پرش به محتوا
دل‌نوشته‌‌ها و يادداشت‌هاي محمدرضا اسدي

بایگانی

دسته بندی: سياست خارجي
تعليق عمره

تعليق عمره

مقدمه

وقوع حادثه فرودگاه جده و تعرض به دو نوجوان ايراني در نوروز سال جاري (1394)، افكار و احساسات ميليون‌ها ايراني را جريحه‌دار كرد به گونه‌اي كه هزاران نفر با راه‌اندازي كمپين اينترنتي، نگارش مطلب و مقاله و تظاهرات مقابل سفارت عربستان در تهران، خشم و انزجار خود را از اين رفتار شنيع و ضدانساني به نمايش گذاشتند و خواستار لغو عمره و حتي اخراج كاردار سفارت عربستان شدند.

سال 1388 و پس از شدت گرفتن رفتار ناشايست مأموران سعودي و بي‌نتيجه ماندن مذاكرات با مقامات سعودي، شوراي عالي حج تصميم گرفت تا تعهد رسمي و معتبر سعودي‌ها براي رعايت کامل شرايطي که جمهوري اسلامي ايران براي اعزام زائران خود به عمره دارد، و از جمله رعايت شان و شخصيت ديني، ملي و فردي آنها ، هيچ قراردادي با طرف هاي سعودي امضا نشود.

بازخواني فرايند تعليق عمره در سال 1388 و از سرگيري آن در سال 1389  در حالي كه هم‌اينك عمليات عمره با دستور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تا مجازات مجرمان سعودي متوقف شده است، خالي از لطف نخواهد بود.

 

جنگ 22 روزه غزه و ناكامي عربستان

رژیم صهیونیستی بعد از کنترل نوار غزه به دست حماس، تمام تلاش خود برای تضعیف و حذف گروه‌های مقاومت فلسطین در غزه را بکار گرفت. رژیم صهیونیستی در این مدت سه جنگ تمام عیار برای نابودی جنبش حماس آغاز کرد که در هیچ ‌یک از آنان نتوانست به اهداف نظامی و سیاسی خود دست یابد.

اسرائیل با پذیرش طرح صلح عربی به عنوان زیربنای مذاکرات، ضمن مهار مبارزان شجاع فلسطینی و وادار کردن گروه هایی چون حماس و جهاد اسلامی به پذیرش توافق حاصل شده میان تل آویو و اعراب، اميدوار بود کمترین هزینه ممکن را برای برخورداری از آرامش، امنیت و ثبات پرداخت كند.  حاصل دیدارهای پی درپی ابومازن با اولمرت، مبارک، عبدالله دوم شاه اردن و ملک عبدالله شاه عربستان و متعاقب آن دیدار لیونی با مبارک از یک سو و رایزنی های تل آویو با واشنگتن با حمله جنگنده های رژیم غاصب به مردم بی پناه غزه به بار نشست و در نهایت این اضلاع به هم پیوسته بریک منفعت مشترک اجماع حاصل کردند و آن اینکه به هر قیمتی باید اهالی غزه را به دلیل انتخاب حماس پشیمان کرد چه اینکه مدل حماس ممکن است به الگوی بی‌بدیلی برای سایر جریانها و ملت‌های منطقه تبدیل گردد.

عربستان سعودی، حمایت ایران از گروه‌های مقاومت را به عنوان مداخله غیر مشروع در مسائل حوزه‌ عربی عنوان می‌کند و در تلاش است تا از گسترش نفوذ و تأثیرگذاری جمهوری اسلامی ایران در این حوزه بکاهد. در این راستا تضعیف و تعدیل قدرت و نقش‌آفرینی گروه‌هایی مانند حماس و حزب‌الله، از اهداف عمده سعودی‌ها در فلسطین و لبنان به شمار می‌رود. با پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین، اغلب کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به ویژه عربستان سعودی، بیشتر مایل بودند که حماس خط‌مشی خود را از مقاومت به سمت مذاکره و شناسایی اسرائیل تغییر دهد. در جریان جنگ بیست و دو روزه غزه نیز سعودی‌ها در قبال حملات اسرائیل به غزه سکوت کردند و حتی گزارش‌ها و نشانه‌هایی از خشنودی سعودی‌ها از این حمله آشکار شد. [1]

پرويز سروري نماينده تهران و عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي در تشريح ارتباط جنگ غزه و رفتار ناشايست مأموران سعودي در برخورد با زائران ايراني عنوان كرد:

مدت ها است كه شاهد رفتارهاي بسيار ناشايستي از سوي ماموران گمرك عربستان نسبت به زائران ايراني هستيم. وي ادامه داد: اين رفتار از زمان درگيري هاي غزه و پس از ناكامي هاي عربستان در آن جا، آغاز شد زيرا آن ها در تحليل هايشان ادعا كردند، اين ناكامي ناشي از حضور و نفوذ جمهوري اسلامي ايران است. وي اضافه كرد: ماموران عربستاني به جاي اصلاح رفتارشان در برخورد با زائران ايراني ماه هاي اخير بر حجم آن افزوده و با يك سري اقدامات خارج از شئون يك كشور اسلامي با زائران خانه خدا برخورد مي كنند [2].

انگشت‌نگاري از زنان

در تاريخ 18/2/1388 مأموران مرد سعودي در فرودگاه جده از زنان حاضر در پرواز 1569 ايران‌اير انگشت‌نگاري به عمل آوردند. یکی از بانوان تهرانی که در اين پرواز حضور داشت گفت: ماموران سعودی دستان آنها را می‌فشردند بطوریکه برخی زنان از شدت ناراحتی از قرصهای آرام بخش استفاده می‌کردند و مردان ایرانی که به ماموران اعتراض می‌کردند با واکنشهای تند مسئولان این فرودگاه مواجه شدند. این گروه از زائران حدود 8 ساعت در فرودگاه معطل شدند و نتوانستند نماز ظهر و عصر خود را اقامه و ناهار میل کنند که این تاخیر کم سابقه موجب بیهوشی برخی از مردان مسن همراه کاروان شد. یکی از زائران ایرانی که به زبان عربی مسلط بود گفت در فرودگاه مشاهده کردم که یکی از مسئولان گمرک به ماموران جوان می گفت مسافران ایرانی را تا می توانید معطل و ناراضی کنید. [3]

اقدام گستاخانه مأموران كنترل گذرنامه در فشردن دست زنان بر روي دستگاه‌هاي ثبت اثر انگشت بازتاب‌هاي فراواني داشت و با موضع‌گيري مراجع تقليد و مسئولان مواجه شد.

آيت‌الله ناصر مكارم شيرازي با اشاره به بي‌احترامي وهابيون به زائران حج عمره تصريح كرده بود:

«اگر با پيگيري مسئولان دولتي، اين بي‌احترامي‌ها متوقف نشود، حج عمره را تحريم مي‌كنيم.»

حجت الاسلام سيدهاشم حسيني بوشهري درباره انگشت نگاري از زائران زن ايراني مي گويد:

طبق گزارش وزير امور خارجه، پيگيري هايي در اين زمينه صورت گرفته است و مشكل اتفاق افتاده در حال بررسي است. وي با بيان اين كه قضاوت در اين زمينه، بسيار حساس است، مي گويد: سازمان حج و زيارت و وزارت امورخارجه درباره توقف عمره به تنهايي نمي‌توانند تصميم بگيرند. بوشهري در ادامه تاكيد مي كند: درست است كه برخي مراجع در خصوص توقف عمره نظر موافق داده اند، ولي براي توقف عمره نگاه رهبر معظم انقلاب بايد لحاظ شود.

    براي اخذ تصميم در خصوص توقف عمره، بايد تمام جوانب كشوري سنجيده شود و اين امر با حضور مسئولان عالي كشوري بويژه رهبري صورت گيرد. نائب رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم مي گويد: عمره داراي منزلت بالايي است، ولي شأن و كرامت مسلمانان از عمره هم مهم تر است و مسئولان بايد اين امر را در نظر داشته باشند. [4]

معاون سازمان حج و زيارت در اين خصوص اعلام كرد:

 تصميم گيري درباره توقف موقت عمره در اختيار شوراي عالي حج است كه رئيس آن، رئيس جمهور است. مهدي امينيان در پاسخ به اين پرسش كه سازمان حج و زيارت چه اقداماتي درباره رفتارهاي توهين آميز ماموران سعودي با زائران ايراني انجام داده است، به فارس مي گويد: مشكلات را به صورت شفاهي و كتبي به مسئولان عربستان منعكس كرده‌ايم. وي با اشاره به اين كه كنسولگري ايران در جده موضوع را به سعودي ها منعكس كرده است، مي گويد: ماموران سعودي اعتقاد دارند بايد اصل انگشت نگاري انجام شود.

ما نيز با اصل موضوع مشكل نداريم، ولي نسبت به نحوه اجراي اين كار اعتراض هايي داريم.     معاون سازمان حج و زيارت كشور يادآور مي شود: ماموران سعودي در گيت هاي بازرسي كم هستند و اين موضوع باعث بروز مشكلاتي براي زائران ايراني شده است. امينيان با تاكيد بر اين موضوع كه مشكل انگشت نگاري از زنان ايراني در عربستان در حال حاضر برطرف شده است، مي گويد: اين مورد كه مامور مرد سعودي، دست زني را در انگشت نگاري بگيرد، برطرف شده است.

وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا سازمان حج و زيارت قصد ندارد با توجه به توهين هاي اخير ماموران سعودي به زائران ايراني، مدتي سفر عمره را متوقف كند، مي گويد: بايد شوراي عالي حج در اين مورد تصميم گيري كند.     معاون سازمان حج و زيارت كشور با اشاره به اين كه رئيس اين شورا رئيس جمهور است، معتقد است: بايد شوراي عالي حج در اين مورد تصميم بگيرد و تاكنون نيز تصميمي مبني بر توقف موقت عمره گرفته نشده است. وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا درباره مشكلاتي كه بتازگي براي زائران ايراني در عربستان ايجاد شده، اين شورا تشكيل جلسه داده، مي افزايد: مدت هاست كه اين شورا تشكيل جلسه نداده است.

 

اظهارات توهین آمیز امام جمعه مسجد الحرام نسبت به مذهب شیعه

شیخ عادل کلبانی امام جماعت مسجدالحرام در 25 ارديبهشت ماه 1388 طي مصاحبه‌اي با شبكه BBC عنوان كرد:  «علماي شيعه از کفار هستند و شيعيان حق ندارند در کميته علماي مسلمان عضويت داشته باشند». گفتنی است کمیته علمای مسلمان، مهم ترین و بارزترین کمیته دینی در عربستان سعودی است. حضرات مراجع و آیات و شخصیت‌های مذهبی جهان اسلام با انتقاد شدید از این سخنان زشت، خواستار مقابله با تکفیری‌ها شدند.

اطلاعيه حضرت آيت الله مكارم شيرازي

بسم الله الرحمن الرحيم

    اين اولين بار نيست كه وهابي‌هاي تكفيري به تكفير شيعه اماميه مي‌پردازند و سبب ريخته‌شدن خون‌هاي بيگناهان مي‌شوند، چيزي كه به يقين روز قيامت پاسخي براي آن نخواهند داشت و كاري كه راديوي معلوم الحال انگليس يعني بي بي سي را خوشحال كرد. متاسفانه امام مسجدالحرام به قدري بي‌خبر است كه نمي داند اين رسانه انگليسي كه با او مصاحبه كرده همان است كه در جريان غزه و بعد از آن كه تقريبا همه دنيا اسرائيل را محكوم كردند، حاضر به محكوم كردن اسرائيل نشد.

    به اين امام جماعت كه از سياست هاي تفرقه افكن دشمنان بي خبر است بايد گفت اين كه شما شيعه را تكفير كنيد و ديگران هم شما را تكفير كنند نه تنها مشكل را حل نخواهد كرد بلكه دشمنان اسلام را به هدف خود كه نفاق افكني است، مي رساند. ما به آقاي كلباني امام جماعت مسجدالحرام مي گوييم اگر مي خواهيد مشركان را بشناسيد سري به قرآن مجيد سوره روم آيه 31 و 32 بزنيد كه مي فرمايد: «ولاتكونوا من المشركين؛ من الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا»؛ از مشركان نباشيد از كساني كه در دين خود تفرقه ايجاد كردند و به دسته ها و گروه ها تقسيم شدند.

    ما بارها گفته ايم باز هم تكرار مي‌كنيم اين كه شما دور بنشينيد و بر اساس خيالات خود بدون گفتگو با طرف مقابل او را تكفير كنيد نتيجه‌اي جز انحراف از دستور اسلام نخواهد داشت. بزرگان شما بيايند و بنشينند و دوستانه صحبت كنند تا معلوم شود پايه‌هاي قضاوت شما برچه اساس سست و بي‌اعتباري است. شما بايد از شيعه اماميه بهترين قدرداني و تشكر را داشته باشيد كه بزرگترين دشمن اسلام و مسلمين يعني اسرائيل را شكست دادند و بيني او را به خاك ماليدند. شما بايد در مسجد الحرام بعد از هر نماز به شيعيان دعا كنيد كه سبب آبرومندي مسلمين جهان شدند نه اينكه ادعاهاي بي‌اساسي را كه هيچ تاثيري در پيشرفت شيعيان در جهان ندارد را تكرار كنيد و دشمنان اسلام را خشنود سازيد.

مواضع آيت الله صافي گلپايگاني

آیت الله صافی گلپایگانی در واکنش به سخنان موهن امام جماعت مسجدالحرام، از حکومت آل سعود خواست که از امامت جماعت افراد نادانی، همچون کلبانی جلوگیری کند. وی با اشاره به مشکلات جهان اسلام و لزوم اتحاد مسلمانان، اظهار داشت: در شرایطی که همه مسلمانان باید اتحاد داشته و در مقابل دشمنان ید واحده باشند، متأسفانه فتنه وهابیت عالم اسلام را به خود مشغول کرده و شرایط ناامنی را برای مسلمانان ایجاد نموده است. این مرجع تقلید به اوضاع ناامن و حملات تروریستی علیه مسلمانان در کشورهای عراق، پاکستان، افغانستان و هند اشاره کرد و افزود: این فرقه باطله با اعمال ضد اسلامی خود، مسلمانان را در دنیا بدنام کرده است. وی با استشهاد به آیه 65 از سوره انعام -«قُل هُوَ القَادِرُ عَلَی أن یَبعَثَ عَلَیکُم عَذَابًا مّن فَوقِکُم و مِن تَحتِ أرجُلِکُم و یَلبِسَکُم شِیَعاً وَیُذِیقَ بَعضَکُم بَأسَ بَعضٍ انظُر کَیفَ نُصَرّفُ الآیَاتِ لَعَلّهُم یَفقَهُونَ-»، خاطرنشان کرد: با چنین وضعیتی فتنه وهابیت در همه جا به نام اسلام، به دین مقدس اسلام که دین هدایت و صلح و صفا و مهربانی است، ضربه وارد کرده است که در طول تاریخ اسلام سابقه نداشته است. وی در ادامه مشغول شدن مسلمانان به اختلافات داخلی را غفلت آنان از دشمنان قسم خورده اسلام دانست و افزود: در حالی که دشمنان با خیال آسوده در کشورهای اسلامی مشغول فتنه‌گری می باشند، مسلمانان به واسطه فتنه وهابیت گرفتار شده و از امکانات خود برای نابودی خودشان استفاده می کنند.

وی گفت: در قرن چهارم هجری و حکومت الرّاضی بالله عده‌ای از تندروهای حنابله در بغداد مسلمانان را اذیت می‌کردند و شرایط ناامنی را به وجود آورده بودند تا آنجا که خلیفه وقت با انتشار فرمانی به دفع این فتنه پرداخت. این مرجع تقلید با خواندن این فرمان به تشبیه زمان خلیفه عباسی با عصر حاضر پرداخت و ادامه داد: خلیفه آنها را در توقیع، فرقه فاسد می خواند که مسلمانان را تکفیر می‌کنند و می‌گوید که شما به پیروان آل محمد(ص) نسبت کفر می‌دهید و مردم را به بدعت های ناروا و عقاید خطرناکی که خلاف صریح قرآن است، فرا می‌خوانید. وی با اشاره به گوشه‌ای دیگر از تاریخ اسلام، حکومت وهابیت را دست پرورده حکومت‌های استعماری، چون انگلیس خواند و تأکید کرد: آنها برای ایجاد فتنه و تفرقه در دنیای اسلام به وجود آمدند و باید همه دولت ها و ملت های مسلمان در فکر دفع شر این گروه فتنه گر باشند.

سخنان آيت الله نوري همداني

آیت الله نوری همدانی نیز در واکنشی شدیداللحن نسبت به اظهارات امام جماعت مسجدالحرام، ابعاد این مسئله را تشریح کرد و گفت: دولت ایران باید با فشار بر این افراد، از اهانت آنان نسبت به شیعیان جلوگیری کند. وی در ادامه با بیان اینکه عربستان سعودی و مصر با شیعه و حزب الله مخالف هستند و دهن کجی‌های فراوان دارند، افزود: چند روز قبل حسنی مبارک گفته بود که به ایران بگویید از شمشیر ما بترسد. من به آنها می‌گویم که اگر شما شمشیر داشتید، زیر سیطره آمریکا و صهیونیسم نمی‌رفتید و این همه ذلت‌بار زندگی نمی‌کردید. [5]

واكنش شيخ عادل بن سالم الكلباني به موضع‌گيري علماي شيعه

به گزارش پرس.تي.وي بيروت، شيخ عادل بن سالم الکلباني امام جماعت مسجدالحرام در مصاحبه با پايگاه اينترنتي لجينيات از واکنش شيعيان در قبال سخنان خود ابراز تعجب کرد. الکلباني گفت:

«من واقعا از واکنش شيعيان به اين اظهارات تعجب مي‌کنم، چرا که اين موضوع به هيچ وجه جديد نيست. پيش از من بسياري از علماي اهل سنت و خلفاي راشدين حکم به تکفير شيعيان داده بودند». وي افزود: «مسلمانان مي‌توانند به رساله جامعه مهمي که حاوي سخنان خلفاي راشدين است مراجعه کرده و خود ببينند که موضعگيري آنها در قبال شيعيان چيست. خلفاي راشدين سال‌ها قبل گفته بودند که هر کسي به مذهب تشيع بگرايد، رافضي و کافر است». [6]

 

ممانعت از صدور ويزا براي زنان كمتر از 45 سال

در ماه‌هاي پاياني سال 1387 عربستان قانون منع ورود زنان كمتر از 45 سال بدون مَحرم را اجرا كرد و همين امر منجر به جاماندن بسياري از زنان و دختران از سفر عمره شد. متعاقب اين تصميم سفر كاروان‌هاي عمره دانش‌آموزي و دانشجويي دختران به حالت تعليق درآمد و تا كنون نيز همين وضعيت استمرار دارد. لغو سفر زنان زير 45 سال نيز از جمله موارد نارضايتي زائران و مسئولان بود كه در مطبوعات و رسانه‌ها انعكاس داشت.

در پي اقدام عربستان براي عدم صدور ويزا به حجاج زن ايراني، فاطمه آليا، مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس مي گويد:‌

اين موضوع در حال حاضر در كميسيون امنيت ملي در دست بررسي و پيگيري است. وي افزود: دولت عربستان در دوهفته گذشته طي يك اقدام غيرمنطقي از صدور ويزا براي زنان زير 40 سال ايراني ممانعت كرده است. وي با بيان اينكه اين كار عربستان نوعي بهانه‌تراشي است،‌ مي گويد: سعودي‌ها بايد دلايل خود را در خصوص عدم صدور ويزا براي زائران زن ايراني كه كاري بي سابقه از طرف دولت عربستان در تاريخ اعزام حجاج ايراني بوده‌ است، ابراز كنند. مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي ابراز مي دارد: رسيدگي به اين موضوع هم در مجلس و هم در دستگاه‌هاي ذي‌ربط هرچه سريع تر بايد پيگيري و بررسي شود. وي خاطر نشان مي كند: بررسي وضعيت زناني كه بايد طي دو هفته اخير به سفر حج مشرف مي‌‌ِشدند و از نوبت قانوِ‌ني‌ خود براي سفر عمره مفرده عقب مانده‌اند،‌ نيز در كميسيون امنيت ملي مطرح و پيگيري مي‌شود. [7]

تأخيرهاي طولاني در پروازهاي برگشت

تاخير به ظاهر عمدي در پرواز‌هاي برگشتي نيز از جمله مشكلاتي بود كه مسئولان را نسبت به وضعيت حجاج ايراني بدبين كرد. بارها هنگام بازگشت حجاج ايراني به كشور، از فرودگاه‌هايي كه پذيراي پروازهاي برگشتي حجاج ايراني بودند خبر مي‌رسيد كه تأخير پروازهايي كه توسط هواپيماهاي سعودي انجام شده، تا بيش از 12ساعت افزايش يافته است كه البته مسئولان فرودگاه‌هاي عربستان در اين باره هيچگاه پاسخگو نبوده‌اند. [8]

 

سخت‌گيري و اعمال محدوديت در قبرستان بقيع

پس از سفر آيت الله هاشمي رفسنجاني به عربستان در سال 1387 و ملاقات با ملك عبدالله، علي رغم آن كه قول مساعدت و همراهي بيشتر با زائران ايراني داده شده بود، اما شاهد افزايش سخت‌گيري‌ها نسبت به زائران ايراني بوديم. از تابستان همان سال به فاصله‌ي يك متر از نرده‌هاي محافظ قبور مطهر ائمه‌ي بقيع (عليهم السلام) نواركشي صورت گرفت و با خواندن هر گونه دعا و زيارت‌نامه در قبرستان بقيع برخورد شد.

    خاكسار قهرودي درباره ممنوعيت زيارت بقيع اظهارداشت: زائران حق ندارند دعا و روضه بخوانند و كتاب هاي دعا توزيع كنند اما در مقابل آنها  CD، كتاب‌هاي ضاله و تبليغات عليه ائمه اطهار (ع) و مسلمانان انجام مي‌دهند و زماني كه زائران ايراني نسبت به اين قبيل كارها اعتراض مي‌كنند برخي از ماموران سعودي و افراد متعصب بلافاصله بدرفتاري و برخوردهاي ناشايست مي كنند و جالب آن كه برخي مسئولان عربستان هم از آنها حمايت مي‌كنند. ما انتظار داريم در اين موارد مقامات سعودي تجديدنظر و اصلاحاتي صورت دهند.

    رئيس سازمان حج و زيارت تصريح كرد: اين كه رئيس جمهور كشورمان اعلام كرده‌اند اگر مسئولان عربستان نسبت به بدرفتاري‌ها با حجاج ايراني اقدامي نكنند ايران براي عمره تصميم مقتضي خواهد گرفت ناشي از اتفاقات و رفتارهايي است كه پيش از اين به آن اشاره شد. مسئولان ايران با سرلوحه قراردادن رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب مبني بر تقويت وحدت كلمه، دوستي و الفت ميان مسلمانان برنامه حج را اجرا مي‌كنند و حاضر نيستند به كرامت، عزت و شأن زائران ايراني توهين و اهانت شود. لذا درباره عمره آينده و تعداد زائران و نحوه اعزام همه چيز بستگي به وضعيت حج تمتع امسال دارد.

    وي افزود: متاسفانه در حال حاضر برخي افراد خشك مغز و متعصب افراطي درصدد ايجاد تفرقه و دشمني بين كشورهاي مسلمان هستند و در اين زمينه شيطنت هايي را انجام مي دهند كه منافع ملي كشورهاي مسلمان را به خطر مي اندازد. بنابراين ضرورت دارد مقامات ارشد عربستان ضمن طرد و حذف اين افراد از صحنه اجرايي حج، فضايي را آماده كنند تا تمامي زائران كشورهاي مسلمان به راحتي به انجام عبادت و زيارت بپردازند و مطمئناً با توجه به گسترش روابط فرهنگي و ديني كه بين ايران و عربستان وجود دارد مسئولان هر دو كشور اجازه نخواهند داد برخي از دشمنان اهداف و برنامه هاي خودشان را اجرا كنند. [9]

تصميم شوراي عالي حج مبني بر تعليق عمره

سرانجام شوراي عالي حج در دي ماه سال 1388 با بررسي آشکار و پنهان ولي دقيق تمامي گزارش‌ها، امر به آن نمود که تا تعهد رسمي و معتبر سعودي‌ها براي رعايت کامل شرايطي که جمهوري اسلامي ايران براي اعزام زائران خود به عمره دارد ، و از جمله رعايت شان و شخصيت ديني، ملي و فردي آنها ، هيچ قرار دادي با طرف هاي سعودي امضا نشود.

ايران در عمره سال 1388 تعداد 792 هزار زائر خود را به رغم نگراني ها از آنفلوآنزاي نوع جديد به عمره فرستاد، اما متاسفانه ادامه رفتارهاي نامناسب سلفي‌ها، سفر را به کام برخي زائران شيرين نکرد. ايران در طول عمليات عمره 88 بارها ديپلماتهاي ارشد سعودي در تهران را براي اعلام اعتراض خود به وزارت امورخارجه احضار کرد و ديپلماتها هر بار ضمن ابراز ناخرسندي خود از اين رفتارها و تبري جويي دولت متبوع خويش از آنها‌، قول دادند که مساعي جميله خود را معطوف رفع اين نوع برخوردهاي ناشايست و ناصواب نمايند .

عمده شرطي که گفته شد ايران براي اعزام زائران خود به عمره دارد، رعايت کامل احترام، شأن و شخصيت و تکريم هويت ملي و مذهبي زائران ايراني و اصلاح رفتارهاي ناصوابي است که براساس شواهد برخي از آنها به نظر مي‌رسد حالت سيستماتيک دارد. تأمين و تعهد به رعايت همه ي اين شروط ، شرطي اساسي براي اعزام زائران است. نماينده ولي فقيه و سرپرست حجاج ايراني تابستان امسال و در تشرف به مدينه منوره گفته بود که اگر درعربستان سعودي بنا برعدم رعايت شان و شخصيت زائران ايراني باشد ، ايران ترجيح مي دهد که حتي عمره را تعطيل کند. [10]

از سرگيري اعزام زائران عمره از ارديبهشت 89

در تاريخ 14 دي ماه 1388 علي ليالي به عنوان رئيس جديد سازمان حج و زيارت جايگزين مصطفي خاكسار قهرودي شد و در جلسه توديع و معارفه رؤساي قديم و جديد سازمان حج، حجت الاسلام و المسلمين ري‌شهري خبر از استعفاي خود داد. يك هفته بعد يعني 21 دي ماه 1388 حجت الاسلام قاضي عسكر به عنوان نماينده ولي فقيه در امور حج و زيارت از سوي رهبري منصوب شد تا همزمان با مديريت كادر اجرايي، سكانداران فرهنگي و نظارتي نيز عوض شوند.

با تغيير مديران عالي حج و زيارت، زمزمه از سرگيري عمره در نوروز 89 به گوش رسيد. علي ليالي رئيس سازمان حج و زيارت در يك كنفرانس خبري در 15 فروردين 89 اعلام كرد:

مسئولان امور حج و زيارت پنجم فروردين امسال براي مذاكرات با مسئولان عربستاني عازم اين كشور شدند و روز هفتم فروردين مذاكرات با وزير حج عربستان و ساير مسئولان ذيربط امور حج عربستان آغاز شد و 12 فروردين نيز اين مذاكرات به پايان رسيد كه منجر به انعقاد قرارداد حج عمره سال 89 شد. ليالي با اشاره به رويكرد مثبت مسئولان عربستان و برخورد توأم با همراهي آنان اظهار داشت: بعد از مذاكرات و ملاقات اوليه با وزير حج در جده 5 كميته كارشناسي موضوعات تخصصي حج را با طرف‌هاي ذيربط آغاز كردند كه اين مذاكرات منجر به انعقاد 5 قرارداد فرعي نيز شد. وي با اشاره به توافق انجام شده براي اعزام 94 هزار زائر حج تمتع براي سال 89 اظهار اميدواري كرد با موافقت افزايش ظرفيت زائران ايراني بتوانيم امسال شاهد اعزام حدود 400 هزار نفر به حج عمره باشيم. وي در خصوص محدوديت‌هاي زماني ايجاد شده در برگزاري عمره امسال يادآور شد: با توجه به اينكه ما شروع عمره هر ساله را در ماه ربيع شاهد بوديم و هر ساله در ماه محرم و صفر كار مقدماتي اعزام زائران عمره انجام مي‌شد اما به دلايل مختلف از جمله مشكلاتي كه در عمره سال 88 از سوي برخي مسئولان عربستاني ايجاد شد باعث ايجاد وقفه ‌3 ماهه‌اي در برنامه‌ريزي و تدارك براي اعزام زائران عمره ايراني هستيم. ليالي ادامه داد: در مذاكرات اخير با مسئولان حج عربستان در يك فضاي دوستانه اما جدي خواستار ايجاد زمينه حضور عزتمندانه توأم با آرامش و رفاه براي زائران ايراني شديم. [11]

پايان تلخ تعليق عمره

شايان ذكر است كه دولت عربستان هيچ گونه تضمين كتبي جهت برطرف شدن رفتارهاي ناشايست پليس و مأموران امر به معروف با زائران ايراني نداد. به استثناي انگشت‌نگاري بانوان، بقيه آزار و اذيت‌ها و توهين‌هايي كه از سوي پليس و مسئولان سعودي انجام مي‌شد، با اندكي افت و خيز و بسته به شرايط سياسي و اجتماعي استمرار يافت. سال 1389 بسياري از شركت‌ها شرايط جديد و قيمت‌هاي جديد ارائه كردند و هزينه گروه‌هاي قيمتي عمره 89 تفاوت چشمگيري با گروه‌هاي قيمتي سال 88 داشت.

ارجاعات و منابع

[1] علي‌اكبر اسدي (1389)؛ «عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران: موازنه‌سازی و گسترش نفوذ»، مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت، معاونت پژوهشهای سیاست خارجی – گروه مطالعات خاورمیانه و خلیج فارس

‌[2] پرويز سروري (1388)؛ روزنامه خراسان، 21/5/1388، شماره 17336

[3] پايگاه اطلاع‌رساني حج (1388)؛ «بی حرمتی به زائران ایرانی در عربستان، علت چیست؟»، http://hajj.ir/84/19904

[4] روزنامه جام جم؛ 28/2/1388، شماره 2562، صفحه 17

[5] اخبار شيعيان (1388)، حوزه علميه قم، خرداد 1388، شماره 43، صفحه 44

[6] شيخ عادل الكلباني (1388)، پرس تي‌وي، 30/2/1388، بيروت

[7] سايت الف (1388)، «عربستان: ورود زنان زير 45 سال ممنوع!»، 12/2/1388 http://alef.ir/vdcamony.49nyo15kk4.html?44995

[8] روزنامه خراسان، 25/1/89

[9] روزنامه ايران، 14/8/88، شماره 4355، صفحه 1

[10] رئوف پيشدار (1388)، «عمره؛ پذيرش شرايط ما يا تعطيلي آن»، عصر ايران، 17/10/1388 http://www.asriran.com/fa/news/96341/

[11] سايت الف (1389)، 15/1/1389؛ http://alef.ir/vdceww8p.jh8fvi9bbj.html?67282

در مدينه دو طايفه عرب نسبتاً قابل ملاحظه به نام اوس و خزرج زندگي مي‌كردند. بر حسب آن چه در تواريخ عرب قبل از اسلام هست، اوس و خزرج دو برادري بودند كه پس از رويداد حوادث طبيعي خانمان بر باد ده (احتمالاً گفته مي‌شود سيل ارم در يمن اينها از جنوب عربستان) مهاجرت كردند به سمت شمال. آنها از يثرب (كه مدينه فعلي باشد) عبور مي‌كردند، ديدند بد جايي نيست براي ماندن. ماندند. در فاصله‌اي از آنها هم يك عده يهودي در اثر فشارهاي حكومت روم، از شمال كه منطقه‌ي آبادتري بود متواري شده بودند. اوس و خزرج با بچه‌هايشان آنجا ماندند و آرام آرام تبديل شدند به دو خانواده‌ي بزرگ. خزرج خيلي بزرگتر بود و اوس هم نسبتاً بزرگ بود. آنها با هم، دوست بودند و خوب بودند و زندگي داشتند.

اين يهودي‌هاي همسايه ديدند اينها آمدند اينجا را گرفتند و كم‌كم عده‌شان زياد مي‌شود و زورمند و قدرتمند مي‌شوند؛ اگر همين طور به حال خودشان بگذاريم چهار صباحي نمي‌گذرد كه اينها به صورت يك قدرت بزرگ محلي درمي‌آيند و ممكن است موجوديت ما به خطر بيفتد. به خصوص كه اينها پشت‌شان به اعراب ديگر گرم است، اما ما از مركز يهوديت بريده هستيم. چه كنيم؟ شروع به ايجاد رقابت و فتنه‌انگيزي در ميان اين دو گروه كردند.

اين به قرنها قبل از اسلام مربوط است، بر حسب آن چه در اسناد تاريخي ما هست، يهوديان آنها را عليه يكديگر، تحريك مي‌كردند به طوري كه آرام آرام پسرعموكشي و برادركشي در ميان اوس و خزرج به اوج رسيد. عرب بياباني منطقه‌ي خشك و گرم، داراي احساسات تند قابل برافروختن و اشتعال، كافي بود كه تحريكي بشود، توهيني بشنود، از طرف اينها يك شعر افتخارآميزي در برابر آنها خوانده بشود و يك گوشه به آنها زده بشود تا آتش اختلاف روشن بشود. به طوري كه جنگ‌هاي پي در پي، نزديك به ظهور اسلام، در ميان اينها ده‌ها سال بود روي داده بود و هر دو طايفه را تحليل مي‌برد.

هر جنگي كه روي مي‌داد همسايه‌هاي يهودي چند استفاده مي‌كردند: اولاً اين اوس و خزرج احتياج به اسلحه داشتند و يك گروه از اين يهودي‌ها در صنايع فلزي كار مي‌كردند. بنابراين اسلحه‌هاي‌شان را مي‌ساختند، آماده مي‌كردند تا به اينها بفروشند. ثانياً اينها در اثر جنگ بدهكار مي‌شدند و به كار و زندگي و زراعت و دامداري مختصري كه داشتند نمي‌رسيدند. احتياج به پول قرض كردن پيدا مي‌كردند. مي‌رفتند سراغ همسايه‌ي يهودي پولداري كه پول‌هايش را خوابانده بود براي رباخواري و از او با بهره‌هاي خانمانسوز پول مي‌گرفتند. ثالثاً جوانان جنگ‌آور و رشيد اينها، جوانان كارآ، در ميدان نبرد به خاك و خون مي‌غلتيدند و يك مقدار بار از خودشان به جاي مي‌گذاشتند: زن و بچه‌ي بي‌سرپرستي كه اداره‌ي آنها به صورت يك مسئله براي اوس و خزرج در مي‌آمد. اين وضع سالها ادامه داشت، به طوري كه كينه‌هاي بين اوس و خزرج جزو كينه‌هاي نمونه در ادبيات عرب قبل از اسلام شد. چند نوع كينه و انتقام‌جويي ديرينه‌ي در اشعار جاهليت هست كه يكي از آنها همين است.

اسلام آمد، پيامبر اسلام آمد، «رحمت للعالمين» آمد، «هديً للعالمين» هم آمد. پيغمبر و قرآن آمد و اين كينه‌ها را ذوب كرد و اوس و خزرج به صورت يك مجموعه‌ي متحد مسلمان با نام پرافتخار انصارالرسول و انصارالاسلام و انصارالايمان، (ياران حق و ياران كتاب حق و دين حق و پيامبر حق) شدند، يكدست و متحد. شايد هنوز دو سال از هجرت نگذشته بود كه اين آيات نازل شد

وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَي شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (و همگي به ريسمان خدا چنگ زنيد، و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود ياد كنيد: آن گاه كه دشمنان [يكديگر] بوديد، پس ميان دلهاي شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شديد و بر كنار پرتگاه آتش بوديد كه شما را از آن رهانيد. اين گونه، خداوند نشانه‌‏هاي خود را براي شما روشن مي‏كند، باشد كه شما راه يابيد)

اين صف آيات اصولاً بيشتر مربوط است به سال‌هاي بين يك تا سه هجرت … هنوز زمان زيادي بر اين سازندگي روحي تازه نگذشته، هنوز گروه‌هايي از يهود در اطراف مدينه زندگي مي‌كنند كه از اين وحدت و از اين شوكت تازه، آن هم شوكتي با روح و پيوستگي به حبل من الله، يك رشته‌ي الهي و پيوند الهي، دلها را به هم پيوسته ناراضي باشند. يكي از اينها يك روز كه چند نفر از اوسي‌هاي مسلمان و خزرجي‌هاي مسلمان نشسته بودند دور هم، آمد آنجا و شروع كرد به تاريخ‌گويي. ورق كهنه‌هاي پوسيده‌ي تاريخ تاريك را دو مرتبه شروع كرد باز كردن. ناسيوناليسم مردود مطرود نفاق‌افكن جدايي‌افكن را با شعارهاي چند هزار ساله زنده كردن. به اين اوسي‌ها يك چيزي گفت و به آن خزرجي‌ها يك چيزي گفت. گفت بله، شما شكست افتضاح‌آميز آن روز كذايي را به ياد داريد … معمولاً عربها اين حوادث را با «يوم» ياد مي‌كردند. گفت اي اوسي‌ها! شكست افتضاح‌آميز روز فلاني را كه از دست خزرجي‌ها خورديد به ياد داريد؟ شروع كرد اين خاطره‌ها را زنده كردن و آرام آرام اينها را برافروخته كردن. در همان يك جلسه اين جاسوس توانست اين دو گروه تازه مسلمان به برادري رسيده را چنان عليه يكديگري خشمگين كند كه همانجا گفتند قرار ما با شما پس‌فردا فلان‌جا.

خبر رسيد به پيامبر (ص). در چنين لحظات حساس وحي الهي مي‌آمد و آن چه را پيامبر بايد بگويد به صورتي جامع‌تر و جالب‌تر بر دل و زبان او مي‌نهاد. اين آيات بر آنها خوانده شد: «آي مسلمان‌ها! اگر گوش بدهيد به حرف گروهي از اين اهل كتاب، ايناني كه قبلاً كتاب آسماني به ايشان داده شده، شما را بعد از مؤمن و مسلم شدن به راه كفر برمي‌گردانند. شما چرا به راه كفر خواهيد آمد با اين كه آيات خدا بر شما خوانده مي‌شود و رسول خدا در ميان شما هست؟ و هر كس به خدا پناه برد و به رشته‌ي او دست زند به راه راست هدايت شده. اي مسلمان‌ها ياد خدا باشيد، پرواي خدا داشته باشيد؛ تقواي از خدا، خداترسي. اين روح را در خودتان زنده نگه داريد. ببينيد چه آسان دشمن مي‌آيد و گوهر گرانبهاي اسلام را از چنگ‌تان مي‌ربايد! بايد اين گوهر گرانبها را تا آخرين لحظه‌ي زندگي داشته باشيد و نميريد مگر مسلمان. «واعتصموا بحبل الله جميعاً و لاتفرقوا» چه شد؟ يادتان رفت ارزش عالي اين نعمت خدا را؟ «واذكروا نعمت الله عليكم اذ كنتم اعداء فالّف بين قلوبكم». شما همه دشمن بوديد، اما خدا در پرتو ايمان و اسلام و نعمت بزرگش، دلهاي شما را با هم مهربان كرده بود. يادتان رفته بود آن كينه‌هاي ديرينه چه شد؟ يادتان رفت «كنتم علي شفا حفرة من النار»؟ يادتان رفت كه بر لب گودال آتش قرار داشتيد، كه بايد در مي‌افتاديد، فرو مي‌افتاديد در آن گودي آتش سوزنده، و خدا شما را نجات داد؟ خدا آيات خود را اين طور روشن و واضح براي شما بيان مي‌كند به اين اميد كه شما به راه بياييد.

نقل از كتاب «نقش آزادي در تربيت كودكان»، مجموعه سخنراني‌هاي شهيد آيت الله دكتر بهشتي، صفحات 124 تا 127

يك ماه از آغاز تجاوز رژيم صهيونيستي به باريكه غزه مي‌گذرد. زنان و كودكان بي‌گناه بي‌دفاع بزرگترين قربانيان اين جنايت جنگي بودند. يك ماه خون دل خورديم و مات و مبهوت اين فاجعه‌ي هولناك نسل‌كشي بوده و هستيم.

چه بسيار فرياد كشيديم و محكوم كرديم و تجمع كرديم و تظاهرات راه انداختيم اما، فريادهاي‌مان آبي را براي مردم غزه گرم نكرد. محكوميت‌هايمان جلوي هيچ بمب و موشكي را نگرفت و تظاهرات‌هايمان مانع از كشتار مردم بي‌دفاع غزه نشد. وقتي قساوت از حد گذشته باشد، وقتي مهم‌ترين رسانه‌هاي جهان، اخبار را وارونه جلوه دهند و بر قامت ظالم لباس مظلوم و مدافع بپوشانند، به راستي كه اثرگذاري‌مان در پهنه‌ي گيتي، چه قدر به هيچ نزديك شده است.

وقتي سردار قاسم سليماني، فرمانده سپاه قدس و از تأثيرگذارترين چهره‌هاي خاورميانه، مي‌گويد: «به وقتش جام خشم خود را بر سر صهيونيست‌ها خالي مي‌كنيم» [1] و جهان صدپاره‌ي اسلام درگير و دار جنگ‌هاي داخلي و فرقه‌اي است، جز نگريستن و گريستن و زير آب فرياد كشيدن چه كاري از ما ساخته است؟

وقتي ميليون‌ها انسان در سراسر جهان، رؤياي دريافت گرين كارت ايالات متحده را در سر مي‌پرورانند و مردم آمريكا خود را وارثان بهترين فرهنگ‌ها و برگزيده‌ترين انسان‌ها مي‌دانند، چه اعجاب‌انگيز است كه سناتورهاي آمريكايي و نامزدان انتخابات رياست جمهوري اين سرزمين، براي جلب نظر سران رژيم صهيونيستي با يكديگر به رقابت مي‌پردازند. همه براي آمريكا غش مي‌كنند و آمريكا براي اسرائيل. چه مهره‌ي ماري در دست اسرائيل است كه بزرگترين قدرت‌هاي جهان براي حمايت از اسرائيل از يكديگر پيشي مي‌گيرند و بر همه‌ي راهپيمايي‌هاي ضد جنگ، چشم مي‌پوشند و بدنامي پشتيباني از ظلم صريح و آشكار اسرائيل عليه مردم بي‌دفاع فلسطين را به جان مي‌خرند؟

چه نمايشي تراژيك‌تر از نبرد غزه، مي‌تواند ضعف يك و نيم ميليارد مسلمان را در مقابل چهارده ميليون يهودي به تصوير بكشد؟ همه‌ي راه‌ها را بسته‌اند و از زمين و هوا و دريا حمله برده‌اند و از يك كشور اسلامي دور يا نزديك يك تير هم به سرزمين‌هاي اشغالي شليك نمي‌شود

بازيگران شطرنج خاورميانه چه استادانه مهره‌هاي خودي را عليه يكديگر به صف كرده‌اند و چه زبردستانه مهره‌هاي تأثيرگذار را مات كرده‌اند،  تا مهره‌هاي خودشان در سلامت كامل نظاره‌گر نبرد فرقه‌اي و قومي باشند و در امنيت كامل به قلع و قمع ساير سربازان و پياده نظام جهان اسلام مشغول باشند. النصرة و جندالله و داعش كه يهودي نيستند. خريدني‌هايشان را خريده‌اند، ترسوهايشان را ترسانيده‌اند، براي احمق‌هايشان امنيت اسرائيل را با امنيت منطقه گره زده‌اند و معدود كشورهاي غيور را منزوي يا مستأصل كرده‌اند.

چهارده ميليون يهودي نه با يد بيضا و عصاي موسي، بل با اتكاي به تفكر استراتژيك و برنامه‌ريزي‌هاي طولاني مدت، اثرگذارترين شخصيت‌ها و بنگاه‌هاي اقتصادي و رسانه‌اي جهان را تسخير كرده‌اند و در فراسوي اين خون و خونريزي‌ها، امروز شاهد نبرد انسجام، برنامه‌ريزي و برتري فكري يهوديان عليه تفرّق، بي‌برنامگي و بي‌فكري جهان اسلام هستيم.

دانش، مذهب و قدرت در اسرائيل چنان به هم گره خورده‌اند كه نخستين رئيس جمهور اسرائيل كسي نيست جز حييم وايزمن، شيميدان و كاشف ماده استون. حييم وايزمن از عناصر كليدي در صدور بيانيه بالفور و رئيس سازمان جهاني صهيونيسم بود كه نقش اساسي را در تشويق مهاجرت يهوديان به سرزمين‌هاي اشغالي به عهده داشت. رژيم اشغالگر قدس با دارا بودن آمار 97 درصد باسواد، بالاترين ميزان تحصيلات را در كشورهاي منطقه داراست و در مقایسه با تمامی کشورهای جهان، به نسبت جمعیت، اسرائیل دومین کشور از نظر میزان چاپ کتاب و سرانه کتاب‌خوانی است.

بيست سال پيش را به خاطر مي‌آورم، زماني كه تنها وسيله‌ي ارتباطي من با جهان پيرامونم، يك راديوي قديمي سه موج بود و عصرها ساعت 5 برنامه فارسي صداي اسرائيل را به مدت يك ساعت و سي دقيقه گوش مي‌كردم كه 20 دقيقه‌ي آغازين برنامه به خواندن تورات به زبان عبري اختصاص داشت. بعيد است اگر برنامه‌سازان جمهوري اسلامي بخواهند براي فارسي زبانان خارج از كشور برنامه‌ي راديويي بسازند يك چهارم زمان برنامه را به تلاوت قرآن تخصيص دهند. چرا كه جايگاه اين دو كتاب آسماني در بين پيروان آنها يكسان نيست. براي برخي مسلمانان انكار شريعت و تمسخر آيات قرآن و آموزه‌هاي اسلام، پرستيژ روشنفكري به همراه مي‌آورد و براي اكثر يهوديان پايبندي به آموزه‌هاي ديني، حلقه‌ي اتصال و عامل هويت‌بخش تلقي مي‌شود.

گرايش عمومي در بين نخبگان علمي و شخصيت‌هاي تأثيرگذار مسلمانان چنين است كه يا در بهترين حالت به يك مسلمان سكولار تبديل مي‌شوند كه پاي دين را از حوزه اجتماعي و مسائل سياسي جدا مي‌كنند و يا به نفي دين به عنوان عامل عقب افتادگي مسلمانان مي‌پردازند. لذا در جهان اسلام با هزاران نخبه علمي و اقتصادي و شخصيت‌هاي بانفوذ فرهنگي و هنري در عرصه‌ي بين‌المللي روبرو هستيم كه از اسلام شايد جز نام يا نام‌خانوادگي‌شان چيز ديگري باقي نمانده باشد. حال آن كه در طرف مقابل به ندرت مي‌توان دانشمند يا مالك يك بنگاه اقتصادي بزرگ يا صاحب رسانه‌هاي تأثيرگذار را يافت كه به پنهان‌كاري يا نفي مذهب يهودي خود بپردازد و براي اعتلاي يهود و اسرائيل كمك مالي نكند.

يهوديان با اتكاء به فرهنگ، آيين و آداب و رسوم خود با بهره‌مندي از يك شبكه اجتماعي وسيع و قدرتمند، اثرگذارترين اقليت مذهبي جهان را تشكيل داده‌اند و به خوبي دريافته‌اند كه چگونه با تصرّف كليدي‌ترين مشاغل، از بالاترين نفوذ سياسي، اقتصادي و علمي برخوردار شوند. اين همان نكته‌اي است كه سياهي لشكر يك و نيم ميلياردي مسلمانان از درك و فهم آن عاجز بوده‌اند. شوربختانه مسلمانان وقتي به سلاح دانش روز مجهز شده‌اند و در معادلات علمي و اقتصادي به يك عنصر كليدي تبديل شده‌اند، آن چنان كه بايد و شايد از هويت اسلامي خود دفاع نكرده‌اند و آن جا كه به اسلام برچسب خشونت زده مي‌شد از آن غبارروبي نكردند و مصلحت را در آن ديدند كه دامن خود را برچينند تا مبادا به خشونت و خرافه متهم نشوند.

نبرد غزه، علاوه بر صحنه‌ي رويارويي حماس و اسرائيل، نمادي از توان مسلمانان و يهوديان است. افزون بر ماتم كودكان و زنان كشته شده در غزه، مضاف بر جنايات غيرقابل توصيف رژيم صهيونيستي، علاوه بر پستي دنيا و فريفتگانش كه بر اين فجايع سكوت كردند، بر افتراق، بي‌برنامگي و بي‌فكري مسلمانان گريه كنيم و به اين فغان و شيون‌ها و محكوم كردن‌ها اكتفا نكنيم و براي آن كه كودكان ما و نسل‌هاي پس از ما تاوان بي‌فكري و بي‌برنامگي امروز ما را نپردازند، همين امروز آستين بالا بزنيم و به قدر وسع خويش فكر و تلاش كنيم.

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی      که در نظام طبیعت ضعیف پامال است

نگــــر به دفتر کــردار مردمان بزرگ    که عـــزّ و جـاه، نصیب رجال فعال است (شعر از علي اكبر گلشن آزادي)

تعداد کاربران اینترنت در عربستان بیش از ۱۰ میلیون نفر برآورد می‌شود که با توجه به جمعیت ۲۶ میلیون نفری این کشور، عدد قابل توجهی است و از این حیث رتبه جهانی عربستان 30 است. تا سال ۲۰۱۰ قریب به ۱۵۰ هزار میزبان اینترنتی (Internet hosts) در کشورعربستان گزارش شده است.

بر اساس آمار سایت Internet World Stats تعداد کاربران اینترنت در عربستان تا سال ۲۰۱۰، ۱۳ میلیون نفر تخمین زده شده است و ضریب نفوذ اینترنت در عربستان ۴۹.۷ درصد است. این در حالی است که ضریب نفوذ اینترنت در ایران طبق گزارش همین سایت ۴۶.۹ درصد است. اما برخی آمارهای رسمی در ایران از ضریب نفوذ ۱۴ درصدی خبر می‌دهند که عدد ۱۴ درصد معقول‌تر به نظر می‌رسد [+].

در عربستان سعودی به استثنای سایت‌های غیراخلاقی و برخی سایت‌های مربوط به شیعیان نظیر سایت حوزه علمیه قم، آیت الله خامنه‌ای، شیعه نیوز، الوکالة‌ الشیعیة للأنباء (مربوط به شیعیان بحرین)، وطن و سایت عصر ایران بقیه سایت‌ها باز و قابل دسترس هستند.

فيس بوك، توييتر و يوتيوب در عربستان باز است و حتی در تبلیغات شرکت‌ها و مؤسسات تجاری، نشانی فیس‌بوک و توییتر آنها قید می‌شود و این نشان از ضریب نفوذ بالای این دو سایت در عربستان سعودی دارد.

هیچ کلمه‌ و کلید واژه‌ای در عربستان فیلتر نیست و در بخش جستجوی تصاویر گوگل نیز هیچ تصویری فیلتر نیست. تقریباً شبیه به نسلاول فیلترینگ در ایران که از اواخر پاییز سال 1381 اعمال شد. یعنی فیلترینگ صرفاً بر اساس نام دامنه سایت‌ها.

اینترنت ADSL با حداکثر سرعت 4 مگابیت در ثانیه برای کاربران خانگی قابل استفاده است. کافی است با مراجعه به شرکت إتصالاتسعودی یا STCسرویس ADSL را روی خط تلفن خود فعال کنید (این کار حداکثر یک روز کاری طول می‌کشد)، سپس با خرید کارتاینترنت با هر سرعت و از هر شرکت و با هر بازه‌ی زمانی می‌توانید به اینترنت متصل شوید.

مثلاً شما می‌توانید یک کارت اینترنت یک ماهه با سرعت 2 مگابیت در ثانیه از شرکت أول نت خریداری کنید و اگر از کیفیت آن راضی نبودید یا تمایل به تغییر سرویس داشتید، کارت شرکت دیگری را با سرعت دیگر و بازه زمانی دیگر تهیه کنید. یعنی برخلاف ایران که انتخاب شرکت ارائه دهنده خدمات اینترنت نیازمند عقد قرارداد است و برای تعویض سرویس حداقل یکی دو هفته باید دوندگی اداری انجام دهید، درعربستان به راحتی و با وارد کردن مشخصات سرویس دهنده و نام کاربری و کلمه عبور جدید می‌توانید سرویس اینترنت خود را تغییر دهید.

نکته دیگر این که زیرساخت خدمات اینترنت در عربستان به گونه‌ای است که با یک نام کاربری و کلمه عبور خط ADSL در تمام عربستانمی‌توانید به اینترنت متصل شوید. فقط کافی است سرویس ADSL روی خط شما فعال باشد. یعنی بستر مخابرات از بستر ارائه دهندگان خدمات اینترنت کاملاً مستقل است و ضمناً از گستردگی و جامعیت در سراسر این کشور برخوردار است. به عبارت دیگر یک کارتاینترنت ADSL در سراسر عربستان معتبر و قابل استفاده است.

علاوه بر اینترنت ADSL، اینترنت بی‌سیم با بهره‌مندی از دو فناوری مودم‌های HSDPA که با سیم‌کارت فعال می‌شوند و فناوری WiMax درعربستان از محبوبیت بالایی برخوردارند. شرکت موبایلی اینترنت بی‌سیم خود را با حداکثر سرعت 6 مگابیت در ثانیه و با قیمتی مناسبدر اختیار کاربران قرار می‌دهد و در هر نقطه‌ای که سیم‌کارت موبایلی آنتن‌دهی داشته باشد اینترنت بی‌سیم این شرکت قابل استفاده است.

اینترنت و سیاست

انقلاب مصر و موج اعتراضات در این کشور با فراخوان تجمع در روز 25 ژانویه 2011 در صفحه «كلنا خالد سعيد» در فیس بوک آغاز شد. صفحه “همه ما خالد سعید هستیم” به “سعید” جوان مصری اشاره داشت که چند ماه پیش از این بر اثر شکنجه پلیس، جان سپرد اما مسئولان از پذیرش مسئولیت آن خودداری کرده بودند.
«وائل غُنیم» شهروند مصری و مدیر منطقه ای گوگل در خاورمیانه مسئول این صفحه است که نخستین فراخوان تجمع علیه حسنی مبارک رئیس جمهور مصر در قاهره را مطرح کرد. تجمع چند هزار نفری در روز 25 ژانویه در روزهای پس از آن به تجمعات و راهپیمایی ها میلیونیدر قاهره برای سرنگونی مبارک تبدیل شد. از آغاز فراخوان تا سرنگونی دولت مبارک فقط 15 روز به طول انجامید.

با وجود چنین تجربه‌ای در کشور مصر، همسایه قدرتمند عربستان سعودی، سؤال اصلی این است که چرا فیس بوک، توییتر و یوتیوب دراین کشور فیلتر نیست؟ چرا حکومت عربستان فیس‌بوک را تهدیدی برای خود قلمداد نمی‌کند؟ و سؤال مهمتر این که چرا در کشوری مثل ایران که به تعبیر رئیس دولت نهم و دهم آزادی رسانه‌ها نزدیک به مطلق است، فیس‌بوک و یوتیوب نه تنها فیلتر است بلکه ابزار دشمن و نماد شیطان تلقی می‌شود و در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال مجسمه یوتیوب در فضایی شبیه‌سازی شده به رمی جمرات آماج حملات افسران جنگ نرم قرار می‌گیرد؟

عربستان سعودی هیچ ادعایی مبتنی بر آزادی بیان ندارد. حکومتی است کاملاً مستبد و مطلق که هر گونه مخالفت با حکومت ممنوع و حرام است. علاوه بر سایت‌های غیراخلاقی که فیلتر بودن آنها به ویژه در یک کشور اسلامی امری بدیهی است، مجموع تعداد وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های مذهبی شیعی و سیاسی فیلتر شده در بدبینانه‌ترین حالت زیر 1000 برآورد می‌شود.

به نظر نگارنده، علت باز بودن سایت‌هایی نظیر فیس‌بوک و یوتیوب در کشوری مثل عربستان سعودی از دو حیث قابل بررسی است:

نخست این که عربستان سعودی هیچ دشمن بیرونی ندارد و ایالات متحده یکی از متحدان استراتژیک و دیرینه‌ی این کشور است. همان کشوری که ما او را دشمن شماره یک خود می‌دانیم. عربستان با اسرائیل نیز رابطه دارد و اگر چه در مطبوعات و رسانه‌های عربستانانتقاداتی از اسرائیل صورت می‌پذیرد اما این تحرکات هرگز به راهپیمایی و جنبش اجتماعی ختم نخواهد شد. در دنیای عرب و جهان اسلام نیز عربستان هیچ گونه دشمن قسم خورده و نخورده‌ای ندارد. عربستان در بین کشورهای عربی نقش پدر و بزرگ خاندان را ایفا می‌کند و خودش را متولی ام‌القرای اسلام می‌داند. لقب خادم الحرمین شریفین برای پادشاه عربستان کافی است تا اول مدعی زعامت اسلام باشد. موقعیت بی‌نظیر عربستان به دلیل وجود دو شهر مکه مکرمه و مدینه منوره و سفر حج تمتع و عمره، جایگاه عربستان را به عنوان تأثیرگذارترین کشور اسلامی تثبیت کرده است.

در داخل نیز فقط  15 درصد از جمعیت این کشور شیعه هستند که عمدتاً در مناطق فقیرنشین شرقی زندگی می‌کنند و در شهرهای تأثیرگذاری همچون ریاض و جدّه حضور کمرنگی دارند. به تعبیر واضح‌تر عربستان سعودی با تکیه بر متحدان استراتژیک بیرونی و ضعیف انگاشتن مخالفین درونی، اینترنت را به طور عام و سایت‌هایی نظیر فیس‌بوک، توییتر و یوتیوب را به طور خاص تهدیدی برای خود قلمداد نمی‌کند. صفحه مربوط به  شيعيان عربستان در فیس بوک، کمتر از 70 لایک خورده است و همین عدد مهجوریت این صفحه و بیگانگی شیعیان عربستان با فیس بوک را به نمایش گذاشته است.

از سوی دیگر حکومت عربستان سیاست و دیانت را بین دو خاندان آل سعود و آل شیخ تقسیم کرده است. آل سعود اگر چه عنوان خادم الحرمین شریفین را برای پادشاه این کشور ابداع کرده است، اما در عمل سکولار رفتار می‌کنند. یعنی توجه به حفظ ظاهر شریعت و حرکت از ریشه و درون به سمت مدرنیته و اباهه‌گری در مسائل دینی با قدرت تمام دنبال می‌شود. در بخش‌های بعدی در این خصوص بیشتر خواهم نوشت. پس نمایش برخی تصاویر و کلیپ‌هایی که رعایت حریم‌های شرعی در آنها نشده باشد و زنان با پوششی نامناسب بهتصویر کشیده شده باشند، نه تنها با سیاست‌های حکومت سعودی در تعارض نیست، بلکه یکی از برنامه‌های غیر آشکار این کشور بهحساب می‌آید. ملک عبدالله آشکارا با زنان مسلمان دست می‌دهد، شبکه mbc4 که دفتر اصلی آن در جده است، سریال‌های تلویزیونی +۱۲ پخش می‌کند و یک برنامه‌ی ثابت آموزش رقص دارد که مثال‌هایی از این دست فراوان هستند.

پس حکومت عربستان نه از بابت مسائل سیاسی فیس‌بوک را تهدیدی علیه خود تلقی می‌کند و نه نگرانی‌های مذهبی از قبیل قرار ملاقات برای آب‌پاشیدن دختران و پسران در پارک آب و آتش دارد و نه هراسی از بابت پخش فیلم‌ها و کلیپ‌های رومانس و عاشقانه که زنان و دختران با حجاب نامتعارف در آن ظاهر می‌شوند به دل راه می‌دهد.

مقدمه

اين داستان كاملاً واقعي است و بنده آن را از زبان يكي از ۷ دانشجويي كه در تاريخ ۴ نوامبر سال ۱۹۷۹ مصادف با ۱۳ آبان ۱۳۵۸ در شهر نيويورك اقدام به تصرف و تسخير مجسمه آزادي نموده‌اند نقل مي‌كنم. اين مطلب با كسب اجازه و تنها با ذكر نام كوچك ايشان روايت مي‌گردد. اين داستان را پيش از اين ابوالفضل ناهيديان، يكي ديگر از هفت دانشجوي فوق در مصاحبه‌اي كه با مركز اسناد انقلاب اسلامي داشته بيان نموده است. مهندس محمد كسرايي نيز اينجا + برخي ديگر از زواياي اين ماجرا را به زبان خود بيان داشته است. اما بنده قصد دارم ضمن بازانتشار اين مطلب، به برخي ابعاد ديگر اين موضوع اشاره نمايم. هيچ گونه هماهنگي بين اين واقعه و قضيه تسخير لانه جاسوسي در همين روز وجود نداشته است و هر دو گروه از اقدام يكديگر بي‌خبر بوده‌اند و تقارن اين دو واقعه كاملاً تصادفي است.

مجسمه آزادي در تصرف دانشجويان ايراني

اصل داستان

حميد در سال 1356 و قبل از پيروزي انقلاب براي ادامه‌ي تحصيل در يك رشته‌ي مهندسي به آمريكا سفر مي‌كند. همزمان با گرم شدن وقايع انقلاب وي با كمك ساير همفكران خود نسبت به برگزاري راهپيمايي‌هاي اعتراض‌آميز در جلوي كاخ سفيد و مبارزات دانشجويي اقدام مي‌نمايد. در سال ۱۳۵۸ زماني كه شايع مي‌شود شاه مي‌خواهد به آمريكا سفر كند، حميد به همراه برخي ديگر از دانشجويان طرحي را پيشنهاد مي‌كنند كه اعتراض خود را نسبت به جنايات شاه و سياست‌هاي سلطه‌گرايانه‌ي آمريكا با تصرّف مجسمه آزادي اعلام نمايند. اين طرح در ابتدا با مخالفت برخي اعضاء (محسن سازگارا) و رئيس وقت انجمن اسلامي (محمود واعظي) دانشجويان آمريكا  روبرو مي‌شود، اگر چه پس از موفقيت دانشجويان و انعكاس آن در رسانه‌هاي آمريكا، انجمن اسلامي نيز خود را مدافع اين اقدام اعلام مي‌نمايد.

ابتدا دانشجويان از شهرهاي مختلف به نيويورك سفر مي‌كنند و همه‌ي سناريوي تصرّف مجسمه را يك بار به صورت آزمايشي تمرين مي‌كنند. هر دانشجو با خودش كوله‌پشتي داشته است كه داخل آن زنجير، طناب و قفل براي نصب و آويزان كردن پارچه‌نوشته بوده است. تعدادي ديگر از دانشجويان در بين جمعيت وظيفه‌ي عكسبرداري و هماهنگي و حمايت از دانشجويان مجري طرح را داشته‌اند كه خوشبختانه آنها دستگير نمي‌شوند.

در روز واقعه، حميد و ساير دانشجويان براي بار دوم و اين بار البته به صورت واقعي همين كار را تكرار مي‌كنند و با رساندن خود به بالاترين نقطه‌ي مجسمه، به سرعت پارچه‌نوشته‌ها، زنجيرها و طناب‌ها را از كوله‌هايشان خارج مي‌كنند و خودشان را به مجسمه مي‌بندند و پارچه‌ها را شبيه تصوير فوق رها مي‌كنند. نيروهاي حفاظت مجسمه، به سرعت تمام گردشگران را با چند قايق به شهر نيويورك منتقل مي‌كنند و آنجا را از افراد متفرقه تخليه مي‌كنند. از زمان شروع اين اقدام تا رسيدن هلي‌كوپتر و دستگيري آنها حدود سه ساعت طول مي‌كشد. با جستجو در اينترنت توانستم از آرشيو روزنامه Bangor Daily News لينك + اين خبر را بيابم:

دانشجويان پس از دستگيري با قايق بزرگي به زندان شهر نيويورك منتقل مي‌شوند. از حميد درباره‌ي نحوه رفتار آمريكايي‌ها با ايشان در زندان سؤال كردم و او پاسخ داد: «فقط يك بار در طي مسير يك لگد به من زدند و در زندان هم چون مي‌دانستند ما در اعتصاب غذا هستيم، در زندان جلوي ما ساندويچ مي‌خوردند». دانشجويان يك هفته در زندان مي‌مانند و مستقيماً از زندان به سمت دادگاه هدايت مي‌شوند. زماني كه حميد در جايگاه متهم قرار مي‌گيرد، به دليل اعتصاب غذاي يك هفته‌اي از هوش مي‌رود. دادگاه نهايتاً آنها را به جرم برگزاري تظاهرات بدون مجوز به 150 دلار جزاي نقدي و ممنوعيت فعاليت سياسي محكوم مي‌كند.

حميد دو ماه بعد زماني كه در مراسم ژانويه مشغول توزيع اطلاعيه‌‌اي حاوي سخنان حضرت امام مي‌باشد توسط پليس FBI دستگير و به دليل ممنوع بودن فعاليت سياسي براي وي از كشور آمريكا اخراج مي‌شود. حميد پس از بازگشت به ايران رشته‌ي مديريت دولتي را تا مقطع كارشناسي ارشد ادامه مي‌دهد و تا كنون در مسئوليت‌هاي مختلف اداري و فرهنگي ايفاي نقش كرده است.

نتيجه‌گيري:

بروز چنين رخداد مهمي دقيقاً مصادف با اشغال سفارت آمريكا در ايران باعث نمي‌شود تا مسئولين آمريكايي اين دانشجويان را متقابلاً گروگان بگيرند و اگر چه از اشغال سفارت خود به خشم آمده‌اند ولي مطابق قوانين ايالات متحده صرفاً آنها را به جريمه‌ي نقدي و ممنوعيت از فعاليت سياسي محكوم مي‌كنند. يعني اجازه‌ي ادامه‌ي تحصيل را به دانشجوياني كه به نوعي به مجسمه‌ي آزادي اين كشور توهين كرده‌اند مي‌دهند و آنها را اخراج نمي‌كنند. اگر چه بنده به سياست‌هاي سلطه‌جويانه‌ي آمريكا اعتراضات و انتقادات فراواني دارم و همگي را محكوم مي‌كنم اما به حكم انصاف و مسلماني از بيان چنين برخورد متعادل و انسان‌دوستانه‌اي نمي‌توانم بگذرم.