پرش به محتوا
دل‌نوشته‌‌ها و يادداشت‌هاي محمدرضا اسدي

بایگانی

برچسب: مدرسه

ثبت نام در مدرسه غیرانتفاعی یا دولتی ؟ اين پرسشي است كه از سال 1372 با شروع به كار اولين مدرسه بخش خصوصي در قالب مدارس «غيرانتفاعي» براي والدين ايجاد شد. در اين يادداشت به تشريح ويژگي‌ها و دسته‌بندي هر يك از اين دو نوع مدرسه خواهم پرداخت تا اولياي دانش‌آموزان با نگرش و ديدي بهتر به تصميم‌گيري در اين خصوص بپردازند.

ذكر اين توضيح در ابتدا ضروري است كه عنوان «غيرانتفاعي» از آن جا كه هيچ گونه سنخيت و تناسبي با كاركرد اين گونه مدارس نداشت، چند سالي است كه به «غيردولتي» تغيير يافته است و در حال حاضر با چهار نوع دسته‌بندي مدارس روبرو هستيم: دولتي، غيردولتي، شاهد و هيئت امنايي. مدرسه شاهد ويژه خانواده معزز شهدا و ايثارگران است كه البته فرزندان غيرشاهد را نيز با قيد شرايطي ثبت نام مي‌كنند. مدرسه هيئت امنايي، نوعي مدرسه، بين ساختار دولتي و غيردولتي است كه زيرنظر يك هيئت امنا متشكل از مدير، نماينده شوراي دبيران، رئيس انجمن اوليا و مربيان و چند نفر از شخصيت‌هاي علمي و فرهنگي مورد اعتماد اداره مي‌شود. هدف از تشكيل مدارس هيئت امنايي كمتر شدن وابستگي مالي مدارس به دولت و مشاركت مردم در اداره‌ي مدارس بوده است.

تجربه زيسته

من تجربه‌ي تحصيل در مدارس دولتي، نمونه مردمي و شاهد را دارم و مدتي در يك مدرسه غيرانتفاعي مشغول به كار بوده‌ام. از اين حيث برخي مطالبي كه بعداً ذكر خواهد شد، مبتني بر تجربه‌ي زيسته‌اي است كه خود از نزديك لمس كرده‌ام. سال گذشته نيز فرزندم در يك مدرسه غيردولتي بود كه به دلايلي مدرسه‌اش را عوض كردم و تحقيقاتي كه براي يافتن مدرسه جديد انجام دادم بهانه‌اي براي نگارش اين يادداشت بوده است.

مدرسه دولتي

مهم‌ترين ويژگي‌هاي مدرسه دولتي هزينه پايين و نزديكي به محل سكونت است. اما طيف همين مدارس دولتي آن چنان گسترده است كه نمي‌توان همه را در يك دسته گنجاند. بعضي مدارس دولتي هستند كه ورودي‌هاي خود را گزينش مي‌كنند يعني مثلاً شرط معدل دارند يا به لحاظ مسائل فرهنگي و اجتماعي هر دانش‌آموزي را ثبت نام نمي‌كنند. قطعاً نوع مديريت در اين گونه مدارس متفاوت است و كادر اجرايي و آموزشي مدرسه، مباحث آموزشي و تربيتي را هدفمندتر جلو مي‌برند. در مقابل، اكثر مدارس دولتي به موضوع آموزش و پروش به چشم يك شغل و حرفه نگاه مي‌كنند كه به دلايل مختلف تضميني نسبت به خروجي‌هاي مدرسه ندارند. دليل نخست اين كه معلماني كه از سوي اداره آموزش و پرورش به مدرسه معرفي مي‌شوند، لزوماً با مدير مدرسه و ساز و كار تربيتي و آموزشي آن (اگر چنين چيزي وجود داشته باشد) هماهنگ نيستند و اين ناهماهنگي در حوزه‌ي اجرا و آموزش به وضوح نمود مي‌كنند. دليل دوم اين كه هيچ گونه فيلتري در ثبت نام دانش‌آموزان وجود ندارد و مدرسه دولتي موظف است تمامي مراجعاني را كه در محدوده‌ي مدرسه زندگي مي‌كنند، ثبت نام نمايد. لذا چه در سطح كادر آموزشي و اجرايي و چه در سطح دانش‌آموزان، مدرسه دولتي قدرت انتخاب ندارد. در چنين شرايطي مشخص نيست كه فرزند من با چه كساني همكلاس و هم‌مدرسه‌اي خواهد بود و تحت تعليم چه معلماني قرار خواهد گرفت.

مدرسه غيردولتي (غيرانتفاعي)

مدرسه غيردولتي با برنامه‌هاي فوق العاده و كادر آموزشي مجربش شناخته مي‌شود. به واقع آن چه موجب اخذ هزينه‌ي فوق العاده به نسبت مدارس دولتي است، ارائه خدمات ارزش افزوده و انتخاب كادر اجرايي و آموزشي باتجربه است. ضمن اين كه تعداد دانش‌آموزان مدارس غيردولتي معمولاً كمتر از مدارس دولتي است و نسبت معلم به دانش‌آموز و رسيدگي مدرسه به اوضاع تحصيلي و فرهنگي دانش‌آموزان در مدارس غيردولتي بيشتر است. مدرسه غيرانتفاعي محصول تفكرات فعال‌سازي و مشاركت بخش خصوصي در دولت اول هاشمي رفسنجاني است كه با پيشنهاد و پيگيري نجفي، وزير آموزش و پرورش وقت محقق شد. البته مدارس غيردولتي نيز در يك سطح نيستند و چه بسا برخي مدارس دولتي از برخي مدارس غيردولتي، از هر نظر بهتر هستند.

مدرسه شاهد

مدرسه شاهد به منظور توانمندسازي فرزندان شهدا و ايثارگران ايجاد شد تا به پاسداشت مقام والاي شهيدان، خدمتي فراتر از معمول به فرزندان ايشان اعطا گردد. مدارس شاهد غالباً چه به لحاظ آموزشي و چه به لحاظ برنامه‌هاي فوق‌العاده و فرهنگي از مدارس دولتي بهتر هستند. به ويژه آن كه فضاي فرهنگي مدارس شاهد، مذهبي است و چنين مدارسي براي كساني كه دغدغه‌هاي ديني دارند، مناسب است.

چه معيارهايي براي انتخاب مدرسه مهم هستند؟

1- كادر مجرب و دلسوز

اگر مدرسه‌اي را يافتيد كه معلمان و كادر اجرايي آن عمدتاً افراد عاشق و دلسوز تعليم و تربيت هستند و معلمي را نه از سر شغل و حرفه، بل كه براي دل و از سر مسئوليت‌پذيري برگزيده‌اند، شايد همين يك معيار براي انتخاب آن مدرسه كافي باشد. بزرگترين آسيبي كه در مدارس غيردولتي به چشم مي‌خورد، رويكرد تجارت‌پيشگي در امر آموزش و پرورش است. در مدارس دولتي اما اين مسأله به گونه‌اي ديگر بروز مي‌كند، در مدارس دولتي متوسط به پايين، گاه آسيب‌هاي اجتماعي و فقر فرهنگي خانواده‌ها، آن چنان بر فضاي مدرسه سايه مي‌افكند كه اضافه شدن مشكلات ساختاري وزارت آموزش و پرورش در ترفيع و ارتقاي معلمان و اجر ننهادن به خدمات و زحمات ايشان، نهايتاً منجر به بي‌انگيزگي كادر آموزشي و اجرايي مدرسه از اصلاح امور خواهد شد و حرفه‌ي معلمي به يك پيشه‌ي رفع تكليفي به منظور ارتزاق و كسب روزي تبديل مي‌گردد. اگر چه در همين مدارس نيز معدود معلماني هستند كه بر عهد خود پايدار مي‌مانند اما جوّ غالب مدرسه اين گونه نيست.

2- داشتن رويكرد تربيتي مناسب

امر آموزش و پرورش تركيبي از عشق و دانش است. لذا نه تنها هيچ كس به صرف داشتن معلومات و دانستن فنون تدريس، معلم نمي‌شود، بل كه به صرف عشق و علاقه‌ي به تدريس نيز كسي معلم نمي‌شود يا اگر بشود در اين حوزه موفق نخواهد بود. به همين دليل علاوه بر وجود تعهد و دلسوزي، داشتن رويكرد تربيتي نيز بسيار مؤثر است. بدين معنا كه كادر اجرايي و آموزشي مدرسه در پيشبرد اهداف آموزشي و تربيتي، از يك چارچوب مشخص در حوزه تربيت تبعيت كنند. وجود چنين رويكردي ولو نقدهاي جدي به آن وارد باشد، بهتر از هرج و مرج و سر در گمي معلمان و ناهماهنگي مربيان در اعمال سياست‌ها و برنامه‌هاي آموزشي و پرورشي است. گام بعدي اين است كه رويكرد مدرسه با فرهنگ و اعتقادات شما همخوان باشد.

مدارس پادگاني

برخي مدارس مشهور و پرسابقه تهران نظير نيكان، علوي و صلحا از يك رويكرد بسيار سفت و سخت و انضباط پادگاني با چاشني مذهبي تبعيت مي‌كنند. تمامي اعمال و رفتار دانش‌آموز در مدرسه ثبت و ضبط مي‌شود و به خانواده گزارش مي‌شود، همه نقاط مدرسه مجهز به دوربين مدار بسته است، اگر مدرسه باخبر شوند كه خانواده دانش‌آموز در منزل ماهواره دارند، بلافاصله دانش‌آموز از مدرسه اخراج مي‌شود، به هيچ عنوان امكان ارتباط مستقيم يا غيرمستقيم اولياي دانش‌آموزان با معلمان وجود ندارد و اوليا صرفاً با مشاور، معاون و مدير مدرسه در تماس هستند و … . اين رويكرد اگر چه داراي اشكالات و انتقادات فراواني است، اما به هر حال طرفداران و متقاضيان فراواني دارد كه اين سبك تعليم و تربيت را مي‌پسندند.

مدرسه شناختي

نظام آموزشي و تربيتي اين گونه مدارس كه تعداد آن‌ها بسيار اندك و انگشت‌شمار است، مبتني بر روش شناختي (Cognitive method) است. در مدرسه شناختي، از طريق آموزش غير مستقيم، كودك را در موقعيتي قرار مي‌دهند كه خودش مباحث علمي را تجربه كند و مستقيماً در رويارويي با واقعيات به درك و فهم عميق پديده‌ها دست يابد. در اين روش سعي مي‌شود كه مربي و كادر مدرسه كمترين دخالت را در فرايند يادگيري كودك داشته باشند تا بدين طريق اجازه دهند استعدادهاي كودك آن گونه كه هست و نه آن گونه كه بايد، رشد و شكل گيرد. اداره يك مدرسه به روش شناختي كار بسيار دشواري است كه شايد در مقام حرف و ايده، ساده و جذاب به نظر برسد، اما به دانش، صبر و تجربه‌ي بالايي نيازمند است كه نظام مدرسه از هم گسيخته نشود و در عين واگذاري امر يادگيري به كودكان و دادن آزادي‌هاي فراوان، خروجي آموزشي و تربيتي مدرسه در سطح مطلوبي باشد. مدارس مفيد و بادبادك دو نمونه از مدارس شناختي است كه به عقيده شخصي من مدرسه مفيد در تحقق شعارها و اهدافي كه ارائه كرده بود، موفق نبوده است و به همين دليل مدرسه فرزندم را عوض كردم.

لذا در گام دوم، بسيار مهم است كه رويكرد تربيتي مدرسه با ارزش‌ها و هنجارهاي خانوادگي شما منطبق باشد و آن را قبول داشته باشيد تا در طول تحصيل فرزندتان بتوانيد با آن همراه شويد و به قوانين آن پايبند باشيد.

3- هزينه تحصيل

قطعاً هزينه ثبت نام يكي از شاخص‌هاي مهم در انتخاب مدرسه دولتي يا غيردولتي است. هزينه مدارس تراز اول غير دولتي تهران نظير مفيد، صلحا، پيام، خرد، مصباح، روزبه، سروش، علامه طباطبايي و … براي مقطع دبستان در سال تحصيلي 93-94 حدود هفت ميليون تومان است. همين هزينه بالا، موجب فيلتر شدن برخي طبقات اجتماعي از ورود به چنين مدارسي خواهد شد. همين مسأله باعث مي‌شود كه جامعه مدرسه از حالت نرمال خارج شود و كودك در يك محيط گلخانه‌اي رشد و پرورش يابد. به عقيده‌ي برخي روانشناسان يكي از فضاهاي مطلوب براي رشد و تربيت كودك اين است كه محيط تحصيلي او نمونه‌ي كاملي از محيط جامعه باشد. بدين معنا كه فقير و غني، درستكار و بدكار، شاگرد زرنگ و تنبل در آن حضور داشته باشند در عين اين كه فضاي حاكم بر مدرسه سالم و مؤيد رفتار و افكار خوب و پسنديده باشد. ثبت نام در برخي مدارس غيردولتي كه فقط برخي اقشار جامعه قدرت ثبت نام در چنين مدارسي را دارند، كودك را از محيط طبيعي جامعه دور مي‌كند و سطح خواسته‌هاي وي را به طرز چشمگيري افزايش خواهد داد، به گونه‌اي كه بعضاً اين خواسته‌ها هيچ تناسبي با ميزان درآمد خانوار ندارد و صرفاً به خاطر رقابت يا عقب نماندن از دوستان همكلاسي مطرح شده است. لذا توجه به اين مسأله كه اغلب خانواده‌هايي كه در يك مدرسه ثبت‌نام مي‌كنند به كدام طبقه‌ي اجتماعي تعلق دارند، در انتخاب مدرسه بسيار حائز اهميت است.

4- نزديك بودن به محل سكونت

يكي از شاخص‌هاي مهم براي انتخاب مدرسه، نزديك بودن آن به محل سكونت است، به گونه‌اي كه دانش‌آموز در رفت و آمد بين مدرسه خسته نشود. اگر چه شايد براي برخي نقاط شهر كه مدرسه مناسبي در آن حوالي نباشد، اين قانون صدق نكند، اما در شرايط برابر يا حتي مواردي كه يك مدرسه دور با امتياز 60 به 40 بر يك مدرسه نزديك برتري دارد، ترجيح اين است كه در مدرسه نزديك‌تر ثبت‌نام شود. علت نخست كه كوتاهي زمان تردد است و علت دوم داشتن دوستان همكلاسي در محدوده‌ي محل سكونت است. بعضاً نياز است كه دانش‌آموزان براي انجام تكاليف به صورت گروهي به منزل يكديگر مراجعت كنند، يا در زماني كه دانش‌آموز به هر دليلي غيبت داشته است، تكليف يا درس آن روز را از يكي از همكلاسي‌هاي خود دريافت كند و دور بودن منزل به محل سكونت شانس حضور همكلاسي‌هايي كه در همسايگي يا نزديكي منزل وي هستند را كاهش مي‌دهد.

5- فعاليت‌هاي فوق برنامه

واقعيت امر اين است كه بسياري از مهارت‌هايي كه در زندگي شخصي خودم آموخته‌ام مديون فعاليت‌هاي فوق برنامه مدارس شاهد بوده است. من يك بار در دوران دبستان تئاتر بازي كردم، در تمامي مقاطع عضو گروه سرود و بعضاً تك‌خوان گروه بودم. بارها و بارها در جمع‌هاي بزرگ دانش‌آموزان و اوليا و مربيان به اجراي دكلمه و خواندن مقاله پرداختم، در سال سوم راهنمايي سخنگوي شوراي صنفي كلاس بودم و در همان دوران تحصيل به برخي از شهرهاي ايران در قالب اردوهاي دانش‌آموزي سفر كردم و زندگي گروهي و كار دسته‌جمعي را در چنين فضاهايي تجربه كردم. همه‌ي اينها مواردي است كه در مدارس دولتي كمتر به آنها پرداخته مي‌شود، حال آن كه براي رشد و بارور ساختن استعدادها و خلاقيت‌هاي كودك، وجود چنين بسترهايي بسيار مثمر ثمر و مؤثر خواهد بود.

6- ساعت كاري مدرسه و شغل مادر

مدارس دولتي عمدتاً بين ساعت 12 تا 13 تعطيل مي‌شوند و براي مادراني كه شاغل هستند، اين زمان تعطيلي دانش‌آموزان مناسب نيست. زمان تعطيلي براي مدارس غيردولتي حدود ساعت 14:30 تا 15:30 است كه با افزودن زمان برگشت به منزل تقريباً مي‌توان آن را با زمان برگشت مادر هماهنگ كرد. در انتخاب مدرسه به اين مسأله نيز توجه داشته باشيد

نكته پاياني و جمع‌بندي

شاكله اصلي شخصيت كودك در خانواده شكل مي‌گيرد. اگر شما به عنوان والدين فرزندتان با او دوست باشيد و اين ارتباط دوستانه را در پرتوي راهنمايي‌هاي يك مشاور با وي استمرار دهيد، براي فرزندتان وقت بگذاريد و بهترين دوست و امين اسرار او باشيد، چندان از بابت انتخاب مدرسه نگران نباشيد.

متأسفانه اين روزها با افزايش مشغله‌ي والدين، آنها به دنبال مدرسه‌اي هستند كه با پرداخت يك هزينه‌ي هنگفت، مسئوليت تعليم و تربيت فرزندشان را به آن مدرسه واگذار كنند، غافل از آن كه اين مسئوليت خطير قابل برون‌سپاري و واگذاري به غير نيست و در هر صورت اعمال و رفتار فرزند را به پاي والدين او مي‌نويسند.

لذا مناسب‌ترين مدرسه، مدرسه‌اي است كه هم‌راستا با فضاي تربيتي خانواده باشد، بستر بروز و ظهور خلاقيت و استعداد كودكان را فراهم نمايد و به تفاوت‌هاي آن‌ها احترام بگذارد. اولياي دانش‌آموزان را در امر تعليم و تربيت درگير كند و گزارش‌هاي خوب و به موقع از وضعيت تحصيلي و فرهنگي دانش‌آموز به ايشان ارائه نمايد.

يك راهنماي خوب:

از اين سايت www.madreseha.ir مي‌توانيد فهرست تمامي مدارس ايران را به همراه نوع مدرسه، نشاني و تلفن دريافت نماييد. ليست مدارس به تفكيك شهر و منطقه، پسرانه و دخترانه، دبستان و دبيرستان ارائه شده است و امكانات جستجوي خوبي دارد.

در همين زمينه:

شناسنامه‌ام را بزرگتر گرفته بودند كه زودتر به مدرسه بروم. لابد از همان بدو تولد مي‌دانستند كه چه قدر من، عاشق علم و تحصيل هستم و صلاح نيست شش ماه آزگار پشت درب‌هاي مدرسه بمانم. پنج سال و نيم داشتم كه وارد كلاس اول ابتدايي شدم، دبستان احسان، سه راه پياله. سه راهي پياله هنوز هم با همان شكل و شمايل موجود است. رستوران و كافي‌شاپ پياله اكنون نيز پذيراي ميهمانان و مشتريان است، لكن از پياله و مسكرات خبري نيست. پياله‌ها را در گچبري و تزئينات سقف و ديوار به كار بسته‌اند و اصطلاحاً غلاف كرده‌اند. رستوران پياله با حفظ كاربري، نماد فرهنگي رژيم گذشته را نيز با خود دارد. از مي و پياله، عنواني بر در مانده است و پياله‌هايي بر ديوار.

اولين روز مدرسه زودتر از هميشه تعطيل‌مان كردند. يك بار پيمودن مسير خانه تا مدرسه كافي بود تا راه برگشت را ياد بگيرم. در حالي كه مادر و خواهر بزرگترم به استقبال من رفته بودند، بيش از يك كيلومتر راه را پياده برگشتم. پدرم در كارگاه خياطي مشغول كار بود و چون دستم به زنگ در نمي‌رسيد، فرياد كشيدم كه «من اومدم، درو باز كنيد!»

پدرم با خوشحالي آمد در را باز كرد. آن روزها هنوز جواز كسب نگرفته بود و درب كارگاه با گچ و آجر تيغه شده بود. پدرم گفت: «محمد! زود اومدي، خواهر و مادرت اومدن دنبالت، الان نگرانت ميشن» از همان كودكي از انتظار بيزار بودم و ضمناً خبر نداشتم كه كسي قرار است بيايد سراغم. مدرسه كه تعطيل شده بود، از همان مسيري كه در ذهنم بود برگشته بودم خانه. دو خيابان پهن و پرتردد در مسير قرار داشت كه الان به پسر خودم اجازه نمي‌دهم چنين مسيري را تنها برود، ولي من رفته بودم. حتي شك هم نكردم كه بايد بروم، وقتي مدرسه تعطيل شده و همه رفته‌اند، با زمين و حياط خالي بمانم كه چه بشود؟ بيچاره مادرم خيلي نگران شده بود، هول كرده بود، خودش مي‌گفت مسير خانه تا مدرسه را نفهميده چگونه طي كرده، اندكي دعوا كرد ولي بيشتر تحسين، كه آفرين! اين مسير طولاني را تنهايي آمدي!؟

خانم محمدي نه خيلي خوش اخلاق بود نه خيلي بداخلاق. تصوير چنداني از معلم كلاس اولم در ذهنم نيست. مقنعه چانه‌دار مي‌پوشيد و بيشتر به رنگ طوسي، از خانم معلم به شدت حساب مي‌برديم و جيك‌مان در نمي‌آمد.

اواسط پاييز بود كه مادرم براي زايمان راهي بيمارستان شده بود و كسي نبود كه ناهار مرا حاضر كند و به مدرسه روانه. آن وقت‌ها شيفت برخي مدارس يك هفته در ميان صبح و عصر بود. من بايد ساعت 12 ظهر در مدرسه مي‌بودم كه تازه خواهرم از مدرسه رسيده بود. تا مرا حاضر كرد و به مدرسه رساند ساعت از 12:30 گذشته بود. باباي مدرسه دم در نشسته بود و جلوي راه را بسته بود، خواهرم توضيح داد كه مادرمان براي زايمان به بيمارستان رفته و الخ. راه را باز كرد و گفت اشكالي ندارد. داخل حياط مدرسه كسي نبود، مضطرب و محتاط پله‌هاي مدرسه را يكي يكي طي مي‌كردم كه در بالاي پله‌ها نگاه خانم برنجيان معاون مدرسه مرا ميخكوب كرد. به من گفت: «دير اومدي بچه؟» و با دست راست يك كشيده‌ي محكم در گوش چپ من خواباند. سرم سوت مي‌كشيد، زبانم بند آمده بود، اجازه نداد كه توضيح دهم علت تأخير چه بوده است. به سرعت بايد مي‌رفتم سر كلاس، حتي فرصت نشد يك مقدار گريه كنم. گريه‌هايم را قورت دادم و ترسان و لرزان در كلاس را باز كردم، چند تا حرف درشت هم از خانم محمدي شنيدم و بدون سر و صدا تا پايان زنگ آخر از جايم تكان نخوردم.

يك كشيده، براي خواهر يا برادر نيامده، عجب دنيايي است. عصر كه برگشتم خانه هنوز از مادرم خبري نداشتيم. فردا صبح پيكان قرمز رنگ دايي محمود جلوي درب خانه ايستاد و مادرم پياده شد، اما از بچه خبري نبود. گفتند بچه سقط شده،نمانده. در همان عالم بچگي با خودم گفتم همان بهتر كه مُرد، هنوز نيامده يك سيلي آب‌دار به خاطرش خورده‌ام، اگر مانده بود لابد هر روز به خاطرش فلك مي‌شدم.

در همين زمينه: