي‌آورد و براي اكثر يهوديان پايبندي به آموزه‌هاي ديني، حلقه‌ي اتصال و عامل هويت‌بخش تلقي مي‌شود.

گرايش عمومي در بين نخبگان علمي و شخصيت‌هاي تأثيرگذار مسلمانان چنين است كه يا در بهترين حالت به يك مسلمان سكولار تبديل مي‌شوند كه پاي دين را از حوزه اجتماعي و مسائل سياسي جدا مي‌كنند و يا به نفي دين به عنوان عامل عقب افتادگي مسلمانان مي‌پردازند. لذا در جهان اسلام با هزاران نخبه علمي و اقتصادي و شخصيت‌هاي بانفوذ فرهنگي و هنري در عرصه‌ي بين‌المللي روبرو هستيم كه از اسلام شايد جز نام يا نام‌خانوادگي‌شان چيز ديگري باقي نمانده باشد. حال آن كه در طرف مقابل به ندرت مي‌توان دانشمند يا مالك يك بنگاه اقتصادي بزرگ يا صاحب رسانه‌هاي تأثيرگذار را يافت كه به پنهان‌كاري يا نفي مذهب يهودي خود بپردازد و براي اعتلاي يهود و اسرائيل كمك مالي نكند.

يهوديان با اتكاء به فرهنگ، آيين و آداب و رسوم خود با بهره‌مندي از يك شبكه اجتماعي وسيع و قدرتمند، اثرگذارترين اقليت مذهبي جهان را تشكيل داده‌اند و به خوبي دريافته‌اند كه چگونه با تصرّف كليدي‌ترين مشاغل، از بالاترين نفوذ سياسي، اقتصادي و علمي برخوردار شوند. اين همان نكته‌اي است كه سياهي لشكر يك و نيم ميلياردي مسلمانان از درك و فهم آن عاجز بوده‌اند. شوربختانه مسلمانان وقتي به سلاح دانش روز مجهز شده‌اند و در معادلات علمي و اقتصادي به يك عنصر كليدي تبديل شده‌اند، آن چنان كه بايد و شايد از هويت اسلامي خود دفاع نكرده‌اند و آن جا كه به اسلام برچسب خشونت زده مي‌شد از آن غبارروبي نكردند و مصلحت را در آن ديدند كه دامن خود را برچينند تا مبادا به خشونت و خرافه متهم نشوند.

نبرد غزه، علاوه بر صحنه‌ي رويارويي حماس و اسرائيل، نمادي از توان مسلمانان و يهوديان است. افزون بر ماتم كودكان و زنان كشته شده در غزه، مضاف بر جنايات غيرقابل توصيف رژيم صهيونيستي، علاوه بر پستي دنيا و فريفتگانش كه بر اين فجايع سكوت كردند، بر افتراق، بي‌برنامگي و بي‌فكري مسلمانان گريه كنيم و به اين فغان و شيون‌ها و محكوم كردن‌ها اكتفا نكنيم و براي آن كه كودكان ما و نسل‌هاي پس از ما تاوان بي‌فكري و بي‌برنامگي امروز ما را نپردازند، همين امروز آستين بالا بزنيم و به قدر وسع خويش فكر و تلاش كنيم.

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی      که در نظام طبیعت ضعیف پامال است

نگــــر به دفتر کــردار مردمان بزرگ    که عـــزّ و جـاه، نصیب رجال فعال است (شعر از علي اكبر گلشن آزادي)