صحيفه امام    جلد ‏1 ص  78    تلگراف به محمدرضا پهلوى درباره انجمن‏هاى ايالتى و ولايتى

تلگراف [به محمدرضا پهلوى درباره انجمن‏هاى ايالتى و ولايتى‏].
زمان: 17 مهر 1341/9 جمادى الاول 1382.
مكان: قم.
موضوع: هشدار امام در مورد تصويبنامه انجمنهاى ايالتى و ولايتى.
مخاطب: پهلوى، محمد رضا (1).
بسم اللَّه الرحمن الرحيم.
حضور مبارك اعليحضرت همايونى.
پس از اهداى تحيت و دعا، به طورى كه در روزنامه‏ها منتشر است، دولت در انجمنهاى ايالتى و ولايتى، «اسلام» را در رأى دهندگان و منتخبين شرط نكرده؛ و به زنها حق رأى داده است. و اين امر موجب نگرانى علماى اعلام و ساير طبقات مسلمين است. بر خاطر همايونى مكشوف است كه صلاح مملكت در حفظ احكام دين مبين اسلام و آرامش قلوب است. مستدعى است امر فرماييد مطالبى را كه مخالف ديانت مقدسه و مذهب رسمى مملكت است از برنامه‏هاى دولتى و حزبى حذف نمايند تا موجب دعاگويى ملت مسلمان شود.
– الداعى: روح اللَّه الموسوى.
__________________________________________________
(1)- نخستين تلگرافى كه از سوى امام به محمدرضا پهلوى مخابره شده است.

صحيفه امام    جلد ‏1 ص  80    تلگراف به اسدالله علم درباره انجمن‏هاى ايالتى و ولايتى.

ورود زنها به مجلسين و انجمنهاى ايالتى و ولايتى و شهردارى مخالف [است با] قوانين محكم اسلام كه تشخيص آن، به نص قانون اساسى، محول به علماى اعلام و مراجع فتواست، و براى ديگران حق دخالت نيست. و فقهاى اسلام و مراجع مسلمين به حرمت آن فتوا داده و مى‏دهند. در اين صورت، حق رأى دادن به زنها و انتخاب آنها در همه مراحل، مخالف نص اصل دوم از متمم قانون اساسى است. و نيز قانون مجلس شورا، مصوب و موشّح ربيع الثانى 1325 قمرى، حق انتخاب شدن و انتخاب كردن را در انجمنهاى ايالتى و ولايتى و شهردارى از زنها سلب كرده است. مراجعه كنيد به مواد هفت و نُه قانون انجمنهاى ايالتى و ولايتى، و پانزده و هفده قانون انجمن بلديه (شهردارى). در اين صورت، چنين حقى به آنها دادن، تخلف از قانون است. و نيز الغاى شرط «اسلام» در انتخاب كننده و انتخاب شونده، كه در قانون مذكور قيد كرده، و تبديل قسم به قرآن مجيد را به «كتاب آسمانى» تخلف از قانون مذكور است؛ و خطرهاى بزرگى براى اسلام و استقلال مملكت دارد كه يا غفلتاً يا خداى نخواسته عمداً
اقدام به اين امر شده است. اكنون كه اعليحضرت درخواست علماى اعلام را به دولت ارجاع فرموده‏اند و مسئوليت به دولت شما متوجه است، انتظار مى‏رود به تبعيت از قوانين محكم اسلام و قوانين مملكتى، اصلاح اين امر را به اسرع وقت نماييد، و مراقبت كنيد كه نظاير آن تكرار نشود. و اگر ابهامى در نظر جنابعالى است مشرّف به آستانه قم شويد تا هرگونه ابهامى حضوراً رفع شود، و مطالبى كه به صلاح مملكت است و نوشتنى نيست تذكر داده شود.

صحيفه امام    جلد ‏1  ص 191    بيانات در جمع اعضاى انجمن اسلامى دانشگاه تهران(ماهيت اصلاحات ارضى)

بيانات [در جمع اعضاى انجمن اسلامى دانشگاه تهران (ماهيت اصلاحات ارضى)].
زمان: 10 ارديبهشت 1342/6 ذى الحجه 1382 (1).
مكان: قم.
موضوع: افشاى ماهيت اصلاحات ارضى، آزادى زنان و آزادى بيان رژيم شاه.
مناسبت: فرا رسيدن ماه محرّم.
حضار: دانشجويان عضو انجمن اسلامى دانشگاه تهران.
[بسم اللَّه الرحمن الرحيم‏].
جوانان مسلمان دانشگاه تهران به منزل ما خوش آمديد. اميد است در نگهدارى دين خود استوار باشيد … زيرا از شما جوانان برومند انتظار زيادى داريم. ما ملتهاى مسلمان بايد متحد شويم و با اسرائيل و عمال آنها در ايران مبارزه كنيم. حوزه علميه هرگز مخالف اصلاحات ارضى نبوده؛ آيا دولت به ما پيشنهاد كرد و از ما نظر خواست؟ ما مى‏دانيم اين موضوع براى سرگرمى كشاورزان فراهم شده است. موضوع حق شركت دادن زنان در انتخابات مانعى ندارد؛ ولى حق انتخاب شدن آنها فحشا به بار مى‏آورد. موضوع حق رأى دادن زنان و غيره در درجه آخر اهميت قرار دارد. ما مى‏خواهيم مشروطيت را حفظ كنيم. اكنون كه در ايران حق آزادى از ما سلب شده، به فكر زنها افتاده‏اند! در حال حاضر آزادى قلم، بيان، افكار و حتى حق حيات از مردم سلب گرديده است. براى دفتر وليعهد ماهى پنجاه تا شصت هزار تومان هزينه برآورد كرده‏اند؛ و حال آنكه به هر نفر طلبه، ما در هر ماه بيست الى سى تومان حقوق مى‏دهيم.

صحيفه امام    جلد ‏1 ص  247    شاه تحت تأثير بهاييها.  (سخنراني معروف سال 1342)

آقا، يك حقايقى در كار است، من باز سرم دارد درد مى‏گيرد؛ يك حقايقى در كار است. شما آقايان در تقويم دو سال پيش از اين يا سه سال پيش از اين بهاييها مراجعه كنيد؛ در آنجا مى‏نويسد: تساوى حقوق زن و مرد، رأى عبدالبهاء است؛ آقايان از او تبعيت مى‏كنند. آقاى شاه هم نفهميده مى‏رود بالاى آنجا، مى‏گويد: تساوى حقوق زن و مرد. آقا! اين را به تو تزريق كردند كه بگويند بهايى هستى، كه من بگويم كافر است؛ بيرونت كنند. نكن اينطور؛ بدبخت! نكن اينطور. تعليم اجبارى عمومى نظامى كردن زن، رأى عبدالبهاء است

صحيفه امام    جلد ‏5 ص  189    مصاحبه با نشريه لبنانى«امل» درباره روابط با لبنان. (16 آذر 1357) نوفل لوشاتو

هم اكنون زنان مسلمان ايران، در مبارزات سياسى و تظاهرات بر ضد شاه شركت دارند. به من اطلاع داده‏اند كه در شهرهاى ايران زنان جلسات
سياسى دارند. در نظام اسلامى، زن همان حقوقى را دارد كه مرد دارد، حق تحصيل، حق كار، حق مالكيت، حق رأى دادن، حق رأى گرفتن. در تمام جهاتى كه مرد حق دارد، زن هم حق دارد. لكن در مرد هم مواردى است كه چيزهايى به دليل پيدايش مفاسد بر او حرام است و هم در زن مواردى هست كه به دليل اينكه مفسده مى‏آفريند حرام است. اسلام خواسته است كه زن و مرد، حيثيت انسانى‏شان محفوظ باشد. اسلام خواسته است كه زن ملعبه دست مرد نباشد

صحيفه امام    جلد ‏6 ص 300    حق دخالت زن در همه شئون از نظر اسلام. (13 اسفند 1357) مدرسه فيضيه قم

زن بايد در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد. زنها در جمهورى اسلام رأى بايد بدهند. همان طورى كه مردان حق رأى دارند زنها حق رأى دارند. زنها را در اين دوره‏هاى اخير منحط كردند. از خيانتهاى بزرگى كه به ملت ما شد اين بود كه نيروى انسانى ما را از دست گرفتند؛ نيروى جوانان ما را به عقب راندند، نيروى بانوان ما را به عقب راندند، بانوان ما را منحط كردند؛ خيانت كردند بر ملت ما. بانوان ما را ملعبه كردند؛ بانوان ما را مثل عروسكها كردند. بانوان ما جنگجو بودند، اينها خواستند ننگجو باشند! و خدا نخواست. اينها اهانت به مقام زن كردند. اينها مى‏خواستند زن را مثل شى ء، مثل يك چيز، مثل يك متاع به اين دست و آن دست بگذرانند. اسلام زن را مثل مرد در همه شئون- در همه شئون- همان طورى كه مرد در همه شئون دخالت دارد زن هم دخالت دارد. همان طورى كه مرد بايد از فساد اجتناب كند، زن هم بايد از فساد اجتناب كند

صحيفه امام    جلد ‏6 ص  436    احقاق حقوق ملت در حكومت اسلامى. (9 فروردين 1358) مدرسه فيضيه قم

احقاق حقوق ملت در حكومت اسلامى.
و اما اينكه پخش كردند در بين مردم به اينكه حقوق زنها را اسلام نمى‏دهد و بعد از رفراندم چه خواهد شد، اين هم جزو همانهاست كه عمال اجانب دارند اين مسائل را طرح مى‏كنند؛ و عمال اجانبند كه دارند به اشكال مختلفه بين ملت ما جدايى مى‏اندازند و نمى‏خواهند اين رفراندم تمام بشود. و شايد اميد اين را داشته باشند كه رژيم سلطنتى باز باقى باشد يا يك رژيم ديگرى پيش بياورند. در هر صورت همان طورى كه حقوق مردها در اسلام مطرح است، حقوق زنها [هم مطرح است‏]. اسلام به زنها بيشتر عنايت كرده است تا به مردها. اسلام زنها را بيشتر حقوقشان را ملاحظه كرده است تا مردها. اين هم [آن‏] معنا كه بعد از اين چه خواهد شد: زنها حق رأى دارند- از غرب بالاتر است اين مسائلى كه براى زنها ما قائل هستيم- حق رأى دادن دارند، حق انتخاب دارند، حق انتخاب شدن دارند. همه اينها هست. تمام معاملاتشان به اختيار خودشان است، و آزاد هستند. اختيار شغل را آزاد هستند. البته در شرق (1) براى مردها يك محدوديتهايى هست كه آن محدوديتها به صلاح خود مردها هست و آن محدوديتها، يعنى در آنجاهايى كه مَفْسَده هست براى مرد، از قماربازى جلوگيرى مى‏كند اسلام، از شرابخوارى جلوگيرى مى‏كند اسلام، از هروئين جلوگيرى مى‏كند اسلام؛ براى اينكه مفسده دارند. براى همه يك محدوديتهايى هست، و محدوديتهاى شرعى و الهى. محدوديتهايى است كه به صلاح خود جامعه است؛ نه اين است كه براى جامعه يك چيزى مثلًا نافع بوده است كه محدوديت برايش ايجاد كرده‏اند.
ما قول مى‏دهيم به شما كه در حكومت اسلامى همه- همه و همه- آزاد، همه و همه به حقوق حقّه خودشان خواهند رسيد. و تمام اين مسائل كه طرح مى‏كنند قبل از رفراندم و مشغول شده‏اند به فعاليت، اينها به نفع اجانب است؛ و بياييد و مملكت خودتان را نجات بدهيد. فردا همه با هم مى‏رويم پاى صندوق. و من خودم پاى صندوق مى‏روم و رأى خودم را مى‏دهم. همه شما با هم به پيش ان شاء اللَّه براى درست كردن يك كشور آزاد، يك كشور مستقل! كشورى كه براى خودمان باشد و خودمان در آن زحمت بكشيم و خودمان استفاده بكنيم.
– والسلام عليكم و رحمة اللَّه.

صحيفه امام    جلد ‏6 ص 471 برقرارى«جمهورى اسلامى» به اتفاق آرا. (15 فروردين 1358) قم

برقرارى «جمهورى اسلامى» به اتفاق آرا.
از خداوند تعالى توفيق شما آقايان را خواستارم. به همت شما زن و مرد، كوچك و بزرگ جمهورى اسلامى برقرار شد و تقريباً اتفاق آرا بود از … بيست ميليون رأى، 150 هزار، 145 هزار نفى بود؛ آن هم يك تقلباتى در صندوقها شده بود من جمله در قم يك زن تقلب كرده بود و قريب نيم ساعت قبل از شروع كردن تقلب كرده بود. از كرمانشاه هم بعضى آمدند گفتند كه تقلب شده است؛ والّا آراى همه بايد با جمهورى اسلامى باشد. اگر چنانچه ساير اقشار مملكت حتى منحرفين از اسلام هم بدانند كه اسلام چيست، بدانند كه برنامه‏هاى اسلام چه هست، همه‏شان به اسلام‏روى مى‏آورند مگر آنهايى كه دست نشانده امريكا يا ساير ابرقدرتها هستند. اينهايى كه الآن در ايران مشغول فتنه هستند اينها از اسلام هيچ اطلاع ندارند، و به حسب آنطورى كه من مى‏فهمم، اينها مرتبط با امريكا هستند ولو اينكه اسمشان برخلاف است! و ملت ما بايد اينها را رد بكنند و اعتنايى به آنها نكنند، و خودشان در همين سيل جمعيت ايران منحل خواهند شد …

جمع‌بندي و نتيجه‌گيري:

اگر ظرف مدت ۱۷ سال يعني از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۸ زنان به بركت جمهوري اسلامي صاحب حق رأي شدند و چيزي كه قبلاً مخالف احكام اسلام بود الان نه تنها موافق احكام اسلام شده است، بلكه يك تكليف و وظيفه است، اين احتمال را بدهيد كه خيلي مسائ
ل ديگر نيز اين چنين باشد. يعني با تغيير شرايط جامعه حكم اسلام هم عوض شده باشد.

بعدالتحرير:

به مكان اولين مصاحبه‌اي كه حضرت امام نظرش در خصوص رأي دادن زنان عوض شده است دقت كنيد. مصاحبه ۱۶ آذر ۱۳۵۷ در نوفل لوشاتو فرانسه صورت گرفته است و يقين بدانيد كه ديدار علماء و مراجع تقليد از غرب در نظر فقهي آنها بي‌اثر نخواهد بود. دو سال پيش مطلبي نوشتم با اين عنوان «اگر من مرجع تقليد بودم؛ سفر به ناشناخته‌ها» و از تأثير سفر مراجع تقليد به نقاط مختلف جهان در ديدگاه‌هاي فقهي ايشان سخن گفتم كه بعضاً با بازتاب‌هاي تندي همراه بود. يك نمونه‌اش را شما در سير تاريخي تغيير ديدگاه حضرت امام در خصوص رأي دادن زنان مي‌توانيد ملاحظه بفرماييد.

در همين زمينه: