پرش به محتوا
دل‌نوشته‌‌ها و يادداشت‌هاي محمدرضا اسدي

بایگانی

بایگانی خرداد, ۱۳۹۱

لينك اين مقاله در روزنامه دنياي اقتصاد مورخ 18/04/1391 صفحه ۲۹

در علم اقتصاد خدمات اين گونه تعريف مي‌شود: «خدمات كالايي اقتصادي و غيرفيزيكي (ناملموس) است كه به وسيله شخص يا بنگاه براي استفاده ديگران توليد مي‌شود». در خدمات يک تجربه يا محصول نامشهود و غيرفيزيکي، ارائه شده و به فروش مي‌رسد؛ آموزش، گردشگري، هتلداري، امور بهداشت و درمان و عرضه‌ي اينترنت همگي نمونه‌هايي از فروش خدمات هستند. مطابق تعريف فوق:

  • خدمات قابليت ذخيره شدن ندارد
  • خدمات از ذي‌نفــع آن جدايي ناپذير است و نمي تواند مورد داد و ستد جديد واقع شود
  • بين ارائه خدمات و مصرف آن، فاصله زماني وجود ندارد
  • ارتباط خريدار و فروشنده و توليد و مصرف آن هم زمان است
  • كيفيت ارائه خدمات ثابت نيست و بستگي به حالات روحي خريدار و فروشنده دارد
  • خدمات به عنوان يک محصول از فرآيند آن قابل تميز نيست. [+]

يكي از شاخص‌هاي توسعه‌يافتگي اقتصادي يك كشور، غلبه‌ي سهم بخش خدمات بر ساير بخش‌هاي اقتصادي اعم از صنعتي و كشاورزي است. نقش عامل انساني و توسعه‌ي انساني در ارائه‌ي خدمات مطلوب بسيار كليدي و حائز اهميت است.

چرا توالت‌هاي بين راهي كثيف‌اند؟

شايد دانستن اين موضوع براي شما جالب باشد كه يكي از دلايل اصلي عدم تمايل گردشگران خارجي به ايران، فقدان توالت فرنگي وناكافي بودن آن در نقاط مختلف ايران است. +اين مطلب را بخوانيد تا باور كنيد كه نبود توالت فرنگي به عنوان يكي از عوامل عدم جذب گردشگر خارجي اصلاً شوخي نيست. علاوه بر اين مورد، وضعيت بهداشت توالت‌هاي ايراني بين‌راهي و حتي برخي مراكز تفريحي نيز تأسف‌بار است و نه تنها قابل ارائه به گردشگران خارجي نيست بلكه در شأن خودمان نيز نيست. توالت‌هاي بين‌راهي به جاي آن كه به معني واقعي كلمه‌ي «مستراح»، مكان استراحت (restroom) باشد، محل انزجار و عذاب است.

اما به نظر نگارنده شايد بيش از آن كه تقصير عدم وجود سرويس بهداشتي مناسب، متوجه ارائه كنندگان آن باشد، متوجه استفاده كنندگانو يا به تعبير بهتر خريداران اين گونه خدمات است. آيا من و شما براي استفاده از يك توالت تميز كه كاشي‌هاي آن برق مي‌زند و از مايع صابون و دستمال كاغذي مرتب و منظم بهره‌مند است، حاضريم 500 تومان يعني مبلغي معادل يك بستني قيفي هزينه كنيم؟ اين مبلغ دربرخي كشورها نظير آرژانتين تا 2 دلار (حدود 3500 تومان) نيز گزارش شده است [+]، اما چرا براي ما ايرانيان پرداخت مبلغ 500 تومان درازاي بهره‌مندي از يك دستشويي مرتب و تميز سنگين مي‌نمايد؟ ذيلاً به برخي از دلايل آن خواهم پرداخت:

جامعه‌ي ايراني، يك جامعه‌ي در حال گذار از جامعه‌ي سنتي مبتني بر اقتصاد روستايي و كشاورزي به سمت جامعه‌ي مدرن و صنعتي است. اگر چه در لايه‌هاي بيروني جامعه نظير فرم ساختمان‌ها و لباس و سبك زندگي اين تغيير بيشتر به چشم مي‌خورد، اما در لايه‌هاي زيرين جامعه كه همانا فرهنگ و نوع تفكر انسان‌هاست، تا حد زيادي سبك سنتي دنبال مي‌شود. در اقتصاد سنتي و روستايي كسي براي خريد آب يا رفتن به توالت هزينه پرداخت نمي‌كند. اولي كه منبعي خدادادي و در دسترس همگان است كه گره خوردن آن با برخي باورهاي ديني، رايگان بودن آن را مسجّل مي‌كند. دومي نيز به معناي قضاي حاجت در زمان مسافرت نيازمند امكانات خاصي نيست، چون يادر مساجد و نمازخانه‌ها به طور پيش‌فرض فراهم است و يا در بدترين حالت با يك بطري آب و مكاني خلوت و دور از انظار عمومي قابل رفع مي‌باشد!

حال اگر در پس‌زمينه‌ي ذهن اين انسان روستايي شهرنشين شده، اين باشد كه براي به دست آوردن آب و استفاده از توالت مي‌بايست كمترين هزينه را پرداخت كند، چه انگيزه‌اي براي احداث و نگهداري توالت‌هاي باكيفيت وجود دارد؟ به ديگر سخن وقتي تقاضاي واقعي درحداقل آن قرار دارد و كالاي جايگزين (دستشويي صحرايي) به راحتي و سهولت براي آن فراهم است، چه دليلي وجود دارد كه برخي افراد با هدف كسب درآمد در اين حوزه سرمايه‌گذاري كنند؟ اينجاست كه مفهوم «فرهنگ خريد خدمات» خودنمايي مي‌كند.

خدمت به ساير انسان‌ها در آموزه‌هاي ديني بسيار توصيه شده است و بر همين اساس سعدي شيرازي در وصفي اغراق‌آميز از عبادت مي‌گويد: «عبادت به جز خدمت خلق نيست» اما اين يك امر فردي و داوطلبانه است و نمي‌توان ارائه‌ي خدمات به مردم يك كشور را بر اين اساس بنيان نهاد. در همين مثال سرويس بهداشتي حتي اگر فرض كنيم فرد يا افرادي با نيت خيرخواهانه اقدام به احداث توالت كنند، هيچ فرد يا نهادي نمي‌تواند آنها را به استمرار و مراقبت و تميز نگاه‌داشتن آن مجبور كند. تنها چيزي كه مي‌تواند كفه‌ي كيفيت را سنگين كند، انگيزه‌هاي مادي و كسب درآمد است. يعني دريافت پول در ازاي ارائه‌ي خدمات مطلوب.

ترجيح كالاي ملموس بر خدمات ناملموس

همين مسأله در خصوص پرداخت پول براي هتل يا مكان مناسب در مسافرت نيز مصداق دارد. آن گونه كه بنده در بين دوستان و اقوام مشاهده كرده‌ام، غالب افراد از پرداخت پول براي محل اسكان در سفر گلايه دارند و فكر مي‌كنند كه اين پول را دور ريخته‌اند، حال آن كه اگر دو برابر آن مبلغ را به صورت دسته جمعي شيشليك شانديز بخورند، چنين احساسي به آنها دست نمي‌دهد. در اينجا نيز اشكال كار در اين است كه ما براي كالاي ملموس به راحتي پول پرداخت مي‌كنيم اما آنجا كه بحث كالاي ناملموس (خدمات) به ميان مي‌آيد، تصور مي‌كنيم كه پول‌مان را هدر داده‌ايم. بي‌دليل نيست كه گسترش سهم خدمات در يك جامعه دليل بر توسعه‌يافتگي آن است. توسعه خدمات يعني توسعه سرمايه‌هاي انساني. توسعه خدمات يعني پول دادن براي چيزي كه ديده نمي‌شود و اين مسأله نيازمند سطح بالايي از بلوغ واهميت قائل شدن براي كيفيت نامرئي زندگي در مقابل كميت ملموس زندگي است.

ما چقدر حاضريم براي سر و وضع ظاهري پيك موتوري كه براي‌مان پيتزا مي‌آورد هزينه كنيم؟ آيا حاضريم پيتزا را 500 تومان گرانتر بخريم ولي به جاي آن جوانك ژوليده‌ي حمام نديده با سر و لباس نامرتب و آشفته، يك آقاي تر و تميز و معطر و مؤدب با لباس فرم اتوكشيده پيتزا را به ما تحويل بدهد؟

آيا حاضريم علاوه بر پرداخت حق ويزيت تخصصي پزشكان در درمان بيماري‌هاي ملموس جسمي و پرداخت هزينه‌هاي راديولوژي و آزمايش واسكن و ام.آر.آي. چند ساعت نيز نزد دكتر روانشناس برويم و مشكلات شخصيتي و رفتاري خودمان را در ارتباط با ديگران و خانواده‌ي خودمان با او در ميان بگذاريم و در اين راه هزينه كنيم؟

بي‌ثباتي ارائه‌ي خدمات مناسب

آن گونه كه دكتر همايون كاتوزيان استاد برجسته‌ي دانشگاه آكسفورد در نظريه‌ي معروف خود يعني جامعه كلنگي، تشريح كرده است، جامعه‌ي ايراني جامعه‌اي كوتاه مدت است. در جامعه‌ي كوتاه مدت طبقات اجتماعي ثبات ندارند. كمتر كسي را مي‌توان يافت كه اجداد وخاندان او براي بيش از يك قرن در زمره‌ي اشراف و سرمايه‌داران بوده باشند. انباشت سرمايه در دست يك فرد يا يك طبقه‌ي خاص فوراً مورد سوء قصد و چپاول ديگران قرار گرفته است. در جامعه‌ي كوتاه مدت، استمرار ارائه‌ي خدمات خوب و باكيفيت پس از پولدار شدن، امري كمياب است. يعني پس از آن كه يك شركت يا برند تجاري اسم و نشاني به هم زد و به قول معروف بار خودش را بست، از كيفيت كارش با نيت كسب سود بيشتر مي‌كاهد، چون هدف كسب حداكثر سود در كوتاه‌ترين زمان ممكن است. در اينجا كار از سوي ارائه‌كننده‌ي خدماتمشكل دارد و مي‌لنگد. يعني حتي اگر فرهنگ خريد خدمات نيز اصلاح شود، ثبات و استمرار خدمات محل تأمل و ترديد است.

براي اين مسأله نيز مثال تا دلتان بخواهد وجود دارد. كافي است يك معلم خصوصي يا پزشك جراح معروف شود و اسم و رسمي به هم بزند، علاوه بر آن كه دستمزدشان به صورت نمايي رشد مي‌كند، به طور همزمان از وقتي كه براي مخاطبان خود مي‌گذارند و دقتي كه دركارشان به خرج مي‌دهند، كاسته خواهد شد. يعني ما در مديريت كيفيت خدمات و ثبات ارائه‌ي خدمات مناسب ضعف داريم و همزمان با گسترش فعاليت‌هايمان نمي‌توانيم كيفيت را در حد مطلوب نگه داريم.

آموزش؛ كليد معماي خدمات خوب

ارتقاي سطح فرهنگ عمومي در همه‌ي زمينه‌ها، از جمله ارتقاي فرهنگ خريد و فروش خدمات از اهم وظايف رسانه‌ها و مطبوعات مي‌باشد كه نقش رسانه‌ي ملي در اين عرصه بي‌بديل است. اما به لحاظ ابعاد سازماني متأسفانه در اكثر دستگاه‌هاي دولتي و حتي شركت‌هاي خصوصي به امر آموزش كاركنان توجه چنداني نمي‌شود و نگاه به مسأله‌ي آموزش نگاهي هزينه‌اي است. حال آن كه نتايج سرمايه‌گذاري در امر آموزش براي شركت‌هايي نظير موتورولا و روور گروپ در سال 1999 با نرخ بازگشت سرمايه 30 به 1 و كاهش 3.3 ميليارد دلاري هزينه‌ها و دو برابر شدن سهم فروش و افزايش 47 درصدي ميزان سود در فاصله زماني پنج ساله روبرو بوده است. با درنظر گرفتن اين نتايج، به تعبير بهتر، هر گونه هزينه‌اي در امر آموزش، اعم از آموزش براي فرد فرد جامعه يا آموزش‌هاي سازماني، هزينه نيست بل‌كه نوعي سرمايه‌گذاري و كاستن از هزينه‌هاي عمومي و افزايش سرمايه‌هاي انساني است.

ارائه‌كنندگان و فروشندگان خدمات در ايران حتي اگر به كسب سود بيشتر مي‌انديشند، به جاي كاستن از كيفيت خدمات مي‌بايست آموزش‌هاي مديريت كيفيت را بگذرانند تا بياموزند چگونه همزمان با گسترش دامنه‌ي فعاليت‌ها مي‌توان كيفيت و سود را به صورت همزمان افزايش داد.

منظور از فروشندگان خدمات يك عبارت مجهول نيست بلكه به عنوان نمونه منظور استاد دانشگاهي است كه بدون توجه به اعتبار علمي خود از اين دانشگاه به آن دانشگاه در پي دريافت حق‌التدريس مي‌رود و براي دانشجويانش وقت نمي‌گذارد. مخاطب اين نوشته پزشكي است كه با توجه به جمعيت انبوهي كه در اتاق انتظار نشسته‌اند، بيماران را به سرعت ويزيت مي‌كند و معاينات لازم را انجام نمي‌دهد و به حرف‌هاي آنها با حوصله گوش نمي‌كند. مخاطب اين يادداشت مشتري‌اي است كه بدون توجه به كيفيت خدمات و زحمات ساير عرضه‌كنندگان، صرفاً به دنبال ارزان‌ترين! مي‌گردد، بي‌آن كه او بداند، هميشه ارزان‌ترين انتخاب، به‌صرفه‌ترين انتخاب نيست.

*** اين مطلب تذكري است براي خودم ***

وقتي در منزل كسي مهمان مي‌شويم، اجازه نداريم به هر جاي منزل دوست يا فاميل‌مان سرك بكشيم. محدوده‌ي عمل ما در حد هال و پذيرايي است. حتي براي دستشويي رفتن هم بايد اجازه بگيريم و در بزنيم. وقتي در منزل كسي مهمان مي‌شويم، اجازه نداريم وارد اتاق خواب شويم، شايد عكس‌هاي خصوصي همسر و فرزندان دوست‌مان روي ميز يا به ديوار اتاق باشد و ما اجازه‌ي مشاهده‌ي آن را نداشته باشيم. از اين بالاتر، به هيچ عنوان اجازه‌ي باز كردن كشوها و گاوصندوق و مشاهده‌ي مدارك و پرونده‌ها و عكس‌هاي شخصي دوست‌مان را نداريم. به اين مي‌گويند حريم خصوصي.

حالا وقتي از كامپيوتر يا لپ‌تاپ يا موبايل دوست يا همكارمان مي‌خواهيم استفاده كنيم، اين وسيله‌ي ارتباطي در حكم همان منزل است و بخش‌هايي از آن قطعاً حريم خصوصي است. فقط در حد انجام كاري كه بدان منظور آن را قرض گرفته‌ايم، اجازه‌ي بهره‌برداري داريم. درايوها و فولدرهاي كامپيوتر دوست‌مان به مثابه‌ي اتاق خواب‌هاي خانه‌ي او هستند، براي ورود بايد در بزنيم و اجازه بگيريم! باز كردن فايل‌هاي كامپيوتر، مشاهده‌ي دفتر تلفن، سوابق سايت‌هاي بازديد شده و كلمات كليدي جستجو شده‌ي قبلي نيز در حكم باز كردن كشوهاي شخصي و زير و رو كردن لوازم خصوصي اوست.

حتي اگر تعميركار موبايل يا كامپيوتر هستيم، دقيقاً مثل شخصي كه براي تعمير تلويزيون به منزل‌ فردي رفته است، بايد سرمان را بيندازيم پايين و فقط در محدوده‌ي محل استقرار تلويزيون فعاليت كنيم، نه اتاق خواب و جاهاي ديگر!

أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى (سوره علق:آيه 14)

آيا انسان نمي‌داند كه خدا او را مي‌بيند؟

در همين زمينه:

مقدمه

مطالب ذيل ماحصل تجربيات 20 ساله‌ي سرويس انواع كولرهاي آبي است.

سيستم كولر آبي از سه ورودي برق، آب و هوا تشكيل شده است و فقط يك خروجي هواي مرطوب و خنك دارد. كابل برق ورودي كولر، يك كابل چهار رشته‌اي است كه هر يك از چهار رشته به ترتيب مربوط به نل، پمپ آب، دور كند و دور تند مي‌باشد. آب ورودي به كولر معمولاً از طريق يك شلنگ 5 ميلي‌متري تغذيه مي‌شود كه مستقيماً به يك شناور متصل مي‌گردد. هوا نيز از طريق دريچه‌هاي كولر كه توسط پوشال پوشانده‌ شده‌اند وارد كولر مي‌شود.

فرايندها و تجهيزات

كولر آبي از دو بخش گردش آب و گردش هوا تشكيل يافته است كه اين دو گردش توسط دو موتور جداگانه انجام مي‌شود. سيستم گردش آب كولر توسط پمپ آب و سيستم گردش هوا به وسيله‌ي موتور اصلي كولر صورت مي‌پذيرد.

قطعات و تجهيزات كولر آبي به سه دسته تقسيم‌بندي مي‌شوند:

  1. الكتريكي: شامل كليد سه دكمه‌اي قطع و وصل، پمپ آب و موتور كولر
  2. مكانيكي: شامل توربين هوا و تسمه، شناور
  3. ثابت: دريچه‌ها، بدنه، اتصالات شبكه‌ي آبرساني و شير تخليه

سرويس كولر

قبل از هر چيز لازم است از خاموش بودن كولر و عدم اتصال جريان برق اصلي (فاز) به كولر مطمئن شويد. اگركولر داراي فيوز جداگانه است آن را قطع كنيد در غير اين صورت با پشت دست به بدنه كولر بزنيد تا از برق نداشتن آن مطمئن شويد. سپس از كسي كه داخل منزل و پاي كليد قطع و وصل ايستاده است ابتدا بخواهيد كولر را يكبار قطع و وصل كند تا مطمئن شويد در حال سرويس كولر خودتان هستيد نه كولر همسايه. پس از اطمينان از مراحل قبل ابتدا مي‌بايست دريچه‌هاي خروجي باد كولر را در اتاق‌ها و سالن‌هاي منزل باز كنيد تا در صورت شروع به كار كولر به موتور آن فشار وارد نشود. بعد از اينها مي‌بايست دريچه‌هاي خود كولر را باز كنيد و در صورتي كه پوشال آن كهنه شده است آن را تعويض كنيد يا در غير اين صورت آنها را با آب بشوييد تا خاك‌هاي آن وارد فضاي كولر نشود. براي تهيه پوشال جديد حتماً پوشال هم‌سايز با ظرفيت كولر بگيريد. مثلاً اگر پوشال كولر 4500 را بر روي كولر 3500 ببنديد، تراكم بالاي پوشال‌هاي بزرگتر از سايز، موجب اختلال در سيستم گردش هواي كولرمي‌شود و هوا به درستي به كولر نمي‌رسد.

براي زدودن رسوب داخل كولر مي‌توانيد از مواد سفيد كننده يا جوهر نمك استفاده كنيد. براي اين كار ابتدا شير تخليه كف كولر را باز كنيد تا آبهاي كهنه و قديمي تخليه شود و سپس مواد سفيد كننده و رسوب‌زدا را در آن بريزيد و پس از چند دقيقه با آب بشوييد.

در حالي كه آب كولر تخليه شده است، از كسي كه پاي دكمه‌ي قطع و وصل كولر ايستاده است بخواهيد به ترتيب و يكي يكي دكمه‌ها را بزند تا از سلامت پمپ آب و موتور كولر اطمينان حاصل نماييد. معمولاً قطعات الكتريكي نيازمند سرويس نيست و قابل تعمير هم نيست يا ارزش تعمير ندارد و در صورت از كار افتادن بهتر است تعويض شود.

براي سرويس كولر آبي قطعات مكانيكي مي‌بايست كنترل و بازديد شود. محل اتصال محور توربين هوا به بولبيرينگ‌ها لازم است روغن‌كاري گردد. تسمه‌ي گرداننده‌ي توربين مي‌بايست در يك وضعيت تعادلي باشد. يعني نه خيلي سفت و محكم باشد كه به موتور فشار وارد كند و نه چندان شل باشد كه موتور دچار گيرپاژ شود. در صورتي كه تسمه از حالت نرمال خود خارج شده و از اطراف آن نخ بيرون زده، لازم است آن را تعويض كنيد. شناورهاي قديمي موجود در بازار يا به صورت دو قطعه پلاستيك زانويي شكل بودند كه با يك پيچ تنظيم به هم متصل شده بودند و در انتهاي آن يك حباب پلاستيكي قرار داشت و يا به صورت يك ميله‌ي فلزي متصل به يك حباب پلاستيكي بودند. شركت آبسال اخيراً شناوري را به بازار معرفي كرده است كه مشكلات شناورهاي قديمي راندارد و بر روي خود حباب پلاستيكي از عدد 1 تا 8 مدرج شده و مي‌توان اندازه‌ي آب داخل كولر را با گرداندن حباب به خوبي تنظيم كرد.

الان نوبت آن است كه فلكه‌ي آب كولر را باز كنيد تا از سلامت شناور كولر اطمينان حاصل كنيد. با دست و به آرامي شناور را بالا بياوريد و ببينيد كه عمل قطع آب صورت مي‌پذيرد يا خير. اگر آب به درستي وارد كولر نمي‌شود يا عمل قطع به طور كامل انجام نمي‌شود شناور مي‌بايست تعويض گردد.

پس از كنترل شناور نوبت به بستن مجدد شير تخليه و آبگيري كولر است. حتماً پس از بستن شير تخليه از زير كولرآن را كنترل كنيد كه چكه نداشته باشد. اگر شناور درست تنظيم شده باشد سطح آب مي‌بايست يك سانتي‌متر پايين تر از حداكثر ارتفاع شير تخليه متوقف شود، در غير اين صورت بايد شناور را درست تنظيم كنيد. ضمناً دقت كنيد كه سطح كولر نسبت به زمين بايد تراز باشد. يعني كولر به گونه‌اي واقع شده باشد كه آب در يك طرف آن جمع نشود.

پس از آبگيري كولر پمپ را روشن كنيد تا از صحت سيستم گردش آب كولر اطمينان حاصل كنيد. توري دور پمپ رالازم است قبل از روشن كردن تميز كرده باشيد و كف پمپ آب با كف كولر حداقل يك سانتي‌متر فاصله داشته باشد. پس از روشن شدن پمپ آب اتصالات را به دقت كنترل كنيد كه از جايي چكه نداشته باشد، زيرا يكي از مهم‌ترين دلايل سوختن موتور كولر و پمپ آب، چكيدن آب بر روي بدنه‌ي موتورهاي الكتريكي است.

حالا دو دريچه‌ي كناري كولر را ببنديد و پمپ آب را به اضافه‌ي موتور كولر روشن كنيد تا يك بار عمليات كامل داخل كولر را ببينيد. گاهي اوقات آبي كه از بالا روي پوشال‌ها مي‌ريزد، به جاي آن كه از پايين تخليه شود از وسط پوشال منحرف شده و بر روي توربين هوا يا پمپ آب مي‌پاشد كه عمليات كولر را مختل خواهد كرد. در صورتي كه مشكلي مشاهده نشد و صداي كاركردن قطعات و موتور طبيعي بود، آخرين دريچه را نيز ببنديد. قبل از بستن آخرين دريچه مطمئن شويد كه درب جعبه تقسيم برق داخل كولر به درستي بسته شده است.

ساير نكات

دقت داشته باشيد، كولر آبي براي عملكرد خوب نياز به فضاي كافي در اطراف خود دارد. گاهي اوقات در آپارتمان‌ها كولر‌هاي آبي را چنان به طور متراكم كنار هم مي‌چينند كه هواي كافي به كولر نمي‌رسد. در اين مواقع با افزدون يك زانويي بر سر كانال كولر مي‌توان محل آن را اندكي تغيير دهيد. برزنت اتصال دهانه‌ي كولر به كانال كولر راكنترل كنيد تا هوا از كنار آن نشت نكند يا پاره نشده باشد. همچنين شلنگ انتقال آب و فلكه‌ي آب را نيز چك كنيد تا نشتي يا چكه نداشته باشد. ايجاد سايه‌بان براي كولر به گونه‌اي كه از تابش مستقيم آفتاب به دور باشد به كارايي آن بسيار كمك خواهد كرد. چهار پايه‌ي كولر را مستقيماً روي سطح آسفالت يا ايزوگام قرار ندهيد و زير پايه‌هاي آن سنگ بگذاريد تا در سطح آسفالت فرو نرود.

سيستم كولرهاي سلولزي نيز دقيقاً شبيه كولرهاي آبي است با اين تفاوت كه به جاي پوشال از پدهاي سلولزي بهره برده و در صرفه‌جويي مصرف آب و انرژي بهينه‌تر است. در عين حال از قيمت بالاتري نسبت به كولرهاي آبيبرخوردار هستند.

نقشه سيم كشي برق كولرهاي آبي آبسال

Cooler-Absal-Electeric

نقشه سيم كشي برق كولرهاي آبي آبسال

همان گونه كه در نقشه فوق مشاهده مي‌شود، سيم نل مستقيماً وارد كولر مي‌شود، اما سيم فاز وارد كليد سه تايي كولر شده و به ترتيب بين كليد آب، كليد كند و كليد تند تقسيم مي‌شود. به عبارت ديگر در كليدهاي سه تايي كولر، به ورودي اصلي كليد، سيم فاز بسته مي‌شود و سه پايه‌ي ديگر كليدهاي آب، كند و تند بسته خواهند شد، لذا دقت كنيد سيم نل به هيچ يك از ورودي‌هاي كليد سه تايي كولر نبايد بسته شود.

توصيه براي خريد كولر آبي

اگر قصد خريد كولر آبي داريد، بهترين گزينه‌ي موجود در بازار كولر آبي آبسال است. در طراحي كولر آبسال نكات ظريفي رعايت شده است كه بازدهي كولر آبسال را نسبت به ساير شركت‌هاي موجود به طرز چشمگيري بالا برده است. دريچه‌ي برخي كولرها نظير آزمايش پس از چند بار باز و بسته شدن به درستي روي بدنه سوار نمي‌شود و شكاف موجود باعث هدر رفتن هواي خنك كولر و كاهش بازدهي آن مي‌شود.

با خدا بودن و در بين مردم زيستن و مدرن يا امروزي زندگي كردن براي «من» سه ضرورتي است كه در يك نمودار سلسله مراتبي قابل بحث و بررسي مي‌باشد. در ترسيم زندگي يك انسان مسلمان و دو بعدي، اصل اساسي بر با خدا بودن و مؤمنانه زيستن است كه دنيا را گذرگاه و آخرت را مقصد نهايي مي‌بيند. در اين رهگذر ضرورت با خدا بودن تا آن حد بالاست كه دو ضرورت ديگر يعني در بينمردم زندگي كردن و مدرن بودن را مي‌توان در هنگام اضطرار فداي اصل اول كرد.

من

با خدا

در جامعه

مدرن يا امروزي

اما چرا در بين مردم زيستن و مدرن بودن يك ضرورت است؟ اسلام دين رهبانيّت و انزوا طلبي نيست. قرآن كريم و تعاليم ديني اسلام از اجتماع مسلمين با عناويني همچون مدينه و امت ياد مي‌كند و حركت‌هاي جمعي نظير نمازجماعت و نماز جمعه را بر فعاليت‌هاي انفرادي ارجحيت مي‌دهد. دست خدا را با جماعت مي‌داند و براي قيام در راه خدا حركت دو نفري را بر حركت انفرادي مقدم مي‌دارد: «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْني وَ فُرادي … (سبأ، آيه 46)».

اما مدرن يا امروزي زندگي كردن از آن جهت ضرورت است كه با خدا بودن مي‌بايست با زبان روز ترجمه شود و با فناوري جديد همراه باشد تا ابتر نماند و به عنوان يك پديده‌ي كهنه و قديمي كنار گذاشته نشود. اگر من نوعي مدرن زندگي نكنم نمي‌توانم براي فرزندم الگو و الهام‌بخش باشم. بايد از ابزارهايي كه براي سهولت در زندگي بشر خلق شده‌اند با نگاهي توحيدي استفاده كرد و حتي در بسطو گسترش آن با نيت خدمت به خلق كوشيد.

در خلوت و انزوا باخدا بودن بسيار آسان‌تر از در جمع مؤمنانه زيستن است. به محض اين كه فرد از غار تنهايي خود خارج مي‌شود و پاي به عرصه‌ي جامعه مي‌گذارد، انواع متغيرهاي مداخله‌گر و پارامترهاي مزاحم معادلات دين‌دارانه‌ي او را به هم مي‌ريزند. بسياري از گناهان نظير دروغ و غيبت و تهمت و نگاه به نامحرم گناهان اجتماعي هستند كه در كنج عزلت موضوعيت ندارند. از سوي ديگر بسياري از ابعاد وجودي انسان نيز صرفاً در زندگي اجتماعي به كمال خواهند رسيد و اين هر دو بهترين دلايل بر ضرورت اجتماعي زيستن و در بين مردم زندگيكردن است.

اما هر كجا اصل با خدا بودن به مخاطره بيفتد، در تعاليم اسلامي مهاجرت به عنوان يك راهكار اصلي براي حفظ رابطه‌ي با خدا مطرح شده است. يعني هر كجا زندگي در جمع به اصالت ارتباط با خداي متعال آسيب وارد كند، هجرت به عنوان يك ضرورت تلقي مي‌شود. خواه اين مهاجرت نظير آن چه اصحاب كهف انجام دادند به مقصد يك غار باشد يا نظير آن چه مسلمانان صدر اسلام رفتار كردند به مقصد حبشه يا مدينه و خواه نظير آن چه حضرت يوسف –عليه‌السلام- انجام داد، ترجيح زندان تنهايي كه خدا در آن است بر كاخ با زليخاي بي‌خدايي. يا حتي در نمونه‌هاي دم دستي‌تر، ترك مجلس گناه و معصيت به عنوان يك امر واجب ذكر شده است. آن گونه كه براي بنده نقل شده است، ساكنان برخي برج‌هاي اسم و رسم‌دار تهران به صورت كاملاً غربي زندگي مي‌كنند و خانم‌ها داخل محدوده‌ي برج بدون حجاب تردد مي‌كنند، يا همراه با آقايان استخر مختلط مي‌روند. حال اگر چنين وضعيتي به رابطه‌ي فرد با خدا لطمه مي‌زند، ترك آن برج مسكوني براي فرد يك امر واجب است.

حال فرض كنيد به دو ضرورت اول و دوم يعني باخدا بودن و با خلق زيستن عمل كرده‌ايم، آيا مي‌شود در حال حاضر مثل مردمان صد سال پيش زندگي كرد و با الاغ و درشكه سفر كرد و از چاه آب كشيد و در نهر استحمام كرد و محاسبات را با چرتكه انجام داد و بدون كامپيوتر و موبايل و اينترنت و خودرو زندگي كرد. پاسخ اين است كه بله محال نيست و مي‌شود با دشواري‌هاي خاصي همچنان مثل صد سال قبل يا پنجاه سال قبل زندگي كرد، اما اين قبيل افراد به سرعت در جامعه طرد و حذف مي‌شوند و به موزه‌هاي مردم‌شناسي مي‌پيوندند و كاربردشان بيشتر براي تقويت احساسات نوستالژيك يا فيلم‌هاي تاريخي و عكس‌هاي يادگاري است تا اين كه انسان‌هايي تأثيرگذار و الهام‌بخش باشند.

پس اينجا ضرورت سومي مطرح مي‌شود تحت عنوان استفاده از فناوري‌هاي روز يا مدرن زندگي كردن. اما همين مدرن زندگي كردن نيز اصالت ندارد و هر كجا دو ضرورت قبلي به مخاطره بيفتد به ترتيب اولويت مي‌بايست محدود يا ترك شود. اگر استفاده مفرط از هر فناوري اعم از تلفن ثابت، موبايل، اينترنت يا … به رابطه‌ي با خدا لطمه وارد مي‌كند، يقيناً مي‌بايست محدود و تعديل شود. اگر همين فناوري‌ها ارتباطات اجتماعي انسان را از حالت طبيعي خارج كند و فرد را از جامعه منزوي كند نيز همين حالت را دارد. به عنوان نمونه در مطالعاتي كه بر روي افراد دوركار در ايالت كاليفورنياي آمريكا انجام شده است، اين افراد كه ديگر همكاران قبلي خود را نمي‌بينند و با آنها از طريق كامپيوتر درارتباط هستند دچار نوعي افسردگي شده‌اند. (The Digital City, Michel S. Laguerre, 2005)

يا مثلاً اگر افراط در استفاده از اتومبيل موجب افزايش وزن و بي‌تحركي عضلات شود، اينجا سلامت «من» به خطر مي‌افتد و به كارگيري فناوري مي‌بايست تعديل شود. يعني با ادامه‌ي اين شيوه ديگري «من‌»ي باقي نمي‌ماند كه بخواهد با خدا و در بين مردم و مدرنزندگي كند. پس در كنار سه ضرورت فوق توجه به اين «من» نيز اهميت مي‌يابد. لذا بايد در نظر داشت كه فناوري براي رفاه «من» خلق شده است، نه «من» براي فناوري. «من» بايد سوار اتومبيل شوم نه اتومبيل سوار «من». موبايل بايد در دست «من» باشد نه «من» دردست موبايل و اينترنت و هزاران فناوري ديگر. (در فلسفه‌ي اسلامي از اين «من» با عنوان مركب [روح] ياد شده است)

جمع‌بندي

لذا به نظر نگارنده، توجه به اصالت هر كدام از ضرورت‌هاي فوق و رعايت سلسله مراتب اين ضرورت‌هاي سه گانه راهنماي عمل در تنظيم كميّت و كيفيت برقراري ارتباط با خدا، خلق و فناوري است.

تفاوت مكاتب ماترياليستي و اومانيستي و اصالت نفع با مكاتب توحيدي و الهي در اين است كه «من» را به جاي خدا نشانده‌اند. مفاهيمي همچون شهادت و ايثار و از خود گذشتگي در مكاتب مادي‌گرايانه رنگ مي‌بازد. دنيا و لذت بردن از زندگي دنيا و شاد زيستن به عنوان هدف غايي بشر از سوي اين مكاتب ياد مي‌شود. مدل فوق حتي با جايگزيني «من» به جاي خدا باز هم جواب مي‌دهد و مي‌توان براي تنظيم اولويت «من»، زندگي اجتماعي و فناوري آن را به كار برد.

ادامه دارد …

آستان وفا

اي بارگاه تو، آسماني‌ترين آستان‌ها

و اي حكايت عشق‌بازي با تو، بهترين داستان‌ها

دير آمده‌ام ولي آمده‌ام

آلوده‌ام ولي بزرگي از آن توست كه بر اين آستان آسوده‌ام

بر آستان وفا و مهرباني تو سر نهاده‌ام

و دل به غير تو نداده‌ام

و اگر اميد گشايشي باشد از باب لطف و كرم و مهرباني توست

معبودا! معشوقا! مهربانا! چنان گرم در آغوشم گرفته‌اي كه گويي من اصلاً گناه نكرده‌ام

و چنان پيش رويم نشسته‌اي كه گويي بنده‌اي غير از من نداري

از يك سو مبهوت ميهمان‌نوازي كريمانه‌ات شده‌ام و از سوي ديگر شرمسار آلودگي‌ها و ناراستي‌هاي وجودم

 چرا كه اين روح نامعطّر ناموزون، تناسبي با اين ميهمان‌خانه‌ي مصفّا ندارد

فقط مي‌توانم بگويم: «خدايا! شرمنده‌ام»

ولي شرمندگي نقطه‌ي بازگشت به سوي توست

تازه داستان عاشقي آغاز شده است …

 بر آستــان وفــا سر نهاده‌ايم و هنـوز             اگر اميد گشايش بود از اين باب است (شعر از ه. الف. سايه)