پرش به محتوا
دل‌نوشته‌‌ها و يادداشت‌هاي محمدرضا اسدي

بایگانی

بایگانی مرداد, ۱۳۹۳

از زمان شروع به كار دكتر فرجي دانا در وزارت علوم، سه انتصاب جنجال برانگيز در كارنامه‌ي او بود كه بي‌توجهي به هشدارها و تذكرات نمايندگان مجلس، عاقبت منجر به استيضاح و جدايي او از هيئت دولت شد. انتصاب جعفر ميلي منفرد به سمت معاون آموزشي، سعيد سمنانيان به عنوان مشاور وزير و رئيس مركز هيات‌هاي امنا و هيات‌هاي مميزه وزارت علوم و جعفر توفيقي به عنوان مشاور عالي، براي اصولگرايان كافي بود تا وي را متهم به تبديل وزارت علوم به اتاق جنگ دشمن و همراهي با عوامل فتنه 88 كنند.

فرجي دانا در اولين واكنش به تذكر نمايندگان اعلام كرد كه «انتخاب معاونان حق من است و سؤال از وزير و استيضاح حق شماست». اگر چه وي 9 بار به طور مفصل به تشريح ديدگاه‌ها و اقدامات خود پرداخت و زمان فراواني را به رايزني با نمايندگان مجلس اختصاص داد اما در جلسات حضوري، كمتر انعطاف نشان داد و اي كاش در آخرين حضور خود در جايگاه استيضاح شونده نيز همين قاطعيت را حفظ مي‌كرد و حكميت را در تعيين معاونان به رئيس مجلس واگذار نمي‌كرد.

چوب لجبازي

دكتر فرجي دانا ظاهراً فراموش كرده بود كه اين همان مجلسي است كه به شيخ‌الاسلام وزير كار دولت اصولگرا رحم نكرد و وقتي با بي‌توجهي وزير مبني بر عزل سعيد مرتضوي از رياست سازمان تأمين اجتماعي مواجه شد، وي را استيضاح و معزول كرد. اما فرجي دانا كسي نبود كه اعمال قدرت نمايندگان مجلس را  بپذيرد، او منطق خاص خودش را داشت و ترجيح داد يا با همين شيوه كار كند يا اصلاً در جايگاه وزارت علوم باقي نماند. البته فرجي دانا بر سر انتخاب سرپرست دوم دانشگاه تهران نيز دچار لجبازي شد. پس از آن كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي به دكتر سبحان اللهي، فرد پيشنهادي وزير، جهت رياست دانشگاه خوارزمي، رأي عدم تأييد داد، فرجي دانا به جاي آن كه محمود نيلي را به عنوان رئيس به شورا معرفي كند، مجدداً به عنوان سرپرست به كار گماشت تا همين مسأله نيز در جلسه‌ي استيضاح به عنوان يكي ديگر از نقاط ضعف مديريتي وي مطرح شود كه از نظر من نيز وارد است. جداي از آن چه در وزارت علوم و مناسبات قدرت مي‌گذرد، انتخاب دو سرپرست و معطل گذاشتن وضع مديريتي بزرگترين و باسابقه‌ترين دانشگاه كشور يعني دانشگاه تهران كار صحيحي نيست.

اصولگرايان نمي‌خواهند دانشگاه دست اصلاح‌طلبان باشد

اصولگريان از وقايعي نظير 18 تير 78 به خوبي درس گرفته‌اند كه واگذاري ميدان دانشگاه به اصلاح‌طلبان و باز گذاشتن فضاي سياسي تا چه حد عواقب خطرناكي مي‌تواند داشته باشد. لذا از انتصاب هر اصلاح‌طلبي كه در جريانات 18 تير 78 يا فتنه 88 دستي بر آتش داشته است، در هر يك از سطوح عالي وزارت يا دانشگاه‌ها به شدت پرهيز مي‌كنند و اين مسأله را براي خود خط قرمز مي‌دانند. از سوي ديگر حسن روحاني نيز به خوبي مي‌داند كه بخش قابل توجهي از رأي خود را از جامعه‌ي دانشگاهي به دست آورده است و انتصاب فردي كه نتواند رضايت دانشگاهيان را تأمين نمايد به عدم انتخاب مجدد وي ختم خواهد شد. لذا پيشنهاد افرادي همچون جعفر ميلي‌منفرد، جعفر توفيقي، رضا فرجي‌دانا و محمدعلي نجفي براي تصدي وزارت علوم در راستاي تحقق همين هدف است. هر چهار نفر از افراد صاحب وجاهت علمي و دانشگاهي هستند كه كوچك‌ترين شك و شبهه‌اي در سوابق علمي و مدرك دانشگاهي ايشان نيست و از حمايت بدنه‌ي دانشگاه‌ها نيز برخوردارند.

فرجي دانا خوب دفاع نكرد

نخستين چيزي كه از جلسه استيضاح دكتر فرجي دانا در ذهن من تداعي شد، مناظره معروف 13 خرداد 88 بين احمدي‌نژاد و موسوي بود. هر چقدر احمدي‌نژاد صريح و بي‌پرده سخن مي‌گفت و مثال‌هاي عيني و قابل فهم براي همگان اشاره مي‌كرد، موسوي حتي در انتخاب ضمير نيز دچار مشكل شده بود و براي بيان اشكالات دولت احمدي‌نژاد از ضمير «ما» استفاده مي‌كرد. اشتباه اصلاح‌طلبان مدافع موسوي در اين است كه صراحت و افشاگري را در يك كفه مي‌گذارند و بيان غامض و محترمانه را در كفه‌ي ديگر. گويي نمي‌توان در عين صراحت و سادگي، مؤدبانه و در سطح فهم و شعور عامه صحبت كرد.

فرجي دانا به بسياري از انتقادات پاسخ روشن و قانع كننده‌اي نداد. از جمله فايل صوتي‌اي از وي پخش شد كه در جمع دانشجويان ابراز مي‌دارد «اگر من با رانت نمايندگان مجلس مقابله نمي‌كردم، استيضاح نمي‌شدم». سپس فرجي دانا در مقام دفاع به جاي آن كه به بيان مصاديق اين رانت‌ها بپردازد گفت: «منظورم نمايندگان فعلي مجلس نبوده و اين را به صورت كلي مطرح كردم كه در گذشته چگونه نمايندگان مجلس براي رسيدن به مقاصدشان از رانت استفاده مي‌كرده‌اند». فرجي دانا يا از اساس نبايد چنين حرفي مي‌گفت، يا اگر به درستي آن اعتقاد دارد، مرد و مردانه درخواست‌هاي نابجايي كه از او شده است را بيان مي‌كرد.

فرجي دانا به جاي ارائه‌ي آمارهاي كلي كه شامّه‌ي كسي را تيز نمي‌كند و جواب دندان‌گير يا دندان‌شكني به مخالفان نمي‌دهد، با برشمردن مصاديق متعدد تخلف در وزارت علوم دولت نهم و دهم از نوباوه و نادران سؤال مي‌كرد كه چرا آن زمان احساس تكليف نكرديد؟

دكتر فرجي دانا برخلاف 9 ماه گذشته كه بر روي آرا و انتخاب‌هاي خود به سختي پاي مي‌فشرد و حتي شب قبل از استيضاح دو معاون جنجالي خود را از استعفا بازداشت، در روز استيضاح سخنراني محكم و استواري ايراد نكرد و آثار ضعف و پذيرش برتري استيضاح‌كنندگان در ادبيات و مواضع وي، آشكار بود. واگذاري حكميت در انتخاب معاونان و افراد مورددار به علي لاريجاني رئيس مجلس، استفاده‌ي چندباره از عبارت «اگر من مجدداً به عنوان وزير علوم به كارم ادامه دادم» كه نشان از عدم اعتماد به نفس وي داشت، نپرداختن به مصاديق گسترده‌ي تخلفات انضباطي و مديريتي و نداشتن پاسخ محكمه‌پسند نسبت به حرف‌هايي كه در مجامع عمومي بيان كرده بود، از جمله مواردي است كه حكايت از تزلزل وزير پيشين علوم در روز استيضاح دارد.

نتيجه‌ي بي‌توجهي به حساسيت‌هاي نمايندگان مجلس و ندانستن زبان ارتباطي با اصولگرايان صريح، واگذاري ميدان و نتيجه است. جلسه‌ي استيضاح، جاي ارائه‌ي گزارش كار و اقامه‌ي برهان نيست. براي رد‌ّ ادعاي غلط حريف بايد از جدل استفاده كرد و از گزاره‌هاي مورد قبول خودش برايش استدلال كرد.

پاسخ دندان‌شكن امام علي به يك يهودي

يك يهودي نزد حضرت علي(ع) آمد و نيش زد. حضرت علي(ع) گفت: تو لازم نيست نيش بزني، وضع خودت خراب است. گفت: شما مسلمانان اين قدر بد هستيد كه هنوز پيغمبر شما دفن نشده است، اختلاف كرديد. گفت: ما تا پيغمبرمان بود اختلاف نكرديم، بعد از رحلت پيغمبر اختلاف بوجود آمد. اما شما بني اسرائيل هنوز كف پاهايتان از آب نيل خيس بود به سراغ پرستش گوساله رفتيد. [+]

در همين مثال بالاخره اختلاف در يك امت بد است. چه قبل از فوت پيامبر باشد و چه بعد از آن. لكن حضرت علي (عليه السلام) بحث جدلي كرد. يعني فرمودند شماها كه در زمان حيات پيامبرتان مشرك شديد، حق خرده گرفتن بر ما را نداريد. باز به هر حال وضع ما از شما بهتر است.

جمع‌بندي

دكتر فرجي دانا زماني به فكر تعامل با مجلس و نرمش در برابر خواست نمايندگان شد كه دير شده بود. ضمن اين كه مأخوذ به حيا حرف زدن در مقابل كسي كه با صراحت و جسارت نه انتقاد بل حمله مي‌كند، سپر انداختن در برابر نيزه‌دار است. ظاهراً روحاني مي‌دانست كه فرجي دانا مجدداً رأي نمي‌آورد و روي اسب بازنده شرط‌بندي نكرد، اما وزير بعدي هر كه باشد، اصلاح‌طلبان مرتبط با فتنه 88 بايد از وزارتخانه علوم بروند و الا همين آش و همين كاسه برقرار است و اين ضرب شست بزرگ مجلس نهم به اصلاح‌طلبان و دولت حسن روحاني خواهد بود.

يك ماه از آغاز تجاوز رژيم صهيونيستي به باريكه غزه مي‌گذرد. زنان و كودكان بي‌گناه بي‌دفاع بزرگترين قربانيان اين جنايت جنگي بودند. يك ماه خون دل خورديم و مات و مبهوت اين فاجعه‌ي هولناك نسل‌كشي بوده و هستيم.

چه بسيار فرياد كشيديم و محكوم كرديم و تجمع كرديم و تظاهرات راه انداختيم اما، فريادهاي‌مان آبي را براي مردم غزه گرم نكرد. محكوميت‌هايمان جلوي هيچ بمب و موشكي را نگرفت و تظاهرات‌هايمان مانع از كشتار مردم بي‌دفاع غزه نشد. وقتي قساوت از حد گذشته باشد، وقتي مهم‌ترين رسانه‌هاي جهان، اخبار را وارونه جلوه دهند و بر قامت ظالم لباس مظلوم و مدافع بپوشانند، به راستي كه اثرگذاري‌مان در پهنه‌ي گيتي، چه قدر به هيچ نزديك شده است.

وقتي سردار قاسم سليماني، فرمانده سپاه قدس و از تأثيرگذارترين چهره‌هاي خاورميانه، مي‌گويد: «به وقتش جام خشم خود را بر سر صهيونيست‌ها خالي مي‌كنيم» [1] و جهان صدپاره‌ي اسلام درگير و دار جنگ‌هاي داخلي و فرقه‌اي است، جز نگريستن و گريستن و زير آب فرياد كشيدن چه كاري از ما ساخته است؟

وقتي ميليون‌ها انسان در سراسر جهان، رؤياي دريافت گرين كارت ايالات متحده را در سر مي‌پرورانند و مردم آمريكا خود را وارثان بهترين فرهنگ‌ها و برگزيده‌ترين انسان‌ها مي‌دانند، چه اعجاب‌انگيز است كه سناتورهاي آمريكايي و نامزدان انتخابات رياست جمهوري اين سرزمين، براي جلب نظر سران رژيم صهيونيستي با يكديگر به رقابت مي‌پردازند. همه براي آمريكا غش مي‌كنند و آمريكا براي اسرائيل. چه مهره‌ي ماري در دست اسرائيل است كه بزرگترين قدرت‌هاي جهان براي حمايت از اسرائيل از يكديگر پيشي مي‌گيرند و بر همه‌ي راهپيمايي‌هاي ضد جنگ، چشم مي‌پوشند و بدنامي پشتيباني از ظلم صريح و آشكار اسرائيل عليه مردم بي‌دفاع فلسطين را به جان مي‌خرند؟

چه نمايشي تراژيك‌تر از نبرد غزه، مي‌تواند ضعف يك و نيم ميليارد مسلمان را در مقابل چهارده ميليون يهودي به تصوير بكشد؟ همه‌ي راه‌ها را بسته‌اند و از زمين و هوا و دريا حمله برده‌اند و از يك كشور اسلامي دور يا نزديك يك تير هم به سرزمين‌هاي اشغالي شليك نمي‌شود

بازيگران شطرنج خاورميانه چه استادانه مهره‌هاي خودي را عليه يكديگر به صف كرده‌اند و چه زبردستانه مهره‌هاي تأثيرگذار را مات كرده‌اند،  تا مهره‌هاي خودشان در سلامت كامل نظاره‌گر نبرد فرقه‌اي و قومي باشند و در امنيت كامل به قلع و قمع ساير سربازان و پياده نظام جهان اسلام مشغول باشند. النصرة و جندالله و داعش كه يهودي نيستند. خريدني‌هايشان را خريده‌اند، ترسوهايشان را ترسانيده‌اند، براي احمق‌هايشان امنيت اسرائيل را با امنيت منطقه گره زده‌اند و معدود كشورهاي غيور را منزوي يا مستأصل كرده‌اند.

چهارده ميليون يهودي نه با يد بيضا و عصاي موسي، بل با اتكاي به تفكر استراتژيك و برنامه‌ريزي‌هاي طولاني مدت، اثرگذارترين شخصيت‌ها و بنگاه‌هاي اقتصادي و رسانه‌اي جهان را تسخير كرده‌اند و در فراسوي اين خون و خونريزي‌ها، امروز شاهد نبرد انسجام، برنامه‌ريزي و برتري فكري يهوديان عليه تفرّق، بي‌برنامگي و بي‌فكري جهان اسلام هستيم.

دانش، مذهب و قدرت در اسرائيل چنان به هم گره خورده‌اند كه نخستين رئيس جمهور اسرائيل كسي نيست جز حييم وايزمن، شيميدان و كاشف ماده استون. حييم وايزمن از عناصر كليدي در صدور بيانيه بالفور و رئيس سازمان جهاني صهيونيسم بود كه نقش اساسي را در تشويق مهاجرت يهوديان به سرزمين‌هاي اشغالي به عهده داشت. رژيم اشغالگر قدس با دارا بودن آمار 97 درصد باسواد، بالاترين ميزان تحصيلات را در كشورهاي منطقه داراست و در مقایسه با تمامی کشورهای جهان، به نسبت جمعیت، اسرائیل دومین کشور از نظر میزان چاپ کتاب و سرانه کتاب‌خوانی است.

بيست سال پيش را به خاطر مي‌آورم، زماني كه تنها وسيله‌ي ارتباطي من با جهان پيرامونم، يك راديوي قديمي سه موج بود و عصرها ساعت 5 برنامه فارسي صداي اسرائيل را به مدت يك ساعت و سي دقيقه گوش مي‌كردم كه 20 دقيقه‌ي آغازين برنامه به خواندن تورات به زبان عبري اختصاص داشت. بعيد است اگر برنامه‌سازان جمهوري اسلامي بخواهند براي فارسي زبانان خارج از كشور برنامه‌ي راديويي بسازند يك چهارم زمان برنامه را به تلاوت قرآن تخصيص دهند. چرا كه جايگاه اين دو كتاب آسماني در بين پيروان آنها يكسان نيست. براي برخي مسلمانان انكار شريعت و تمسخر آيات قرآن و آموزه‌هاي اسلام، پرستيژ روشنفكري به همراه مي‌آورد و براي اكثر يهوديان پايبندي به آموزه‌هاي ديني، حلقه‌ي اتصال و عامل هويت‌بخش تلقي مي‌شود.

گرايش عمومي در بين نخبگان علمي و شخصيت‌هاي تأثيرگذار مسلمانان چنين است كه يا در بهترين حالت به يك مسلمان سكولار تبديل مي‌شوند كه پاي دين را از حوزه اجتماعي و مسائل سياسي جدا مي‌كنند و يا به نفي دين به عنوان عامل عقب افتادگي مسلمانان مي‌پردازند. لذا در جهان اسلام با هزاران نخبه علمي و اقتصادي و شخصيت‌هاي بانفوذ فرهنگي و هنري در عرصه‌ي بين‌المللي روبرو هستيم كه از اسلام شايد جز نام يا نام‌خانوادگي‌شان چيز ديگري باقي نمانده باشد. حال آن كه در طرف مقابل به ندرت مي‌توان دانشمند يا مالك يك بنگاه اقتصادي بزرگ يا صاحب رسانه‌هاي تأثيرگذار را يافت كه به پنهان‌كاري يا نفي مذهب يهودي خود بپردازد و براي اعتلاي يهود و اسرائيل كمك مالي نكند.

يهوديان با اتكاء به فرهنگ، آيين و آداب و رسوم خود با بهره‌مندي از يك شبكه اجتماعي وسيع و قدرتمند، اثرگذارترين اقليت مذهبي جهان را تشكيل داده‌اند و به خوبي دريافته‌اند كه چگونه با تصرّف كليدي‌ترين مشاغل، از بالاترين نفوذ سياسي، اقتصادي و علمي برخوردار شوند. اين همان نكته‌اي است كه سياهي لشكر يك و نيم ميلياردي مسلمانان از درك و فهم آن عاجز بوده‌اند. شوربختانه مسلمانان وقتي به سلاح دانش روز مجهز شده‌اند و در معادلات علمي و اقتصادي به يك عنصر كليدي تبديل شده‌اند، آن چنان كه بايد و شايد از هويت اسلامي خود دفاع نكرده‌اند و آن جا كه به اسلام برچسب خشونت زده مي‌شد از آن غبارروبي نكردند و مصلحت را در آن ديدند كه دامن خود را برچينند تا مبادا به خشونت و خرافه متهم نشوند.

نبرد غزه، علاوه بر صحنه‌ي رويارويي حماس و اسرائيل، نمادي از توان مسلمانان و يهوديان است. افزون بر ماتم كودكان و زنان كشته شده در غزه، مضاف بر جنايات غيرقابل توصيف رژيم صهيونيستي، علاوه بر پستي دنيا و فريفتگانش كه بر اين فجايع سكوت كردند، بر افتراق، بي‌برنامگي و بي‌فكري مسلمانان گريه كنيم و به اين فغان و شيون‌ها و محكوم كردن‌ها اكتفا نكنيم و براي آن كه كودكان ما و نسل‌هاي پس از ما تاوان بي‌فكري و بي‌برنامگي امروز ما را نپردازند، همين امروز آستين بالا بزنيم و به قدر وسع خويش فكر و تلاش كنيم.

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی      که در نظام طبیعت ضعیف پامال است

نگــــر به دفتر کــردار مردمان بزرگ    که عـــزّ و جـاه، نصیب رجال فعال است (شعر از علي اكبر گلشن آزادي)