پرش به محتوا
دل‌نوشته‌‌ها و يادداشت‌هاي محمدرضا اسدي

بایگانی

برچسب: تجربه

مقدمه

خريد و فروش زمين يا آپارتمان، بيش از آن كه جنبه‌ي تجاري داشته باشد، جنبه‌ي حقوقي دارد. فلذا لازم است در اولين گام نسبت به مطالعه‌ي قوانين حقوقي خريد و فروش مسكن و مسائل مبتلا به آن اقدام كنيد يا از يك مشاور حقوقي كمك بگيريد، تا بعداً متضرر نشويد.

آژانس‌هاي مسكن

بنگاه‌هاي مسكن يكي از ساده‌ترين و در عين حال پيچيده‌ترين مكان‌هايي هستند كه شما نه مي‌توانيد به آنها اعتماد كنيد و نه از مراجعه‌ي به آنها براي جستجوي مسكن و تنظيم قرارداد گريز و چاره‌اي داريد. مطابق طرح بررسي ارزش‌ها و نگرش‌هاي ايرانيان كه در سال 1381 توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي انجام گرديد، شغل بنگاهي از پايين‌ترين درجه‌ي اعتماد نزد ايرانيان برخوردار است. متأسفانه در بسياري از موارد، دروغگويي و فريبكاري به بخش لاينفك اين شغل براي جوش دادن معامله تبديل شده است. اگر چه بعضاً مشاوران املاك منصف و صادق نيز يافت مي‌شوند. در اين بخش به نكاتي كه در هنگام مراجعه به دفاتر مشاور املاك مي‌بايست مورد توجه قرار گيرد، اشاره خواهم كرد:

1. دارا بودن جواز كسب و عضويت آژانس مسكن را در سامانه اطلاعات مديريت املاك و مستغلات كشور از طريق برچسبي كه بر روي شيشه نصب كرده يا مجوزي كه بر ديوار الصاق كرده‌اند، حتماً كنترل كنيد. چون در صورتي كه آژانس مسكن جواز كسب و امكان ثبت اينترنتي مبايعه‌نامه را نداشته باشد، كد رهگيري براي مفاصا حساب مالياتي صادر نخواهد شد و عملاً براي انجام امور مالياتي نيازمند مراجعه به يك بنگاه مسكن ديگر براي ثبت قرارداد در سامانه يكپارچه و اخذ كد رهگيري هستيد و در اين حالت دو بار مي‌بايست حق كميسيون بپردازيد. پس از ابتدا دقت كنيد كه آژانس مسكن حتماً به لحاظ قانوني داراي پروانه كسب و عضو طرح ساماندهي مشاوران املاك باشد.

2. اگر قصد فروش ملك خود را داريد ابتدا به عنوان يك خريدار و اگر قصد خريد مسكن داريد ابتدا به عنوان يك فروشنده وارد بنگاه شويد. اين كار باعث مي‌شود كه شما اطلاعات بهتري نسبت به قيمت واقعي مسكن مورد نظرتان به دست بياوريد. چون بنا بر اين است كه بنگاه‌هاي مسكن واقعيت را به شما نمي‌گويند و اگر فروشنده هستيد توي سر ملك مي‌زنند و اگر خريداريد آن را ارزشمند جلوه مي‌دهند، يك دستي زدن شما باعث مي‌شود كه منفي در منفي مثبت شود.

3. پس از آن كه مظنه‌ي قيمت ملك دست‌تان آمد، قيمت فروش ملك‌تان را به اضافه‌ي 5% جاي تخفيف اعلام كنيد، اما به بنگاه نگوييد كه 5% را به عنوان تخفيف گذاشته‌ايد، چون در صورت اطلاع از چنين چيزي خودشان قيمت را با كسر آن 5% به خريدار اعلام مي‌كنند. اگر خريدار مسكن هستيد حداكثر بودجه‌ي خودتان را با احتساب وامي كه احياناً اخذ خواهيد كرد به بنگاه اعلام كنيد. اين عدد بايد براي شما كاملاً شفاف باشد كه در حال حاضر چقدر پول نقد براي انعقاد قرارداد داريد و مابقي را طي چند قسط و نهايتاً تا چه زماني پرداخت خواهيد كرد. يك قاعده‌ي نانوشته و مرسوم در خريد و فروش مسكن بدين صورت است كه يك سوم ثمن معامله در هنگام عقد قرارداد، يك سوم ديگر در هنگام تحويل كليد و يك سوم باقيمانده نيز در دفترخانه اسناد رسمي هنگام قطعي شدن سند مي‌بايست پرداخت گردد. حتماً سعي كنيد كه به همين منوال عمل كنيد.

4. توضيح دادن مشخصات ملك براي هر بنگاه زمان زيادي را از شما تلف مي‌كند. لذا توصيه مي‌شود براي صرفه‌جويي در وقت، مشخصات كامل ملك خود را به همراه نشاني، شماره تماس، زمان بازديد و قيمت، روي برگه‌هاي كوچك تايپ و چاپ كنيد تا بتوانيد با ارائه‌ي آن برگه به هر بنگاه، ملك خود را به آژانس‌هاي مسكن بيشتري بسپاريد.

5. اسير بازي‌هاي رايج بنگاه‌هاي مسكن نشويد. ذيلاً به برخي از اين بازي‌ها اشاره مي‌كنم:

خالي كردن دل مشتري

يكي از شگردهاي اساسي بنگاه‌داران ارائه‌ي اطلاعات غلط و خالي كردن دل مشتري است. به خاطر داشته باشيد كه خريد يا فروش يك آپارتمان با قيمت‌هاي كنوني شايد مهم‌ترين معامله‌ي زندگي شما باشد. پس بايد با دقت و تمركز و مشاوره با اهل فن و آشنايان و نزديكان خود نسبت به خريد يا فروش ملك اقدام كنيد و تحت تأثير اطلاعات نادرست يك يا چند بنگاه قرار نگيريد. گاهي اوقات مشاورين مسكن با ايجاد فضايي مبني بر اين كه آپارتمان به شدت در حال گران شدن است، مشتري را به خريد يك ملك خاص تهييج مي‌كنند. يا بر عكس با زدن توي سر ملك و ترسيم شرايط خوب خريدار، فروشنده را به قيمتي بسيار پايين‌تر از قيمت پيشنهادي‌اش راضي مي‌كنند.

مشاور بد، مشاور خوب

شگرد پليس بد، پليس خوب را احتمالاً براي بازجويي شنيده‌ايد. در اين روش پليس بد با تهديد و ارعاب، متهم را مي‌ترساند و از خودش فراري مي‌دهد و پليس خوب با نشان دادن روي خوش او را پناه مي‌دهد و به اين وسيله از او حرف مي‌كشد. اينجا هم داستان به همين صورت است. زماني كه شما براي فروش ملك به بنگاه مراجعه مي‌كنيد، يكي از مشاورين مسئول زدن بر سر ملك است و مشاور ديگر نيز براي اين كه شما فراري نشويد، هر از گاهي از آن تعريف مي‌كند تا شما از قيمت خودتان عقب‌نشيني كنيد و به قيمتي پايين‌تر براي فروش راضي شويد. همين داستان مي‌تواند براي خريد آپارتمان نيز رخ دهد.

جوش دادن معامله براي حق كميسيون

به خاطر داشته باشيد كه هدف نهايي تمامي آژانس‌هاي مسكن، جوش دادن معامله و اخذ حق كميسيون از طرفين است. آنها كاري به رضايت مشتري و ارزنده بودن ملك و به قيمت بودن آن ندارند. پس اصرار آنها به جوش دادن معامله، بيش از هر چيز براي رسيدن به حق كميسيون است. شما بايد در اين بين صرفاً مصالح خودتان را در نظر داشته باشيد و تحت تأثير پافشاري مشاوران مسكن قرار نگيريد.

ملك انحرافي

گاهي اوقات مشاوران مسكن با معرفي يك ملك با قيمت پرت، فضاي ذهني مشتري را عوض مي‌كنند و مي‌توانند در اين فرصت ملك او را ارزانتر بخرند يا ملك ديگري را گرانتر بفروشند. بنگاه‌هاي مسكن از اين ملك‌هاي انحرافي كه پرت بودن قيمت آنها قطعاً بي‌حكمت نيست، زياد در دست و بالشان دارند. حتماً موارد معرفي شده را با يك يا چند بنگاه ديگر كنترل كنيد.

6. براي تمامي مدارك، وجه نقد، اسناد يا كليد آپارتماني كه به بنگاه مي‌سپاريد، حتماً رسيد مهردار دريافت كنيد. كليد آپارتمان را فقط و فقط به بنگاهي كه به آن اطمينان داريد بسپاريد. زيرا موارد متعددي از سوء استفاده‌ از ملك خالي در غياب صاحبش گزارش شده است.

7. حق كميسيون را صرفاً پس از دريافت مبايعه‌نامه‌ي رايانه‌اي ثبت شده در سامانه جامع اطلاعات مديريت املاك و مستغلات كه كد رهگيري و هولوگرام مربوطه بر روي آن درج شده است با آژانس مسكن تسويه نماييد.

8. وجود اصل قبض آب، برق، گاز و تلفن به همراه اصل سند مالكيت و شناسنامه و كارت ملي مالك، به اضافه‌ي شناسنامه و كارت ملي خريدار براي ثبت قرارداد الزامي است. ضمناً هيچ يك از طرفين نبايد ممنوع‌المعامله باشند، چون در اين صورت امكان ثبت رايانه‌اي قرارداد وجود نخواهد داشت.

در همين زمينه:

حاشيه

ماني نويسنده وبلاگ چارديواري در يادداشتي با عنوان هايد پارك وطن از اظهار نظر مهندسان در حوزه علوم انساني گلايه كرده است كه ايشان بدون داشتن تخصص لازم به معركه‌گيري در فضاي علوم انساني پرداخته‌اند و بازار متخصصان اصلي و دانشگاهي اين حوزه را كساد كرده‌اند. اين يادداشت بدون پاسخ نماند و آرمان اميري نويسنده وبلاگ مجمع ديوانگان كه از دانش‌آموختگان مهندسي دانشگاه شريف است، در يادداشتي با عنوان مدرك‌گرايي يا توصيه به تقليد علم پاسخي محكم و متين به ماني داده است. اما اين پايان ماجرا نبود. رضا رادمنش نويسنده وبلاگ به همين سادگي در دو ياداشت متوالي مطلب ماني را در گفتمان هابرماسی مورد نقد و بررسي قرار داد و از جهاتي آن را ستود و از ديگر ابعاد كه ناقض مفهوم «فضاي عمومي» است آن را مذمت كرد و مشكل اصلي را در عدم وجود فضاي گفتگو و نقد دانست.

يادداشت حاضر قصد دارد پا را قدري فراتر از اين بگذارد و نشان دهد يك فرد اعم از مهندس يا غيرمهندس اگر با اسلوب بحث آشنا باشد و منطقي صحبت كند، علاوه بر حوزه علوم اجتماعي مي‌تواند در ساير حوزه‌ها نيز اظهار نظر كند. به قول محمد قائد: « یكى از مدرّسان ِ تخصص‌‏ستا به ماكس وبر، جامعه‌شناس آلمانی، ایراد گرفت كه از فیلد خویش خارج شده است. وبر گفت: ”من الاغ نیستم كه فیلد داشته باشم.“ (فیلد در انگلیسی و فلد در آلمانی به‏‌معنى زمینه، حیطه، رشته، و نیز مزرعه، میدان، چراگاه است)»

ختم حاشيه

بنده به جهت اين كه حداقل سالي 4 بار سرما مي‌خورم و دوره‌هاي سرماخوردگي‌ام بعضاً چنان طولاني است كه مجبورم بعضاً بيش از يك بار به پزشك مراجعه كنم، سابقه‌ي طولاني در استفاده از نظرات تخصصي پزشكان و مطالعه علايم سرماخوردگي خودم دارم. فقط به عنوان نمونه اگر 20 سال اخير زندگي‌ام را كه به خوبي به خاطر دارم، ضربدر 4 بار سرماخوردگي در سال، ضربدر 1.5 (ميانگين دفعات مراجعه به پزشك) بكنيم به عدد 120 بار مراجعه به پزشك مي‌رسيم كه در نوع خودش عدد قابل ملاحظه‌اي است. از سوي ديگر در حوزه‌ي پزشكي مطالعات عمومي دارم و با دوستان پزشكم درباره سرماخوردگي به طور خاص به بحث و گفتگو نشسته‌ام.

سرماخوردگي ويروسي و باكتريايي

قبل از ورود به بحث لازم است اشاره كنم آنفولانزا با سرماخوردگي متفاوت است و به طور كلي آنفولانزا شديدتر از سرماخوردگي است و دوره‌ي آن نيز طولاني‌تر است. آنفولانزا معمولاً با درد بدن، سر يا گوش همراه است. خود سرماخوردگي نيز به دو نوع سرماخوردگي ويروسي و سرماخوردگي باكتريايي تقسيم مي‌شود. سرماخوردگي ويروسي معمولاً شامل آبريزش بيني، تب، عطسه، گرفتگي صدا و گلو درد است. در حالي كه سرماخوردگي باكتريايي حتماً شامل التهاب و چرك گلو است. هيچ دارويي براي مبارزه با ويروس وجود ندارد و داروهايي كه براي سرماخوردگي ويروسي تجويز مي‌شوند براي كنترل و بهبود عوارض بيماري است نه براي از بين بردن ويروس. لذا دقت كنيد آنتي‌بيوتيك‌ها صرفاً مي‌توانند در معالجه‌ي سرماخوردگي باكتريايي مفيد باشند و هيچ تأثيري در بهبود سرماخوردگي ويروسي ندارند.

چرا شما بهترين پزشك سرماخوردگي خود هستيد؟

دليل اول:

در مرحله مشاهده‌ي علائم سرماخوردگي، خودتان بايد تشخيص بدهيد كه اين سرماخوردگي ويروسي است يا باكتريايي. كافي است التهاب گلوي خودتان را در آينه مشاهده كنيد و در صورت رؤيت تغيير رنگ گلو و تيره شدن آن يا در صورتي كه هنگام قورت دادن آب دهان احساس درد مي‌كنيد، بدانيد كه سرماخوردگي شما باكتريايي است و لازم است براي شما آنتي‌بيوتيك تجويز شود. در صورتي هم كه سرماخوردگي شما ويروسي است، چون هيچ دارويي براي آن وجود ندارد، بهترين راه حل استراحت در منزل، نوشيدن مايعات، قرقره آب نمك و نهايتاً خوردن قرص سرماخوردگي هر 8 ساعت يك بار مي‌باشد. در صورتي كه تب داريد نيز از قرص استامينوفن براي كاهش تب استفاده كنيد. پرهيز از غذاهاي محرّك نظير سرخ‌كردني‌ها، ترشي‌جات و غذاهاي چرب و شيرين نيز در كوتاه شدن دوره‌ي سرماخوردگي مؤثر است.

دليل دوم:

در ايران نه پزشك خانواده داريم نه پرونده پزشكي. مزيت پزشك خانواده در اين است كه از كودكي تمامي سوابق بيماري‌هاي شما را دارد و احتمالاً آنها را در يك پرونده پزشكي مخصوص خودتان ثبت و ضبط مي‌كند. ضمناً پزشك خانواده از سوابق موروثي شما و بيماري‌هايي كه خانواده شما قبلاً مبتلا شده‌اند، آگاه است و بين علائم بيماري فعلي شما و سوابق قبلي خانوادگي‌تان يك ارتباط منطقي برقرار مي‌كند. اما از پزشك خانواده كه بگذريم، در ايران پرونده پزشكي هم نداريم. در بسياري از كشورهاي توسعه يافته هر فرد يك كارت هوشمند درمان دارد كه سوابق بيماري‌هاي وي در آن و همزمان در شبكه مراكز درماني كشور ثبت و ضبط شده است. نتايج تمامي آزمايش‌هايي كه شما انجام داده‌ايد و سوابق بستري شدن شما در بيمارستان‌هاي مختلف به صورت متمركز در اختيار پزشكي است كه هم اينك مي‌خواهد شما را ويزيت كند. لذا او از حساسيت‌هاي شما به داروهاي مختلف با خبر است و بر اساس اطلاعات گذشته بهترين تجويز را براي شما خواهد داشت.

اما الان بهترين پرونده‌ي پزشكي شما در حافظه‌ي خودتان جاي دارد. پس شما نبايد صمٌ بكم در مقابل پزشك بنشينيد تا او هر دارويي را كه خواست تجويز كند. به عنوان نمونه بنده به تجربه دريافته‌ام كه كپسول آمپي‌سيلين، آموكسي‌سيلين، اريترومايسين، سفالكسين و اخيراً كوآموكسي كلاو و سفيكسيم هيچ گونه تأثيري در بهبود سرماخوردگي باكتريايي بنده ندارند. يعني به مرور زمان باكتري‌هاي سرماخوردگي در مقابل اين داروها مصون شده‌اند يا به تعبير صحيح‌تر اين داروها بر روي باكتري‌هاي جديد تأثيري ندارد. آنتي‌بيوتيك آزيترودُر كه اخيراً به بازار آمده است تأثير قوي‌تري از آنتي‌بيوتيك‌هاي قبلي دارد و هنوز در بهبود سرماخوردگي بنده كارساز است.

دليل سوم:

هيچ نسخه‌ي جهان‌شمولي براي بهبود آنفولانزا يا سرماخوردگي‌هاي باكتريايي وجود ندارد و اينها كاملاً وابسته به شرايط جسمي، اقليمي، ارثي و پيشينه‌ي بيماري‌هاي شما دارد. شما در حين سرماخوردگي، نكاتي را به تجربه درمي‌يابيد كه به طور معمول حتي در پرونده پزشكي شما هم ثبت نمي‌شود. اهميت اين نكات از اين جهت است كه وقت شما صرف روش‌هاي بي‌فايده نخواهد شد. مثلاً بنده به تجربه دريافته‌ام كه پس از بروز التهاب در گلو (سرماخوردگي باكتريايي) قرقره‌ي آب نمك هيچ تأثيري در بهبود وضعيت پيش آمده نداشته است و اين التهاب صرفاً با داروي تزريقي اعم از پني‌سيلين يا سفترياكسون (Ceftriaxone) و يا آنتي‌بيوتيك‌هاي خوراكي از بين خواهد رفت. يا مثلاً قرص مكيدني آلتادين، در باز شدن صدا و كاهش التهاب گلو تأثير چشمگيري دارد.  يا به عنوان نمونه آنتي‌بيوتيك سيپروفلوكساسين اگر چه بيشتر براي عفونت‌هاي ادراري تجويز مي‌شود اما در برخي موارد تأثير آن براي سرماخوردگي‌هاي باكتريايي از بسياري از آنتي‌بيوتيك‌هاي معروف بيشتر بوده است و علت را شايد در مقاوم نبودن ميكروب‌هاي موجود نسبت به اين آنتي‌بيوتيك كم‌كاربرد بتوان يافت.

دليل چهارم:

پزشك صرفاً بر اساس گفته‌هاي شما و برخي معاينات ساده از روي مجموعه‌اي از تجويزهاي سرماخوردگي و مطابق نظر خودش و نه لزوماً منطبق با شرايط جسمي و پيشينه‌ي بيماري‌هاي شما، نسبت به نوشتن نسخه اقدام مي‌كند. مثلاً برخي پزشكان به بعضي از آنتي‌بيوتيك‌ها خيلي علاقه دارند يا نسبت به برخي ديگر ذهنيت منفي دارند و اين يك تجربه‌ي كاملاً شخصي براي آن پزشك است. همين موضوع براي يك مهندس كامپيوتر هم مصداق دارد، مثلاً مهندسي كه نسبت به مايكروسافت تعصب دارد، همه‌ي راه‌حل‌هايش به يكي از محصولات اين شركت ختم خواهد شد و چه بسا يك شركت كوچك‌تر مثل EmEditor محصولي سبك‌تر و كارآمدتر از Visual Studio و FrontPage براي ويرايش متن و كدهاي برنامه‌نويسي توليد كرده باشد كه به دليل تعصب اين مهندس از ديد وي پنهان بماند. پس پزشك علاوه بر تخصص، سليقه‌ي خودش را نيز در طبابت لحاظ مي‌كند. شما مي‌توانيد با كسب اندكي تجربه و ثبت مشاهدات خودتان از بيماري‌هاي سرماخوردگي خود، مجموعه‌اي از بهترين انتخاب‌ها را در استفاده از داروها و ساير روش‌هاي درمان براي خودتان داشته باشيد تا در مقابل اعمال سليقه‌ي پزشكان در تجويز دارويي كه مي‌دانيد بر شما بي‌تأثير است يا احساس مي‌كنيد پزشك براي بازاريابي يك داروي جديد آن را تجويز مي‌كند مقاومت كنيد. خلاصه اين كه تجويز پزشك خالي از سليقه‌ي او نيست.

جمع‌بندي

شما بهترين پزشك سرماخوردگي خود هستيد اگر تجربيات خود را ثبت كنيد يا دست كم به خاطر بسپاريد و براي مراجعه به پزشك با چشمان باز و به عنوان يك مشاور به او رجوع كنيد و خودتان فرايند درمان را مديريت كنيد.

در همين زمينه:

هفته گذشته همسر بنده در حالي كه با سرعت ۲۰ كيلومتر در ساعت از يك خيابان فرعي وارد خيابان اصلي مي‌شده است، يك سواري پژو كه در لاين سمت راست خلاف جهت مي‌آمده، به شدت و به صورت شاخ به شاخ با خودروي ما تصادف مي‌كند. خوشبختانه تصادف خسارت جاني نداشت و فقط مقدار قابل توجهي وقت، اعصاب و يك روز كاري بنده و همسرم از دست رفت. ضمناً براي يك هفته هم اتومبيل نداشتيم. اما بر آن شدم كه تجربيات بسيار جالب خودم را از سه تصادف رانندگي خود -كه در هر سه مورد زيانديده بودم و نه مقصر- به رشته‌ي تحرير درآورم، باشد كه براي شما مفيد واقع شود.

قبل از تصادف

  • اكثر تصادفاتي كه در شهر و بر اثر خطاي انساني رخ مي‌دهد بر سر تقاطع‌ها و چهارراه‌ها اتفاق مي‌افتد، سعي كنيد ضمن كاستن از سرعت تا جايي كه چشمتان كار مي‌كند دو طرف تقاطع را بپاييد و حتي با چشمانتان از لاي شمشادها و درختان بلوار و پياده‌رو، هر گونه جنبنده‌اي كه در حال نزديك شدن به چهارراه مي‌باشد را رصد كنيد.
  • در خيابان‌هاي يك طرفه حتماً دو طرف را ببينيد چون هر گونه ورود ممنوع براي موتور سواران از شير مادر حلال‌تر است و يا مثل مورد فوق يك نفر بر اثر فراخي مفرط حال ندارد تا سر بريدگي برود و دور بزند و به هواي خلوتي خيابان قصد دارد يك كوچولو! خلاف كند.
  • اگر ديديد كه يك خودرو با سرعت به سمت شما مي‌آيد، اگر امكان و زمان فرار و جا خالي دادن داريد حتماً اين كار را بكنيد در غير اين صورت ترمز را رها كنيد و ماشين را در حالت خلاص قرار دهيد تا اثر ضربه به حداقل برسد.
  • حتماً در خودروي خود طناب و قلاب‌هاي كشي داشته باشيد تا در صورت بروز سانحه بتوانيد بخش‌هاي آسيب ديده‌ي خودرو را كه چفت نمي‌شوند با طناب مهار كنيد.
  • تاريخ سررسيد انقضاي بيمه خودروي‌تان را حتماً به ياد داشته باشيد و قبل از آن زمان نسبت به تمديد بيمه اقدام كنيد، زيرا حتي اگر زيانديده باشيد و در لحظه‌ي تصادف ماشين بيمه نباشد، به هيچ عنوان خسارتي به شما پرداخت نخواهد شد.

در لحظه تصادف

  • ضمن حفظ آرامش كامل ابتدا وضعيت جسمي خود و ساير سرنشينان را كنترل كنيد تا در صورت آسيب‌ديدگي با اورژانس تماس گرفته شود، مصدومان داراي شكستگي را فقط در صورت آشنايي با كمك‌هاي اوليه جابجا كنيد تا دچار كشيدگي و پارگي تاندون نشوند در غير اين صورت منتظر آمدن نيروهاي امدادي باشيد.
  • بعد از پياده شدن از خودرو و مشاهده‌ي مچاله شدن ماشين زيبايتان خيلي خيلي سعي كنيد كه بر اعصاب خود مسلط باشيد و به راننده‌ي خودروي مقابل پرخاش و بي‌ادبي نكنيد، زيرا براي دريافت خسارت و هماهنگي‌هاي بعدي دو سه روز با اين فرد قرار است به جاهاي مختلف نظير اداره‌ي بيمه، شوراي حل اختلاف، تعميرگاه خودرو، خداي ناكرده بيمارستان برويد. لذا هر چقدر برخورد شما منطقي و مؤدبانه باشد مراحل بعدي راحت‌تر پيش مي‌روند.
  • در تأييد بند قبل به ياد داشته باشيد كه مقصر بودن در تصادف براي همه امكان دارد رخ بدهد، فلذا با درايت كامل و با ارائه‌ي رفتاري انساني و اخلاقي صحنه‌ي تصادف را مديريت كنيد.
  • مراقب مگس‌ها باشيد! منظورم از مگس افراد مزاحمي است كه بيكارند و در صحنه‌ي تصادف مدام در گوش شما وز وز مي‌كنند و با ارائه‌ي اطلاعات غلط و غير كارشناسانه شما را گمراه خواهند كرد.
  • به غير از اتوبان‌ها كه ماشين‌ها به سرعت در حال عبور هستند، صحنه‌ي تصادف را به ويژه براي خسارت‌هاي سنگين به هم نزنيد، موارد متعددي ديده‌ام كه افسر راهنمايي پس از مراجعه به صحنه‌ي تصادف اعلام كرده تصادف ساختگي است. جريمه‌ي سد معبر ارزشش را دارد كه اصل تصادف زير سؤال نرود.
  • در صورتي كه مجبور به به هم زدن صحنه‌ي تصادف شديد، حتماً با دوربين گوشي موبايل از زواياي مختلف از صحنه‌ي تصادف عكس بگيريد. به ويژه از پلاك خودروي مقابل عكس بگيريد تا در صورت فرار آن خودرو از طريق شماره پلاك امكان پيگيري براي شما باشد.
  • در حال حاضر خسارت‌هاي زير 15 ميليون ريال با مراجعه‌ي طرفين مقصر و زيانديده به اداره بيمه و بدون نياز به كروكي پرداخت مي‌شود. اما امكان دارد كه اگر طرف شما آدم ناجوري باشد، از زير تصادف شانه خالي كند و اصلاً بگويد شما مقصر بوديد. لذا منتظر آمدن پليس و جريمه‌ي فرد خاطي و تبادل بيمه و كارت ماشين مقصر و كارت ماشين زيانديده بين طرفين باشيد.
  • حتماً شماره تماس‌هايتان را با فرد مقابل مبادله كنيد.
  • در صورت نياز به جرثقيل براي جابجايي خودرو، هزينه‌ي آن را مقصر بايد جداگانه بپردازد و بيمه در اين خصوص مبلغي نمي‌دهد.

بعد از تصادف

  • در صورتي كه در و پيكر خودروي آسيب ديده خوب چفت و بست نمي‌شوند، حتماً آن را در پاركينگ نگهداري كنيد.
  • قبل از رؤيت خودرو توسط كارشناس بيمه هيچ گونه اقدام اصلاحي بر روي آن انجام ندهيد.
  • براي دريافت خسارت حضور هر دو خودرو و رانندگان آن‌ها به همراه مدارك كامل از جمله سند خودرو الزامي است. سند نيروي انتظامي خودرو را فراموش نكنيد.
  • اگر اداره بيمه پيشنهاد كرد كه خودروي شما را خودش از طريق تعميرگاه‌هاي طرف قرارداد تعمير مي‌كند، نپذيريد و خسارت را نقداً دريافت كنيد. به چند دليل اين كار بهتر است: اول اين كه تعميرگاه‌هاي طرف قرارداد معمولاً مثل ايرانخودرو و سايپا شركتي هستند، تعهدي نسبت به تحويل به موقع و تعمير با كيفيت خودرو ندارند. مثلاً رنگ جديد بخش‌هاي آسيب ديده با رنگ قبلي اگر اندكي فرق كند براي‌شان اصلاً مهم نيست. اگر شما خسارت را نقداً دريافت كنيد، ماشين‌تان را به هر تعميركار آشنايي كه داريد و با هر قيمت توافقي و هر زمان توافقي براي تحويل مي‌سپاريد و تعميركار نيز براي دريافت پولش ناچار است به موقع و مطابق خواست شما ماشين را تعمير كند و بايد رضايت شما را جلب كند، اما در حالت اول بسيار مشاهده شده است كه تعميرگاه‌هاي طرف قرارداد با بيمه به بهانه‌هاي مختلف اعم از نداشتن قطعه، كثرت مشتريان و غيره مشتري را سر مي‌دوانند.
  • لوازم يدكي به ويژه قطعات بدنه‌ي خودرو را با حضور صافكار خريداري كنيد تا بعداً در صورت بروز مشكل، اشكال را به گردن غيراصلي بودن قطعات نيندازد. حتماً تأييديه صافكار اعم از اصل بودن قطعات و صافي سطوح آن را دريافت كنيد.
  • صافكار‌ها و نقاش‌هاي اتومبيل اكثراً دبه‌كار هستند. لذا حتماً قيمت و شرح خدمات را به ريز با ايشان قطعي كنيد تا بعداً به بهانه‌ي شاسي‌كشي و امثال ذلك از شما وجه اضافه‌تر دريافت نكنند.

با آرزوي اين كه هيچ وقت تصادف نكنيد يا اگر تصادف كرديد با يك آدم حسابي تصادف كنيد و فقط متحمل خسارت مادي شويد، براي شما رانندگي بدون سانحه‌اي را آرزو مي‌كنم. شاد و پيروز باشيد.

امروز به دليل اين كه قيمت سكه تمام بهار آزادي طرح امامي به ۵۳۱۰۰۰ تومان –البته تا اين لحظه- رسيده و چشم و چراغ همه‌ي ايرانيان را روشن كرده است! به ذهنم رسيد تجربيات و دانسته‌هاي خود را در زمينه خريد و فروش طلا به محضر دوستان و سروران ارجمند عرض كنم:

تجربه اول: به هيچ طلا فروشي اعتماد نكنيد، مخصوصاً اگر آشنا باشد.

بنده تا قبل از ازدواج هيچ گونه تجربه‌اي در خصوص خريد طلا نداشتم. پس از پايان مراسم عقد و عروسي، تعدادي النگو و پلاك ناهمگون روي دست‌مان مانده بود كه چاره‌اي نداشتيم مگر اين كه همه را بفروشيم و طلاي يكدستي خريداري كنيم. به همراه همسرم به چند مغازه‌ي طلا فروشي مراجعه كرديم و پس از پرس و جوي قيمت و مشاهده‌ي طلاهاي چند مغازه، يكي را همسرم پسنديد و با فروشنده وارد مذاكره شديم. احساس كردم چه آدم متين و قابل اعتماد و منصفي است. هم طلاهايمان را گران‌تر از سايرين خريد و هم قيمت طلا‌ها را علي الظاهر خوب حساب كرد. خوشحال و خرم از مغازه خارج شديم و براي خريد گوشواره به مغازه‌ي ديگري رفتيم. ديدم قيمت طلاي ساخته را خيلي بالا مي‌گويد. عرض كردم ما همين الان ۵ تا النگو خريديم به فلان قيمت. فروشنده با اطمينان گفت: «امكان نداره!». فاكتور را به او نشان داديم و در كمال تعجب به ما نشان داد كه طلا را با قيمت ديگر و گران‌تري به ما فروخته است. بلافاصله به مغازه‌ي اولي مراجعه كرديم و گفتيم شما قيمت واحد را يك چيز گفته بودي و قيمت كل را جور ديگري حساب كردي. دستپاچه شده بود و دوباره خودش حساب كرد و گفت: «بله ظاهراً اشتباه شده است» 5 عدد النگو به پول آن موقع شده بود 90 هزار تومان كه بعد از محاسبه مجدد معلوم شد 10 هزار تومان زياد گرفته است. پول را پس گرفتيم و پيش طلا فروش دوم رفتيم.

طلا فروش دوم با يك ژست قهرمانانه از اين كه توانسته بود ما را راهنمايي كند، اعتماد ما را به خود جلب كرده بود و ما هم نه فقط آن يك بار بلكه بارها از او خريد كرديم. در يكي از دفعاتي كه براي خريد طلا پيش او رفته بوديم، همسرم از روي صداقت گفت: «ما ديگر به شما اعتماد داريم و مستقيم مي‌آييم پيش شما» از آن به بعد احساس كردم در برخي موارد قيمت‌ها را بالاتر از ساير مغازه‌ها حساب مي‌كند و اين موضوع در خصوص فروش يك ربع سكه برايم كاملاً مسجل شد. از آن روز به بعد او نيز برايم يكي بود مثل بقيه كاسب‌ها، به معناي واقعي كاسب!

تجربه دوم: در هنگام خريد طلا حتماً ماشين حساب با خود ببريد.

يكي از شگردهاي طلافروشان اين است كه هيچ گاه قيمت واحد هر گرم طلا را در فاكتور نمي‌نويسند و فقط به نوشتن وزن كل، عيار و قيمت كل بسنده مي‌كنند. اين موضوع باعث مي‌شود كه شما در همان لحظه متوجه نمي‌شويد بالاخره آيا قيمت را همان گونه كه به شما گفته بودند حساب كرده‌اند يا نه. اگر شما ماشين حساب همراه داشته باشيد، به راحتي با تقسيم قيمت كل به وزن كل مي‌توانيد اين را بفهميد و در صورت مغايرت به فروشنده بگوييد. سعي كنيد وزن را خودتان از روي ترازو بخوانيد، چون اين را بارها ديده‌ام كه در موقع خريد طلا، وزن آن را روند به پايين و براي فروش طلا وزن آن را روند به بالا مي‌كنند.

تجربه سوم: قيمت نهايي يك قطعه طلا چگونه محاسبه مي‌شود؟

قيمت نهايي يك قطعه طلا برابر است با وزن طلا ضربدر قيمت واحد كه قيمت واحد شامل قيمت طلاي خام (مثلاً 18 عيار) به اضافه‌ي اجرت ساخت به اضافه‌ي 7 درصد سود است. دقت كنيد اجرت ساخت قطعات مختلف طلا با هم يكسان نيست. مثلاً پلاك يا مدال كمترين اجرت ساخت و پس از آن النگو، زنجير، انگشتر، گوشواره، دستبند و سينه‌ريز به ترتيب مقام‌هاي بعدي در اجرت ساخت بالا را دارند. هر چقدر طلاي ساخته شده، بتواند توسط دستگاه و به راحتي قالب‌گيري و توليد شود، نظير النگو و زنجير، اجرت ساخت كمتري دارد. هر قدر ظرافت ساخت يك قطعه طلا مثل سينه‌ريز بيشتر باشد اجرت آن بيشتر است. همچنين كشور سازنده‌ي طلا نيز بر اجرت ساخت آن تأثيرگذار است، طلاي ساخت ايتاليا از طلاي ايراني به مراتب گران‌تر و ظريف‌تر است. برخي طلاسازان اصفهاني دستگاه‌هاي ساخت طلا را از ايتاليا وارد كرده‌اند كه اگر چه توليدات‌شان به كيفيت طلاي ايتاليايي نيست ولي از طلاي داخلي بهتر است. دقت كنيد طلاي اصفهان را به اسم طلاي ايتاليا به شما نفروشند. (اين مورد كاملاً تجربي و شهودي است و آن قدر بايد طلا ببينيد تا بتوانيد فرق آنها را متوجه شويد)

تجربه چهارم: سكه بهار آزادي را از مراكز بورس سكه، مثل بازار يا چهارراه استانبول تهيه كنيد.

قبل از خريد سكه ابتدا از طريق اينترنت* يا روزنامه از قيمت آن مطلع شويد و ترجيحاً سكه را از مراكز بورس فروش طلا تهيه كنيد. دليل آن اين است كه اولاً شما سكه را از مغازه‌اي مي‌خريد كه خودش سكه را براي شما وكيوم مي‌كند و به شما بابت خريد سكه فاكتور مي‌دهد. خيلي از طلافروشان براي سكه فاكتور نمي‌دهند يا اين كه قيمت‌شان از قيمت روز سكه بالاتر است، اگر هم به آنها اشكال كنيد مي‌گويند: «اين قيمت‌ها را روزنامه‌ها براي دلخوشي مردم مي‌گويند». ضمناً قيمت سكه در مراكز بورس با هم برابر نيست. يكي از دفعاتي كه به چهار راه استانبول رفته بودم قيمت سكه تمام بهار آزادي تا 3000 تومان اختلاف داشت. يعني شما با اندكي گشت و گذار مي‌توانيد از مغازه‌اي كه ارزان‌ترين قيمت را نوشته، سكه بخريد.

تجربه پنجم: در زمان خريد برليان، حتماً شناسنامه‌ي طلا و جواهرات را از فروشنده دريافت كنيد.

به نوع خاصي از الماس تراش خورده كه نور را به زيباترين شكل ممكن ساطع مي‌كند، برليان اطلاق مي‌شود. اولاً اين كه دقت كنيد اصطلاح «طلاي اتمي» براي شيشه‌ي تراش خورده‌اي به كار مي‌رود كه در ساخت طلاي جواهردار استفاده مي‌شود. اين شيشه هيچ ارزشي نداشته و در زمان فروش طلا از وزن اصلي آن كم مي‌شود. اما برليان با واحد قيراط محاسبه شده و در زمان فروش طلا، بر اساس شناسنامه‌ي جواهرآلات كه تعداد، نوع و وزن برليان‌هاي به كار رفته در آن را مشخص كرده محاسبه مي‌گردد. لذا حتماً علاوه بر فاكتور شناسنامه‌ي جواهرآلات داراي سنگ‌هاي قيمتي را از فروشنده دريافت كنيد، يا حتي المقدور وي را متقاعد كنيد آنها را در فاكتور به طور كامل قيد نمايد.

تجربه ششم: عيار طلا چگونه محاسبه مي‌شود؟

معمول‌ترين عيار طلا در ايران عيار 18 است كه منظور از 18 نسبت 18 به 24 است كه حاصل تقسيم عدد 75 صدم يا 750 هزارم مي‌شود. از همين جهت است كه پشت طلاهاي 18 عيار عدد 750 نقش بسته است. اين عدد به معني آن است كه 75 درصد اين قطعه، از طلاي خالص است و مابقي از مس يا نيكل است. البته به ندرت طلاهاي با عيار كمتر از 18 در بازار موجود است. رتبه بعدي طلاي عيار 21 است كه در پشت اين گونه طلاها عدد 900 به معناي 90 درصد طلاي خالص نقش بسته است. طلاي خالص يا 24 عيار نيز به اصطلاح شمش ناميده مي‌شود كه معمولاً با اين عيار براي ساخت جواهرآلات استفاده نمي‌شود و صرفاً ارزش تجاري دارد نه ارزش تزئيني.

تجربه هفتم: نكاتي در باب تعويض طلاي نو با كهنه.

فرض كنيد كه همسر شما از طلاي فعلي‌اش خسته شده و اين قدر جاري و خواهر شوهر توي سر آن طلاهاي بدبخت زده‌اند كه في‌الحال كاري واجب‌تر از طلاهاي سركار علّيه نيست. وقتي براي اين امر به بازار طلافروشان مراجعه كرديد، طلايي كه مي‌خواهيد بفروشيد را به مغازه‌هاي مختلف عرضه كنيد، آن وقت متوجه مي‌شويد كه قيمت‌هاي مختلفي براي يك مجموعه طلاي واحد به شما گفته مي‌شود كه ناشي از تفاوت ترازوها، تفاوت قيمت خريد است. برخي طلافروشان وقتي مطمئن شدند كه خريد طلاي شما قطعي است، طلاي شما را به قيمت پايين‌تر از متعارف بر‌مي‌دارند. يعني به نوعي احساس مي‌كنند دست شما زير سنگ است و هر قيمتي آنها بگويند شما مي‌پذيريد. در اين گونه موارد حواستان به قيمت‌هاي قبلي كه به شما گفته شده باشد و اگر فروشنده خيلي روي قيمت خودش اصرار كرد، ابتدا برويد در يكي از فروشگاه‌هاي قبلي كه بالاترين قيمت را گفته، طلاي خود را بفروشيد و از فروشنده‌ي آخر فقط طلا را بخريد. ضمناً به ياد داشته باشيد كه در زمان معاوضه شما چون به دو صورت داريد به طلافروش سود مي‌رسانيد او بايد قيمت طلاي فروخته شده را با شما ارزان‌تر حساب كند.

تجربه هشتم: در روزهاي شلوغي طلافروشان مثل روز مادر و شب عيد طلا نخريد.

خريد طلا يك كار دقيق و حساس است. وقتي شما روز شلوغي را براي اين كار انتخاب مي‌كنيد با چند مشكل اصلي روبرو هستيد. اولاً مغازه‌ي طلا فروش سرشار از جمعيت است و آرامش و تمركز لازم را نداريد. ثانياً خيلي از كارهاي خوب در اين روز به فروش رفته و شما شانس كمتري براي انتخاب گزينه‌هاي جديد داريد. ثالثاً و از همه مهم‌تر طلافروش در روزهاي شلوغ كم‌حوصله‌تر است و امكان دريافت تخفيف از وي به مراتب كمتر خواهد بود.

تجربه نهم: چيزي بين 2 تا 3 درصد از قيمت كل طلا را چانه بزنيد.

به جز سكه بهار آزادي كه قيمت مقطوعي دارد، بنده تقريباً در همه‌ي خريد‌هايم چيزي حدود 2 تا 3 درصد قيمت كل طلا را چانه زده‌ام. اصلاً از چانه زدن خسته نشويد و مطمئن باشيد با كسر اين مبلغ نيز، طلافروش سود بسيار خوبي به جيب خواهد زد. ضمناً تخفيف را از مبلغ كل پايين‌تري شروع كنيد تا نهايتاً فروشنده به دو سه درصد كمتر رضايت دهد.

اميد كه اين مطالب براي شما مفيد بوده باشد و با آرزوي خريد خوب و رضايتبخش. التماس دعا

من زيادي زود رنجم يا ديگران بيشْ آزار؟ اين سؤالي بود كه مدتها ذهن مرا به خود مشغول كرده بود و مدام در تعاملات روزانه از رفتارهاي ناهنجار ديگران آزرده مي‌شدم و مانده بودم كه آيا من زيادي زود رنج هستم يا سطح ناهنجاري‌هاي رفتاري در جامعه‌ي ما بالاتر از نُرم است.

براي يافتن پاسخ اين سؤال و حل برخي مشكلات ديگر كه خودم از برطرف كردن آنها عاجز شده بودم به يك روانشناس و روانكاو حاذق مراجعه كردم.

در جامعه‌ي ما شايد آن گونه كه بايد و شايد جايگاه روانشناس، روانكاو و مشاور تبيين نشده است و عمدتاً نگاه بدي به اين مسأله وجود دارد. شايد يكي از دلايلش اين باشد كه ما ايراني‌ها خودمان را در همه‌ي زمينه‌ها متخصص و عقل كل مي‌دانيم من جمله روانشناسي. اما به هر تقدير مراجعه به متخصص در هر زمينه‌اي حكم عقل است و درمان روح و روان را بايد با اولويت بالاتري نسبت به درمان جسم دنبال نمود كه متأسفانه خيلي نسبت به اين مسأله غفلت شده است.

دكتر روانشناس و روانكاو بعد از چندين جلسه صحبت و يافتن شناخت نسبي به مشكل دو راه حل به من پيشنهاد كرد:

  1. فراگيري يك سري تكنيك و فن در تعامل با ديگران و تسلط بر ذهن كه كمتر آسيب ببيني. اين روش زود بازده اما سطحي است.
  2. يك دوره روانكاوي طولاني مدت كه دير بازده اما عمقي است.

بنده با مشاوره‌ي ايشان –كه عضو هيأت علمي دانشگاه هستند- راه دوم يعني روانكاوي را انتخاب كردم. تا قبل از اين هم هيچ تجربه‌اي از روانكاوي (Psychoanalysis) نداشتم و اصلاً فرقش را با روانشناسي (Psychology) نمي‌دانستم.

جلسات روانكاوي در اتاقي كاملاً ساكت و با دكوري جذّاب و آرام‌بخش برگزار مي‌شد. گل و گياه هم به وفور در اتاق وجود داشت و فضاي خشك جلسات را مطبوع كرده بود. در جلسات اول، روانكاوي را به صورت رو در رو (Face to Face) شروع كرديم تا من قدري با اصول كار آشنا شوم. اما از جلسه چهارم يا پنجم به بعد كاناپه‌اي شبيه به شكل زير وجود داشت كه من روي آن دراز مي‌كشيدم و رو به سقف، شروع مي‌كردم به بيان هر آن چه به ذهنم خطور مي‌كند.

نيمكت يا كاناپه مخصوص روانكاوي

يكي از اصول روانكاوي اين است كه هيچ سانسوري نبايد صورت بگيرد و درمان‌شونده هر چيزي را كه به ذهنش مي‌رسد بايد صراحتاً بيان كند حتي حرف‌هاي خصوصي و تجربه‌هاي محرمانه و شرم‌آور كه در حالت عادي كسي قادر و حاضر به بيانش نيست.

نكته‌ي ديگر اين است كه جلسات روانكاوي هيچ دستور جلسه و بحث مشخصي ندارد و اين ذهن شماست كه فرمان را به دست مي‌گيرد و شما مثل گزارشگر، هر آن چه از دنياي درونتان مي‌بينيد بيان مي‌كنيد. بناي روانكاو نيز بر اين است كه حتي المقدور وارد گفتگوي شما نشود مگر جايي كه احساس مي‌كند برخي از ابعاد ماجرايي كه شما در حال تعريف آن هستيد نياز به باز شدن دارد و يا اين كه در همان زمان بازگويي وقايع، ارتباط برخي رويدادها را براي باز شدن ذهن شما بيان مي‌كند.

واقعاً تجربه‌ي منحصر به فرد، جالب و در عين حال دردناكي است. چون شما بسياري از خاطرات تلخي را كه فراموش كرده‌ايد در اين جلسات به ياد مي‌آوريد و در زمان بازگويي آنها، درد و رنج گذشته را دوباره احساس مي‌كنيد. وظيفه‌ي روانكاو اين است كه در كنار شما و از بالا به وقايع و رويدادهاي زندگي شما از دوران كودكي تا بزرگسالي نگاه مي‌كند و شروع به تحليل و يافتن ارتباط آنها با يكديگر مي‌نمايد.

بزرگترين فايده‌‌ي روانكاوي براي من اين بود كه نسبت به نقاط كبود روح و روان خودم آگاهي يافتم. هر كدام از ما در برخورد با وقايع پرفشار و ناهنجار عمدتاً يكي از دو رويكرد منفعل و فعّال را در پي مي‌گيريم. مثلاً در مواجه با يك رفتار توهين‌آميز، برخي افراد خودخوري مي‌كنند و برخي ديگر به توهين متقابل برمي‌خيزند. رويكرد اولي منفعل و دومي فعّال است. كم هستند افرادي كه در رويارويي با وضعيت‌هاي پرفشار، بتوانند از خود رفتار منطقي نشان دهند و اين وقايع آثار منفي بر روانشان به جاي نگذارد.

روانكاوي به انسان كمك مي‌كند نه تنها نسبت به رفتار ناخودآگاه خود هوشيار شود بلكه ريشه‌هاي هر كدام از آنها را بشناسد و به عنوان يك ناظر بيروني به مشاهده و تحليل رفتار خود بپردازد. شناخت نقاط كبود روح آدمي، به فرد كمك مي‌كند تا از طريق نقاط سالم خود با ديگران به تعامل بپردازد.

در جامعه‌ي ايراني كه به تعبير انسان‌شناس معاصر، دكتر نعمت‌الله فاضلي «در این آب و خاک امروزه کل وجود انسان به اشکال متعدد تحقیر می شود» كمتر كسي هست كه در وجود خود نقطه‌ي كبود نداشته باشد. شايد شما هم گاهي اوقات با اين صحنه برخورد كرده باشيد كه با گفتن يك حرف به ظاهر ساده، همكار، دوست، فرزند يا همسر خود را به شدت ناراحت كرده‌ايد و متحيّر هستيد از اين كه «مگر من چي گفتم؟» شما چيز خاصي نگفته‌ايد بلكه دستتان را روي نقطه‌ي كبود روان طرف مقابل فشار داده‌ايد.

در پايان دوره‌ي روانكاوي، فرد قادر خواهد بود با مشاهده‌ي رفتار خود و درك حسن و قبح آن نسبت به استمرار يا تغيير آن تصميم بگيرد. او ديگر مي‌داند كه مثلاً فريادي كه سر كودكش مي‌كشد ناشي از آن پسْ‌گردني است كه در دوران كودكي خود، از پدرش خورده است و اگر رفتار پدرش را تقبيح مي‌كند، خودش ديگر نبايد همان راه را ادامه بدهد.

روانكاوي سفر به اعماق وجود انسان است. ما غافليم از اين كه هر روز خروارها تجربه‌ي تلخ و شيرين را كه شاكله‌ي شخصيت ما را تشكيل داده‌اند با خود اين طرف و آن طرف مي‌بريم و نمي‌دانيم كه راز موفقيت و شكست ما در تحليل آن چيزي است كه تا كنون به سر ما آمده است. چه بسا بارها و بارها در مواجهه با يك پديده، رفتار غيرمنطقي از خود بروز داده‌ايم و اگر باز هم آن اتفاق تكرار شود همان عكس العملي را كه مي‌دانيم سرانجامي ندارد تكرار خواهيم كرد. چرا؟ چون راه ديگري بلد نيستيم. مي‌دانيم كه سركوفت زدن به فرزندي كه اتاقش را تميز نمي‌كند فايده‌اي ندارد ولي باز هم سركوفت مي‌زنيم. روانكاوي به انسان كمك مي‌كند تا سطح خودآگاهي و هوشياري‌اش را نسبت به خود افزايش دهد.

نهايتاً اين كه روانكاوي به من كمك كرد تا نقاط حساس و كبود روح و روان خود را –كه تعدادش كم هم نيست- بشناسم و از سوي ديگر با مقايسه‌ي رفتار مردم ايران با ساير ملت‌ها دريابم كه سطح رفتارهاي توهين‌آميز و تحقير كننده در ايران متأسفانه بسيار بيشتر از ساير ملل و اقوام است و خاطرات و تجربيات شخصي خودم و ساير دوستان به فرنگْ رفته مؤيّد اين مدعاست.

يادتان باشد به هيچ كس نگوييد «تو چرا اين قدر زود ناراحت مي‌شوي؟» چون هيچ كس تصميم نمي‌گيرد كه زود ناراحت شود بلكه بدانيد روح او پر است از آسيب‌ها و داغ‌هايي كه هنوز جايشان تازه است.

مطلب خودم را با شعر زيبايي از حضرت اميرمؤمنان -عليه السلام- به پايان مي‌رسانم:

أتزعم انّک جرم صغیر            و فیک انطوی العالم الاکبرُ

آیا گمان کرده ای که تو یک جسم و ماده کوچکی هستی در حالی که در تو عالم بزرگی نهفته است

پي نوشت: با عرض پوزش، لطفاً از بنده سؤال نكنيد كه به كدام مركز مشاوره و دكتر روانشناس مراجعه كرده‌ام. اين بخشي از حريم خصوصي است كه تمرين و ترويج مي‌كنم تا رعايت شود.