پرش به محتوا
دل‌نوشته‌‌ها و يادداشت‌هاي محمدرضا اسدي

بایگانی

دسته بندی: معرفي كتاب
بازجویی بایدها و نبایدها نوشته احمد عابدی

بازجویی بایدها و نبایدها نوشته احمد عابدی

یکی از کتاب‌های خوبی که اخیراً مطالعه کردم، «بازجویی؛ بایدها و نبایدها» نام دارد. این کتاب ماحصل تلاش کارگروه فقه اطلاعاتی وزارت اطلاعات است که در سال ۱۳۹۱ به قلم احمد عابدی و توسط سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح منتشر شده است. اهمیت این کتاب از آن جهت است که تمامی توصیه‌ها و آموزه‌های کتاب مستند به آیات، روایات و سخنان حضرت امام خمینی است و اگر چه به لحاظ حقوقی، در محاکم قضایی قابل استناد نیست، لکن از آن جهت که قوانین حقوقی ما عمدتاً از فقه شیعی استخراج شده است، قابل استفاده خواهد بود.

صداقت قلم و سلامت نفس نویسندگان این اثر، در سطر سطر کتاب موج می‌زند. صفحه‌آرایی این کتاب ارزشمند منقوش به گل‌های زیبا و متنوع است و مطالعه‌ی یک کتاب بسیار جدّی را فرح‌بخش و شادی‌آفرین کرده است. انتخاب فونت‌های متنوع و طرح روی جلد مناسب نیز از دیگر محاسن این کتاب است.

کتاب «بازجویی؛ بایدها و نبایدها» ابتدا به تعریف بازجویی پرداخته و مواردی نظیر «مصاحبه‌های گزینشی» و «استیضاح» را نیز در زمره‌ی بازجویی می‌شمارد. سپس بازجویی را به عنوان یکی از مقدمات و شرایط لازم برای صدور حکم توسط قاضی قلمداد می‌کند و انجام بازجویی را از شئون حاکم شرع می‌داند که در چنین شرایطی هر کسی حق بازجویی کردن ندارد و صرفاً کسانی که به لحاظ قانونی مأذون باشند، در حد اختیاراتی که به ایشان تفویض شده است، مجاز به بازجویی خواهند بود.

آن چه در این کتاب ذکر شده، بیشتر ترسیم یک مدینه‌ی فاضله از یک بازجویی ایده‌آل است. نگارنده کتاب به انواع حیله‌ها و ترفندهای بازجویی اشاره می‌کند و بلافاصله مجاز و غیرمجاز بودن این روش‌ها را بررسی می‌کند. به عنوان مثال در صفحه ۸۸ آمده است:

«هر نوع حیله‌ای شرعاً جایز نیست. بسیاری از حیله‌ها، دروغ فعلی هستند یا دروغ رفتاری به شمار می‌آیند. کسی که شغل اصلی او نظافت‌چی بودن نیست، اما به این طریق می‌خواهد عمل کند و مراقب عمل مردم یا افراد متهم باشد، با عمل نظافت‌گری خود مرتکب دروغ رفتاری و کذب فعلی –نه قولی- شده است».

در صفحه ۸۹ تهدید متهم حرام شمرده شده است:

«تهدید، خودش به تنهایی یکی از عناوین محرمات بوده و تهدید کردن هر انسانی، هر چند متهم یا مجرم باشد، حرام است و گناه تهدید، گناه بسیار بزرگی است؛ به طوری که شدّت کیفر مجازات محارب، به جهت همین تهدید و ایجاد رعب است.»

 در همین صفحه در خصوص تطمیع آمده است:

«تطمیع به تنهایی یکی از عناوین محرمات نیست؛ البته اگر تطمیع  دروغ باشد، داخل در مبحث “وعده دروغ” خواهد بود و حکم همان را دارد و اگر دروغ نباشد، تطمیع صادقه از اموال بیت‌المال، قطعاً مجاز نیست»

در صفحه ۹۰ کتاب نویسنده با تقبیح بازجویی به سبک غربی نوشته است:

«برخی از نویسندگان غربی معتقدند بازجو باید پس از شروع کردن بازجویی، صندلی خود را به متهم نزدیک کند به طوری که در نهایت یکی از زانوهای متهم بین دو زانوی او قرار گیرد. اما این کار از نظر فقه شیعه مجاز نیست؛ زیرا روشن است که این عمل، آرامش متهم را از بین می‌برد و سبب اضطراب روحی در متهم می‌گردد و قطعاً کاری حرام است. به هر حال رعایت اصول اخلاقی و انسانی و شرعی بر همه چیز مقدم است و ما معتقدیم که هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند و باید از این گونه رفتارهای غیرانسانی پرهیز نمود.»

در صفحه ۹۰ آمده است:

«کسی که در بازجویی از ضرب و شتم استفاده می‌کند، در واقع عدالت را فدای امنیت کرده و در قربان‌گاه امنیت، عدالت را ذبح نموده است.»

در صفحه ۹۴ و ذیل عنوان «هدفمند و جهت‌دار بودن بازجویی» آمده است:

«هر گاه پرونده‌ی جرایم امنیتی، در نهایت به جرایم اخلاقی منتهی گردید، این نشانه‌ی انحراف بازجو و انحراف از هدف و نشانه‌ی تخلف بازجو است»

در فصل هشتم کتاب می‌خوانیم:

«اعمال زور در هر صورت و به هر شکلی که باشد، محکوم است؛ چه اعمال زور به صورت جسمانی باشد و چه روانی. دین اسلام، شکنجه را در هیچ شرایطی مجاز نمی‌داند و حتی قاضی نیز نمی‌تواند مجوز آن را صادر کند (صفحه ۹۵ تا ۹۶)»

«اموری که بازپرس نباید وارد آنها شده و درباره‌ی آنها تحقیق یا سؤال نماید، عبارتند از: گرایشات جنسی و مسائل اخلاقی و آن چه که عرفاً جزء حریم خصوصی شمره می‌شود. (صفحه ۹۸)»

«هر مجلسی، نوعی امانت است … اگر متهم به عمد یا سهو، چیزی از کارهای خلاف خود در باب مسائل جنسی را بیان کرد و یا چیزی که نوعی تعرّض و هتک حرمت دیگران بود را بر زبان آورد، اینها مصداق امانت بوده و بازجو حق ندارد آنها را ثبت کرده و یا به افراد دیگر گزارش دهد. (صفحه ۱۰۱)»

«بازجویی در ساعت خواب متهم یا در زمانی که او به شدت گرسنه یا تشنه است، جایز نیست. پس از دو ساعت بازجویی باید به متهم، تنفس داده شود. (صفحه ۱۰۴)»

«تفتیش خانه بدون حضور و صاحب‌خانه، مجاز نیست؛ و همچنین تفتیش خودرو و یا هر وسیله‌ی نقلیه یا تفتیش ساک و چمدان و اثاث هر شخصی بدون حضور صاحب آنها جایز نیست (صفحه ۱۰۵)»

در فصل دهم کتاب با عنوان «بررسی سوالات بازجویی از جهت حلال و حرام» مطالبی مطرح شده است که به جرأت می‌توانم بگویم در کمتر جلسه‌ی مصاحبه‌ی گزینشی چنین مواردی رعایت می‌شود. از جمله:

«سوال کردن از اموری که تفتیش عقاید محسوب می‌شود، مجاز نیست. بازپرس، حق ندارد از متهم سوال کند که عقیده شما درباره ولایت فقیه چیست؟ یا عقیده شما درباره عزاداری، روضه‌خوانی و … چیست؟ و اگر بازجو چنین سؤالاتی بنماید، طبق صریح قانون اساسی، مجرم بوده و باید تعزیز شود»

«سؤال کردن احکام فقهی از متهم نیز حرام است. از هیچ متهمی نمی‌توان احکام عبادات و مسائل توضیح المسائل را مورد سؤال قرار داد و یا در بازپرسی، مصاحبه و گزینش و استخدام نیز نباید اینها را ملاک قرار داد؛ چنین عملی با روح دین در تضاد است؛ همچنان که نباید از محل شهادت یا محل دفن فلان شهید و یا فلان سردار، سؤال نمود.» (صفحه ۱۱۴)

«سؤال کردن از روش زندگی همسر، پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده نیز حرام است؛ مثلاً جایز نیست که از متهم سؤال شود که آیا مادرش باحجاب است یا خیر؟ هم‌چنان که نمی‌توان از متهم یا کسی که متقاضی استخدام است، سؤال نمود که آیا نماز می‌خواند یا خیر؟ روزه می‌گیرد یا خیر؟ و حتی سؤال از این که معتاد به مواد مخدر است یا خیر و یا مشروبات الکلی می‌نوشد یا خیر نیز نباید پرسیده شود؛ زیرا تمام اینها مصداق تجسس بوده و حرام است»

«به طور کلی، هر سؤالی که عرفاً مصداق تجسس باشد، حرام است و از این جهت، فرقی بین بازجویی از متهم و مصاحبه برای گزینش و آزمون برای استخدام نیست» (صفحه ۱۱۵)

در مقدمه‌ی کتاب از سال ۹۱ به عنوان سومین سال تأسیس گروه «فقه الأمن» در وزارت اطلاعات یاد شده است. شاید راه‌اندازی چنین گروهی بی‌ارتباط با وقایع پس از انتخابات ۸۸، حادثه‌ی کهریزک و اعترافات و بازجویی از دستگیرشدگان این مقطع تاریخی نباشد. به هر حال تأسیس گروه‌هایی از این دست که در راستای انطباق رفتار یک نهاد امنیتی با شرع مقدس و قانون باشد و مجریان امور را مقید و ملزم به رعایت یک سلسله دستورالعمل‌های مشخص بکند، قطعاً مایه‌ی خیر و برکت خواهد بود.

دو سال پیش از سوی هسته‌ی گزینش سازمان محل اشتغالم، یک جلسه‌ی مصاحبه‌ی گزینشی برای من تنظیم شده بود که سرفصل سؤالات مطروحه را ذیل مطلبی با عنوان «در جلسه مصاحبه گزینش چه می‌پرسند؟» منتشر کرده‌ام. با مطالعه‌ی همین یک نمونه شما می‌توانید دریابید که به چه میزان موارد یاد شده در جلسات مصاحبه‌ی گزینش رعایت می‌شود.

دشواری کار بازجویی

کار بازجویی از آن جهت بسیار دشوار و پیچیده است که از یک سو فرد بازجو ملزم به رعایت قانون و اخلاق انسانی و اسلامی است و از سوی دیگر معمولاً افرادی مورد بازجویی قرار می‌گیرند که متهم به ارتکاب اعمال خلاف قانون و بزه اجتماعی هستند که شاید کمترین پایبندی به رعایت اخلاق و احکام اسلام نداشته باشند. این یک جدال نابرابر است که بازجو شونده به راحتی می‌تواند دروغ بگوید اما بازجو حتی از دادن وعده‌ی دروغ نیز منع شده است. علاوه بر این، سر و کلّه زدن با افراد بزهکار رفته رفته بر خلق و خوی بازجو اثرگذار خواهد بود.

فصل نوزدهم کتاب با عنوان «مهم‌ترین آفت بازجویی» به همین موضوع اختصاص یافته است. در ابتدای این فصل آمده است:

«اگر بازجویی هیچ ضرری نداشته باشد، جز این که بازجو مجبور است مدتی با انسان‌های خلاف‌کار، هم‌نشین شده و سخنانی درباره‌ی جرم و گناه را بشنود، برای ضرر بازجویی کافی است؛ زیرا این سخنانی که صحبت از گناه و انجام کارهای خلاف هستند، بازگویی و نیز شنیدن آن‌ها قطعاً تأثیر منفی در روح انسان می‌گذارند. اما آسیب دیگری وجود دارد که فوق همه‌ی اینها است و آن مسئله‌ی سست شدن اعتقادات و باورهای دینی بازجو، هنگام بازجویی از افراد خلاف‌کار گروه‌های فکری ضالّه است.»

برخی خطاها که در دانش مدیریت رفتار سازمانی نظیر «خطای هاله‌ای» برای مصاحبه‌های استخدامی ذکر شده است، مبتلا به بازجویان نیز خواهد بود. چه بسا فردی بی‌گناه دستگیر شده باشد اما چون اغلب متهمان در ابتدای کار خود را بی‌گناه قلمداد می‌کنند، خطای اثر هاله‌ای بازجو را در شرایطی قرار دهد که به دنبال اثبات مجرمیت فرد دستگیر شده باشد.

فصول بیستم و بیست و یکم کتاب با عناوین «مقاومت در اسارت» و «ضدّ بازجویی» به روش‌هایی که ترفندهای بازجویان را خنثی می‌کند اشاره کرده است. در این دو فصل ابتدا به مبانی نظری و فقهی مقاومت در اسارت، لزوم و ضرورت آن پرداخته شده است و سپس به مباحثی همچون «تقیه»، احکام اخلاقی، راه‌های مقاوم‌سازی، خودکنترلی، آشنایی با حقوق اسرا و مصوبات و قوانین جهانی مرتبط و نهایتاً فنون زنده ماندن در زندان اشاره شده است. بخش‌هایی از این دو فصل را که به نظرم جالب بود انتخاب کرده‌ام:

«امروزه در مفهوم جهاد، تحوّلی بنیادین صورت گرفته و جنگ نرم با همه‌ی ابعاد آن (جنگ فرهنگی، عقیدتی به وسیله کتاب‌ها، سایت‌ها، خبرگزاری‌ها، فیلم‌های مستهجن، شبهه‌افکنی، عرفان‌های کاذب، فرقه‌های نوظهور، بی‌حجابی و …) نیز بخش مهمی از جهاد را به خود اختصاص داده، در این صورت «مقاومت در اسارت» حتی شامل جوانانی که هر روزه در خیابان‌ها، کلاس‌های درسی دانشگاه و نیز محل کار، تفریح و پای تلویزیون، اینترنت، سینما و … در معرض تهاجم فرهنگی دشمن قرار گرفته‌اند، نیز می‌شود و باید برای مقاوم‌سازی و آسیب‌ناپذیری آنان، برنامه‌ریزی شود (صفحه ۱۹۸)»

«استفاده از همه‌ی حیله‌ها مثل بهلول که عالم و متکلمّی بزرگ بود، اما خود را به دیوانگی زد و فعالیت خود را زیر چتر جنون ادامه می‌داد و نیز آموزش و فراگیری روش‌های ضدّبازجویی و انجام و به‌کارگیری آن‌ها و نیز فراگیری روش مقابله با دستگاه‌های دروغ‌سنج و هم‌چنین آموزش روش مقابله با شرایط سخت و دشوار برای مقاوم‌سازی، ضرورت دارند (صفحه ۲۰۲)»

«کسی که به دست دشمن اسیر شده، سعی کند چهره‌ی بازپرس را به خاطر بسپارد؛ سعی کند که روی شخصیت بازپرس دشمن تأثیرگذار بوده و بر او تسلّط پیدا کند؛ روش تهدید و تحبیب را در نظر داشته باشد؛ یعنی نه از خشونت بازپرس اولیه، ترس به خود راه دهد و نه در برابر بازپرس دوم که می‌خواهد با مهربانی وارد شده و از بازپرس اولیه بدگویی می‌کند، اظهار خوشحالی نماید؛ اینها همه بازی و نمایش است (صفحه ۲۱۲)»

یک اشکال؛ یک انتقاد

صفحات ۸۲ تا ۸۹ کتاب دچار بهم ریختگی است. صفحات ۸۳ و ۸۷ عیناً تکرار شده است و سرفصل‌های کتاب در این چند صفحه منطبق با فهرست نیست.

در مقدمه کتاب (صفحه ۲۴) آمده است:

«مهم‌ترین چیزی که مردم از حکومت انتظار دارند، مسئله‌ی امنیت است»

اما هیچ گونه سند یا استدلالی برای این مدعای خود ارائه نکرده است.

حال آن که در فصل ششم کتاب (کیفیت بازجویی) و در صفحه ۹۱ نویسنده می‌گوید:

«در منطق دین اسلام و به ویژه در سنّت و سیره‌ی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، همیشه عدالت، سرلوحه‌ی تمام حرکت‌ها است و امنیت، فدای عدالت می‌گردد. امنیت خودش به تنهایی هدف نبوده و مطلوبیت ذاتی ندارد، بلکه امنیت به عنوان مقدمه برای رسیدن به کمالات دیگر است؛ مثلاً امنیت باید وجود داشته باشد تا زمینه برای تعلیم و تربیت و تهذیب نفس و رشد و استکمال روح و معنویت فراهم شود. بنابراین، امنیت هدف اصلی نیست.»

به نظر می‌رسد مقدمه‌ی کتاب را نویسنده‌ی اصلی تنظیم نکرده باشد، زیرا بین دو گزاره‌ی فوق تناقضی آشکار به چشم می‌خورد که دومی به حقیقت نزدیک‌تر است و اولی نشأت گرفته از یک نوع نگاه امنیتی به همه‌ی پدیده‌ها و مسئله‌هاست.

در همین زمینه:

آیین رونمایی دو عنوان کتاب «فرهنگ و شهر: چرخش فرهنگی در گفتمان‌های شهری» و «پشت دریاها شهری است: فنون، روش‌ها و کاربردهای مردم‌نگاری شهری» اثر دکتر نعمت‌الله فاضلی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران برگزار می شود.

                        رونمایی از دو کتاب نعمت الله فاضلی در نمایشگاه کتاب

 

فرهنگ و شهر: چرخش فرهنگی در گفتمان‌های شهری توسط انتشارات تیسا و اداره کل مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران منتشر شده است که با ویرایش جدید و اضافه شده فصل «فرهنگ شهروندی در جامعه معاصر» تجدید چاپ شده است. دکتر فاضلی در کتاب فرهنگ و شهر به تشریح بنیان های نظری شناخت شهری و مطالعات شهری پرداخته است و در ادامه به مجموعه ای از مطالعات موردی مردم نگارانه در زمینه های گوناگون زندگی شهری مثل همسایگی، رسانه ای شدن شهر و … پرداخته است. این اثر جدید با فصل مردم نگاری شهری پایان یافته است که در آن به طور مختصر رویکرد کیفی و مردم نگارانه در شناخت شهر تشریح شده است.

«پشت دریاها شهری است: فنون، روش‌ها و کاربردهای مردم‌نگاری شهری» دومین کتاب دکتر فاضلی است که به تازگی روانه بازار کتاب شده است. این کتاب به نوعی تکمیل و توسعه کتاب فرهنگ و شهر است و در آن تلاش شده تا قلمروها و کاربردهای مردم نگاری در مطالعه شهر و زندگی شهری در رشته های مختلف مطالعات فرهنگی، جامعه شناسی، مطالعات شهری و مردم شناسی تشریح شود.

مروری گسترده بر تمامی تجارب جهانی در استفاده از مردم نگاری در مطالعه شهر در این اثر صورت گرفته است. بخش دیگری از کتاب پشت دریاها شهری است به مطالعه مردم نگاری در ایران و تهران اختصاص دارد. همچنین روش خودمردم نگاری در این بخش توصیف و تحلیل شده است. بخش دیگری از کتاب مزبور به آموزش مردم نگاری و خود مردم نگاری همراه با راهنمایی عملی و نحوه استفاده از خود مردم نگاری اختصاص دارد.

شایان ذکر است که مراسم رونمایی از دوکتاب فوق، روز سه‌شنبه ۱۷ اردیبهشت، ساعت ‌۱۴تا ۱۷ در نمایشگاه کتاب- انتشارات دانشگاهی- سالن B 7 – غرفه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با حضور مولف و جمعی از استادان دانشگاه برگزار می شود.

ان شاء الله به شرط حیات و موفقیت خودم نیز در این مراسم حضور خواهم یافت.

کتاب‌ فرهنگ‌نامه توصیفی “نیمه پنهان‌ آموزش‌ و پرورش‌ رسمی‌” اثر دوست فرهیخته و دانشمندم دکتر عبدالعظیم کریمی ناظر بر نگاهی‌ نقدگونه‌، آسیب‌شناسانه‌ و در عین‌حال‌ طنزآمیز به‌ فراسوی‌ کارکرد آموزش‌ و پرورش‌ رسمی‌ و آگاهی‌ از واژگان‌، اصطلاحات‌ و مفاهیمی‌ است‌ که‌ امروزه‌ در پهنه‌ و گستره‌ی‌ نظام‌های‌ رسمی‌ تعلیم‌ و تربیت‌ بکار گرفته‌ می‌شوند اما از نظر معنا دچار تغییر، تحریف‌، جابجایی‌ و بعضاً واژگونی‌ شده‌اند. ضرورت‌ بازخوانی‌ معانی‌ و کارکرد پنهانی‌ این‌ واژگان‌ در آموزش‌ و پرورش‌ تحمیلی‌ و اجباری‌ زمانی‌ بیشتر روشن‌ می‌شود که‌ به‌ آنچه‌ در مدارس‌ می‌گذرد و محصولی‌ که‌ از آن‌ خارج‌ می‌شود نظری‌ موشکافانه‌ و در عین‌ حال‌ جامع‌ نگرانه‌ داشته‌ باشیم‌. آنگاه‌ با دیده‌ای‌ هراس‌انگیز شاهد آثار مسموم‌ برنامه‌ها و روش‌هایی‌ خواهیم‌ بود که‌ علیرغم‌ انگیزه‌ و نیت‌ خیر، نتایج‌ شرّی‌ را بدنبال‌ دارد. توجه شما را به بخش‌هایی از این کتاب که به چاپ پنجم رسیده است جلب می‌نمایم:

نیمه پنهان آموزش و پرورش رسمی

«زمانی که ایوان ایلیچ در اوایل دهه ۱۹۷۰ با طرح نهضت مدرسه‌زدایی بنیادهای تعلیم و تربیت رسمی و آموزش‌های تصنعی و طبقاتی را مورد حمله قرار داد موجی از ناآرامی و دل‌نگرانی را در میان جامعه‌ی تعلیم و تربیت جهانی برانگیخت. قصد اصلی ایوان ایلیچ به هیچ وجه مبارزه با پدیده‌ی آموزش نبود بل‌که توجه دادن اندیشمندان و برنامه‌ریزان تعلیم و تربیت رسمی به پیامدهای پنهان و نتایج وارونه‌ای بود که ناخواسته و نادانسته و به شکل مستقیم و غیرمستقیم دامن‌گیر نسلی بود که از چرخه‌ی کیمیاگری آموزش و پرورش رسمی بیرون می‌آمد و خود را از داشتن هر گونه انگیزه و اشتیاف به یادگیری و پیشرفت واقعی ناتوان می‌دید. آنها «نوبی‌سوادانی» بودند که از چاله‌ی بی‌سوادی قدیم (ناخوانی و نانوشتاری صوری) به چاه بی‌سوادی جدید (نابینایی و ناشنیداری باطنی) پرتاب می‌شدند.»

به همین سبب اریک فروم روان تحلیل‌گر معاصر در مقدمه‌ای بر کتاب «فقر آموزش در آمریکای لاتین» مبارزه‌ی ایوان ایلیچ را مورد ستایش قرار می‌دهد و معتقد است: «آن چه در مدارس امروز در قالب آموزش، تحصیل و کسب مدرک می‌گذرد، نتیجه‌ای جز محروم کردن دانش‌آموزان از آن‌چه به راستی و به درستی باید بدانند نیست.»

پیشنهاد محوری ایلیچ در نهضت مدرسه‌زدایی بر این است که انگیزش درونی باید جایگزین انگیزش بیرونی شود.

فصل اول کتاب به سیمای پنهان آموزش و پرورش به روایت اندیشمندان بزرگ اختصاص دارد:

«اگر حرف زدن را نیز مانند سایر درس‌های مدرسه‌ای به کودک درس می‌دادیم، آنها هرگز زبان باز نمی‌کردند» ویلیام هول

«من سعی می‌کنم مدرسه رفتن مزاحم تحصیلاتم نشود» مارک تواین

«بسیاری از آموزه‌ها مانند پنجره‌ای است که از آن حقیقت را می‌بینیم؛ اما خود، ما را از حقیقت جدا می‌کند.» جبران خلیل جبران

«هر گاه چیزی را به کودک آموزش می‌دهیم، مانع شده‌ایم تا او شخصاً آن را کشف کند» پیاژه

«فراموش نکن که افراد خلّاق همیشه سعی دارند راه‌های عوضی را امتحان کنند. اگر [تو] همیشه راه درست را بروی، هرگز خلّاق نخواهی بود؛ زیرا راه صحیح، یعنی راه کشف شده توسط دیگران» اوشو

«دانش، مانعی است در برابر آگاهی؛ دانش را به سویی افکن، آگاهی شکوفا خواهد شد» اوشو

«هر آموزش و پرورشی که بدون ارتباط با نیاز خودانگیخته‌ی دانش‌آموزان باشد، دیر یا زود از قلمرو زندگی آنها خارج می‌شود» پائولوفریره

«هیچ کس نمی‌تواند شما را چیزی بیاموزد مگر آن‌چه را که نیم‌خواب در فجر آگاهی شما آرمیده است» جبران خلیل جبران

«معلمی که قواعد عمومی و اختصاصی تربیت و اصول روانشناسی را می‌داند، اما از عشق به تعلیم و تربیت آتشی به جان ندارد، در شغل خود هزاران بار بیشتر در خطر اشتباه است تا زمانی که از این قواعد این صول چیزی نمی‌دانست» کمنیوس

«پیشرفت واقعی زمانی رخ می‌دهد که انسان از دایره‌ی منطق معقول خارج شود؛ چون انسان معقول خود را با وضع موجود تطبیق می‌دهد، حال آن که انسان غیرمعقول وضع موجود را بر نیازهای خود منطبق می‌سازد. بنابراین برای وقوع هر گونه تغییر جدیدی باید چشم امیدمان به انسان غیرمعقول [کسی که آموزش‌های رسمی، منطقی، معقول و معمول را ندیده باشد] باشد.» چارلز هندی

«به یک معنی “پرسه زدن” بدون هدفی مشخص، مایه‌ی اصلی آفرینندگی و خلاقیت است و نیز ممکن است که پرورش رویه‌ی شوخ و شاد نسبت به موضوع‌های مختلف، راز تربیت افرادی با کنجکاوی بیشتر باشد. در صورتی که مدرسه با باریک‌بینی و وظیفه‌شناسی فوق‌العاده از روش “یافتن پاسخ درست” برای هر موضوع پیروی می‌کند» کرانباخ

«انسان واقعی همیشه غیرقابل پیش بینی است. او آزاد است. او یک شخصیت ثابت و قالبی ندارد، زیرا هر لحظه چالشی نو می‌یابد، هر لحظه به پهنه‌ای جدید قدم می‌گذارد؛ اما آموزش و پرورش رسمی او را از این فضیلت‌های بزرگ محروم می‌سازد» اوشو

«در آموزش و پرورش رسمی تماماً تعقّل و تفکر منطقی حکومت می‌کند، اما “هوش عاطفی” و “تفکر شهودی” ما را به بیرون از تنگناها هدایت می‌کند» کوکاک

«آفرینش و خلاقیت نه توسط عقل بل‌که از بازی غریزی‌ای که ناظر بر شادابی و لذت درونی است انجام می‌گیرد! در واقع ذهن خلّاق با موضوع مورد علاقه‌اش بازی می‌کند» یونگ

«شاگردی که بر استاد خویش نیاشوبد، استاد خویش را درک نکرده است» نیچه

«به دانش آموزان نباید توصیه کرد که دست‌یابی به موفقیت‌های مرسوم را هدف زندگی خود قرار دهند؛ چون به طور معمول، مدرسه فرد موفق را کسی می‌داند که خیلی بیشتر از آن‌چه به هم‌نوعان خود می‌دهد، از آنان بگیرد؛ در حالی که ارزش هر کس را باید بر اساس آن‌چه می‌دهد تعیین کنیم، نه بر اساس آن‌چه می‌گیرد و مدارس با ایجاد رقابت و آیین موفقیت‌گرایی چیزی جز روحیه‌ی جاه‌طلبی را پرورش نمی‌دهند» آلبرت اینشتین

در بخش دوم کتاب با عنوان «نیمه پنهان واژگان» نویسنده به تشریح برخی اصطلاحات مرسوم آموزش و پرورش می‌پردازد. به عنوان نمونه به چند مورد اشاره خواهد شد:

درس اخلاق
عبارت است از آموزش رسمی اما نامرئی شیوه‌های ریاکاری و تظاهر به آداب اخلاقی که نتیجه آن ارزش‌زدایی از رفتارهای بی‌ریا و خالص در دانش‌آموزان را در پی دارد. هدف از آموزش اخلاق، تبدیل و دگردیسی انسان طبیعی و فطری به انسان‌های مصنوعی و ساختگی است!

کتاب درسی
مجموعه‌ای از معلومات مرده و اطلاعات سوخته برای جلوگیری از شعله‌ور شدن ذهن‌های زنده و افکار بالنده که با خواندن آن انگیزه‌ی خواندن و اشتیاق به دانستن از بیخ و بن ریشه‌کن می‌شود!

مدرسه موفق
مدرسه‌ای است که با همدستی و هم‌داستانی نافرجام معلمان، مربیان و والدین، دانش‌آموزانی را که قبلاً در امتحان ورودی از هوش بالایی برخوردار بوده‌اند با دادن جزوه، تست، کلاس‌های تقویتی و روش‌های پلیسی مجبور به خواندن فشرده‌ی دروس کرده تا با درصد بالای قبولی از خانواده و مدرسه‌ی خود دفاع کنند!

کتاب «نیمه پنهان آموزش و پرورش رسمی» را می‌توانید از انتشارات عابد تهیه نمایید.

مطالعه‌ی این کتاب را به همه‌ی علاقمندان به مسائل سیاسی و هر کسی که تمایل دارد با مفاهیم چپ و راست در جناح بندی سیاسی ایران و انشعاب مجمع روحانیون از جامعه روحانیت آشنا شود توصیه می‌کنم.

تکثر گرایی در جریان اسلامی - عباس شادلو

این کتاب اثر عباس شادلو است و تماماً مستند به سخنرانی‌ها و نامه‌های شخصیت‌های سیاسی است. قلم شادلو بسیار روان و جذاب است و این کتاب ۶۰۰ صفحه‌ای را به راحتی در یک هفته می‌توان مطالعه کرد.

مطالعه‌ی این کتاب همه‌ی آنچه را روزنامه کیهان و صدا و سیما در طول ۱۰ سال در ذهن من رشته بودند، پنبه کرد. تفکرات من پس از مطالعه‌ی این کتاب از یک اصولگرای سرسخت به منتقد هر دو جناح تبدیل شد که دیگر نه قداستی برای اصولگرایی جناح راست قائل است و نه اینکه چپ چپ به تفکرات جناح چپ نگاه می‌کند. به این نتیجه رسیدم که هر دو جناح‌، احزابی هستند برای رسیدن به قدرت. هر دو جناح بخشی از مطالبشان حق است و برخی از ادعاهایشان ناحق.

نگارش این کتاب در سال ۱۳۸۱ به پایان رسیده و سه سال در دولت اصلاحات و دو سال در دولت نهم منتظر دریافت مجوز چاپ بوده است. همین نکته نیز از جذابیت‌ها و عجایب کتاب است که در فضای باز فرهنگی دولت اصلاحات چگونه به چنین کتابی مجوز چاپ نداده‌‌اند.

ریشه‌ی بسیاری از وقایع امروز که با نظارت استصوابی در دومین انتخابات مجلس خبرگان آغاز شد و چهره‌هایی چون مهدی کروبی و هادی غفاری از نامزدی در انتخابات محروم شدند و رفته رفته منجر به  تک صدایی شدن فضای جامعه‌ی ایران انجامید به خوبی در این کتاب تشریح شده است.

این کتاب را از بازاچه کتاب میدان انقلاب، کتابفروشی شرکت سهامی انتشار می‌توانید تهیه کنید.

نسخه‌ی الکترونیک کتاب موجود نیست ولی برای سفارش اینترنتی می‌توانید از طریق این سایت اقدام نموده و سفارش خود را از طریق پست دریافت کنید.