پرش به محتوا
دل‌نوشته‌‌ها و يادداشت‌هاي محمدرضا اسدي

بایگانی

بایگانی شهریور, ۱۳۹۲

بالاخره روز دفاع فرا رسيد.

ان شاء الله در روز يكشنبه 1391/6/31 ساعت 12:20 در محل آمفي تئاتر دانشكده مديريت و حسابداري دانشگاه علامه طباطبائي، از پايان نامه كارشناسي ارشد خود با موضوع:

بررسي و امكان سنجي

هم‌پيمايي خودروهاي شخصي تك‌ سرنشين

در منطقه كلان‌شهري تهران

دفاع خواهم كرد. بدين وسيله از كليه دوستان گرامي، اساتيد محترم و مخاطبان وبلاگ شهروند دردمند، دعوت مي‌شود كه در اين مراسم شركت نمايند.

هم‌پيمايي خودروهاي شخصي تك‌سرنشين - جلسه دفاع از پايان‌نامه

هماهنگي لازم جهت حضور علاقمندان با حراست دانشگاه به عمل آمده است. بانوان محترم لطفاً با مقنعه و پوشش رسمي حضور يابند تا در هنگام مراجعه مشكلي براي ورود ايشان ايجاد نشود.

دوستاني كه به هر دليلي امكان حضور در اين برنامه را ندارند، از طريق شبكه خبر سيما، برنامه پيك بامدادي راديو ايران و گروه علمي، فرهنگي واحد مركزي خبر مي‌توانند در جريان گزيده اخبار اين برنامه قرار گيرند.

به اميد ديدار

پاسخ حمیدرضا آیت اللهی استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی

و رئيس پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي

به ادعاهای شریعتی در مورد اساتید دانشگاه در روزنامه کیهان

صدرالدين شريعتي - حميدرضا آيت اللهي

بسمه تعالی

روزنامه کیهان در گفتگويي که چاپ کرد اتهام های متعددی را به تمامی اعضای هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی وارد کرد که امید است خدواند در روز قیامت انتقام این تهمت های ناروا و انگ هایی که از هتاکان به فرهیختگان برجسته جامعه اسلامی ما وارد شده است بگیرد.

چند واقعیت اخلاقی و اجتماعی را باید توجه داد:

1- وقتی شما فسادی را به یک مجموعه ای نسبت بدهید و شخص یا اشخاصی که آن اتهام متوجه آنهاست را مشخص نسازید، تمامی افراد آن مجموعه در موضع اتهام آن فساد قرار می گیرند.

2- حتی اگر فساد فردی را مطرح نمایید و بر عنوان مجموعه ای که به آن منتسب است تاکید کنید حیثیت افراد آن مجموعه را به زیر سوال برده اید (حتی اگر در قالب شوخی و طنز باشد). به همین دلیل است که در سریالهای تلویزیونی وقتی یک شخصیت سریال دارای شغل بخصوصی باشد، اعتراضها از جانب مشتغلان به آن شغل از هر طرف برخاسته می شود که تلویزیون حیثیت ما را زیر سوال برده است.

3- برخی نیز به بهانه ادعای پایبندی به برخی دستورات دینی و اینکه غیبت اشکال دارد سعی می کنند بطور مبهم به شخصی نسبتی بدهند و بگویند دین مرا مجاز به گفتن برخی حقایق نکرده است؛ در ظاهر هم فرد بسیار متشرعی جلوه می کند، درحالی که حتی اگر آن شخص دچار ضعف کوچکی هم باشد چون بطور مبهم در خصوص او مطالبی گفته شده است، شنوندگان، تمامی اتهاماتی که می توان به یک شخص داد را از سر می گذرانند و او را در معرض قضاوتهای بسیار نامناسب قرار می دهند. گفته شده است شخصی که با مرجع تقلیدی خصومت داشت در برابر پرسش از صلاحیت آن مرجع توسط مردم جواب می داد “دین جلوی زبان من را گرفته است و نمی توانم بسیاری مطالب را بگویم”. آن مرجع گفته بود هیچکس به اندازه این شخص مرا بی آبرو نکرد.

4- برخی نیز برای آنکه در معرض پاسخگویی به اتهامهای فراوانی که خود دارند قرار نگیرند با فرافکنی اشکالات خود به دیگران، خود را فردی دلسوز و پاک جلوه می دهند و از ابتدا راه تحقیق درباره خودشان را می بندند.

5- گویند شخصی نزد آیت الله العظمی بروجردی آمد و شکایت کرد که یکی از طلبه های شما از من دزدی کرده است. ایشان درجواب گفتند: “اتفاقا از ما نیز دزدی کرده است و آن لباس روحانیت ما بوده است که آن را دزدیده است”

6- برخی برای مقابله با یک فساد، دست به فسادهای متعدد بدتری (همچون دروغ، تهمت، ظلم، آبروریزی، تکبر، نفاق و شیوع فحشاء وغیره) می زنند تا نه تنها کار خلاف خود را توجیه کنند بلکه در سایه آن به مطامع خود نیز برسند.

7- با اینکه اصل حقوقی و فقهی تاکید می کند که اصل بر برائت است برای عده ای نیز اصل بر فساد و بی دینی است. جالب آن است که با یک خبر دروغ از یک شخص مریض نیز بلافاصله قضاوت کرده و بقول خودشان با قاطعیت هرگونه ظلمی را روا می دارند.

در گفتگوی روزنامه کیهان تمامی موارد فوق اتفاق افتاد. تمامی استادان دانشگاه علامه طباطبایی به انواع اتهامها از جانب شخصی که خود مرکز بسیاری فسادها بوده است مطرح شد و این بی حرمتی، عواقب مادی و معنوی بسیاری بدی را برای کشور به ارمغان خواهد آورد. آیا درست است به علت آنکه چون مواردی بسیار بیشتر از تمامی این اتهامات در میان روحانیون وجود داشته است به مقام والای بسیاری از علمای با تقوا در میان روحانیون اینگونه بی حرمتی کنیم؟ تمامی کسانی که از اول انقلاب تاکنون خاطره از وقایع این کشور دارند بخوبی بسیاری از کسانی را که ملبس به لباس روحانیت بوده اند به نام می شناسند که در دادگاهها به اتهامهایی بسیار وقیح تر از آن اتهامهایی که آقای شریعتی به استادان دانشگاه علامه طباطبایی زد محکوم شده اند ولی آیا این فسادها از شان والای روحانیت کم می کند؟

واقعا چند مورد از آن اتهامهایی که ایشان زده اند در دادگاه صالحه محکومیت یافته است؟ جالب اینجاست که ایشان برای آنکه بقول خودشان جلوی این فسادها را بگیرند کسانی را به دانشگاه آورده اند که متاسفانه روحانی بوده اند و با تاسف بیشتر تنها موردی که در دادگاه صالحه به انواع اتهامهای فوق محکومیت آن محرز شده و حکم خورده است همین نوچه ایشان و همه کاره و تهمت زن به استادان دانشگاه بوده است که از کلیه کارهای دولتی محروم شده است!!! آیا کسی تحقیق کرده است که نکند برخی از این افرادی که ایشان از آنها به بدی یاد می کنند همان افرادی باشند که از نوچه های ایشان بوده اند و جزء موافقان ایشان در دانشگاه قلمداد می شده اند؟ چرا اغلب مخالفان ایشان پاکترین، انقلابی ترین و متدین ترین و فرهیخته ترین اعضای هیات علمی دانشگاه هستند؟ چرا کسانی که در زمان طاغوت بوسه بر دست شاه می زدند و یا دعا برای دفع بلا از شاه می کردند الان از نزدیکترین افراد به ایشان و مجری اوامر ملوکانه سراسر بی تدبیر ایشان هستند؟

نکند آن دانشجویانی که برای ایشان جاسوسی می کرده اند برای آنکه استادی در قبال خواسته ناحق آنها مقاومت کرده بود برای انتقام، چنین اتهامهایی را مطرح کرده اند تا هم نمره ای بدست آورند و هم بتوانند در دوره های بالاتر بدون آزمون وارد شوند. چرا در دانشگاه مشهور است برای آنکه پرونده ارتقاء یک عضو هیات علمی بتواند در هیات ممیزه مطرح شود باید یک خودشیرینی و دست بوسی برای آقای شریعتی بکند تا بتواند به حق خود برسد؟ چرا اغلب کسانی که مسئولیت گرفته اند با ترس از تهدیدهای ایشان مجبور به همراهی با ظلمهای بسیار ایشان شده اند؟ نکند برخی برای اشتغال در دانشگاه اینهمه استادان پاک را بدنام کرده اند؟

بسیاری از دانشگاهیان حداقل یک بار از ایشان دروغ و تهمت شنیده اند. بسیاری از کارکنان از بی حرمتی هایی که ایشان در جلسات به افراد محترم جامعه روا داشته اند خاطره دارند. هرچه فرد نزدیکتر باشد بی حرمتی به افراد بیشتری را شنیده است. بسیاری از مسئولان کشور از بالا تا پایین به نحوی در معرض بی حرمتی های ایشان در جلسات قرار گرفته اند. بعید است در کشور کسی را بتوان پیدا کرد که به اندازه ایشان مثال کامل تکبر و خودبزرگ بینی باشد. آیا شرع مقدس دستور داده است همه را تحقیر کنند؟ ایشان همانند فرعون با خوار کردن اعضای هیات علمی آنها را به اطاعت از خود وامی داشته اند. آنها که عزت نفس خود را به این خفت ها نمی فروختند یا پای تمامی عواقب آن نششسته اند یا اصلا خود را از دانشگاه کنار کشیده و هر روز نیز خشنودتر از تصمیم خود هستند. رفتار زننده ایشان در آنکه بسیاری افراد را ماهها پشت در اتاق نگهدارند و نگذارند حق خود را حداقل مطرح کنند بر اساس چه مبنای شرعی، قانونی و حتی انسانی است؟ اگر به شما بگویند در یک دانشگاه آمریکایی یک مسئول، ماهها یک استاد دانشگاه را ساعتها پشت در اتاق خود نگهداشته است و اجازه طرح خواسته اش را به او نمی دهد آیا آن را مثال بارزی از خوی استکباری آنها نمی دانید و در بوق و کرنا نمی کنید؟ این رفتار ضد انسانی در کجای جهان می تواند توجیه داشته باشد.

چه کسی می خواهد ظلمهای بیشماری که ایشان به دانشجویان و اعضای هیات علمی کردند پاسخ بگوید. آیا می دانید بسیاری شاهد بوده اند که افرادی با گریه از اتاق ایشان بیرون آمده اند و انواع تحقیر ها و ظلمها نصیب آنها شده است؟ آیا می دانید استادان بسیاری شب را تا به صبح در کنار خانواده خود با گریه به سر کرده اند؛ چرا که نمی توانستند باور کنند اینهمه ظلم در جمهوری اسلامی به آنها شود؟ آیا می دانید بسیاری استادان برجسته و توانا و متدین که الان در مسئولیتهایی در جمهوری اسلامی هستند به همین جهتها عطای عضویت هیات علمی را در دانشگاه علامه طباطبایی به لقایش بخشیده اند و یا در دانشگاههای دیگر منشا آثار برجسته ای هستند و یا اشتغالات دیگری را ترجیح داده اند؟ آیا می دانید گرد مرگ و دلمردگی در دانشگاه پاشیده شده است و کار به آنجا رسیده است که بسیاری از استادان مومن و انقلابی حتی بدنبال بازنشستگی پیش از موعد هستند؟

از روزنامه کیهان تعجب می شود که چگونه آقای شریعتی را استادی فرهیخته می داند. ایشان چه نظر جدیدی یا کار علمی بدیعی در علوم انسانی و حتی در علوم اسلامی کرده اند؟ تمامی اظهارات ایشان همانند سابقه منبری شان ایراد خطابه های بی محتوا است. تنها هنر ایشان که برای بقای ایشان در این چند ساله مفید واقع شده است آن است که به دروغ تمامی دانشگاهیان را افرادی سکولار (که بعید می دانم معنای آن را بتوانند توضیح دهند)، غرب زده و خطرناک جلوه دهند تا بتوانند خود را قهرمان مبارزه با غربزدگی و بی دینی جلوه دهند. خود در جلساتی شاهد بوده ام که قریب به اتفاق اعضای هیات علمی را افرادی غیر قابل اعتماد و دین گریز جلوه می دادند و حتی علوم انسانی دانشگاهی را جز غربزدگی نمی دانسته اند و به همین دلیل در این چند ساله سعی کرده اند که یکی یکی رشته های علوم انسانی ضروری برای کشور را حذف کنند. درحالی که اغلب قهرمانان مبارزه با غربزدگی در دانشگاه علامه طباطبایی هستند؛ و همین افراد برخلاف ایشان و نوچه هایشان آثار ارزشمندی را در تدوین علوم انسانی ایرانی اسلامی بوجود آورده اند و گرههای کور تفکر غربی را دقیقا نشان داده اند.

حمیدرضا آیت اللهی

استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی

17/6/92

در همين زمينه:

نگارش پايان‌نامه به روزهاي پاياني خود نزديك مي‌شود. يكي از آغازين صفحات هر پايان‌نامه‌اي صفحه تقدير و تشكر است. متن ذيل به همين منظور تنظيم شده است:

تقدير و سپاس

حمد و سپاس از آن خداي متعال است كه توفيق حيات و نعمت علم‌آموزي را در محضر بزرگان علم و حكمت و دانش، به «شهروند دردمند» عطا فرمود.

در ابتدا تشكر مي‌كنم از همه‌ي مديران و مسئولاني كه مرا از اصلاح نظام اداري ايران نااميد كردند و در فضاي مدرك‌گراي بوروكراسي ايراني، مدارك فوق‌ليسانس و دكتري اين و آن را چنان بر فرق من كوبيدند كه چاره‌اي نيافتم جز ادامه‌ي تحصيل و مسلح شدن به سلاح علم و بر سر نهادن كلاه‌خود مدرك براي از سرگرفتن مبارزه با مشكلات مديريتي، فرهنگي و اجتماعي. و قدرداني مي‌كنم از تلاش‌هاي تمام كساني كه عرصه‌ي مديريت را چنان بر من تنگ كردند كه انتخابي جز استعفا و كناره‌گيري از مسئوليت اجرايي و پرداختن به درس و علم‌آموزي براي من باقي نماند و به هر تقدير «سبب خير» شدند.

همچنين تشكر مي‌كنم از آقايان سيدحسين حسيني و سيدمهدي جعفري، مجري و خبرنگار برنامه پيك بامدادي راديو ايران، كه با طرح موضوع «همسفريابي اينترنتي» در روز 20 دي ماه سال 1389 جرقه‌ي نگارش اين پژوهش را با موضوع «هم‌پيمايي» در ذهن من ايجاد كردند.

لازم است مراتب تقدير و تشكر خود را نسبت به جناب آقاي دكتر كاظميان، نماد مديريت شهري در آكادمياي ايران، اعلام نمايم كه با توصيه‌هاي دلسوزانه و بيان نكات ارزنده، مسير تدوين پايان‌نامه را سامان بخشيدند.

سپاس و تشكر را خود را به جناب آقاي دكتر خاكساري تقديم مي‌كنم، به جهت آن كه امر خطير هدايت و راهنمايي اين پژوهش علمي را قبل از ملاقات حضوري و به واسطه‌ي ارسال يك ايميل پذيرفتند و همواره با روي گشاده و اخلاق نيكو پذيراي اينجانب بودند و از هر گونه حمايت و راهنمايي به منظور غني شدن ابعاد نظري و عملي اين پايان‌نامه دريغ نكردند.

تشكر ويژه دارم از انسان‌شناس بزرگ عصر حاضر، استاد راهنماي افتخاري اين پژوهش علمي، جناب آقاي دكتر نعمت‌الله فاضلي كه نقش بي‌بديل ايشان در به كارگيري روش كيفي و نظريه مبنايي براي اين تحقيق، بي‌نهايت ستودني است. شخصيت علمي ارزشمندي كه ساعت‌ها وقت گران‌قيمت خود را خالصانه و متواضعانه، مصروف گام برداشتن اين كودك نوپاي دبستان دانش، در عرصه‌ي تحقيق و پژوهشگري نمود.

و تشكر مخصوص مي‌كنم از همسر عزيز و بزرگوارم، كه يگانه مشوّق من به ادامه‌ي تحصيل بوده و هست. هم او كه شمع شب‌هاي تار بود و سنگ صبور روزهاي تلخ و دشوار. با سختي‌ها و تنگدستي‌ها ساخت تا برايش كاخي از علم و دانش بسازم. اميد كه اين گونه باد!
همچنين تشكر و قدرداني مي‌كنم از:

جناب آقاي محسن حاجي‌كريمي ساري به جهت نگارش تجربيات و مشاهدات ارزشمند خود در قالب وبلاگ گروهي «دانشجويان مديريت شهري علامه» كه سهم بسيار مهمي در هدايت اينجانب به سمت رشته‌ي مديريت شهري داشته‌اند.

جناب آقاي دكتر حسين ايماني جاجرمي، استاديار گروه جامعه‌شناسي دانشگاه تهران، كه چشم مرا به دنياي جامعه‌شناسي گشود و با معرفي ايشان به عضويت انجمن جامعه شناسي ايران نائل شدم.

سركار خانم الهام آزادي، نويسنده كتاب «توسعه گردشگري شهري» كه با در اختيار گذاشتن پايان‌نامه كارشناسي ارشد خود، نقش به سزايي در پيشبرد فرايند نظريه مبنايي در اين پژوهش علمي داشته‌اند.

جناب آقاي دكتر علي ميرزامحمدي، مترجم كتاب «تحليل كيفي داده‌ها با ATLAS.ti» كه تلاش ارزشمندشان زير نظر جناب آقاي دكتر قانعي راد، رئيس انجمن جامعه شناسي ايران، حقيقتاً راهگشاي پژوهشگران مبتني بر روش‌هاي كيفي بوده و خواهد بود.

جناب آقاي دكتر محمدحسين جراحي، استاديار دانشگاه كاروليناي شمالي در چَپِل هيل، كه همواره با بيان نكات و رهنمودهاي ارزشمند، به ويژه در بخش روش‌شناسي نظريه‌ي مبنايي مرا مورد لطف و محبت خود قرار دادند.

سركار خانم دكتر بهاره آروين، به جهت وقت ارزشمندي كه به منظور تشريح ابعاد جامعه‌شناسانه هم‌پيمايي اختصاص دادند.

سركار خانم دكتر مهتا بذرافكن، دانشجوي دكتري دانشگاه شيراز كه با معرفي آثار جناب آقاي دكتر محمدتقي ايمان، محبت شايان توجهي در شناختن چارچوب نظري و پارادايم روش‌شناختي نظريه‌ي مبنايي به اينجانب داشتند.

جناب آقاي مهندس سعيد شفيعا، دوست عزيز هم‌دانشگاهي و مدير پايگاه اطلاع‌رساني «مرجع مديريت شهري» كه سهم به سزايي در نحوه‌ي تدوين پايان‌نامه و معرفي نرم‌افزارهاي سودمند پايان‌نامه نويسي نظير Mendeley و «فيش‌نگار» را داشته‌اند.

جناب آقاي ميثم هاشم‌خاني، كارشناس ارشد اقتصاد، تحليل‌گر و سرمقاله‌نويس روزنامه دنياي اقتصاد كه داوطلبانه براي انتشار بخشي از اين پژوهش علمي در قالب دو مقاله در روزنامه دنياي اقتصاد پيش قدم شدند.

و در پايان تشكر مي‌كنم از جناب آقاي دكتر وجه‌الله قرباني‌زاده، استاد محترم درس روش تحقيق كه با معرفي جامع و كامل همه‌ي شيوه‌ها و گونه‌هاي روش تحقيق و منابع متنوع درسي و دانشگاهي، سهم بسيار مؤثري در انجام اين پژوهش علمي داشته‌اند.

در همين زمينه: