پرش به محتوا
دل‌نوشته‌‌ها و يادداشت‌هاي محمدرضا اسدي

بایگانی

برچسب: دلتنگي غروب جمعه

روزهای جمعه در عربستان حال و هوای دیگری دارد. غروب‌های جمعه برخلاف ایران دلگیر نیست و علت اصلی در این است که شهر زنده است. اکثر مغازه‌ها باز هستند.

تمامی روزنامه‌ها در روز جمعه چاپ می‌شوند. من حتی روزنامه‌های کم تیراژ و جدید التأسیس را کنترل کردم، هیچ روزنامه‌ای نبود که برای روز جمعه شماره جداگانه‌ای چاپ نکرده باشد. این شماره کاملاً مطابق روال معمول شماره‌های سراسر هفته است. یعنی ویژه‌نامه‌ای برای روز جمعه نیست، بل‌که استمرار شماره‌های قبلی است. متأسفانه در ایران، بسیاری از روزنامه‌های کثیرالانتشار حتی در روزهای بین‌التعطیل هم انتشار نمی‌یابند و این مسأله ناشی از تکیه بیش از حدّ بر خرید دولتی روزنامه‌ها دارد. مردم نیز در روزهای تعطیل خیلی حوصله خواندن روزنامه ندارند. ظاهراً در ایران روزنامه را  حتماً باید در محل کار خواند!

در عربستان سعودی مردم به جای بعد از ظهر جمعه، صبح‌های جمعه را تعطیل می‌کنند و حضور پررنگی در نماز جمعه دارند. خطبه‌های نماز جمعه کوتاه خوانده می‌شود و جمعیت نمازجمعه از جمعیت نمازهای عادی مسجدالحرام بیشتر است. ریشه‌ی این مسأله در روایتی است که ترک بدون دلیل نمازجمعه معادل نفاق تلقی شده است. اهل سنت این روایت را خیلی جدّی گرفته‌اند و شرکت در نمازجمعه را از شروط دینداری خود می‌دانند.

پس از برگزاری نماز جمعه، مردم استراحت می‌کنند و بعد از ظهر فعالیت مغازه‌ها از سرگرفته می‌شود. در روزهای جمعه خانواده‌ها را می‌بینید که دسته جمعی برای خرید آمده‌اند. اینجا جمعه واقعاً عید است. حال و هوای شب عید را دارد که مغازه‌ها تا دیروقت باز هستند. حتی مغازه‌های فروش تجهیزات و خدمات کامپیوتر و پاساژهای مربوط به آن باز هستند.

به نظرم دلگیری و دلتنگی غروب جمعه در ایران ریشه در دو مسأله دارد: نخست این که کار و فعالیت در همه‌ی زمینه‌ها از جریان افتاده است. بخش دولتی و خصوصی تعطیل است و اکثر مغازه‌ها به استثناء برخی مغازه‌های اغذیه‌فروشی تعطیل هستند. هیچ روزنامه و نشریه‌ای روزهای جمعه چاپ نمی‌شود و شهر حالت مرده پیدا کرده است. علت دوم به نظرم نوعی بار روانی و تلخی پایان یافتن روز تعطیل و سختی آغاز کار یا درس در صبح فردا یعنی شنبه است. بارها احساس درونی خودم و برخی نزدیکان را موقعی که روز شنبه تعطیل باشد، امتحان کرده‌ام. وقتی روز شنبه تعطیل باشد، دلگیری غروب جمعه برایم کمتر بوده است.

اگر چه به باور برخی مذهبیون، فقدان امام عصر (عج) مهم‌ترین دلیل دلتنگی غروب جمعه است، اما با توجه به این که این احساس برای همه اقشار مذهبی و غیرمذهبی در عصر جمعه در ایران رخ می‌دهد، نمی‌تواند به عنوان تنها دلیل بروز چنین حسی تلقی گردد.

با یکی از دوستان مقیم خارج که صحبت می‌کردم، می‌گفت احساس دلتنگی روزهای جمعه را من اینجا غروب‌های یکشنبه دارم. اتفاقاً غروب‌های جمعه در کشورهای توسعه‌یافته به منزله‌ی آغاز تعطیلات و سرشار از نشاط و شادابی است.

روزهای جمعه اگر چه در عربستان ادارات و شرکت‌های خصوصی تعطیل هستند، اما عصر جمعه زندگی و شادابی در شهرها جریان دارد و از سکون و مردگی و پایین بودن کرکره مغازه‌ها که احساس دلتنگی را در انسان تشدید می‌کند، خبری نیست.

در همین زمینه:

چه سخت است این جدایی و فراق تو

نفس در سینه‌ام محبوس، بغضم در گلو پنهان

دو دستم رعشه‌دار و اشک من ریزان

صدایم خسته و لرزان

                              دلم با توست لیکن ای تمام جان

غبار تیره‌ی ظلمت فروغ آفتابان را بپوشانید

دو چشم مادر هستی ز دیدارِ جمالِ ماهِ تابان گشت حرمانی

نفیر غربت یاران بی‌همدم، اساس پایه‌های عرش را لرزاند

بلای مبتلایان غم هجرت فزونی یافت

امید ناامیدان وفادارت به سوی ناامیدی رفت

زمینِ خشکِ بی‌حاصل به رویم تنگ‌تر گردید

سپهرِ نیلگون از بخشش رحمت تمنّع کرد

                                                             و من در انتظار تو

بیا ای سیّد و سالار مظلومان

تمام استخوان‌هایم به زیر گردش دوّارِ این سنگینْ کبودینْ چرخِ هستی خرد گردید

                                                             و من در انتظار تو

بیا مرهمْ‌نِهِ دلهای مجروحان

همه اجزای جانم با فرودینْ ضربتِ شمشیرِ بی‌رحم زمان، دریای خون گردید

                                                             و من در انتظار تو

و من در انتظار تو

تمامِ لحظه‌های عالم امکان

                             شمردم تا بیایی و

                                 نهم بر خاکِ راهت صورتم را-

                                         تا که یابد التیام این زخمِ بر جا مانده از شلّاقِ دستِ روزگاران

دریغا جمعه‌ای دیگر گذشت و او نیامد

                                               نیامد شه‌سوارِ عرصه‌ی امّیدواران