هميشه با خودش فكر مي‌كرد بازرس‌ها پالتوي بلند مي‌پوشند با يقه‌هاي بالا زده و نگاه‌هاي خيره خيره. كم حرف مي‌زنند و بيشتر سؤال مي‌كنند. رفتارشان قاطعانه است و جذبه‌شان مخاطب را مسحور و مقهور مي‌كند.

حالا بيش از يك سال است كه او را آقاي بازرس صدا مي‌كنند؛ خودش فكر مي‌كند تغييري نكرده و همان آدم قبلي است. نه پالتوهاي بلند مي‌پوشد، نه يقه‌ي كتش را بالا مي‌دهد و نه نگاه‌هاي خيره خيره به اين سو و آن سو مي‌كند. به لحاظ نوشتن كم كارتر نشده است، جنس نوشتن‌ها فرق كرده. وبلاگش را شايد دير به دير به روز مي‌كند و از آخرين يادداشت وبلاگش بيش از 8 ماه گذشته است، لكن اين‌ها به معناي كمتر نوشتن نيست، يادداشت‌هاي بازرسي را نمي‌شود روي وب منتشر كرد.

آقاي بازرس دلش براي آن روزهايي كه راحت‌تر مي‌نوشت و محدوديت‌هاي امروزي را نداشت تنگ شده است. آن چه در پي خواهد آمد به ويژگي‌ها و شرايط يك بازرس موفق اشاره دارد:

ويژگي‌هاي يك بازرس موفق

1- تسلط و اشراف علمي و اطلاعاتي به حوزه استحفاظي خويش: كسي مي‌تواند به بازرسي از يك حوزه‌ي خاص بپردازد كه به لحاظ دانش و شناخت پيچ و خم‌ها و زير و بم كارها، از متوليان و متصديان امر برتر باشد. لذا نمي‌توان فرد تازه‌كار و ناآشناي به امور را به عنوان بازرس آن كار منصوب كرد.

2- تسلط به قوانين، مقررات، آيين‌نامه‌ها، شرح وظايف سازمان‌ها و پست‌هاي سازماني: علاوه بر داشتن دانش علمي و شناخت تجربي كار، آگاهي كامل از قوانين و مقررات و آخرين آيين‌نامه‌ها و دستورالعمل‌ها و تسلط كامل به شرح وظايف پست‌هاي سازماني براي عملياتي شدن يك بازرسي موفق، الزامي است. زيرا اگر بازرس نداند آن چه در صحنه‌ي عمل اتفاق افتاده يا نيفتاده، در شرح وظايف مخاطب خود هست يا نيست، نمي‌تواند له يا عليه وي مطلبي را بيان كند يا گزارشي بنويسد.

3- شجاعت و صراحت بيان: تبحر علمي و دانش تجربي و تسلط كامل بر قوانين و مقررات، از شروط لازم براي كار بازرسي است. اما اگر بازرس از شجاعت كافي برخوردار نباشد، در عمل نمي‌تواند مشكلاتي را كه ديده است به زبان بياورد و از متصديان امور مطالبه كند. بازرسي به يك روحيه‌ي چالش‌برانگيز و قاطع نياز دارد. محافظه‌كاري و گير افتادن در دام رودربايستي‌ها و به عبارت عاميانه آهسته رفتن و آهسته آمدن از ترس شاخ گربه‌ها، بزرگترين آفت بازرسي است كه عملاً جز نام و عنواني از شغل بازرسي باقي نخواهد گذاشت و جايگاه بازرس را به بي‌خاصيت‌ترين شكل ممكن تنزل خواهد داد.

4- استقلال رأي: بازرس مي‌بايست فراي ارتباطات و رفاقت‌ها و به دور از در نظر گرفتن مصالح صنفي، حزبي، همشهري‌گري و ارتباطات سازماني، رأي و نظرش را به قصد اصلاح افراد، ساختارها و رويه‌ها اعلام نمايد. طبيعي است، بازرسي كه با سفارش فلان مدير يا فلان شبكه سازماني روي كار آمده است، مناسبات قدرت و ارتباطات سازماني را در نتيجه‌ي بازرسي‌هاي خود به منظور بقاي در پست بازرسي و پرهيز از اتهام نمك‌ناشناسي، لحاظ خواهد كرد.

5- پاك‌دستي و پاك‌دامني: بازرس، به جهت اقتداري كه دارد و نتايجي كه از ارسال گزارش‌هايش پديدار خواهد شد، در معرض انواع پيشنهادهاي اغوا كننده است. همان گونه كه پيش‌تر اشاره شد، شجاعت يكي از ويژگي‌هاي بازرسي است كه مسدود كننده‌ي تهديد است و پاك‌دستي سپري در برابر تطميع خواهد بود.

6- داشتن نگاه انتقادي و ايده‌آل‌گرا: بازرس اصولاً بايد به پديده‌هاي پيرامون خود نگاهي انتقادي و ايده‌آل‌گرايانه داشته باشد. فردي كه با هر شرايطي سازگار است و به هر چيزي قانع است و انگيزه‌اي براي اصلاح امور و اهتمامي به بهبود وضعيت ساز و كار مجموعه‌ي تحت بازرسي خود ندارد، به هيچ عنوان براي كار بازرسي مناسب نيست. بازرس مي‌بايست همواره از نگاه مشتري و مصرف‌كننده و دريافت كننده خدمات، امور را نظاره و مطالبه كند و به اصطلاح «مو را از ماست بيرون بكشد». اگر بازرس، تصويري از حالت مطلوب و شرايط ايده‌آل در ذهن خود نداشته باشد، كثرت امور درست و منطبق بر قوانين، چشم او را پُر مي‌كند و از بيرون كشيدن آن اندك امور ناصواب و خلاف قانون بازمي‌ماند. حال آن كه وظيفه‌ي بازرس تعريف و تمجيد از نيمه‌ي پر ليوان نيست، بل‌كه پرداختن به چيستي و چرايي نيمه‌ي خالي ليواني است كه قرار است به دست مصرف‌كننده يا دريافت كننده‌ي خدمات برسد. حتي اگر نسبت اين دو نيمه 90 به 10 باشد، از مصرف‌كننده پول 100 واحد را گرفته‌اند و نمي‌توان از همان 10 واحد كمبود نيز چشم‌پوشي كرد.

7- جزءنگري و نكته‌سنجي: حرفه‌ي بازرسي سراسر نكته سنجي و جزءنگري است. برخلاف نظارت كه به امور كلان و تجزيه و تحليل نتايج بازرسي به منظور دستيابي به يك جمع‌بندي كلي از موضوعات مي‌پردازد، در بازرسي مي‌بايست به جزئيات توجه كرد. از پر كردن چك ليست‌ها گرفته تا چك كردن بند به بند شرح وظايف و بررسي محيط كار و تصويربرداري از زواياي مختلف محيط و بخش‌هاي گوناگون و زير و رو كردن اقلام و تجهيزات و پرسيدن سؤالات متعدد و متنوع از متصديان امور و بعضاً ضبط كردن صدا يا فيلمبرداري از وقايع و ريز شدن در آرم يك شركت توليدي بر روي محصولات سال‌هاي مختلف خود و كنترل تاريخ‌هاي توليد و انقضا و مرور گزارش‌هاي بازرسان قبلي در ذهن براي چك كردن آسيب‌هاي هميشگي و بعضاً برطرف ناشدني امور.

8- داشتن مهارت گزارش‌نويسي: نتيجه و خروجي كار يك بازرس، غالباً در گزارش بازرسي ظهور و بروز مي‌نمايد و بازرسي كه توانايي نگارش گزارش نداشته باشد و نتواند ديده‌ها و شنيده‌هايش را به درستي در قالب كلمات جاري نمايد، مثل كودكي است كه فقط با جيغ و فرياد مي‌تواند خطر را هشدار دهد، اما نمي‌تواند دقيقاً بگويد چه اتفاقي افتاده يا خواهد افتاد. لذا گماردن برخي افراد ناتوان در امر نگارش و همچنين با توجه به پيشرفت علم و فناوري، ناتوان در استفاده از رايانه و تايپ گزارش، به امر خطير بازرسي، ابتر گذاشتن و بي‌خاصيت كردن فرايند بازرسي است. از جمله مهارت‌هاي گزارش‌نويسي، مستندنويسي است. يعني اسنادها و ارجاعات اخبار به درستي و روشني بيان شده باشد و از مرجع ضميرهاي مبهم و نامعلوم كه اعتبار گزارش را مخدوش مي‌كند، پرهيز شود.

9- ادب و متانت: همه‌ي خصايصي كه در بالا ذكرش گذشت مي‌بايست در قالبي متين و مؤدبانه ارائه گردد تا ضمن حفظ حقوق و حرمت مخاطبان، حريم بازرسي استوار و باصلابت باقي بماند و بهانه‌اي به دست متخلفان داده نشود. چه بسيار ديده شده است كه متخلفان و آب زيركاهان با حاشيه‌سازي و جنجال‌سازي از حضور بازرس در محل اشتغال‌شان، اصل موضوع تخلف را به حاشيه برده‌اند و از جايگاه متهم به خواستگاه شاكي نشسته‌اند تا دست پيش را بگيرند كه پس نيفتند. لذا ادب و متانت بازرس مي‌بايست دو برابر ديگران باشد تا براي مخاطبان اين تصور اشتباه پيش نيايد كه بازرس به واسطه‌ي جايگاهش، خودش را گرفته است و از موضع بالا به پايين صحبت مي‌كند. در تمامي جملات مي‌بايست عدم انطباق خدمات يا محصولات را با آيين‌نامه يا شرح وظيفه‌ي مورد نظر اعلام كرد كه اولاً اثبات شود نظر گفته شده بر اساس رأي و سليقه‌ي شخصي نيست و ثانياً آن چه بيان مي‌شود از سر وظيفه و از زبان قانون است نه از زبان من بازرس.

10- صبر و حوصله: امر بازرسي بي‌شباهت به كار قضاوت نيست. نه از سلام و عليك گرم يك نفر مي‌بايست زياده از حد در خصوص وي خوش‌بين شد و نه از تحويل نگرفتن فردي ديگر درباره‌ي او گمان بد انديشيد. براي دستيابي به كنه و غايت امور بايد صبر و حوصله به خرج داد و مشاهدات و گفته‌هاي افراد مختلف را همانند يك پازل كنار هم چيد تا به تصوير مناسبي از طرح‌واره‌ي موضوع مورد بازرسي دست يافت.  از نگارش و ارسال گزارش‌هاي شتابزده كه آبرو و اعتبار بازرس را براي هميشه به باد مي‌دهد، مي‌بايست پرهيز كرد. يك خبر را بايد از كانال‌هاي مختلف و از زبان افراد مختلف سنجيد و ارجاعات خبر را با حفظ امانت نقل كرد و آن جا كه آبرو يا موقعيت شغلي برخي افراد به واسطه‌ي همكاري با بازرس، در معرض خطر قرار مي‌گيرد، نهايت دقت و شكيبايي را در تنظيم و ارسال گزارش‌ها لحاظ كرد.

11- حمايت مقام مافوق: آخرين و مهم‌ترين رمز موفقيت يك بازرس، حمايت مقامات مافوق از بازرس است. زيرا بازرس، افسري است كه در خط مقدم مي‌جنگد؛ اگر جايي با بي‌اعتنايي يا پرخاشگري و تندخويي مواجه شد و خاطيان اخطار نگيرند و مجازات نشوند، حناي اين بازرس ديگر رنگي ندارد. اگر با ارسال گزارش‌هاي تخلفات يك متصدي يا مجري امر، با متخلفان برخورد نشود و به عبارت ديگر، پشت جبهه از خط مقدم حمايت نكند، تيغ اين بازرس نيز ديگر برنده نيست. در اين گونه مواقع بايد فاتحه‌ي بازرس و بازرسي را خواند.

بعد التحرير:

بازرس‌ها از آن جهت كه به همه گير مي‌دهند، زير تيغند و زير ذره‌بين. هزار باده‌ي ناخورده در رگ تاك است و هزار حرف نگفته در قلم من. آقاي بازرس اين روزها حال خوشي ندارد و خيلي هم نمي‌تواند توضيح بدهد. باشد براي بعد.

اين يادداشت را به سفارش دوست عزيزم مهدي عسگري و با اصرار خواننده‌ي قديمي و صميمي وبلاگ شهروند دردمند، سيدمحمدحسين ميرفخرائي نوشته‌ام. اميدوارم مورد توجه ايشان واقع شود.

 در همين زمينه: