Baby-2

اعتراف مي‌كنم داشتن فرزند دوم، در پي گلايه‌هاي مكرر پسرم از درد بي‌برادري و بي‌خواهري بوده است كه البته به زبان كودكانه‌ي او نداشتن هم‌بازي بود. پيش‌تر در مقاله‌اي با عنوان «افزايش جمعيت يا افزايش كيفيت؛ كدام استراتژي؟» به نقد و بررسي آراي مخالفان و موافقان افزايش جمعيت پرداخته‌ام كه قصد بازگويي و تصديع ندارم و علاقمندان را به مطالعه‌ي مقاله‌ي فوق ارجاع مي‌دهم. كوتاه سخن آن كه اعتقاد دارم كيفيت نبايد فداي كميّت شود و «يكي مرد جنگي به از صد هزار». ليك وقتي مردان جنگي خودشان ياراي مبارزه‌ي انفرادي ندارند و طلب يار و ياور مي‌كنند، آن قدر سنگ‌دل نيستم كه فرزندم را بي‌يار و بي‌همراه، روانه‌ي عرصه‌ي كارزار كنم.

همسرم خيلي علاقه داشت كه فرزند دوم‌مان دختر باشد، لكن تقدير خداي متعال برخلاف اين خواسته بود و دومي نيز پسر شد. ناگفته نماند كه من هم براي جوري جنس و تجربه‌ي دختر داشتن بي‌تمايل به دختر بودن دومي نبودم، اما ته قلبمان «الخير في ما وقع» بود.

چند شبي است كه ترانه‌ي خانه‌ي ما، ونگ ونگ گريه‌هاي يك نوزاد است. آن قدر براي پا نهادن به دنيا عجله داشته كه بيست و چهار روز زودتر از زمان طبيعي به دنيا آمده است و از همين روي، يك نوزاد مينياتوري و بامزه است.

دوباره پسر دار شدن همراه با دوباره پدر شدن است. گرفتن نوزادي در آغوش، به انسان حسّ جواني مي‌دهد. دوباره پدر شدن، تفاوت‌هاي اساسي با نخستين بار پدر شدن دارد. وقتي پدر يك فرزند هستي، مي‌تواني بي‌پروا تمام عشق و محبتت را معطوف او كني، لكن پدر دو فرزند بودن به منزله‌ي تقسيم توجه‌ها و محبت‌ها و تدبير رابطه‌ي عاطفي ميان دو فرزند است كه يكي احساس نكند پدر، آن ديگري را بيشتر دوست دارد. به ويژه آن كه فرزندان به لحاظ فيزيولوژي و رفتاري با يكديگر برابر نيستند و تقسيم عادلانه‌ي محبت‌ها بين دو فرد ناهمگون جز به مدد تدبير و دانستن نكات باريكتر ز مو و درخواست ياري از خداي سبحان جهت موفقيت در اين امر خطير محقق نخواهد شد.

 در همين زمينه: