پرش به محتوا
دل‌نوشته‌‌ها و يادداشت‌هاي محمدرضا اسدي

بایگانی

برچسب: وبلاگ‌نويسي

دوره نخست – نگارش با نام مستعار

وبلاگ‌نويسي را با نام مستعار «محمد» آغاز كردم. عدم شناخت من از نوشتن در فضاي مجازي و نامشخص بودن سير مطالبي كه خواهم نوشت و هراس از عواقب احتمالي انتشار ناگفته‌ها و خاطراتم، باعث شد نگارش مطالب را با چراغ خاموش شروع كنم. وقتي با اسم مستعار و در يك وبلاگ عمومي مي‌نويسي، بي‌باكانه‌تر و جسورتر هستي. نگران اين نيستي كه نوشته‌هايت در پرونده‌ي گزينش سازمان ثبت و ضبط شوند يا فردا روز، براي استخدام در فلان سازمان يا ورود به دانشگاه، برايت دردسرساز شوند. 17 ماه به همين شيوه نوشتم و البته مشي نگارش يادداشت‌ها و مطالبم افراطي نبود. يك نوع خود سانسوري به جهت عدم خروج از حالت اعتدال و انصاف، مانع از نگارش يادداشت‌هاي ساختارشكنانه مي‌شد.

هنوز هم ناگفته‌ها و مطالب فراواني دارم كه به خاطر برخي معذورات اخلاقي، قانوني و شرعي قابل نگارش و انتشار نيست. لذا معتقد هستم جسورانه نوشتن نبايد باعث لاابالي‌گري در نگارش شود و مرزهاي اخلاقي و آبروي افراد نبايد به بهانه‌ي آزادي بيان شكسته يا ريخته شود. 6 مطلب از 7 لينكي كه كارگروه تعيين مصاديق مجرمانه براي حذف از وبلاگ اعلام كرده بود، مربوط به اين دوره است كه به جهت استفاده از نام مستعار، بي‌پرواتر مي‌نوشتم.

نگارش مطلب با نام مستعار، اگر چه به لحاظ اجتماعي انعكاس صداي يكي از شهروندان و كنشگري در فضاي رسانه‌اي است و اين آزادي را براي نويسنده فراهم مي‌كند كه بدون مرتبط شدن يادداشت‌هاي مجازي‌اش با شخصيت حقيقي وي، فارغ البال هر آن چه در ذهنش مي‌آيد بنويسد، اما اين نوع نوشته‌ها نهايتاً بدون امضاء و هويت است و قابل استناد نيست. در يك مقاله‌ي علمي ارجاع دادن به نوشته‌هاي يك سايت مجهول الهويت، فاقد وجاهت و ارزش است. از همين رو نگارش و انتشار مطلب با اسم مستعار، از يك سقف معين فراتر نخواهد رفت. يعني يك نوشته زماني اعتبار پيدا مي‌كند كه امضاي يك شخص حقيقي پاي آن ثبت شده باشد. تمامي نويسندگان بزرگي كه به دلايل مختلف امنيتي و معذورات شغلي و اجتماعي، نوشتن را با نام مستعار آغاز كردند، با گذشت مدت زماني به سمت نگارش با اسم و مشخصات حقيقي سوق يافتند.

نوشتن از آن جهت كه مستقيماً برخاسته از روحيات، مكتب فكري، مشرب فلسفي و جهت‌گيري‌هاي سياسي يك شخصيت حقيقي است، بدون امضاء و اتصال آن به نام نويسنده، رمزگشايي نخواهد شد. از همين رو، وبلاگ‌نويسي با نام مستعار براي بيان يك اعتراض اجتماعي، نگارش درد دل‌ها، خاطرات و دل‌نوشته‌ها، انتشار مطالب طنز، سرگرمي و آموزشي مي‌تواند كاركرد داشته باشد. چون در اين گونه موارد نياز چنداني به شناخت «من قال» نيست و «ما قال» فارغ از «من قال» مفيد و مؤثر خواهد بود.

از نكات جالب اين دوره، مطلع شدن از وبلاگ ساير دوستان و همكاراني بود كه تا قبل از ورود من به دنياي وبلاگ‌نويسي، از وجود وبلاگ‌شان بي‌خبر بودم. به جهت تبعاتي كه مطالب وبلاگ براي نويسنده‌ي آن به همراه دارد، اكثر افراد ترجيح مي‌دهند با نام مستعار و به صورت پنهان وبلاگ‌نويسي كنند. اما همان گونه كه اشاره شد، اين طور نوشته‌ها از يك حد معين فراتر نخواهد رفت.

دوره دوم – نگارش با نام حقيقي

خرداد ماه سال گذشته، ايميل تشكر آميزي دريافت كردم كه فرستنده، يكي از اعضاي هيئت تحريريه‌ي روزنامه دنياي اقتصاد بود:

دوست عزیز، سلام

چند دقیقه پیش، یکی از پست های وبلاگ شما رو یکی از دوستان برای من فوروارد کرد.

من هم متن رو خودنم و دیدم جالب هست و تصمیم گرفتم برای مدیر یک گروه خیریه ای بفرستم که از دوستانم هست و برنامه ای برای اعطای بورسیه به دانشجویان داره؛ دانشجویان مستعدی که به دلیل مشکلات مالی خانواده هاشون، نیازمند کمک مالی هستند تا بتونن به تحصیل در دانشگاه ادامه بدن. با توجه به اینکه این گروه، برنامه های مختلفی در زمینه توانمندسازی دانشجویان تحت پوشش خودش داره، به نظرم رسید ارسال این ایمیل براشون میتونه جالب باشه. اما بعد، به نظرم رسید سری به وبلاگ شما بزنم. به وبلاگ سر زدم و احساس همدلی زیاد با نویسنده‌ش داشتم. تصمیم گرفتم به شما ایمیل بزنم و هم خداقوت بگم و هم باب تعامل بیشتر رو باز کنم.

اين ايميل سرآغاز همكاري من با روزنامه دنياي اقتصاد بود. وقتي نخستين مقاله‌ي من با اسم و مشخصات واقعي‌ام در روزنامه منتشر شد و قرار بود اين همكاري ادامه داشته باشد، تصميم گرفتم وبلاگ‌نويسي را با نام حقيقي خودم ادامه دهم و از لاك نام مستعار خارج شوم.

در اين مرحله اگر چه با نام و مشخصات خودم مي‌نوشتم، اما همچنان وبلاگم براي بسياري از دوستان و همكاران و بستگانم ناشناخته بود و هويت «شهروند دردمند» شناخته شده‌تر از «محمدرضا اسدي» بود. حتي برخي مخاطبان وبلاگ در پيام‌ها يا ايميل‌هايشان مرا «آقاي دردمند» يا «جناب دردمند» خطاب مي‌كردند.

ويژگي شاخص اين دوره از وبلاگ‌نويسي اين بود كه ارجاعات مطالب و استناد به كتب و سايت‌ها و مقالات افزايش يافت. رويكرد نگارش به سمت تخصصي‌تر شدن و برخورد علمي با مسائل و موضوعات مورد بحث پيش رفت. سهم يادداشت‌هايي كه جنبه‌ي خاطره و دل‌نوشته داشت، كمتر شد و نگاه انتقادي وبلاگ به سمت مسائل اجتماعي، فرهنگي و سياسي افزايش يافت. از آن جهت كه با نام و مشخصات واقعي خودم مي‌نوشتم، وسواس و دقت نظر بيشتري براي نوشتن به خرج مي‌دادم و همين مسأله باعث كاهش تعداد يادداشت‌ها به نسبت دوره‌ي زماني مشابه گذشته شد.

ارديبهشت ماه سال 92 به خاطر يك يادداشت انتقادي با عنوان «حمايت از دولت بشار اسد، مايه‌ي شرمساري ايرانيان»، وبلاگ شهروند دردمند فيلتر شد و از آن زمان به فكر راه‌اندازي يك سايت مستقل بودم. در اين مدت درگير دفاع از پايان‌نامه‌ي كارشناسي ارشد بودم و پس از فراغت از تحصيل به اين مهم پرداختم.

دوره سوم – نگارش در سايت شخصي

اولين يادداشت من در سايت شخصي و مستقل شهروند دردمند، انتقاد از خدمات و ناپاسخگويي بلاگفا بود كه بلافاصله وبلاگ شهروند دردمند در اين سايت مسدود شد. اگر چه هنوز بسياري از مطالب قديمي وبلاگ شهروند دردمند در موتورهاي جستجو، شناخته و ذخيره نشده‌اند، اما مطالب از حالت پراكندگي و دوگانگي خارج شده و در يك سايت واحد متمركز گرديده است.

با ابزارهاي خوب مديريتي وردپرس فارسي و هويت مستقل سايت، پيام‌هاي تبليغاتي و درخواست‌هاي دوستي به سبك داستان روباه و كلاغ تقريباً به صفر نزديك شده است. مخاطبان براي نوشتن نظر ملزم به درج نشاني ايميل هستند و پاسخي كه از سوي مدير سايت يا ساير نويسندگان نوشته شود، براي‌شان ايميل خواهد شد.

تأكيد بر هويت نويسنده كه در نام دامنه تجلي يافته است و درج عبارت «نقل مطالب اين سايت صرفاً با ذكر منبع مجاز است» در ذيل مطالب سايت، رويكرد جديدي است كه مخاطبان و خوانندگان منبع اصلي را بشناسند و فقط بر اساس يك يادداشت يا نوشته در خصوص نوع نگاه يا شخصيت نويسنده قضاوت نكنند.

هيچ عجله‌اي براي به روزرساني سايت ندارم و تا يك ايده‌ي مشخص و هدف معين از نگارش مطلبي نداشته باشم، دست به صفحه كليد نخواهم برد. از يك سو براي شعور و وقت خوانندگانم و از سوي ديگر براي اعتبار نام «شهروند دردمند»، احترام قائلم و تلاش مي‌كنم فارغ از امواج سياسي و خبري كه هر از گاهي وبلاگستان را با خود مي‌برد، استوار و با انديشه‌اي راسخ به طرح ديدگاه‌ها و دغدغه‌هاي خويش در حوزه‌هاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، مديريتي، سياسي و فرهنگي بپردازم.

دوره چهارم – نويسندگي

به نظرم نقطه‌ي اوج داستان يك وبلاگ‌نويس آن‌جاست كه وي با نگارش كتاب، به عرصه‌ي نويسندگي پاي بگذارد. در كشوري كه مطابق آمارهاي رسمي 79% از جمعيت كشور در 12 ماه منتهي به مهر ماه سال 1390 از اينترنت استفاده نكرده‌اند و ساكنان دنياي مجازي، بخش محدودي از جامعه را تشكيل مي‌دهند، نوشتن كتاب مخاطبان بيشتري خواهد داشت و از پايداري و رسميّت بيشتري به نسبت نوشته‌هاي مجازي برخوردار خواهد بود.

اگر چه در فضاي مجازي امكان برقراري تعامل با مخاطبان و دريافت نظرات ايشان وجود دارد و يادداشت‌ها و نوشته‌هاي منتشر شده در اين فضا، در معرض بازديد جستجوگران قرار خواهد گرفت، لكن بي‌ثباتي فضاي مجازي و غيررسمي بودن اين فضا، نويسندگان حرفه‌اي را به اين نتيجه مي‌رساند كه نوشته‌هاي خود را ابتدا در دنياي مطبوعات و مكتوبات منتشر كنند و به موازات آن از سايت و وبلاگ به عنوان رسانه‌ي مكمل بهره ببرند.

نوشته‌هاي مجازي هر چه قدر هم كه منظم و منسجم باشند، تا زماني كه به صورت كتاب يا مقاله منتشر نشوند، ارزش ترجمه به ساير زبان‌ها را ندارند. مطلبي كه به صورت مكتوب چاپ و توزيع شده است، از فيلترهاي نظارتي مختلف عبور كرده و يك ناشر حاضر شده است آن را به چاپ برساند. البته اين مسأله كليت ندارد و نوشته‌هاي ارزشمند در دنياي مجازي و كتب فاقد محتوا در دنياي واقعي كم نيستند.

جمع بندي

از كتاب‌هايي كه نوشته مي‌شود، دست كم يك نسخه در كتابخانه‌ي ملي به جاي خواهد ماند، مقاله‌هاي منتشر شده در جرايد را از آرشيو روزنامه‌ها و مجلات مي‌توان به دست آورد، اما پس از مرگ من، آيا كسي هست كه سايت مرا تمديد كند و آن را سر پا نگه دارد؟ آيا تضميني براي بقاي مطالب مجازي در دنياي سايبرنتيك وجود دارد؟

به دلايل فوق تأكيد مي‌كنم آن چه براي‌تان ارزشمند است، به نوشته‌هاي مكتوب تبديل كنيد و ضمن بالا بردن اعتبار آن، قابليت استناد، بقا و مانايي آن را تضمين كنيد.

گام نخست – انتخاب نام دامنه

يك سايت مستقل زيردامنه (sub domain) هيچ سايتي نيست. يعني نشاني سايت مي‌بايست به يكي از دامنه‌هاي ريشه‌اي مثل .ir, .com, .org, .net, .info و امثال اينها ختم شود. هر كدام از دامنه‌هاي فوق داراي يك فلسفه‌ي وجودي هستند. مثلاً .com مخفف commercial براي امور تجاري، .org مخفف organization براي سازمان‌ها و امور اداري، .net مخفف network براي شبكه‌ها و خدمات‌دهندگان شبكه و .info براي امور اطلاع‌رساني استفاده مي‌شود. هر كشور براي خود يك دامنه‌ي دو حرفي مستقل دارد كه .ir متعلق به ايران است. متصدي ثبت دامنه در ايران سايت www.nic.ir وابسته به فيزيك نظري است.

انتخاب دامنه .ir نشان دهنده‌ي هويت ايراني سايت و نويسنده‌ي آن است. هزينه‌ي ثبت و تمديد آن به نسبت ساير دامنه‌ها ارزان‌تر است. دامنه‌ي .com از محبوبيت بيشتري برخوردار است و پس از وارد كردن نام سايت در مرورگر، به كمك كليد ميانبر Ctrl + Enter عبارت .com به انتهاي نام سايت و عبارت www. به ابتداي آن اضافه مي‌شود. به جهت آن كه هزينه‌ي ثبت دامنه‌ي .com به دلار پرداخت مي‌شود گران‌تر از .ir است، اما براي كساني كه قصد ندارند هويت نويسنده مشخص باشد، مناسب‌تر است. زيرا در ثبت دامنه‌ي .ir اسم و مشخصات، نشاني و شماره تماس صاحب دامنه مي‌بايست وارد شود.

پس از انتخاب نوع دامنه، نام آن را به گونه‌اي انتخاب كنيد كه كوتاه و با مسمّا باشد. تلفظ و هجي كردن آن راحت باشد. ترجيحاً اگر سايت شخصي است، تركيبي از نام و نام‌خانوادگي شما باشد. توصيه مي‌شود از روش‌هاي معمول نگارش اسامي به انگليسي استفاده كنيد. مثلاً براي ثبت يك سايت به نام فتوحي اين گونه بنويسيد: Fotouhi.ir و اگر از اين ديكته‌ها استفاده كنيد: Fotoohi.ir, Fotuhi.ir, Fotouhy.ir, … مرتباً بايد اين نوع نگارش سايت را براي افراد توضيح دهيد كه مثلاً با y نوشته مي‌شود نه با i يا امثال اين‌ها.

اگر نام و نام‌خانوادگي شما خيلي طولاني است، سعي كنيد از مخفف اين دو استفاده كنيد. مثلاً براي نام و نام خانوادگي محمدرضا فتوحي‌نژاد، mrftn.ir مي‌تواند مناسب باشد. گاهي شما مجبور هستيد كه از طريق تلفن نام دامنه را براي يك دوست يا همكار تلفظ كنيد. به ياد داشته باشيد كه تلفن فقط فركانس 0 تا 4 كيلوهرتز را مي‌تواند منتقل كند، در حالي كه صداي انسان بين 0 تا 16 كيلوهرتز است و فيلتر شدن بخش بالاي فركانس، اندكي موجب تغيير صدا و شباهت يافتن تلفظ برخي حروف مي‌شود. به عنوان نمونه دو حرف انگليسي F و S از طريق تلفن كاملاً شبيه به هم شنيده مي‌شوند. در انتخاب نام دامنه به اين موارد توجه كنيد.

پس از قطعي شدن نام دامنه مي‌بايست از موجود بودن و امكان ثبت آن مطمئن شويد. اين كار را مي‌توانيد به كمك سايت‌هايي كه خدمات ثبت دامنه و ميزباني سايت ارائه مي‌كنند، انجام دهيد. به ياد داشته باشيد كه هزينه‌ي ثبت دامنه ir توسط شركت‌ها ارزانتر از ثبت مستقيم در سايت www.nic.ir است. چون ايرنيك ترجيح مي‌دهد به جاي افراد متفرقه با شركت‌هاي واسط و resellerها كار كند.

گام دوم – انتخاب ميزبان

سايت شما علاوه بر نام به يك سرويس دهنده نيازمند است. يعني صفحات سايت شما مي‌بايست بر روي يك سرور متصل به اينترنت قرار گيرند كه پس از وارد كردن نشاني اين سايت، دامنه‌ي ريشه (مثلاً ir) به مراجعان بگويد كه صفحات سايت شما را مي‌بايست از كدام سرور مشاهده كرد. براي سايت‌هاي شخصي كه تعداد بازديدكنندگان آن محدود است، معمولاً توصيه مي‌شود كه از اجاره‌ي فضا بر روي يك سرور اشتراكي استفاده شود. اما براي سايت‌هاي حرفه‌اي كه تعداد مراجعه كنندگان آن خيلي بالاست، لازم است يك سرور اختصاصي اجاره شود.

سيستم عامل و برنامه‌هاي نصب شده بر روي سرورهاي متصل به اينترنت، به دو دسته‌ي مبتني بر Windows و Linux تقسيم مي‌شوند. كساني كه قصد دارند از وردپرس فارسي براي راه‌اندازي سايت خود استفاده كنند، مي‌بايست فضا يا سرور خود را مبتني بر Linux انتخاب نمايند.

براي يك سايت شخصي، معمولاً فضايي بين 100 تا 500 مگابايت، بسته به ميزان عكس‌ها و فايل‌هاي جانبي سايت كفايت مي‌كند. البته اين فضا، شامل صفحات سايت، بانك اطلاعاتي، فايل‌هاي پشتيبان، فايل گزارش‌هاي سايت و ايميل‌هاي شخصي شما نيز مي‌شود. لذا اگر قصد داريد از ايميل سايت مثلاً info@yourname.ir به صورت مستقل استفاده كنيد، لازم است فضاي بيشتري را اجاره كنيد. اما به جهت ناپايداري و امكانات محدود Mail Serverهايي كه بر روي سرورهاي اشتراكي نصب مي‌شود، توصيه اين است كه ايميل سايت را بر روي ايميل اصلي خودتان (مثلاً Yahoo, Gmail يا Hotmail) فوروارد كنيد.

شركت‌هاي متعددي اقدام به ارائه‌ي خدمات ميزباني و ثبت دامنه كرده‌اند. اين شركت به عنوان نمونه ذكر مي‌شود كه نگارنده تجربه‌ي نسبتاً خوبي از ارائه‌ي خدمات آن داشته است:

گام سوم – بارگذاري صفحات سايت

پس از آن كه دامنه سايت را ثبت و براي آن فضا اجاره كرديد، شركت ميزبان براي شما ايميلي ارسال مي‌كند كه حاوي تنظيمات و دسترسي‌هاي لازم جهت بارگذاري (upload) صفحات و فايل‌هاي سايت شماست. معمولاً در بخش راهنماي سايت ميزبان توضيحات كافي در اين خصوص آورده شده است كه از تكرار آن‌ها پرهيز مي‌شود. به خاطر داشته باشيد كه از زمان ثبت دامنه تا امكان اتصال به آن زماني بين 12 تا 24 ساعت به طول مي‌انجامد تا DNSها به روز رساني شوند و از اين سايت جديد مطلع گردند.

اگر قصد داريد از وردپرس فارسي براي راه‌اندازي سايت خود استفاده كنيد، آخرين نسخه را از +اينجا دريافت كنيد و سپس بر روي سايت بارگذاري نماييد. براي بارگذاري از دو روش FTP يا كنترل پنل سايت مي‌توانيد استفاده كنيد. معمولاً كنترل پنل سايت امكان استخراج فايل‌هاي فشرده را فراهم كرده است. فايل بارگذاري شده را از حالت فشرده خارج كنيد و در مسير اصلي (root) قرار دهيد.

توضيحات كامل مراحل نصب وردپرس فارسي در +اينجا آمده است. به جهت آن كه وردپرس محصول خرد جمعي هزاران برنامه‌نويس است، پيش از شما افراد زيادي با مشكلات نصب و راه‌اندازي آن دسته و پنجه نرم‌ كرده‌اند و اشكالات خود را در بخش انجمن وردپرس فارسي مطرح كرده‌اند. ساير كاربران و برنامه‌نويسان نيز به اين اشكالات پاسخ داده‌اند. لذا از اين گنجينه اطلاعات براي يافتن پاسخ سؤال يا اشكال خود مي‌توانيد استفاده كنيد. همچنين افزونه‌ها و امكانات فراواني توسط برنامه‌نويسان براي وردپرس طراحي شده است كه به رايگان مي‌توانيد از آن‌ها بهره‌مند شويد.

گام چهارم – انتقال مطالب از وبلاگ قبلي

اگر پيش از اين در وبلاگ‌هاي عمومي نظير بلاگفا، پرشين‌بلاگ، بلاگ‌اسكاي و … ، وبلاگ ساخته بوديد، مبدل‌هايي براي اين كار نوشته شده است. بهترين مبدلي كه براي تبديل داده‌هاي بلاگفا به فيد استاندارد وردپرس يافته‌ام، +مبدلي است كه توسط سعيد ميرزايي طراحي شده است. برخي از سايت‌ها براي انتقال و تبديل اطلاعات، كلمه عبور وبلاگ شما را طلب مي‌كنند، هرگز چنين اقدامي انجام ندهيد. چون در معرض مهندسي اجتماعي و هك وبلاگ قرار خواهيد گرفت.

يك افزونه در فايرفاكس براي اين تبديل نوشته شده كه سايت ايران ايزي +اينجا توضيحات لازم را براي آن ذكر كرده است، اما من نتوانستم از اين روش استفاده كنم، شايد براي شما مفيد باشد. اگر عبارت “مهاجرت از بلاگفا به وردپرس” يا “انتقال مطالب از بلاگفا به وردپرس” را در گوگل جستجو كنيد، مطالب خوب و مفيدي كه ماحصل تجربه ساير مهاجران است، خواهيد يافت. از مبدل ساير وبلاگ‌ها بي‌اطلاع هستم.

پس از تهيه فيد استاندارد وردپرس، از طريق افزونه‌ي درون‌ريزي، پست‌ها و نظرات كاربران را به سايت جديد منتقل كنيد.

گام پنجم – انجام تنظيمات و بهينه‌سازي سايت

براي سايت خود يك پوسته (قالب) انتخاب كنيد يا از بخش پوسته‌ها در سايت وردپرس فارسي، يك پوسته را دريافت كرده و مطابق راهنماي سايت در بخش پوسته‌هاي سايت خودتان بارگذاري كنيد. از بخش افزونه‌ها مي‌توانيد امكانات بسيار خوبي نظير:

و صدها گزينه‌ي ديگر را دريافت نماييد.

مطالبي كه توسط مبدل يا كپي پيست، وارد وردپرس شده‌اند، بعضاً نيازمند ويرايش هستند. اگر سايت شما دچار بهم ريختگي است، مطالب منتقل شده را يك بار در ويرايشگر به روز رساني كنيد. براي ساماندهي و دسترسي بهتر كاربران به مطالب وبلاگ، توصيه مي‌شود يك بار از ابتدا مطالب را دسته‌بندي كنيد و برچسب‌هاي مرتبط به آن‌ها اختصاص دهيد. اگر مطالب شما به صورت ناقص به وردپرس منتقل شده‌اند، يك بار ديگر اصل مطلب را از وبلاگ خودتان يا از Google Cache كپي كنيد و در ويرايشگر وردپرس جايگذاري نماييد.

اگر وبلاگ شما به دلايلي مسدود يا هك شده است علاوه بر Google Cache از سايت http://www.archive.org براي بازيابي اطلاعات سايت يا وبلاگ از دست رفته‌تان مي‌توانيد اقدام كنيد.

اميدوارم از سايت جديد خود لذت ببريد و به خوبي آن را مديريت كنيد.

سيزده سال پيش دانشجوي رشته‌ي مهندسي كامپيوتر بودم در حالي كه از مال دنيا هيچ نداشتم. حتي كامپيوتر هم نداشتم. قيمت يك كامپيوتر معمولي آن موقع ده برابر حقوق ماهيانه‌ي يك كارگر بود. برنامه‌هاي پاسكال را روي كاغذ مي‌نوشتم و در سايت دانشكده تايپ مي‌كردم.

روزگاري بود كه در زندگي من كامپيوتر نبود، اينترنت نبود، موبايل نبود، پيامك نبود، انواع و اقسام نرم‌افزارهاي سرگرمي و بازي‌هاي رايانه‌اي نبود، ايميل هم نداشتم، ولي تا دلتان بخواهد در زندگي من حضور خدا پررنگ بود. نمازهاي باحال و باصفا بود، قرائت روزانه‌ي قرآن بود، اذان و اقامه و تعقيبات نماز بود، حضور مرتب در نماز جماعت بود.

براي بيدار شدن نماز صبح ساعتي نداشتم كه كوك كنم. آيه‌ي آخر سوره‌ي كهف را مي‌خواندم و در دلم نيت مي‌كردم كه مثلاً ساعت 5:42 دقيقه بيدار شوم و دقيقاً رأس ساعتي كه گفته بودم بيدار مي‌شدم. باور كردن اين مسائل شايد براي برخي‌ها مشكل باشد ولي سال‌هاي سال بنده و برخي ديگر از هم‌اتاقي‌هايم با خواندن همين آيه براي نماز صبح و در ساعت دلخواه بيدار مي‌شديم.* اما الان صبح‌ها موبايلم خودش را خفه مي‌كند و باز هم من بيدار نمي‌شوم.

من يك انسان مسلمان صاحب اراده و اختيار هستم و نمي‌خواهم مغلوب و مقهور تكنولوژي باشم. اين روزها اگر وبلاگ‌نويسي نمي‌كنم براي اين است كه مي‌خواهم تكليفم را با خودم و خداي خودم و انواع فناوري‌هايي كه جاي خدا را در زندگي من پر كرده است روشن كنم. مي‌خواهم برگردم به همان صفا و سادگي روزهاي بي‌تكنولوژي كه اگر هيچ چيز نبود، خدا بود. مي‌خواهم يك بار ديگر زندگي‌ام را بازتعريف كنم و صحنه را جوري بچينم كه من باشم و خدا. هر فناوري‌اي كه بخواهد حضور خدا را در زندگي‌ام كمرنگ كند، بازي را به نفع خدا به هم مي‌ريزم. ري‌ست نرم‌افزاري كار ساز نباشد ري‌ست سخت‌افزاري مي‌كنم. وبلاگ و موبايل و اينترنت و كامپيوتر بايد در دست من باشد نه من در دست اينها.

من از امشب ديگر موبايلم را كوك نخواهم كرد، مي‌خواهم دوباره با آيه‌ي آخر سوره‌ي كهف بيدار شوم:

قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ یُوحى‏ إِلَیَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً (كهف/110)

بگو: همانا من بشرى همچون شمایم (جز اینكه) به من وحى مى‏شود كه خداى شما خداى یگانه است. پس هر كه به دیدار پروردگارش (در قیامت و به دریافت الطاف او) امید و ایمان دارد، كارى شایسته انجام دهد. و هیچ كس را در عبادت پروردگارش شریك نسازد.

فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ (سوره قمر، آيه 10)

پس پروردگارش را خواند كه: «من مغلوب شده‌ام، به داد من برس!»

پي‌نوشت:

 البته ناگفته نماند كه بعضي صبح‌ها هم خواب مي‌ماندم و اين هم بي‌علت نبود و باعث مي‌شد خودم را بازخواست كنم كه چه كرده‌ام تا علي‌رغم قرائت آيه‌ي مذكور، توفيق انجام فريضه‌ي نماز صبح از من سلب شده است.

در همين زمينه:

من مدتي است كه منتظر عذاب هستم. البته از آن عذاب‌هايي كه نمود بيروني دارد و همه با خبر مي‌شوند والا عذاب دوري از خدا را كه خيلي وقت است مي‌كشم و مي‌چشم.

سال‌هاي سال در شب‌هاي قدر از خداي متعال درخواست يك مربّي معنوي و استاد اخلاق عالم و عامل و به روز را داشتم، اما خدا نمي‌داد. اين موضوع البته مربوط به بعد از آشنايي بنده با حاج‌آقا مرتضي تهراني است. اين قدر پرتوقع و خوش‌اشتها بودم و هستم كه مي‌گفتم خوب ايشان كه هستند ولي با عرض معذرت يكي به روزتر و ترجيحاً دانشگاهي و امروزي‌تر معرفي كن خداي خوبم! و خدا هم دعاي مرا استجابت نمي‌كرد و اين داستان طلب مربّي و مرشد همچنان ادامه داشت تا اين كه سه سال قبل آرزوي من مستجاب شد. يك روحاني دانشگاه ديده‌ي خوشفكر و عامل به اخلاق در يك جمع بسيار باصفا و دوست‌داشتني نصيب بنده شد، اما دريغ از عمل به اين حرف‌هاي قشنگ!

كار به جايي رسيده است كه استاد اخلاق مي‌دود دنبال بنده كه فلاني نقاشي خودت را بكش و بياور بنشينيم با هم صحبت كنيم ببينيم كجاها ايراد داري و دو تايي با هم يك خاكي توي سرمان بكنيم! اما بنده هم هر سري مي‌پيچانم ايشان را و البته خودم را در اصل.

لذا مثل قوم بني‌اسرائيل كه از خدا طلب پيامبر و راهنما كردند و بعداً به وي كافر شدند، من هم منتظر عذابم! اگر چه از رحمت او نااميد نيستم، ولي حجت بر من تمام شده است. بهانه‌اي ندارم ديگر.

در آخرين جلسه‌اي كه محضر ايشان بودم، فرمودند: «دنياي هر كسي با آن فرد ديگر متفاوت است. دنيا آن چيزي است كه خدا را از شما مي‌گيرد و مانع توجه شما به حق تعالي مي‌شود. ممكن است ماشين من دنياي من باشد، شغلم، همسرم، خانه‌ام و … البته بالعكس ممكن است يك نفر همه‌ي اينها را داشته باشد و توجهش جز به حضرت حق نباشد و تلاشش براي كسب درآمد و جلب رضايت همسر و آباد كردن دنيا همه و همه در راه رضاي او باشد.»

اين وبلاگ با همه‌ي مطالب زشت و زيبايش و با همه‌ي مخاطبان ارجمند و باصفايش، الان دنياي من است. شايد براي هميشه كنارش بگذارم تا اگر روزگاري دوباره برگشتم، دستم در دستان او باشد و ادعا كنم كلمه به كلمه‌اي را كه مي‌نويسم براي او نوشته‌ام.

وبلاگ من! دنياي من! فعلاً خدانگهدار!

اگر چه نوشتن را در خفا ترك نخواهم كرد.

اما …

مي‌روم كز خويشتن بيرون شوم      در پي ليلا رخي مجنون شوم [+]

برايم دعا كنيد!

خيلي از دوستان و مخاطبان اين وبلاگ از بنده درخواست راهنمايي براي چگونه نوشتن كرده‌اند، اين يادداشت به گوشه‌هايي از فنون نگارش اينجانب اشاره دارد.

جدّ پدري‌ام حاج شمس‌الله، قنّاد بود و يك سال قبل از تولد من، دار فاني را وداع گفت تا من هرگز توفيق ديدار اين پدربزرگ ادب‌دوست را نداشته باشم. هم او كه به گفته‌ي پدرم حكايات كليله و دمنه را از بر مي‌خواند و ديوان حافظ انيس هميشگي او بود. اگر چه بعدها پدرم مرا به كارگاه قنّادي و نبات‌ريزي راسته‌ي قنّادها برده بود و تشكيل بلورهاي نبات را از نزديك ديده بودم. نويسندگي بنده نيز بي‌شباهت به كارگاه قنّادي و نبات‌ريزي نيست. ابتدا اندكي در خصوص نحوه‌ي توليد نبات توضيح مي‌دهم و سپس به بحث نوشتن خواهم پرداخت.

براي درست كردن نبات ابتدا آب را گرم مي‌كنند و اندك اندك در آن شكر را حل مي‌كنند، تا اين كه آب به جوش بيايد و اين كار حل كردن شكر را همچنان ادامه مي‌دهند تا به يك محلول فوق اشباع دست يابند. منظور از محلول فوق اشباع محلولي است كه بيش از حدّ معمول و متعارف در آن شكر حل كرده باشند. سپس اين محلول را به آرامي در يك ظرف نيم كره‌اي (شبيه به ظرف خميرگيري نانوايي) كه از مركز نيم‌كره به نقاط مختلف آن نخ وصل شده است، خالي مي‌كنند و كل ظرف را در محفظه‌اي مي‌گذارند كه زود سرد نشود. يعني به تعبير واضح‌تر عمل سرد شدن بين يك تا دو روز طول بكشد. طولاني شدن زمان سرد شدن محلول امكان تبلور بلورهاي نبات را دور نخ‌هاي نصب شده داخل ظرف مي‌دهد و پس از باز شدن در ظرف شما شاهد شاخه‌نبات‌هايي هستيد كه از وسط آنها يك نخ عبور كرده است.

اما ارتباط نبات‌ريزي و نوشتن براي من چيست؟ بنده براي هر سؤال يا موضوعي كه برايم جذابيت داشته باشد يك ظرف نبات در ذهنم درست مي‌كنم و اندك اندك محلول آن را غليظ‌تر مي‌كنم. اين محلول همانا اطلاعاتي است كه به مرور در خصوص آن موضوع خاص كسب خواهم كرد و در جاي خودش قرار مي‌دهم. زماني كه محلول به مرحله‌ي فوق اشباع رسيد آن را در ظرفش خالي مي‌كنم و پس از اندكي كار كردن روي مطلب (خنك شدن مايع نبات) آن را به صورت تبلور افكارم در قالب نوشته، يادداشت، شعر يا داستان منتشر مي‌كنم.

همين الان كه اين مطلب را مي‌نويسم حدود 25 ظرف نبات نصفه نيمه در ذهنم دارم، كه به محض آماده شدن به حضور شما عرضه خواهم كرد. قابل توجه آقا سيدمحمدحسين كه پرسيدند: «شما چگونه هر روز وبلاگ نويسي مي‌كنيد؟»

اين كه برخي مطالب به نظر شما پخته‌تر و عميق‌تر است و برخي ديگر نه، به دليل ميزان غلظت محلول يعني اطلاعات بنده در آن زمينه‌ي خاص و نحوه‌ي تبلور آن يعني نوع نگاه بنده به مسأله مي‌باشد. براي خوب نوشتن تا مي‌توانيد بايد بخوانيد و بخوانيد و از علوم مختلف اطلاع كسب كنيد تا به يك نگاه كل‌نگر برسيد و مطالب شما براي مخاطبان مختلف قابل پذيرش باشد و ضمناً به همه‌ي ابعاد موضوع توجه كرده باشيد. ماجراجو بودن و تجربه كردن موضوعات و مكان‌ها و مشاغل مختلف نيز در امر نگارش به شما كمك خواهد كرد. كساني كه يادداشت همه مشاغل من را خوانده باشند، مي‌دانند كه بنده از فنون مختلف تا حدي سررشته دارم و دانستن اصطلاحات مختلف هر شغل يا هر رشته‌ي تحصيلي دايره‌ي لغات نويسنده را افزايش خواهد داد و مددكار او در امر نگارش خواهد بود. باز هم اگر سؤالي بود در خدمت شما هستم.

ضمناً اگر خواستيد نبات بخريد به عنوان يك قنّادزاده و نبات‌خور حرفه‌اي، نبات پايتخت را توصيه مي‌كنم.