پرش به محتوا
دل‌نوشته‌‌ها و يادداشت‌هاي محمدرضا اسدي

بایگانی

دسته بندی: سياسي
تعليق عمره

تعليق عمره

مقدمه

وقوع حادثه فرودگاه جده و تعرض به دو نوجوان ايراني در نوروز سال جاري (1394)، افكار و احساسات ميليون‌ها ايراني را جريحه‌دار كرد به گونه‌اي كه هزاران نفر با راه‌اندازي كمپين اينترنتي، نگارش مطلب و مقاله و تظاهرات مقابل سفارت عربستان در تهران، خشم و انزجار خود را از اين رفتار شنيع و ضدانساني به نمايش گذاشتند و خواستار لغو عمره و حتي اخراج كاردار سفارت عربستان شدند.

سال 1388 و پس از شدت گرفتن رفتار ناشايست مأموران سعودي و بي‌نتيجه ماندن مذاكرات با مقامات سعودي، شوراي عالي حج تصميم گرفت تا تعهد رسمي و معتبر سعودي‌ها براي رعايت کامل شرايطي که جمهوري اسلامي ايران براي اعزام زائران خود به عمره دارد، و از جمله رعايت شان و شخصيت ديني، ملي و فردي آنها ، هيچ قراردادي با طرف هاي سعودي امضا نشود.

بازخواني فرايند تعليق عمره در سال 1388 و از سرگيري آن در سال 1389  در حالي كه هم‌اينك عمليات عمره با دستور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تا مجازات مجرمان سعودي متوقف شده است، خالي از لطف نخواهد بود.

 

جنگ 22 روزه غزه و ناكامي عربستان

رژیم صهیونیستی بعد از کنترل نوار غزه به دست حماس، تمام تلاش خود برای تضعیف و حذف گروه‌های مقاومت فلسطین در غزه را بکار گرفت. رژیم صهیونیستی در این مدت سه جنگ تمام عیار برای نابودی جنبش حماس آغاز کرد که در هیچ ‌یک از آنان نتوانست به اهداف نظامی و سیاسی خود دست یابد.

اسرائیل با پذیرش طرح صلح عربی به عنوان زیربنای مذاکرات، ضمن مهار مبارزان شجاع فلسطینی و وادار کردن گروه هایی چون حماس و جهاد اسلامی به پذیرش توافق حاصل شده میان تل آویو و اعراب، اميدوار بود کمترین هزینه ممکن را برای برخورداری از آرامش، امنیت و ثبات پرداخت كند.  حاصل دیدارهای پی درپی ابومازن با اولمرت، مبارک، عبدالله دوم شاه اردن و ملک عبدالله شاه عربستان و متعاقب آن دیدار لیونی با مبارک از یک سو و رایزنی های تل آویو با واشنگتن با حمله جنگنده های رژیم غاصب به مردم بی پناه غزه به بار نشست و در نهایت این اضلاع به هم پیوسته بریک منفعت مشترک اجماع حاصل کردند و آن اینکه به هر قیمتی باید اهالی غزه را به دلیل انتخاب حماس پشیمان کرد چه اینکه مدل حماس ممکن است به الگوی بی‌بدیلی برای سایر جریانها و ملت‌های منطقه تبدیل گردد.

عربستان سعودی، حمایت ایران از گروه‌های مقاومت را به عنوان مداخله غیر مشروع در مسائل حوزه‌ عربی عنوان می‌کند و در تلاش است تا از گسترش نفوذ و تأثیرگذاری جمهوری اسلامی ایران در این حوزه بکاهد. در این راستا تضعیف و تعدیل قدرت و نقش‌آفرینی گروه‌هایی مانند حماس و حزب‌الله، از اهداف عمده سعودی‌ها در فلسطین و لبنان به شمار می‌رود. با پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین، اغلب کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به ویژه عربستان سعودی، بیشتر مایل بودند که حماس خط‌مشی خود را از مقاومت به سمت مذاکره و شناسایی اسرائیل تغییر دهد. در جریان جنگ بیست و دو روزه غزه نیز سعودی‌ها در قبال حملات اسرائیل به غزه سکوت کردند و حتی گزارش‌ها و نشانه‌هایی از خشنودی سعودی‌ها از این حمله آشکار شد. [1]

پرويز سروري نماينده تهران و عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي در تشريح ارتباط جنگ غزه و رفتار ناشايست مأموران سعودي در برخورد با زائران ايراني عنوان كرد:

مدت ها است كه شاهد رفتارهاي بسيار ناشايستي از سوي ماموران گمرك عربستان نسبت به زائران ايراني هستيم. وي ادامه داد: اين رفتار از زمان درگيري هاي غزه و پس از ناكامي هاي عربستان در آن جا، آغاز شد زيرا آن ها در تحليل هايشان ادعا كردند، اين ناكامي ناشي از حضور و نفوذ جمهوري اسلامي ايران است. وي اضافه كرد: ماموران عربستاني به جاي اصلاح رفتارشان در برخورد با زائران ايراني ماه هاي اخير بر حجم آن افزوده و با يك سري اقدامات خارج از شئون يك كشور اسلامي با زائران خانه خدا برخورد مي كنند [2].

انگشت‌نگاري از زنان

در تاريخ 18/2/1388 مأموران مرد سعودي در فرودگاه جده از زنان حاضر در پرواز 1569 ايران‌اير انگشت‌نگاري به عمل آوردند. یکی از بانوان تهرانی که در اين پرواز حضور داشت گفت: ماموران سعودی دستان آنها را می‌فشردند بطوریکه برخی زنان از شدت ناراحتی از قرصهای آرام بخش استفاده می‌کردند و مردان ایرانی که به ماموران اعتراض می‌کردند با واکنشهای تند مسئولان این فرودگاه مواجه شدند. این گروه از زائران حدود 8 ساعت در فرودگاه معطل شدند و نتوانستند نماز ظهر و عصر خود را اقامه و ناهار میل کنند که این تاخیر کم سابقه موجب بیهوشی برخی از مردان مسن همراه کاروان شد. یکی از زائران ایرانی که به زبان عربی مسلط بود گفت در فرودگاه مشاهده کردم که یکی از مسئولان گمرک به ماموران جوان می گفت مسافران ایرانی را تا می توانید معطل و ناراضی کنید. [3]

اقدام گستاخانه مأموران كنترل گذرنامه در فشردن دست زنان بر روي دستگاه‌هاي ثبت اثر انگشت بازتاب‌هاي فراواني داشت و با موضع‌گيري مراجع تقليد و مسئولان مواجه شد.

آيت‌الله ناصر مكارم شيرازي با اشاره به بي‌احترامي وهابيون به زائران حج عمره تصريح كرده بود:

«اگر با پيگيري مسئولان دولتي، اين بي‌احترامي‌ها متوقف نشود، حج عمره را تحريم مي‌كنيم.»

حجت الاسلام سيدهاشم حسيني بوشهري درباره انگشت نگاري از زائران زن ايراني مي گويد:

طبق گزارش وزير امور خارجه، پيگيري هايي در اين زمينه صورت گرفته است و مشكل اتفاق افتاده در حال بررسي است. وي با بيان اين كه قضاوت در اين زمينه، بسيار حساس است، مي گويد: سازمان حج و زيارت و وزارت امورخارجه درباره توقف عمره به تنهايي نمي‌توانند تصميم بگيرند. بوشهري در ادامه تاكيد مي كند: درست است كه برخي مراجع در خصوص توقف عمره نظر موافق داده اند، ولي براي توقف عمره نگاه رهبر معظم انقلاب بايد لحاظ شود.

    براي اخذ تصميم در خصوص توقف عمره، بايد تمام جوانب كشوري سنجيده شود و اين امر با حضور مسئولان عالي كشوري بويژه رهبري صورت گيرد. نائب رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم مي گويد: عمره داراي منزلت بالايي است، ولي شأن و كرامت مسلمانان از عمره هم مهم تر است و مسئولان بايد اين امر را در نظر داشته باشند. [4]

معاون سازمان حج و زيارت در اين خصوص اعلام كرد:

 تصميم گيري درباره توقف موقت عمره در اختيار شوراي عالي حج است كه رئيس آن، رئيس جمهور است. مهدي امينيان در پاسخ به اين پرسش كه سازمان حج و زيارت چه اقداماتي درباره رفتارهاي توهين آميز ماموران سعودي با زائران ايراني انجام داده است، به فارس مي گويد: مشكلات را به صورت شفاهي و كتبي به مسئولان عربستان منعكس كرده‌ايم. وي با اشاره به اين كه كنسولگري ايران در جده موضوع را به سعودي ها منعكس كرده است، مي گويد: ماموران سعودي اعتقاد دارند بايد اصل انگشت نگاري انجام شود.

ما نيز با اصل موضوع مشكل نداريم، ولي نسبت به نحوه اجراي اين كار اعتراض هايي داريم.     معاون سازمان حج و زيارت كشور يادآور مي شود: ماموران سعودي در گيت هاي بازرسي كم هستند و اين موضوع باعث بروز مشكلاتي براي زائران ايراني شده است. امينيان با تاكيد بر اين موضوع كه مشكل انگشت نگاري از زنان ايراني در عربستان در حال حاضر برطرف شده است، مي گويد: اين مورد كه مامور مرد سعودي، دست زني را در انگشت نگاري بگيرد، برطرف شده است.

وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا سازمان حج و زيارت قصد ندارد با توجه به توهين هاي اخير ماموران سعودي به زائران ايراني، مدتي سفر عمره را متوقف كند، مي گويد: بايد شوراي عالي حج در اين مورد تصميم گيري كند.     معاون سازمان حج و زيارت كشور با اشاره به اين كه رئيس اين شورا رئيس جمهور است، معتقد است: بايد شوراي عالي حج در اين مورد تصميم بگيرد و تاكنون نيز تصميمي مبني بر توقف موقت عمره گرفته نشده است. وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا درباره مشكلاتي كه بتازگي براي زائران ايراني در عربستان ايجاد شده، اين شورا تشكيل جلسه داده، مي افزايد: مدت هاست كه اين شورا تشكيل جلسه نداده است.

 

اظهارات توهین آمیز امام جمعه مسجد الحرام نسبت به مذهب شیعه

شیخ عادل کلبانی امام جماعت مسجدالحرام در 25 ارديبهشت ماه 1388 طي مصاحبه‌اي با شبكه BBC عنوان كرد:  «علماي شيعه از کفار هستند و شيعيان حق ندارند در کميته علماي مسلمان عضويت داشته باشند». گفتنی است کمیته علمای مسلمان، مهم ترین و بارزترین کمیته دینی در عربستان سعودی است. حضرات مراجع و آیات و شخصیت‌های مذهبی جهان اسلام با انتقاد شدید از این سخنان زشت، خواستار مقابله با تکفیری‌ها شدند.

اطلاعيه حضرت آيت الله مكارم شيرازي

بسم الله الرحمن الرحيم

    اين اولين بار نيست كه وهابي‌هاي تكفيري به تكفير شيعه اماميه مي‌پردازند و سبب ريخته‌شدن خون‌هاي بيگناهان مي‌شوند، چيزي كه به يقين روز قيامت پاسخي براي آن نخواهند داشت و كاري كه راديوي معلوم الحال انگليس يعني بي بي سي را خوشحال كرد. متاسفانه امام مسجدالحرام به قدري بي‌خبر است كه نمي داند اين رسانه انگليسي كه با او مصاحبه كرده همان است كه در جريان غزه و بعد از آن كه تقريبا همه دنيا اسرائيل را محكوم كردند، حاضر به محكوم كردن اسرائيل نشد.

    به اين امام جماعت كه از سياست هاي تفرقه افكن دشمنان بي خبر است بايد گفت اين كه شما شيعه را تكفير كنيد و ديگران هم شما را تكفير كنند نه تنها مشكل را حل نخواهد كرد بلكه دشمنان اسلام را به هدف خود كه نفاق افكني است، مي رساند. ما به آقاي كلباني امام جماعت مسجدالحرام مي گوييم اگر مي خواهيد مشركان را بشناسيد سري به قرآن مجيد سوره روم آيه 31 و 32 بزنيد كه مي فرمايد: «ولاتكونوا من المشركين؛ من الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا»؛ از مشركان نباشيد از كساني كه در دين خود تفرقه ايجاد كردند و به دسته ها و گروه ها تقسيم شدند.

    ما بارها گفته ايم باز هم تكرار مي‌كنيم اين كه شما دور بنشينيد و بر اساس خيالات خود بدون گفتگو با طرف مقابل او را تكفير كنيد نتيجه‌اي جز انحراف از دستور اسلام نخواهد داشت. بزرگان شما بيايند و بنشينند و دوستانه صحبت كنند تا معلوم شود پايه‌هاي قضاوت شما برچه اساس سست و بي‌اعتباري است. شما بايد از شيعه اماميه بهترين قدرداني و تشكر را داشته باشيد كه بزرگترين دشمن اسلام و مسلمين يعني اسرائيل را شكست دادند و بيني او را به خاك ماليدند. شما بايد در مسجد الحرام بعد از هر نماز به شيعيان دعا كنيد كه سبب آبرومندي مسلمين جهان شدند نه اينكه ادعاهاي بي‌اساسي را كه هيچ تاثيري در پيشرفت شيعيان در جهان ندارد را تكرار كنيد و دشمنان اسلام را خشنود سازيد.

مواضع آيت الله صافي گلپايگاني

آیت الله صافی گلپایگانی در واکنش به سخنان موهن امام جماعت مسجدالحرام، از حکومت آل سعود خواست که از امامت جماعت افراد نادانی، همچون کلبانی جلوگیری کند. وی با اشاره به مشکلات جهان اسلام و لزوم اتحاد مسلمانان، اظهار داشت: در شرایطی که همه مسلمانان باید اتحاد داشته و در مقابل دشمنان ید واحده باشند، متأسفانه فتنه وهابیت عالم اسلام را به خود مشغول کرده و شرایط ناامنی را برای مسلمانان ایجاد نموده است. این مرجع تقلید به اوضاع ناامن و حملات تروریستی علیه مسلمانان در کشورهای عراق، پاکستان، افغانستان و هند اشاره کرد و افزود: این فرقه باطله با اعمال ضد اسلامی خود، مسلمانان را در دنیا بدنام کرده است. وی با استشهاد به آیه 65 از سوره انعام -«قُل هُوَ القَادِرُ عَلَی أن یَبعَثَ عَلَیکُم عَذَابًا مّن فَوقِکُم و مِن تَحتِ أرجُلِکُم و یَلبِسَکُم شِیَعاً وَیُذِیقَ بَعضَکُم بَأسَ بَعضٍ انظُر کَیفَ نُصَرّفُ الآیَاتِ لَعَلّهُم یَفقَهُونَ-»، خاطرنشان کرد: با چنین وضعیتی فتنه وهابیت در همه جا به نام اسلام، به دین مقدس اسلام که دین هدایت و صلح و صفا و مهربانی است، ضربه وارد کرده است که در طول تاریخ اسلام سابقه نداشته است. وی در ادامه مشغول شدن مسلمانان به اختلافات داخلی را غفلت آنان از دشمنان قسم خورده اسلام دانست و افزود: در حالی که دشمنان با خیال آسوده در کشورهای اسلامی مشغول فتنه‌گری می باشند، مسلمانان به واسطه فتنه وهابیت گرفتار شده و از امکانات خود برای نابودی خودشان استفاده می کنند.

وی گفت: در قرن چهارم هجری و حکومت الرّاضی بالله عده‌ای از تندروهای حنابله در بغداد مسلمانان را اذیت می‌کردند و شرایط ناامنی را به وجود آورده بودند تا آنجا که خلیفه وقت با انتشار فرمانی به دفع این فتنه پرداخت. این مرجع تقلید با خواندن این فرمان به تشبیه زمان خلیفه عباسی با عصر حاضر پرداخت و ادامه داد: خلیفه آنها را در توقیع، فرقه فاسد می خواند که مسلمانان را تکفیر می‌کنند و می‌گوید که شما به پیروان آل محمد(ص) نسبت کفر می‌دهید و مردم را به بدعت های ناروا و عقاید خطرناکی که خلاف صریح قرآن است، فرا می‌خوانید. وی با اشاره به گوشه‌ای دیگر از تاریخ اسلام، حکومت وهابیت را دست پرورده حکومت‌های استعماری، چون انگلیس خواند و تأکید کرد: آنها برای ایجاد فتنه و تفرقه در دنیای اسلام به وجود آمدند و باید همه دولت ها و ملت های مسلمان در فکر دفع شر این گروه فتنه گر باشند.

سخنان آيت الله نوري همداني

آیت الله نوری همدانی نیز در واکنشی شدیداللحن نسبت به اظهارات امام جماعت مسجدالحرام، ابعاد این مسئله را تشریح کرد و گفت: دولت ایران باید با فشار بر این افراد، از اهانت آنان نسبت به شیعیان جلوگیری کند. وی در ادامه با بیان اینکه عربستان سعودی و مصر با شیعه و حزب الله مخالف هستند و دهن کجی‌های فراوان دارند، افزود: چند روز قبل حسنی مبارک گفته بود که به ایران بگویید از شمشیر ما بترسد. من به آنها می‌گویم که اگر شما شمشیر داشتید، زیر سیطره آمریکا و صهیونیسم نمی‌رفتید و این همه ذلت‌بار زندگی نمی‌کردید. [5]

واكنش شيخ عادل بن سالم الكلباني به موضع‌گيري علماي شيعه

به گزارش پرس.تي.وي بيروت، شيخ عادل بن سالم الکلباني امام جماعت مسجدالحرام در مصاحبه با پايگاه اينترنتي لجينيات از واکنش شيعيان در قبال سخنان خود ابراز تعجب کرد. الکلباني گفت:

«من واقعا از واکنش شيعيان به اين اظهارات تعجب مي‌کنم، چرا که اين موضوع به هيچ وجه جديد نيست. پيش از من بسياري از علماي اهل سنت و خلفاي راشدين حکم به تکفير شيعيان داده بودند». وي افزود: «مسلمانان مي‌توانند به رساله جامعه مهمي که حاوي سخنان خلفاي راشدين است مراجعه کرده و خود ببينند که موضعگيري آنها در قبال شيعيان چيست. خلفاي راشدين سال‌ها قبل گفته بودند که هر کسي به مذهب تشيع بگرايد، رافضي و کافر است». [6]

 

ممانعت از صدور ويزا براي زنان كمتر از 45 سال

در ماه‌هاي پاياني سال 1387 عربستان قانون منع ورود زنان كمتر از 45 سال بدون مَحرم را اجرا كرد و همين امر منجر به جاماندن بسياري از زنان و دختران از سفر عمره شد. متعاقب اين تصميم سفر كاروان‌هاي عمره دانش‌آموزي و دانشجويي دختران به حالت تعليق درآمد و تا كنون نيز همين وضعيت استمرار دارد. لغو سفر زنان زير 45 سال نيز از جمله موارد نارضايتي زائران و مسئولان بود كه در مطبوعات و رسانه‌ها انعكاس داشت.

در پي اقدام عربستان براي عدم صدور ويزا به حجاج زن ايراني، فاطمه آليا، مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس مي گويد:‌

اين موضوع در حال حاضر در كميسيون امنيت ملي در دست بررسي و پيگيري است. وي افزود: دولت عربستان در دوهفته گذشته طي يك اقدام غيرمنطقي از صدور ويزا براي زنان زير 40 سال ايراني ممانعت كرده است. وي با بيان اينكه اين كار عربستان نوعي بهانه‌تراشي است،‌ مي گويد: سعودي‌ها بايد دلايل خود را در خصوص عدم صدور ويزا براي زائران زن ايراني كه كاري بي سابقه از طرف دولت عربستان در تاريخ اعزام حجاج ايراني بوده‌ است، ابراز كنند. مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي ابراز مي دارد: رسيدگي به اين موضوع هم در مجلس و هم در دستگاه‌هاي ذي‌ربط هرچه سريع تر بايد پيگيري و بررسي شود. وي خاطر نشان مي كند: بررسي وضعيت زناني كه بايد طي دو هفته اخير به سفر حج مشرف مي‌‌ِشدند و از نوبت قانوِ‌ني‌ خود براي سفر عمره مفرده عقب مانده‌اند،‌ نيز در كميسيون امنيت ملي مطرح و پيگيري مي‌شود. [7]

تأخيرهاي طولاني در پروازهاي برگشت

تاخير به ظاهر عمدي در پرواز‌هاي برگشتي نيز از جمله مشكلاتي بود كه مسئولان را نسبت به وضعيت حجاج ايراني بدبين كرد. بارها هنگام بازگشت حجاج ايراني به كشور، از فرودگاه‌هايي كه پذيراي پروازهاي برگشتي حجاج ايراني بودند خبر مي‌رسيد كه تأخير پروازهايي كه توسط هواپيماهاي سعودي انجام شده، تا بيش از 12ساعت افزايش يافته است كه البته مسئولان فرودگاه‌هاي عربستان در اين باره هيچگاه پاسخگو نبوده‌اند. [8]

 

سخت‌گيري و اعمال محدوديت در قبرستان بقيع

پس از سفر آيت الله هاشمي رفسنجاني به عربستان در سال 1387 و ملاقات با ملك عبدالله، علي رغم آن كه قول مساعدت و همراهي بيشتر با زائران ايراني داده شده بود، اما شاهد افزايش سخت‌گيري‌ها نسبت به زائران ايراني بوديم. از تابستان همان سال به فاصله‌ي يك متر از نرده‌هاي محافظ قبور مطهر ائمه‌ي بقيع (عليهم السلام) نواركشي صورت گرفت و با خواندن هر گونه دعا و زيارت‌نامه در قبرستان بقيع برخورد شد.

    خاكسار قهرودي درباره ممنوعيت زيارت بقيع اظهارداشت: زائران حق ندارند دعا و روضه بخوانند و كتاب هاي دعا توزيع كنند اما در مقابل آنها  CD، كتاب‌هاي ضاله و تبليغات عليه ائمه اطهار (ع) و مسلمانان انجام مي‌دهند و زماني كه زائران ايراني نسبت به اين قبيل كارها اعتراض مي‌كنند برخي از ماموران سعودي و افراد متعصب بلافاصله بدرفتاري و برخوردهاي ناشايست مي كنند و جالب آن كه برخي مسئولان عربستان هم از آنها حمايت مي‌كنند. ما انتظار داريم در اين موارد مقامات سعودي تجديدنظر و اصلاحاتي صورت دهند.

    رئيس سازمان حج و زيارت تصريح كرد: اين كه رئيس جمهور كشورمان اعلام كرده‌اند اگر مسئولان عربستان نسبت به بدرفتاري‌ها با حجاج ايراني اقدامي نكنند ايران براي عمره تصميم مقتضي خواهد گرفت ناشي از اتفاقات و رفتارهايي است كه پيش از اين به آن اشاره شد. مسئولان ايران با سرلوحه قراردادن رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب مبني بر تقويت وحدت كلمه، دوستي و الفت ميان مسلمانان برنامه حج را اجرا مي‌كنند و حاضر نيستند به كرامت، عزت و شأن زائران ايراني توهين و اهانت شود. لذا درباره عمره آينده و تعداد زائران و نحوه اعزام همه چيز بستگي به وضعيت حج تمتع امسال دارد.

    وي افزود: متاسفانه در حال حاضر برخي افراد خشك مغز و متعصب افراطي درصدد ايجاد تفرقه و دشمني بين كشورهاي مسلمان هستند و در اين زمينه شيطنت هايي را انجام مي دهند كه منافع ملي كشورهاي مسلمان را به خطر مي اندازد. بنابراين ضرورت دارد مقامات ارشد عربستان ضمن طرد و حذف اين افراد از صحنه اجرايي حج، فضايي را آماده كنند تا تمامي زائران كشورهاي مسلمان به راحتي به انجام عبادت و زيارت بپردازند و مطمئناً با توجه به گسترش روابط فرهنگي و ديني كه بين ايران و عربستان وجود دارد مسئولان هر دو كشور اجازه نخواهند داد برخي از دشمنان اهداف و برنامه هاي خودشان را اجرا كنند. [9]

تصميم شوراي عالي حج مبني بر تعليق عمره

سرانجام شوراي عالي حج در دي ماه سال 1388 با بررسي آشکار و پنهان ولي دقيق تمامي گزارش‌ها، امر به آن نمود که تا تعهد رسمي و معتبر سعودي‌ها براي رعايت کامل شرايطي که جمهوري اسلامي ايران براي اعزام زائران خود به عمره دارد ، و از جمله رعايت شان و شخصيت ديني، ملي و فردي آنها ، هيچ قرار دادي با طرف هاي سعودي امضا نشود.

ايران در عمره سال 1388 تعداد 792 هزار زائر خود را به رغم نگراني ها از آنفلوآنزاي نوع جديد به عمره فرستاد، اما متاسفانه ادامه رفتارهاي نامناسب سلفي‌ها، سفر را به کام برخي زائران شيرين نکرد. ايران در طول عمليات عمره 88 بارها ديپلماتهاي ارشد سعودي در تهران را براي اعلام اعتراض خود به وزارت امورخارجه احضار کرد و ديپلماتها هر بار ضمن ابراز ناخرسندي خود از اين رفتارها و تبري جويي دولت متبوع خويش از آنها‌، قول دادند که مساعي جميله خود را معطوف رفع اين نوع برخوردهاي ناشايست و ناصواب نمايند .

عمده شرطي که گفته شد ايران براي اعزام زائران خود به عمره دارد، رعايت کامل احترام، شأن و شخصيت و تکريم هويت ملي و مذهبي زائران ايراني و اصلاح رفتارهاي ناصوابي است که براساس شواهد برخي از آنها به نظر مي‌رسد حالت سيستماتيک دارد. تأمين و تعهد به رعايت همه ي اين شروط ، شرطي اساسي براي اعزام زائران است. نماينده ولي فقيه و سرپرست حجاج ايراني تابستان امسال و در تشرف به مدينه منوره گفته بود که اگر درعربستان سعودي بنا برعدم رعايت شان و شخصيت زائران ايراني باشد ، ايران ترجيح مي دهد که حتي عمره را تعطيل کند. [10]

از سرگيري اعزام زائران عمره از ارديبهشت 89

در تاريخ 14 دي ماه 1388 علي ليالي به عنوان رئيس جديد سازمان حج و زيارت جايگزين مصطفي خاكسار قهرودي شد و در جلسه توديع و معارفه رؤساي قديم و جديد سازمان حج، حجت الاسلام و المسلمين ري‌شهري خبر از استعفاي خود داد. يك هفته بعد يعني 21 دي ماه 1388 حجت الاسلام قاضي عسكر به عنوان نماينده ولي فقيه در امور حج و زيارت از سوي رهبري منصوب شد تا همزمان با مديريت كادر اجرايي، سكانداران فرهنگي و نظارتي نيز عوض شوند.

با تغيير مديران عالي حج و زيارت، زمزمه از سرگيري عمره در نوروز 89 به گوش رسيد. علي ليالي رئيس سازمان حج و زيارت در يك كنفرانس خبري در 15 فروردين 89 اعلام كرد:

مسئولان امور حج و زيارت پنجم فروردين امسال براي مذاكرات با مسئولان عربستاني عازم اين كشور شدند و روز هفتم فروردين مذاكرات با وزير حج عربستان و ساير مسئولان ذيربط امور حج عربستان آغاز شد و 12 فروردين نيز اين مذاكرات به پايان رسيد كه منجر به انعقاد قرارداد حج عمره سال 89 شد. ليالي با اشاره به رويكرد مثبت مسئولان عربستان و برخورد توأم با همراهي آنان اظهار داشت: بعد از مذاكرات و ملاقات اوليه با وزير حج در جده 5 كميته كارشناسي موضوعات تخصصي حج را با طرف‌هاي ذيربط آغاز كردند كه اين مذاكرات منجر به انعقاد 5 قرارداد فرعي نيز شد. وي با اشاره به توافق انجام شده براي اعزام 94 هزار زائر حج تمتع براي سال 89 اظهار اميدواري كرد با موافقت افزايش ظرفيت زائران ايراني بتوانيم امسال شاهد اعزام حدود 400 هزار نفر به حج عمره باشيم. وي در خصوص محدوديت‌هاي زماني ايجاد شده در برگزاري عمره امسال يادآور شد: با توجه به اينكه ما شروع عمره هر ساله را در ماه ربيع شاهد بوديم و هر ساله در ماه محرم و صفر كار مقدماتي اعزام زائران عمره انجام مي‌شد اما به دلايل مختلف از جمله مشكلاتي كه در عمره سال 88 از سوي برخي مسئولان عربستاني ايجاد شد باعث ايجاد وقفه ‌3 ماهه‌اي در برنامه‌ريزي و تدارك براي اعزام زائران عمره ايراني هستيم. ليالي ادامه داد: در مذاكرات اخير با مسئولان حج عربستان در يك فضاي دوستانه اما جدي خواستار ايجاد زمينه حضور عزتمندانه توأم با آرامش و رفاه براي زائران ايراني شديم. [11]

پايان تلخ تعليق عمره

شايان ذكر است كه دولت عربستان هيچ گونه تضمين كتبي جهت برطرف شدن رفتارهاي ناشايست پليس و مأموران امر به معروف با زائران ايراني نداد. به استثناي انگشت‌نگاري بانوان، بقيه آزار و اذيت‌ها و توهين‌هايي كه از سوي پليس و مسئولان سعودي انجام مي‌شد، با اندكي افت و خيز و بسته به شرايط سياسي و اجتماعي استمرار يافت. سال 1389 بسياري از شركت‌ها شرايط جديد و قيمت‌هاي جديد ارائه كردند و هزينه گروه‌هاي قيمتي عمره 89 تفاوت چشمگيري با گروه‌هاي قيمتي سال 88 داشت.

ارجاعات و منابع

[1] علي‌اكبر اسدي (1389)؛ «عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران: موازنه‌سازی و گسترش نفوذ»، مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت، معاونت پژوهشهای سیاست خارجی – گروه مطالعات خاورمیانه و خلیج فارس

‌[2] پرويز سروري (1388)؛ روزنامه خراسان، 21/5/1388، شماره 17336

[3] پايگاه اطلاع‌رساني حج (1388)؛ «بی حرمتی به زائران ایرانی در عربستان، علت چیست؟»، http://hajj.ir/84/19904

[4] روزنامه جام جم؛ 28/2/1388، شماره 2562، صفحه 17

[5] اخبار شيعيان (1388)، حوزه علميه قم، خرداد 1388، شماره 43، صفحه 44

[6] شيخ عادل الكلباني (1388)، پرس تي‌وي، 30/2/1388، بيروت

[7] سايت الف (1388)، «عربستان: ورود زنان زير 45 سال ممنوع!»، 12/2/1388 http://alef.ir/vdcamony.49nyo15kk4.html?44995

[8] روزنامه خراسان، 25/1/89

[9] روزنامه ايران، 14/8/88، شماره 4355، صفحه 1

[10] رئوف پيشدار (1388)، «عمره؛ پذيرش شرايط ما يا تعطيلي آن»، عصر ايران، 17/10/1388 http://www.asriran.com/fa/news/96341/

[11] سايت الف (1389)، 15/1/1389؛ http://alef.ir/vdceww8p.jh8fvi9bbj.html?67282

در مدينه دو طايفه عرب نسبتاً قابل ملاحظه به نام اوس و خزرج زندگي مي‌كردند. بر حسب آن چه در تواريخ عرب قبل از اسلام هست، اوس و خزرج دو برادري بودند كه پس از رويداد حوادث طبيعي خانمان بر باد ده (احتمالاً گفته مي‌شود سيل ارم در يمن اينها از جنوب عربستان) مهاجرت كردند به سمت شمال. آنها از يثرب (كه مدينه فعلي باشد) عبور مي‌كردند، ديدند بد جايي نيست براي ماندن. ماندند. در فاصله‌اي از آنها هم يك عده يهودي در اثر فشارهاي حكومت روم، از شمال كه منطقه‌ي آبادتري بود متواري شده بودند. اوس و خزرج با بچه‌هايشان آنجا ماندند و آرام آرام تبديل شدند به دو خانواده‌ي بزرگ. خزرج خيلي بزرگتر بود و اوس هم نسبتاً بزرگ بود. آنها با هم، دوست بودند و خوب بودند و زندگي داشتند.

اين يهودي‌هاي همسايه ديدند اينها آمدند اينجا را گرفتند و كم‌كم عده‌شان زياد مي‌شود و زورمند و قدرتمند مي‌شوند؛ اگر همين طور به حال خودشان بگذاريم چهار صباحي نمي‌گذرد كه اينها به صورت يك قدرت بزرگ محلي درمي‌آيند و ممكن است موجوديت ما به خطر بيفتد. به خصوص كه اينها پشت‌شان به اعراب ديگر گرم است، اما ما از مركز يهوديت بريده هستيم. چه كنيم؟ شروع به ايجاد رقابت و فتنه‌انگيزي در ميان اين دو گروه كردند.

اين به قرنها قبل از اسلام مربوط است، بر حسب آن چه در اسناد تاريخي ما هست، يهوديان آنها را عليه يكديگر، تحريك مي‌كردند به طوري كه آرام آرام پسرعموكشي و برادركشي در ميان اوس و خزرج به اوج رسيد. عرب بياباني منطقه‌ي خشك و گرم، داراي احساسات تند قابل برافروختن و اشتعال، كافي بود كه تحريكي بشود، توهيني بشنود، از طرف اينها يك شعر افتخارآميزي در برابر آنها خوانده بشود و يك گوشه به آنها زده بشود تا آتش اختلاف روشن بشود. به طوري كه جنگ‌هاي پي در پي، نزديك به ظهور اسلام، در ميان اينها ده‌ها سال بود روي داده بود و هر دو طايفه را تحليل مي‌برد.

هر جنگي كه روي مي‌داد همسايه‌هاي يهودي چند استفاده مي‌كردند: اولاً اين اوس و خزرج احتياج به اسلحه داشتند و يك گروه از اين يهودي‌ها در صنايع فلزي كار مي‌كردند. بنابراين اسلحه‌هاي‌شان را مي‌ساختند، آماده مي‌كردند تا به اينها بفروشند. ثانياً اينها در اثر جنگ بدهكار مي‌شدند و به كار و زندگي و زراعت و دامداري مختصري كه داشتند نمي‌رسيدند. احتياج به پول قرض كردن پيدا مي‌كردند. مي‌رفتند سراغ همسايه‌ي يهودي پولداري كه پول‌هايش را خوابانده بود براي رباخواري و از او با بهره‌هاي خانمانسوز پول مي‌گرفتند. ثالثاً جوانان جنگ‌آور و رشيد اينها، جوانان كارآ، در ميدان نبرد به خاك و خون مي‌غلتيدند و يك مقدار بار از خودشان به جاي مي‌گذاشتند: زن و بچه‌ي بي‌سرپرستي كه اداره‌ي آنها به صورت يك مسئله براي اوس و خزرج در مي‌آمد. اين وضع سالها ادامه داشت، به طوري كه كينه‌هاي بين اوس و خزرج جزو كينه‌هاي نمونه در ادبيات عرب قبل از اسلام شد. چند نوع كينه و انتقام‌جويي ديرينه‌ي در اشعار جاهليت هست كه يكي از آنها همين است.

اسلام آمد، پيامبر اسلام آمد، «رحمت للعالمين» آمد، «هديً للعالمين» هم آمد. پيغمبر و قرآن آمد و اين كينه‌ها را ذوب كرد و اوس و خزرج به صورت يك مجموعه‌ي متحد مسلمان با نام پرافتخار انصارالرسول و انصارالاسلام و انصارالايمان، (ياران حق و ياران كتاب حق و دين حق و پيامبر حق) شدند، يكدست و متحد. شايد هنوز دو سال از هجرت نگذشته بود كه اين آيات نازل شد

وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَي شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (و همگي به ريسمان خدا چنگ زنيد، و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود ياد كنيد: آن گاه كه دشمنان [يكديگر] بوديد، پس ميان دلهاي شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شديد و بر كنار پرتگاه آتش بوديد كه شما را از آن رهانيد. اين گونه، خداوند نشانه‌‏هاي خود را براي شما روشن مي‏كند، باشد كه شما راه يابيد)

اين صف آيات اصولاً بيشتر مربوط است به سال‌هاي بين يك تا سه هجرت … هنوز زمان زيادي بر اين سازندگي روحي تازه نگذشته، هنوز گروه‌هايي از يهود در اطراف مدينه زندگي مي‌كنند كه از اين وحدت و از اين شوكت تازه، آن هم شوكتي با روح و پيوستگي به حبل من الله، يك رشته‌ي الهي و پيوند الهي، دلها را به هم پيوسته ناراضي باشند. يكي از اينها يك روز كه چند نفر از اوسي‌هاي مسلمان و خزرجي‌هاي مسلمان نشسته بودند دور هم، آمد آنجا و شروع كرد به تاريخ‌گويي. ورق كهنه‌هاي پوسيده‌ي تاريخ تاريك را دو مرتبه شروع كرد باز كردن. ناسيوناليسم مردود مطرود نفاق‌افكن جدايي‌افكن را با شعارهاي چند هزار ساله زنده كردن. به اين اوسي‌ها يك چيزي گفت و به آن خزرجي‌ها يك چيزي گفت. گفت بله، شما شكست افتضاح‌آميز آن روز كذايي را به ياد داريد … معمولاً عربها اين حوادث را با «يوم» ياد مي‌كردند. گفت اي اوسي‌ها! شكست افتضاح‌آميز روز فلاني را كه از دست خزرجي‌ها خورديد به ياد داريد؟ شروع كرد اين خاطره‌ها را زنده كردن و آرام آرام اينها را برافروخته كردن. در همان يك جلسه اين جاسوس توانست اين دو گروه تازه مسلمان به برادري رسيده را چنان عليه يكديگري خشمگين كند كه همانجا گفتند قرار ما با شما پس‌فردا فلان‌جا.

خبر رسيد به پيامبر (ص). در چنين لحظات حساس وحي الهي مي‌آمد و آن چه را پيامبر بايد بگويد به صورتي جامع‌تر و جالب‌تر بر دل و زبان او مي‌نهاد. اين آيات بر آنها خوانده شد: «آي مسلمان‌ها! اگر گوش بدهيد به حرف گروهي از اين اهل كتاب، ايناني كه قبلاً كتاب آسماني به ايشان داده شده، شما را بعد از مؤمن و مسلم شدن به راه كفر برمي‌گردانند. شما چرا به راه كفر خواهيد آمد با اين كه آيات خدا بر شما خوانده مي‌شود و رسول خدا در ميان شما هست؟ و هر كس به خدا پناه برد و به رشته‌ي او دست زند به راه راست هدايت شده. اي مسلمان‌ها ياد خدا باشيد، پرواي خدا داشته باشيد؛ تقواي از خدا، خداترسي. اين روح را در خودتان زنده نگه داريد. ببينيد چه آسان دشمن مي‌آيد و گوهر گرانبهاي اسلام را از چنگ‌تان مي‌ربايد! بايد اين گوهر گرانبها را تا آخرين لحظه‌ي زندگي داشته باشيد و نميريد مگر مسلمان. «واعتصموا بحبل الله جميعاً و لاتفرقوا» چه شد؟ يادتان رفت ارزش عالي اين نعمت خدا را؟ «واذكروا نعمت الله عليكم اذ كنتم اعداء فالّف بين قلوبكم». شما همه دشمن بوديد، اما خدا در پرتو ايمان و اسلام و نعمت بزرگش، دلهاي شما را با هم مهربان كرده بود. يادتان رفته بود آن كينه‌هاي ديرينه چه شد؟ يادتان رفت «كنتم علي شفا حفرة من النار»؟ يادتان رفت كه بر لب گودال آتش قرار داشتيد، كه بايد در مي‌افتاديد، فرو مي‌افتاديد در آن گودي آتش سوزنده، و خدا شما را نجات داد؟ خدا آيات خود را اين طور روشن و واضح براي شما بيان مي‌كند به اين اميد كه شما به راه بياييد.

نقل از كتاب «نقش آزادي در تربيت كودكان»، مجموعه سخنراني‌هاي شهيد آيت الله دكتر بهشتي، صفحات 124 تا 127

از زمان شروع به كار دكتر فرجي دانا در وزارت علوم، سه انتصاب جنجال برانگيز در كارنامه‌ي او بود كه بي‌توجهي به هشدارها و تذكرات نمايندگان مجلس، عاقبت منجر به استيضاح و جدايي او از هيئت دولت شد. انتصاب جعفر ميلي منفرد به سمت معاون آموزشي، سعيد سمنانيان به عنوان مشاور وزير و رئيس مركز هيات‌هاي امنا و هيات‌هاي مميزه وزارت علوم و جعفر توفيقي به عنوان مشاور عالي، براي اصولگرايان كافي بود تا وي را متهم به تبديل وزارت علوم به اتاق جنگ دشمن و همراهي با عوامل فتنه 88 كنند.

فرجي دانا در اولين واكنش به تذكر نمايندگان اعلام كرد كه «انتخاب معاونان حق من است و سؤال از وزير و استيضاح حق شماست». اگر چه وي 9 بار به طور مفصل به تشريح ديدگاه‌ها و اقدامات خود پرداخت و زمان فراواني را به رايزني با نمايندگان مجلس اختصاص داد اما در جلسات حضوري، كمتر انعطاف نشان داد و اي كاش در آخرين حضور خود در جايگاه استيضاح شونده نيز همين قاطعيت را حفظ مي‌كرد و حكميت را در تعيين معاونان به رئيس مجلس واگذار نمي‌كرد.

چوب لجبازي

دكتر فرجي دانا ظاهراً فراموش كرده بود كه اين همان مجلسي است كه به شيخ‌الاسلام وزير كار دولت اصولگرا رحم نكرد و وقتي با بي‌توجهي وزير مبني بر عزل سعيد مرتضوي از رياست سازمان تأمين اجتماعي مواجه شد، وي را استيضاح و معزول كرد. اما فرجي دانا كسي نبود كه اعمال قدرت نمايندگان مجلس را  بپذيرد، او منطق خاص خودش را داشت و ترجيح داد يا با همين شيوه كار كند يا اصلاً در جايگاه وزارت علوم باقي نماند. البته فرجي دانا بر سر انتخاب سرپرست دوم دانشگاه تهران نيز دچار لجبازي شد. پس از آن كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي به دكتر سبحان اللهي، فرد پيشنهادي وزير، جهت رياست دانشگاه خوارزمي، رأي عدم تأييد داد، فرجي دانا به جاي آن كه محمود نيلي را به عنوان رئيس به شورا معرفي كند، مجدداً به عنوان سرپرست به كار گماشت تا همين مسأله نيز در جلسه‌ي استيضاح به عنوان يكي ديگر از نقاط ضعف مديريتي وي مطرح شود كه از نظر من نيز وارد است. جداي از آن چه در وزارت علوم و مناسبات قدرت مي‌گذرد، انتخاب دو سرپرست و معطل گذاشتن وضع مديريتي بزرگترين و باسابقه‌ترين دانشگاه كشور يعني دانشگاه تهران كار صحيحي نيست.

اصولگرايان نمي‌خواهند دانشگاه دست اصلاح‌طلبان باشد

اصولگريان از وقايعي نظير 18 تير 78 به خوبي درس گرفته‌اند كه واگذاري ميدان دانشگاه به اصلاح‌طلبان و باز گذاشتن فضاي سياسي تا چه حد عواقب خطرناكي مي‌تواند داشته باشد. لذا از انتصاب هر اصلاح‌طلبي كه در جريانات 18 تير 78 يا فتنه 88 دستي بر آتش داشته است، در هر يك از سطوح عالي وزارت يا دانشگاه‌ها به شدت پرهيز مي‌كنند و اين مسأله را براي خود خط قرمز مي‌دانند. از سوي ديگر حسن روحاني نيز به خوبي مي‌داند كه بخش قابل توجهي از رأي خود را از جامعه‌ي دانشگاهي به دست آورده است و انتصاب فردي كه نتواند رضايت دانشگاهيان را تأمين نمايد به عدم انتخاب مجدد وي ختم خواهد شد. لذا پيشنهاد افرادي همچون جعفر ميلي‌منفرد، جعفر توفيقي، رضا فرجي‌دانا و محمدعلي نجفي براي تصدي وزارت علوم در راستاي تحقق همين هدف است. هر چهار نفر از افراد صاحب وجاهت علمي و دانشگاهي هستند كه كوچك‌ترين شك و شبهه‌اي در سوابق علمي و مدرك دانشگاهي ايشان نيست و از حمايت بدنه‌ي دانشگاه‌ها نيز برخوردارند.

فرجي دانا خوب دفاع نكرد

نخستين چيزي كه از جلسه استيضاح دكتر فرجي دانا در ذهن من تداعي شد، مناظره معروف 13 خرداد 88 بين احمدي‌نژاد و موسوي بود. هر چقدر احمدي‌نژاد صريح و بي‌پرده سخن مي‌گفت و مثال‌هاي عيني و قابل فهم براي همگان اشاره مي‌كرد، موسوي حتي در انتخاب ضمير نيز دچار مشكل شده بود و براي بيان اشكالات دولت احمدي‌نژاد از ضمير «ما» استفاده مي‌كرد. اشتباه اصلاح‌طلبان مدافع موسوي در اين است كه صراحت و افشاگري را در يك كفه مي‌گذارند و بيان غامض و محترمانه را در كفه‌ي ديگر. گويي نمي‌توان در عين صراحت و سادگي، مؤدبانه و در سطح فهم و شعور عامه صحبت كرد.

فرجي دانا به بسياري از انتقادات پاسخ روشن و قانع كننده‌اي نداد. از جمله فايل صوتي‌اي از وي پخش شد كه در جمع دانشجويان ابراز مي‌دارد «اگر من با رانت نمايندگان مجلس مقابله نمي‌كردم، استيضاح نمي‌شدم». سپس فرجي دانا در مقام دفاع به جاي آن كه به بيان مصاديق اين رانت‌ها بپردازد گفت: «منظورم نمايندگان فعلي مجلس نبوده و اين را به صورت كلي مطرح كردم كه در گذشته چگونه نمايندگان مجلس براي رسيدن به مقاصدشان از رانت استفاده مي‌كرده‌اند». فرجي دانا يا از اساس نبايد چنين حرفي مي‌گفت، يا اگر به درستي آن اعتقاد دارد، مرد و مردانه درخواست‌هاي نابجايي كه از او شده است را بيان مي‌كرد.

فرجي دانا به جاي ارائه‌ي آمارهاي كلي كه شامّه‌ي كسي را تيز نمي‌كند و جواب دندان‌گير يا دندان‌شكني به مخالفان نمي‌دهد، با برشمردن مصاديق متعدد تخلف در وزارت علوم دولت نهم و دهم از نوباوه و نادران سؤال مي‌كرد كه چرا آن زمان احساس تكليف نكرديد؟

دكتر فرجي دانا برخلاف 9 ماه گذشته كه بر روي آرا و انتخاب‌هاي خود به سختي پاي مي‌فشرد و حتي شب قبل از استيضاح دو معاون جنجالي خود را از استعفا بازداشت، در روز استيضاح سخنراني محكم و استواري ايراد نكرد و آثار ضعف و پذيرش برتري استيضاح‌كنندگان در ادبيات و مواضع وي، آشكار بود. واگذاري حكميت در انتخاب معاونان و افراد مورددار به علي لاريجاني رئيس مجلس، استفاده‌ي چندباره از عبارت «اگر من مجدداً به عنوان وزير علوم به كارم ادامه دادم» كه نشان از عدم اعتماد به نفس وي داشت، نپرداختن به مصاديق گسترده‌ي تخلفات انضباطي و مديريتي و نداشتن پاسخ محكمه‌پسند نسبت به حرف‌هايي كه در مجامع عمومي بيان كرده بود، از جمله مواردي است كه حكايت از تزلزل وزير پيشين علوم در روز استيضاح دارد.

نتيجه‌ي بي‌توجهي به حساسيت‌هاي نمايندگان مجلس و ندانستن زبان ارتباطي با اصولگرايان صريح، واگذاري ميدان و نتيجه است. جلسه‌ي استيضاح، جاي ارائه‌ي گزارش كار و اقامه‌ي برهان نيست. براي رد‌ّ ادعاي غلط حريف بايد از جدل استفاده كرد و از گزاره‌هاي مورد قبول خودش برايش استدلال كرد.

پاسخ دندان‌شكن امام علي به يك يهودي

يك يهودي نزد حضرت علي(ع) آمد و نيش زد. حضرت علي(ع) گفت: تو لازم نيست نيش بزني، وضع خودت خراب است. گفت: شما مسلمانان اين قدر بد هستيد كه هنوز پيغمبر شما دفن نشده است، اختلاف كرديد. گفت: ما تا پيغمبرمان بود اختلاف نكرديم، بعد از رحلت پيغمبر اختلاف بوجود آمد. اما شما بني اسرائيل هنوز كف پاهايتان از آب نيل خيس بود به سراغ پرستش گوساله رفتيد. [+]

در همين مثال بالاخره اختلاف در يك امت بد است. چه قبل از فوت پيامبر باشد و چه بعد از آن. لكن حضرت علي (عليه السلام) بحث جدلي كرد. يعني فرمودند شماها كه در زمان حيات پيامبرتان مشرك شديد، حق خرده گرفتن بر ما را نداريد. باز به هر حال وضع ما از شما بهتر است.

جمع‌بندي

دكتر فرجي دانا زماني به فكر تعامل با مجلس و نرمش در برابر خواست نمايندگان شد كه دير شده بود. ضمن اين كه مأخوذ به حيا حرف زدن در مقابل كسي كه با صراحت و جسارت نه انتقاد بل حمله مي‌كند، سپر انداختن در برابر نيزه‌دار است. ظاهراً روحاني مي‌دانست كه فرجي دانا مجدداً رأي نمي‌آورد و روي اسب بازنده شرط‌بندي نكرد، اما وزير بعدي هر كه باشد، اصلاح‌طلبان مرتبط با فتنه 88 بايد از وزارتخانه علوم بروند و الا همين آش و همين كاسه برقرار است و اين ضرب شست بزرگ مجلس نهم به اصلاح‌طلبان و دولت حسن روحاني خواهد بود.

يك ماه از آغاز تجاوز رژيم صهيونيستي به باريكه غزه مي‌گذرد. زنان و كودكان بي‌گناه بي‌دفاع بزرگترين قربانيان اين جنايت جنگي بودند. يك ماه خون دل خورديم و مات و مبهوت اين فاجعه‌ي هولناك نسل‌كشي بوده و هستيم.

چه بسيار فرياد كشيديم و محكوم كرديم و تجمع كرديم و تظاهرات راه انداختيم اما، فريادهاي‌مان آبي را براي مردم غزه گرم نكرد. محكوميت‌هايمان جلوي هيچ بمب و موشكي را نگرفت و تظاهرات‌هايمان مانع از كشتار مردم بي‌دفاع غزه نشد. وقتي قساوت از حد گذشته باشد، وقتي مهم‌ترين رسانه‌هاي جهان، اخبار را وارونه جلوه دهند و بر قامت ظالم لباس مظلوم و مدافع بپوشانند، به راستي كه اثرگذاري‌مان در پهنه‌ي گيتي، چه قدر به هيچ نزديك شده است.

وقتي سردار قاسم سليماني، فرمانده سپاه قدس و از تأثيرگذارترين چهره‌هاي خاورميانه، مي‌گويد: «به وقتش جام خشم خود را بر سر صهيونيست‌ها خالي مي‌كنيم» [1] و جهان صدپاره‌ي اسلام درگير و دار جنگ‌هاي داخلي و فرقه‌اي است، جز نگريستن و گريستن و زير آب فرياد كشيدن چه كاري از ما ساخته است؟

وقتي ميليون‌ها انسان در سراسر جهان، رؤياي دريافت گرين كارت ايالات متحده را در سر مي‌پرورانند و مردم آمريكا خود را وارثان بهترين فرهنگ‌ها و برگزيده‌ترين انسان‌ها مي‌دانند، چه اعجاب‌انگيز است كه سناتورهاي آمريكايي و نامزدان انتخابات رياست جمهوري اين سرزمين، براي جلب نظر سران رژيم صهيونيستي با يكديگر به رقابت مي‌پردازند. همه براي آمريكا غش مي‌كنند و آمريكا براي اسرائيل. چه مهره‌ي ماري در دست اسرائيل است كه بزرگترين قدرت‌هاي جهان براي حمايت از اسرائيل از يكديگر پيشي مي‌گيرند و بر همه‌ي راهپيمايي‌هاي ضد جنگ، چشم مي‌پوشند و بدنامي پشتيباني از ظلم صريح و آشكار اسرائيل عليه مردم بي‌دفاع فلسطين را به جان مي‌خرند؟

چه نمايشي تراژيك‌تر از نبرد غزه، مي‌تواند ضعف يك و نيم ميليارد مسلمان را در مقابل چهارده ميليون يهودي به تصوير بكشد؟ همه‌ي راه‌ها را بسته‌اند و از زمين و هوا و دريا حمله برده‌اند و از يك كشور اسلامي دور يا نزديك يك تير هم به سرزمين‌هاي اشغالي شليك نمي‌شود

بازيگران شطرنج خاورميانه چه استادانه مهره‌هاي خودي را عليه يكديگر به صف كرده‌اند و چه زبردستانه مهره‌هاي تأثيرگذار را مات كرده‌اند،  تا مهره‌هاي خودشان در سلامت كامل نظاره‌گر نبرد فرقه‌اي و قومي باشند و در امنيت كامل به قلع و قمع ساير سربازان و پياده نظام جهان اسلام مشغول باشند. النصرة و جندالله و داعش كه يهودي نيستند. خريدني‌هايشان را خريده‌اند، ترسوهايشان را ترسانيده‌اند، براي احمق‌هايشان امنيت اسرائيل را با امنيت منطقه گره زده‌اند و معدود كشورهاي غيور را منزوي يا مستأصل كرده‌اند.

چهارده ميليون يهودي نه با يد بيضا و عصاي موسي، بل با اتكاي به تفكر استراتژيك و برنامه‌ريزي‌هاي طولاني مدت، اثرگذارترين شخصيت‌ها و بنگاه‌هاي اقتصادي و رسانه‌اي جهان را تسخير كرده‌اند و در فراسوي اين خون و خونريزي‌ها، امروز شاهد نبرد انسجام، برنامه‌ريزي و برتري فكري يهوديان عليه تفرّق، بي‌برنامگي و بي‌فكري جهان اسلام هستيم.

دانش، مذهب و قدرت در اسرائيل چنان به هم گره خورده‌اند كه نخستين رئيس جمهور اسرائيل كسي نيست جز حييم وايزمن، شيميدان و كاشف ماده استون. حييم وايزمن از عناصر كليدي در صدور بيانيه بالفور و رئيس سازمان جهاني صهيونيسم بود كه نقش اساسي را در تشويق مهاجرت يهوديان به سرزمين‌هاي اشغالي به عهده داشت. رژيم اشغالگر قدس با دارا بودن آمار 97 درصد باسواد، بالاترين ميزان تحصيلات را در كشورهاي منطقه داراست و در مقایسه با تمامی کشورهای جهان، به نسبت جمعیت، اسرائیل دومین کشور از نظر میزان چاپ کتاب و سرانه کتاب‌خوانی است.

بيست سال پيش را به خاطر مي‌آورم، زماني كه تنها وسيله‌ي ارتباطي من با جهان پيرامونم، يك راديوي قديمي سه موج بود و عصرها ساعت 5 برنامه فارسي صداي اسرائيل را به مدت يك ساعت و سي دقيقه گوش مي‌كردم كه 20 دقيقه‌ي آغازين برنامه به خواندن تورات به زبان عبري اختصاص داشت. بعيد است اگر برنامه‌سازان جمهوري اسلامي بخواهند براي فارسي زبانان خارج از كشور برنامه‌ي راديويي بسازند يك چهارم زمان برنامه را به تلاوت قرآن تخصيص دهند. چرا كه جايگاه اين دو كتاب آسماني در بين پيروان آنها يكسان نيست. براي برخي مسلمانان انكار شريعت و تمسخر آيات قرآن و آموزه‌هاي اسلام، پرستيژ روشنفكري به همراه مي‌آورد و براي اكثر يهوديان پايبندي به آموزه‌هاي ديني، حلقه‌ي اتصال و عامل هويت‌بخش تلقي مي‌شود.

گرايش عمومي در بين نخبگان علمي و شخصيت‌هاي تأثيرگذار مسلمانان چنين است كه يا در بهترين حالت به يك مسلمان سكولار تبديل مي‌شوند كه پاي دين را از حوزه اجتماعي و مسائل سياسي جدا مي‌كنند و يا به نفي دين به عنوان عامل عقب افتادگي مسلمانان مي‌پردازند. لذا در جهان اسلام با هزاران نخبه علمي و اقتصادي و شخصيت‌هاي بانفوذ فرهنگي و هنري در عرصه‌ي بين‌المللي روبرو هستيم كه از اسلام شايد جز نام يا نام‌خانوادگي‌شان چيز ديگري باقي نمانده باشد. حال آن كه در طرف مقابل به ندرت مي‌توان دانشمند يا مالك يك بنگاه اقتصادي بزرگ يا صاحب رسانه‌هاي تأثيرگذار را يافت كه به پنهان‌كاري يا نفي مذهب يهودي خود بپردازد و براي اعتلاي يهود و اسرائيل كمك مالي نكند.

يهوديان با اتكاء به فرهنگ، آيين و آداب و رسوم خود با بهره‌مندي از يك شبكه اجتماعي وسيع و قدرتمند، اثرگذارترين اقليت مذهبي جهان را تشكيل داده‌اند و به خوبي دريافته‌اند كه چگونه با تصرّف كليدي‌ترين مشاغل، از بالاترين نفوذ سياسي، اقتصادي و علمي برخوردار شوند. اين همان نكته‌اي است كه سياهي لشكر يك و نيم ميلياردي مسلمانان از درك و فهم آن عاجز بوده‌اند. شوربختانه مسلمانان وقتي به سلاح دانش روز مجهز شده‌اند و در معادلات علمي و اقتصادي به يك عنصر كليدي تبديل شده‌اند، آن چنان كه بايد و شايد از هويت اسلامي خود دفاع نكرده‌اند و آن جا كه به اسلام برچسب خشونت زده مي‌شد از آن غبارروبي نكردند و مصلحت را در آن ديدند كه دامن خود را برچينند تا مبادا به خشونت و خرافه متهم نشوند.

نبرد غزه، علاوه بر صحنه‌ي رويارويي حماس و اسرائيل، نمادي از توان مسلمانان و يهوديان است. افزون بر ماتم كودكان و زنان كشته شده در غزه، مضاف بر جنايات غيرقابل توصيف رژيم صهيونيستي، علاوه بر پستي دنيا و فريفتگانش كه بر اين فجايع سكوت كردند، بر افتراق، بي‌برنامگي و بي‌فكري مسلمانان گريه كنيم و به اين فغان و شيون‌ها و محكوم كردن‌ها اكتفا نكنيم و براي آن كه كودكان ما و نسل‌هاي پس از ما تاوان بي‌فكري و بي‌برنامگي امروز ما را نپردازند، همين امروز آستين بالا بزنيم و به قدر وسع خويش فكر و تلاش كنيم.

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی      که در نظام طبیعت ضعیف پامال است

نگــــر به دفتر کــردار مردمان بزرگ    که عـــزّ و جـاه، نصیب رجال فعال است (شعر از علي اكبر گلشن آزادي)

بازجويي بايدها و نبايدها نوشته احمد عابدي

بازجويي بايدها و نبايدها نوشته احمد عابدي

يكي از كتاب‌هاي خوبي كه اخيراً مطالعه كردم، «بازجويي؛ بايدها و نبايدها» نام دارد. اين كتاب ماحصل تلاش كارگروه فقه اطلاعاتي وزارت اطلاعات است كه در سال 1391 به قلم احمد عابدي و توسط سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح منتشر شده است. اهميت اين كتاب از آن جهت است كه تمامي توصيه‌ها و آموزه‌هاي كتاب مستند به آيات، روايات و سخنان حضرت امام خميني است و اگر چه به لحاظ حقوقي، در محاكم قضايي قابل استناد نيست، لكن از آن جهت كه قوانين حقوقي ما عمدتاً از فقه شيعي استخراج شده است، قابل استفاده خواهد بود.

صداقت قلم و سلامت نفس نويسندگان اين اثر، در سطر سطر كتاب موج مي‌زند. صفحه‌آرايي اين كتاب ارزشمند منقوش به گل‌هاي زيبا و متنوع است و مطالعه‌ي يك كتاب بسيار جدّي را فرح‌بخش و شادي‌آفرين كرده است. انتخاب فونت‌هاي متنوع و طرح روي جلد مناسب نيز از ديگر محاسن اين كتاب است.

كتاب «بازجويي؛ بايدها و نبايدها» ابتدا به تعريف بازجويي پرداخته و مواردي نظير «مصاحبه‌هاي گزينشي» و «استيضاح» را نيز در زمره‌ي بازجويي مي‌شمارد. سپس بازجويي را به عنوان يكي از مقدمات و شرايط لازم براي صدور حكم توسط قاضي قلمداد مي‌كند و انجام بازجويي را از شئون حاكم شرع مي‌داند كه در چنين شرايطي هر كسي حق بازجويي كردن ندارد و صرفاً كساني كه به لحاظ قانوني مأذون باشند، در حد اختياراتي كه به ايشان تفويض شده است، مجاز به بازجويي خواهند بود.

آن چه در اين كتاب ذكر شده، بيشتر ترسيم يك مدينه‌ي فاضله از يك بازجويي ايده‌آل است. نگارنده كتاب به انواع حيله‌ها و ترفندهاي بازجويي اشاره مي‌كند و بلافاصله مجاز و غيرمجاز بودن اين روش‌ها را بررسي مي‌كند. به عنوان مثال در صفحه 88 آمده است:

«هر نوع حيله‌اي شرعاً جايز نيست. بسياري از حيله‌ها، دروغ فعلي هستند يا دروغ رفتاري به شمار مي‌آيند. كسي كه شغل اصلي او نظافت‌چي بودن نيست، اما به اين طريق مي‌خواهد عمل كند و مراقب عمل مردم يا افراد متهم باشد، با عمل نظافت‌گري خود مرتكب دروغ رفتاري و كذب فعلي –نه قولي- شده است».

در صفحه 89 تهديد متهم حرام شمرده شده است:

«تهديد، خودش به تنهايي يكي از عناوين محرمات بوده و تهديد كردن هر انساني، هر چند متهم يا مجرم باشد، حرام است و گناه تهديد، گناه بسيار بزرگي است؛ به طوري كه شدّت كيفر مجازات محارب، به جهت همين تهديد و ايجاد رعب است.»

 در همين صفحه در خصوص تطميع آمده است:

«تطميع به تنهايي يكي از عناوين محرمات نيست؛ البته اگر تطميع  دروغ باشد، داخل در مبحث “وعده دروغ” خواهد بود و حكم همان را دارد و اگر دروغ نباشد، تطميع صادقه از اموال بيت‌المال، قطعاً مجاز نيست»

در صفحه 90 كتاب نويسنده با تقبيح بازجويي به سبك غربي نوشته است:

«برخي از نويسندگان غربي معتقدند بازجو بايد پس از شروع كردن بازجويي، صندلي خود را به متهم نزديك كند به طوري كه در نهايت يكي از زانوهاي متهم بين دو زانوي او قرار گيرد. اما اين كار از نظر فقه شيعه مجاز نيست؛ زيرا روشن است كه اين عمل، آرامش متهم را از بين مي‌برد و سبب اضطراب روحي در متهم مي‌گردد و قطعاً كاري حرام است. به هر حال رعايت اصول اخلاقي و انساني و شرعي بر همه چيز مقدم است و ما معتقديم كه هدف، وسيله را توجيه نمي‌كند و بايد از اين گونه رفتارهاي غيرانساني پرهيز نمود.»

در صفحه 90 آمده است:

«كسي كه در بازجويي از ضرب و شتم استفاده مي‌كند، در واقع عدالت را فداي امنيت كرده و در قربان‌گاه امنيت، عدالت را ذبح نموده است.»

در صفحه 94 و ذيل عنوان «هدفمند و جهت‌دار بودن بازجويي» آمده است:

«هر گاه پرونده‌ي جرايم امنيتي، در نهايت به جرايم اخلاقي منتهي گرديد، اين نشانه‌ي انحراف بازجو و انحراف از هدف و نشانه‌ي تخلف بازجو است»

در فصل هشتم كتاب مي‌خوانيم:

«اعمال زور در هر صورت و به هر شكلي كه باشد، محكوم است؛ چه اعمال زور به صورت جسماني باشد و چه رواني. دين اسلام، شكنجه را در هيچ شرايطي مجاز نمي‌داند و حتي قاضي نيز نمي‌تواند مجوز آن را صادر كند (صفحه 95 تا 96)»

«اموري كه بازپرس نبايد وارد آنها شده و درباره‌ي آنها تحقيق يا سؤال نمايد، عبارتند از: گرايشات جنسي و مسائل اخلاقي و آن چه كه عرفاً جزء حريم خصوصي شمره مي‌شود. (صفحه 98)»

«هر مجلسي، نوعي امانت است … اگر متهم به عمد يا سهو، چيزي از كارهاي خلاف خود در باب مسائل جنسي را بيان كرد و يا چيزي كه نوعي تعرّض و هتك حرمت ديگران بود را بر زبان آورد، اينها مصداق امانت بوده و بازجو حق ندارد آنها را ثبت كرده و يا به افراد ديگر گزارش دهد. (صفحه 101)»

«بازجويي در ساعت خواب متهم يا در زماني كه او به شدت گرسنه يا تشنه است، جايز نيست. پس از دو ساعت بازجويي بايد به متهم، تنفس داده شود. (صفحه 104)»

«تفتيش خانه بدون حضور و صاحب‌خانه، مجاز نيست؛ و همچنين تفتيش خودرو و يا هر وسيله‌ي نقليه يا تفتيش ساك و چمدان و اثاث هر شخصي بدون حضور صاحب آنها جايز نيست (صفحه 105)»

در فصل دهم كتاب با عنوان «بررسي سوالات بازجويي از جهت حلال و حرام» مطالبي مطرح شده است كه به جرأت مي‌توانم بگويم در كمتر جلسه‌ي مصاحبه‌ي گزينشي چنين مواردي رعايت مي‌شود. از جمله:

«سوال كردن از اموري كه تفتيش عقايد محسوب مي‌شود، مجاز نيست. بازپرس، حق ندارد از متهم سوال كند كه عقيده شما درباره ولايت فقيه چيست؟ يا عقيده شما درباره عزاداري، روضه‌خواني و … چيست؟ و اگر بازجو چنين سؤالاتي بنمايد، طبق صريح قانون اساسي، مجرم بوده و بايد تعزيز شود»

«سؤال كردن احكام فقهي از متهم نيز حرام است. از هيچ متهمي نمي‌توان احكام عبادات و مسائل توضيح المسائل را مورد سؤال قرار داد و يا در بازپرسي، مصاحبه و گزينش و استخدام نيز نبايد اينها را ملاك قرار داد؛ چنين عملي با روح دين در تضاد است؛ همچنان كه نبايد از محل شهادت يا محل دفن فلان شهيد و يا فلان سردار، سؤال نمود.» (صفحه 114)

«سؤال كردن از روش زندگي همسر، پدر و مادر و ديگر اعضاي خانواده نيز حرام است؛ مثلاً جايز نيست كه از متهم سؤال شود كه آيا مادرش باحجاب است يا خير؟ هم‌چنان كه نمي‌توان از متهم يا كسي كه متقاضي استخدام است، سؤال نمود كه آيا نماز مي‌خواند يا خير؟ روزه مي‌گيرد يا خير؟ و حتي سؤال از اين كه معتاد به مواد مخدر است يا خير و يا مشروبات الكلي مي‌نوشد يا خير نيز نبايد پرسيده شود؛ زيرا تمام اينها مصداق تجسس بوده و حرام است»

«به طور كلي، هر سؤالي كه عرفاً مصداق تجسس باشد، حرام است و از اين جهت، فرقي بين بازجويي از متهم و مصاحبه براي گزينش و آزمون براي استخدام نيست» (صفحه 115)

در مقدمه‌ي كتاب از سال 91 به عنوان سومين سال تأسيس گروه «فقه الأمن» در وزارت اطلاعات ياد شده است. شايد راه‌اندازي چنين گروهي بي‌ارتباط با وقايع پس از انتخابات 88، حادثه‌ي كهريزك و اعترافات و بازجويي از دستگيرشدگان اين مقطع تاريخي نباشد. به هر حال تأسيس گروه‌هايي از اين دست كه در راستاي انطباق رفتار يك نهاد امنيتي با شرع مقدس و قانون باشد و مجريان امور را مقيد و ملزم به رعايت يك سلسله دستورالعمل‌هاي مشخص بكند، قطعاً مايه‌ي خير و بركت خواهد بود.

دو سال پيش از سوي هسته‌ي گزينش سازمان محل اشتغالم، يك جلسه‌ي مصاحبه‌ي گزينشي براي من تنظيم شده بود كه سرفصل سؤالات مطروحه را ذيل مطلبي با عنوان «در جلسه مصاحبه گزينش چه مي‌پرسند؟» منتشر كرده‌ام. با مطالعه‌ي همين يك نمونه شما مي‌توانيد دريابيد كه به چه ميزان موارد ياد شده در جلسات مصاحبه‌ي گزينش رعايت مي‌شود.

دشواري كار بازجويي

كار بازجويي از آن جهت بسيار دشوار و پيچيده است كه از يك سو فرد بازجو ملزم به رعايت قانون و اخلاق انساني و اسلامي است و از سوي ديگر معمولاً افرادي مورد بازجويي قرار مي‌گيرند كه متهم به ارتكاب اعمال خلاف قانون و بزه اجتماعي هستند كه شايد كمترين پايبندي به رعايت اخلاق و احكام اسلام نداشته باشند. اين يك جدال نابرابر است كه بازجو شونده به راحتي مي‌تواند دروغ بگويد اما بازجو حتي از دادن وعده‌ي دروغ نيز منع شده است. علاوه بر اين، سر و كلّه زدن با افراد بزهكار رفته رفته بر خلق و خوي بازجو اثرگذار خواهد بود.

فصل نوزدهم كتاب با عنوان «مهم‌ترين آفت بازجويي» به همين موضوع اختصاص يافته است. در ابتداي اين فصل آمده است:

«اگر بازجويي هيچ ضرري نداشته باشد، جز اين كه بازجو مجبور است مدتي با انسان‌هاي خلاف‌كار، هم‌نشين شده و سخناني درباره‌ي جرم و گناه را بشنود، براي ضرر بازجويي كافي است؛ زيرا اين سخناني كه صحبت از گناه و انجام كارهاي خلاف هستند، بازگويي و نيز شنيدن آن‌ها قطعاً تأثير منفي در روح انسان مي‌گذارند. اما آسيب ديگري وجود دارد كه فوق همه‌ي اينها است و آن مسئله‌ي سست شدن اعتقادات و باورهاي ديني بازجو، هنگام بازجويي از افراد خلاف‌كار گروه‌هاي فكري ضالّه است.»

برخي خطاها كه در دانش مديريت رفتار سازماني نظير «خطاي هاله‌اي» براي مصاحبه‌هاي استخدامي ذكر شده است، مبتلا به بازجويان نيز خواهد بود. چه بسا فردي بي‌گناه دستگير شده باشد اما چون اغلب متهمان در ابتداي كار خود را بي‌گناه قلمداد مي‌كنند، خطاي اثر هاله‌اي بازجو را در شرايطي قرار دهد كه به دنبال اثبات مجرميت فرد دستگير شده باشد.

فصول بيستم و بيست و يكم كتاب با عناوين «مقاومت در اسارت» و «ضدّ بازجويي» به روش‌هايي كه ترفندهاي بازجويان را خنثي مي‌كند اشاره كرده است. در اين دو فصل ابتدا به مباني نظري و فقهي مقاومت در اسارت، لزوم و ضرورت آن پرداخته شده است و سپس به مباحثي همچون «تقيه»، احكام اخلاقي، راه‌هاي مقاوم‌سازي، خودكنترلي، آشنايي با حقوق اسرا و مصوبات و قوانين جهاني مرتبط و نهايتاً فنون زنده ماندن در زندان اشاره شده است. بخش‌هايي از اين دو فصل را كه به نظرم جالب بود انتخاب كرده‌ام:

«امروزه در مفهوم جهاد، تحوّلي بنيادين صورت گرفته و جنگ نرم با همه‌ي ابعاد آن (جنگ فرهنگي، عقيدتي به وسيله كتاب‌ها، سايت‌ها، خبرگزاري‌ها، فيلم‌هاي مستهجن، شبهه‌افكني، عرفان‌هاي كاذب، فرقه‌هاي نوظهور، بي‌حجابي و …) نيز بخش مهمي از جهاد را به خود اختصاص داده، در اين صورت «مقاومت در اسارت» حتي شامل جواناني كه هر روزه در خيابان‌ها، كلاس‌هاي درسي دانشگاه و نيز محل كار، تفريح و پاي تلويزيون، اينترنت، سينما و … در معرض تهاجم فرهنگي دشمن قرار گرفته‌اند، نيز مي‌شود و بايد براي مقاوم‌سازي و آسيب‌ناپذيري آنان، برنامه‌ريزي شود (صفحه 198)»

«استفاده از همه‌ي حيله‌ها مثل بهلول كه عالم و متكلمّي بزرگ بود، اما خود را به ديوانگي زد و فعاليت خود را زير چتر جنون ادامه مي‌داد و نيز آموزش و فراگيري روش‌هاي ضدّبازجويي و انجام و به‌كارگيري آن‌ها و نيز فراگيري روش مقابله با دستگاه‌هاي دروغ‌سنج و هم‌چنين آموزش روش مقابله با شرايط سخت و دشوار براي مقاوم‌سازي، ضرورت دارند (صفحه 202)»

«كسي كه به دست دشمن اسير شده، سعي كند چهره‌ي بازپرس را به خاطر بسپارد؛ سعي كند كه روي شخصيت بازپرس دشمن تأثيرگذار بوده و بر او تسلّط پيدا كند؛ روش تهديد و تحبيب را در نظر داشته باشد؛ يعني نه از خشونت بازپرس اوليه، ترس به خود راه دهد و نه در برابر بازپرس دوم كه مي‌خواهد با مهرباني وارد شده و از بازپرس اوليه بدگويي مي‌كند، اظهار خوشحالي نمايد؛ اينها همه بازي و نمايش است (صفحه 212)»

يك اشكال؛ يك انتقاد

صفحات 82 تا 89 كتاب دچار بهم ريختگي است. صفحات 83 و 87 عيناً تكرار شده است و سرفصل‌هاي كتاب در اين چند صفحه منطبق با فهرست نيست.

در مقدمه كتاب (صفحه 24) آمده است:

«مهم‌ترين چيزي كه مردم از حكومت انتظار دارند، مسئله‌ي امنيت است»

اما هيچ گونه سند يا استدلالي براي اين مدعاي خود ارائه نكرده است.

حال آن كه در فصل ششم كتاب (كيفيت بازجويي) و در صفحه 91 نويسنده مي‌گويد:

«در منطق دين اسلام و به ويژه در سنّت و سيره‌ي اميرالمؤمنين علي (عليه السلام)، هميشه عدالت، سرلوحه‌ي تمام حركت‌ها است و امنيت، فداي عدالت مي‌گردد. امنيت خودش به تنهايي هدف نبوده و مطلوبيت ذاتي ندارد، بلكه امنيت به عنوان مقدمه براي رسيدن به كمالات ديگر است؛ مثلاً امنيت بايد وجود داشته باشد تا زمينه براي تعليم و تربيت و تهذيب نفس و رشد و استكمال روح و معنويت فراهم شود. بنابراين، امنيت هدف اصلي نيست.»

به نظر مي‌رسد مقدمه‌ي كتاب را نويسنده‌ي اصلي تنظيم نكرده باشد، زيرا بين دو گزاره‌ي فوق تناقضي آشكار به چشم مي‌خورد كه دومي به حقيقت نزديك‌تر است و اولي نشأت گرفته از يك نوع نگاه امنيتي به همه‌ي پديده‌ها و مسئله‌هاست.

در همين زمينه: