پرش به محتوا
دل‌نوشته‌‌ها و يادداشت‌هاي محمدرضا اسدي

بایگانی

دسته بندی: عربستان سعودي
تعليق عمره

تعليق عمره

مقدمه

وقوع حادثه فرودگاه جده و تعرض به دو نوجوان ايراني در نوروز سال جاري (1394)، افكار و احساسات ميليون‌ها ايراني را جريحه‌دار كرد به گونه‌اي كه هزاران نفر با راه‌اندازي كمپين اينترنتي، نگارش مطلب و مقاله و تظاهرات مقابل سفارت عربستان در تهران، خشم و انزجار خود را از اين رفتار شنيع و ضدانساني به نمايش گذاشتند و خواستار لغو عمره و حتي اخراج كاردار سفارت عربستان شدند.

سال 1388 و پس از شدت گرفتن رفتار ناشايست مأموران سعودي و بي‌نتيجه ماندن مذاكرات با مقامات سعودي، شوراي عالي حج تصميم گرفت تا تعهد رسمي و معتبر سعودي‌ها براي رعايت کامل شرايطي که جمهوري اسلامي ايران براي اعزام زائران خود به عمره دارد، و از جمله رعايت شان و شخصيت ديني، ملي و فردي آنها ، هيچ قراردادي با طرف هاي سعودي امضا نشود.

بازخواني فرايند تعليق عمره در سال 1388 و از سرگيري آن در سال 1389  در حالي كه هم‌اينك عمليات عمره با دستور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تا مجازات مجرمان سعودي متوقف شده است، خالي از لطف نخواهد بود.

 

جنگ 22 روزه غزه و ناكامي عربستان

رژیم صهیونیستی بعد از کنترل نوار غزه به دست حماس، تمام تلاش خود برای تضعیف و حذف گروه‌های مقاومت فلسطین در غزه را بکار گرفت. رژیم صهیونیستی در این مدت سه جنگ تمام عیار برای نابودی جنبش حماس آغاز کرد که در هیچ ‌یک از آنان نتوانست به اهداف نظامی و سیاسی خود دست یابد.

اسرائیل با پذیرش طرح صلح عربی به عنوان زیربنای مذاکرات، ضمن مهار مبارزان شجاع فلسطینی و وادار کردن گروه هایی چون حماس و جهاد اسلامی به پذیرش توافق حاصل شده میان تل آویو و اعراب، اميدوار بود کمترین هزینه ممکن را برای برخورداری از آرامش، امنیت و ثبات پرداخت كند.  حاصل دیدارهای پی درپی ابومازن با اولمرت، مبارک، عبدالله دوم شاه اردن و ملک عبدالله شاه عربستان و متعاقب آن دیدار لیونی با مبارک از یک سو و رایزنی های تل آویو با واشنگتن با حمله جنگنده های رژیم غاصب به مردم بی پناه غزه به بار نشست و در نهایت این اضلاع به هم پیوسته بریک منفعت مشترک اجماع حاصل کردند و آن اینکه به هر قیمتی باید اهالی غزه را به دلیل انتخاب حماس پشیمان کرد چه اینکه مدل حماس ممکن است به الگوی بی‌بدیلی برای سایر جریانها و ملت‌های منطقه تبدیل گردد.

عربستان سعودی، حمایت ایران از گروه‌های مقاومت را به عنوان مداخله غیر مشروع در مسائل حوزه‌ عربی عنوان می‌کند و در تلاش است تا از گسترش نفوذ و تأثیرگذاری جمهوری اسلامی ایران در این حوزه بکاهد. در این راستا تضعیف و تعدیل قدرت و نقش‌آفرینی گروه‌هایی مانند حماس و حزب‌الله، از اهداف عمده سعودی‌ها در فلسطین و لبنان به شمار می‌رود. با پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین، اغلب کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به ویژه عربستان سعودی، بیشتر مایل بودند که حماس خط‌مشی خود را از مقاومت به سمت مذاکره و شناسایی اسرائیل تغییر دهد. در جریان جنگ بیست و دو روزه غزه نیز سعودی‌ها در قبال حملات اسرائیل به غزه سکوت کردند و حتی گزارش‌ها و نشانه‌هایی از خشنودی سعودی‌ها از این حمله آشکار شد. [1]

پرويز سروري نماينده تهران و عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي در تشريح ارتباط جنگ غزه و رفتار ناشايست مأموران سعودي در برخورد با زائران ايراني عنوان كرد:

مدت ها است كه شاهد رفتارهاي بسيار ناشايستي از سوي ماموران گمرك عربستان نسبت به زائران ايراني هستيم. وي ادامه داد: اين رفتار از زمان درگيري هاي غزه و پس از ناكامي هاي عربستان در آن جا، آغاز شد زيرا آن ها در تحليل هايشان ادعا كردند، اين ناكامي ناشي از حضور و نفوذ جمهوري اسلامي ايران است. وي اضافه كرد: ماموران عربستاني به جاي اصلاح رفتارشان در برخورد با زائران ايراني ماه هاي اخير بر حجم آن افزوده و با يك سري اقدامات خارج از شئون يك كشور اسلامي با زائران خانه خدا برخورد مي كنند [2].

انگشت‌نگاري از زنان

در تاريخ 18/2/1388 مأموران مرد سعودي در فرودگاه جده از زنان حاضر در پرواز 1569 ايران‌اير انگشت‌نگاري به عمل آوردند. یکی از بانوان تهرانی که در اين پرواز حضور داشت گفت: ماموران سعودی دستان آنها را می‌فشردند بطوریکه برخی زنان از شدت ناراحتی از قرصهای آرام بخش استفاده می‌کردند و مردان ایرانی که به ماموران اعتراض می‌کردند با واکنشهای تند مسئولان این فرودگاه مواجه شدند. این گروه از زائران حدود 8 ساعت در فرودگاه معطل شدند و نتوانستند نماز ظهر و عصر خود را اقامه و ناهار میل کنند که این تاخیر کم سابقه موجب بیهوشی برخی از مردان مسن همراه کاروان شد. یکی از زائران ایرانی که به زبان عربی مسلط بود گفت در فرودگاه مشاهده کردم که یکی از مسئولان گمرک به ماموران جوان می گفت مسافران ایرانی را تا می توانید معطل و ناراضی کنید. [3]

اقدام گستاخانه مأموران كنترل گذرنامه در فشردن دست زنان بر روي دستگاه‌هاي ثبت اثر انگشت بازتاب‌هاي فراواني داشت و با موضع‌گيري مراجع تقليد و مسئولان مواجه شد.

آيت‌الله ناصر مكارم شيرازي با اشاره به بي‌احترامي وهابيون به زائران حج عمره تصريح كرده بود:

«اگر با پيگيري مسئولان دولتي، اين بي‌احترامي‌ها متوقف نشود، حج عمره را تحريم مي‌كنيم.»

حجت الاسلام سيدهاشم حسيني بوشهري درباره انگشت نگاري از زائران زن ايراني مي گويد:

طبق گزارش وزير امور خارجه، پيگيري هايي در اين زمينه صورت گرفته است و مشكل اتفاق افتاده در حال بررسي است. وي با بيان اين كه قضاوت در اين زمينه، بسيار حساس است، مي گويد: سازمان حج و زيارت و وزارت امورخارجه درباره توقف عمره به تنهايي نمي‌توانند تصميم بگيرند. بوشهري در ادامه تاكيد مي كند: درست است كه برخي مراجع در خصوص توقف عمره نظر موافق داده اند، ولي براي توقف عمره نگاه رهبر معظم انقلاب بايد لحاظ شود.

    براي اخذ تصميم در خصوص توقف عمره، بايد تمام جوانب كشوري سنجيده شود و اين امر با حضور مسئولان عالي كشوري بويژه رهبري صورت گيرد. نائب رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم مي گويد: عمره داراي منزلت بالايي است، ولي شأن و كرامت مسلمانان از عمره هم مهم تر است و مسئولان بايد اين امر را در نظر داشته باشند. [4]

معاون سازمان حج و زيارت در اين خصوص اعلام كرد:

 تصميم گيري درباره توقف موقت عمره در اختيار شوراي عالي حج است كه رئيس آن، رئيس جمهور است. مهدي امينيان در پاسخ به اين پرسش كه سازمان حج و زيارت چه اقداماتي درباره رفتارهاي توهين آميز ماموران سعودي با زائران ايراني انجام داده است، به فارس مي گويد: مشكلات را به صورت شفاهي و كتبي به مسئولان عربستان منعكس كرده‌ايم. وي با اشاره به اين كه كنسولگري ايران در جده موضوع را به سعودي ها منعكس كرده است، مي گويد: ماموران سعودي اعتقاد دارند بايد اصل انگشت نگاري انجام شود.

ما نيز با اصل موضوع مشكل نداريم، ولي نسبت به نحوه اجراي اين كار اعتراض هايي داريم.     معاون سازمان حج و زيارت كشور يادآور مي شود: ماموران سعودي در گيت هاي بازرسي كم هستند و اين موضوع باعث بروز مشكلاتي براي زائران ايراني شده است. امينيان با تاكيد بر اين موضوع كه مشكل انگشت نگاري از زنان ايراني در عربستان در حال حاضر برطرف شده است، مي گويد: اين مورد كه مامور مرد سعودي، دست زني را در انگشت نگاري بگيرد، برطرف شده است.

وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا سازمان حج و زيارت قصد ندارد با توجه به توهين هاي اخير ماموران سعودي به زائران ايراني، مدتي سفر عمره را متوقف كند، مي گويد: بايد شوراي عالي حج در اين مورد تصميم گيري كند.     معاون سازمان حج و زيارت كشور با اشاره به اين كه رئيس اين شورا رئيس جمهور است، معتقد است: بايد شوراي عالي حج در اين مورد تصميم بگيرد و تاكنون نيز تصميمي مبني بر توقف موقت عمره گرفته نشده است. وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا درباره مشكلاتي كه بتازگي براي زائران ايراني در عربستان ايجاد شده، اين شورا تشكيل جلسه داده، مي افزايد: مدت هاست كه اين شورا تشكيل جلسه نداده است.

 

اظهارات توهین آمیز امام جمعه مسجد الحرام نسبت به مذهب شیعه

شیخ عادل کلبانی امام جماعت مسجدالحرام در 25 ارديبهشت ماه 1388 طي مصاحبه‌اي با شبكه BBC عنوان كرد:  «علماي شيعه از کفار هستند و شيعيان حق ندارند در کميته علماي مسلمان عضويت داشته باشند». گفتنی است کمیته علمای مسلمان، مهم ترین و بارزترین کمیته دینی در عربستان سعودی است. حضرات مراجع و آیات و شخصیت‌های مذهبی جهان اسلام با انتقاد شدید از این سخنان زشت، خواستار مقابله با تکفیری‌ها شدند.

اطلاعيه حضرت آيت الله مكارم شيرازي

بسم الله الرحمن الرحيم

    اين اولين بار نيست كه وهابي‌هاي تكفيري به تكفير شيعه اماميه مي‌پردازند و سبب ريخته‌شدن خون‌هاي بيگناهان مي‌شوند، چيزي كه به يقين روز قيامت پاسخي براي آن نخواهند داشت و كاري كه راديوي معلوم الحال انگليس يعني بي بي سي را خوشحال كرد. متاسفانه امام مسجدالحرام به قدري بي‌خبر است كه نمي داند اين رسانه انگليسي كه با او مصاحبه كرده همان است كه در جريان غزه و بعد از آن كه تقريبا همه دنيا اسرائيل را محكوم كردند، حاضر به محكوم كردن اسرائيل نشد.

    به اين امام جماعت كه از سياست هاي تفرقه افكن دشمنان بي خبر است بايد گفت اين كه شما شيعه را تكفير كنيد و ديگران هم شما را تكفير كنند نه تنها مشكل را حل نخواهد كرد بلكه دشمنان اسلام را به هدف خود كه نفاق افكني است، مي رساند. ما به آقاي كلباني امام جماعت مسجدالحرام مي گوييم اگر مي خواهيد مشركان را بشناسيد سري به قرآن مجيد سوره روم آيه 31 و 32 بزنيد كه مي فرمايد: «ولاتكونوا من المشركين؛ من الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا»؛ از مشركان نباشيد از كساني كه در دين خود تفرقه ايجاد كردند و به دسته ها و گروه ها تقسيم شدند.

    ما بارها گفته ايم باز هم تكرار مي‌كنيم اين كه شما دور بنشينيد و بر اساس خيالات خود بدون گفتگو با طرف مقابل او را تكفير كنيد نتيجه‌اي جز انحراف از دستور اسلام نخواهد داشت. بزرگان شما بيايند و بنشينند و دوستانه صحبت كنند تا معلوم شود پايه‌هاي قضاوت شما برچه اساس سست و بي‌اعتباري است. شما بايد از شيعه اماميه بهترين قدرداني و تشكر را داشته باشيد كه بزرگترين دشمن اسلام و مسلمين يعني اسرائيل را شكست دادند و بيني او را به خاك ماليدند. شما بايد در مسجد الحرام بعد از هر نماز به شيعيان دعا كنيد كه سبب آبرومندي مسلمين جهان شدند نه اينكه ادعاهاي بي‌اساسي را كه هيچ تاثيري در پيشرفت شيعيان در جهان ندارد را تكرار كنيد و دشمنان اسلام را خشنود سازيد.

مواضع آيت الله صافي گلپايگاني

آیت الله صافی گلپایگانی در واکنش به سخنان موهن امام جماعت مسجدالحرام، از حکومت آل سعود خواست که از امامت جماعت افراد نادانی، همچون کلبانی جلوگیری کند. وی با اشاره به مشکلات جهان اسلام و لزوم اتحاد مسلمانان، اظهار داشت: در شرایطی که همه مسلمانان باید اتحاد داشته و در مقابل دشمنان ید واحده باشند، متأسفانه فتنه وهابیت عالم اسلام را به خود مشغول کرده و شرایط ناامنی را برای مسلمانان ایجاد نموده است. این مرجع تقلید به اوضاع ناامن و حملات تروریستی علیه مسلمانان در کشورهای عراق، پاکستان، افغانستان و هند اشاره کرد و افزود: این فرقه باطله با اعمال ضد اسلامی خود، مسلمانان را در دنیا بدنام کرده است. وی با استشهاد به آیه 65 از سوره انعام -«قُل هُوَ القَادِرُ عَلَی أن یَبعَثَ عَلَیکُم عَذَابًا مّن فَوقِکُم و مِن تَحتِ أرجُلِکُم و یَلبِسَکُم شِیَعاً وَیُذِیقَ بَعضَکُم بَأسَ بَعضٍ انظُر کَیفَ نُصَرّفُ الآیَاتِ لَعَلّهُم یَفقَهُونَ-»، خاطرنشان کرد: با چنین وضعیتی فتنه وهابیت در همه جا به نام اسلام، به دین مقدس اسلام که دین هدایت و صلح و صفا و مهربانی است، ضربه وارد کرده است که در طول تاریخ اسلام سابقه نداشته است. وی در ادامه مشغول شدن مسلمانان به اختلافات داخلی را غفلت آنان از دشمنان قسم خورده اسلام دانست و افزود: در حالی که دشمنان با خیال آسوده در کشورهای اسلامی مشغول فتنه‌گری می باشند، مسلمانان به واسطه فتنه وهابیت گرفتار شده و از امکانات خود برای نابودی خودشان استفاده می کنند.

وی گفت: در قرن چهارم هجری و حکومت الرّاضی بالله عده‌ای از تندروهای حنابله در بغداد مسلمانان را اذیت می‌کردند و شرایط ناامنی را به وجود آورده بودند تا آنجا که خلیفه وقت با انتشار فرمانی به دفع این فتنه پرداخت. این مرجع تقلید با خواندن این فرمان به تشبیه زمان خلیفه عباسی با عصر حاضر پرداخت و ادامه داد: خلیفه آنها را در توقیع، فرقه فاسد می خواند که مسلمانان را تکفیر می‌کنند و می‌گوید که شما به پیروان آل محمد(ص) نسبت کفر می‌دهید و مردم را به بدعت های ناروا و عقاید خطرناکی که خلاف صریح قرآن است، فرا می‌خوانید. وی با اشاره به گوشه‌ای دیگر از تاریخ اسلام، حکومت وهابیت را دست پرورده حکومت‌های استعماری، چون انگلیس خواند و تأکید کرد: آنها برای ایجاد فتنه و تفرقه در دنیای اسلام به وجود آمدند و باید همه دولت ها و ملت های مسلمان در فکر دفع شر این گروه فتنه گر باشند.

سخنان آيت الله نوري همداني

آیت الله نوری همدانی نیز در واکنشی شدیداللحن نسبت به اظهارات امام جماعت مسجدالحرام، ابعاد این مسئله را تشریح کرد و گفت: دولت ایران باید با فشار بر این افراد، از اهانت آنان نسبت به شیعیان جلوگیری کند. وی در ادامه با بیان اینکه عربستان سعودی و مصر با شیعه و حزب الله مخالف هستند و دهن کجی‌های فراوان دارند، افزود: چند روز قبل حسنی مبارک گفته بود که به ایران بگویید از شمشیر ما بترسد. من به آنها می‌گویم که اگر شما شمشیر داشتید، زیر سیطره آمریکا و صهیونیسم نمی‌رفتید و این همه ذلت‌بار زندگی نمی‌کردید. [5]

واكنش شيخ عادل بن سالم الكلباني به موضع‌گيري علماي شيعه

به گزارش پرس.تي.وي بيروت، شيخ عادل بن سالم الکلباني امام جماعت مسجدالحرام در مصاحبه با پايگاه اينترنتي لجينيات از واکنش شيعيان در قبال سخنان خود ابراز تعجب کرد. الکلباني گفت:

«من واقعا از واکنش شيعيان به اين اظهارات تعجب مي‌کنم، چرا که اين موضوع به هيچ وجه جديد نيست. پيش از من بسياري از علماي اهل سنت و خلفاي راشدين حکم به تکفير شيعيان داده بودند». وي افزود: «مسلمانان مي‌توانند به رساله جامعه مهمي که حاوي سخنان خلفاي راشدين است مراجعه کرده و خود ببينند که موضعگيري آنها در قبال شيعيان چيست. خلفاي راشدين سال‌ها قبل گفته بودند که هر کسي به مذهب تشيع بگرايد، رافضي و کافر است». [6]

 

ممانعت از صدور ويزا براي زنان كمتر از 45 سال

در ماه‌هاي پاياني سال 1387 عربستان قانون منع ورود زنان كمتر از 45 سال بدون مَحرم را اجرا كرد و همين امر منجر به جاماندن بسياري از زنان و دختران از سفر عمره شد. متعاقب اين تصميم سفر كاروان‌هاي عمره دانش‌آموزي و دانشجويي دختران به حالت تعليق درآمد و تا كنون نيز همين وضعيت استمرار دارد. لغو سفر زنان زير 45 سال نيز از جمله موارد نارضايتي زائران و مسئولان بود كه در مطبوعات و رسانه‌ها انعكاس داشت.

در پي اقدام عربستان براي عدم صدور ويزا به حجاج زن ايراني، فاطمه آليا، مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس مي گويد:‌

اين موضوع در حال حاضر در كميسيون امنيت ملي در دست بررسي و پيگيري است. وي افزود: دولت عربستان در دوهفته گذشته طي يك اقدام غيرمنطقي از صدور ويزا براي زنان زير 40 سال ايراني ممانعت كرده است. وي با بيان اينكه اين كار عربستان نوعي بهانه‌تراشي است،‌ مي گويد: سعودي‌ها بايد دلايل خود را در خصوص عدم صدور ويزا براي زائران زن ايراني كه كاري بي سابقه از طرف دولت عربستان در تاريخ اعزام حجاج ايراني بوده‌ است، ابراز كنند. مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي ابراز مي دارد: رسيدگي به اين موضوع هم در مجلس و هم در دستگاه‌هاي ذي‌ربط هرچه سريع تر بايد پيگيري و بررسي شود. وي خاطر نشان مي كند: بررسي وضعيت زناني كه بايد طي دو هفته اخير به سفر حج مشرف مي‌‌ِشدند و از نوبت قانوِ‌ني‌ خود براي سفر عمره مفرده عقب مانده‌اند،‌ نيز در كميسيون امنيت ملي مطرح و پيگيري مي‌شود. [7]

تأخيرهاي طولاني در پروازهاي برگشت

تاخير به ظاهر عمدي در پرواز‌هاي برگشتي نيز از جمله مشكلاتي بود كه مسئولان را نسبت به وضعيت حجاج ايراني بدبين كرد. بارها هنگام بازگشت حجاج ايراني به كشور، از فرودگاه‌هايي كه پذيراي پروازهاي برگشتي حجاج ايراني بودند خبر مي‌رسيد كه تأخير پروازهايي كه توسط هواپيماهاي سعودي انجام شده، تا بيش از 12ساعت افزايش يافته است كه البته مسئولان فرودگاه‌هاي عربستان در اين باره هيچگاه پاسخگو نبوده‌اند. [8]

 

سخت‌گيري و اعمال محدوديت در قبرستان بقيع

پس از سفر آيت الله هاشمي رفسنجاني به عربستان در سال 1387 و ملاقات با ملك عبدالله، علي رغم آن كه قول مساعدت و همراهي بيشتر با زائران ايراني داده شده بود، اما شاهد افزايش سخت‌گيري‌ها نسبت به زائران ايراني بوديم. از تابستان همان سال به فاصله‌ي يك متر از نرده‌هاي محافظ قبور مطهر ائمه‌ي بقيع (عليهم السلام) نواركشي صورت گرفت و با خواندن هر گونه دعا و زيارت‌نامه در قبرستان بقيع برخورد شد.

    خاكسار قهرودي درباره ممنوعيت زيارت بقيع اظهارداشت: زائران حق ندارند دعا و روضه بخوانند و كتاب هاي دعا توزيع كنند اما در مقابل آنها  CD، كتاب‌هاي ضاله و تبليغات عليه ائمه اطهار (ع) و مسلمانان انجام مي‌دهند و زماني كه زائران ايراني نسبت به اين قبيل كارها اعتراض مي‌كنند برخي از ماموران سعودي و افراد متعصب بلافاصله بدرفتاري و برخوردهاي ناشايست مي كنند و جالب آن كه برخي مسئولان عربستان هم از آنها حمايت مي‌كنند. ما انتظار داريم در اين موارد مقامات سعودي تجديدنظر و اصلاحاتي صورت دهند.

    رئيس سازمان حج و زيارت تصريح كرد: اين كه رئيس جمهور كشورمان اعلام كرده‌اند اگر مسئولان عربستان نسبت به بدرفتاري‌ها با حجاج ايراني اقدامي نكنند ايران براي عمره تصميم مقتضي خواهد گرفت ناشي از اتفاقات و رفتارهايي است كه پيش از اين به آن اشاره شد. مسئولان ايران با سرلوحه قراردادن رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب مبني بر تقويت وحدت كلمه، دوستي و الفت ميان مسلمانان برنامه حج را اجرا مي‌كنند و حاضر نيستند به كرامت، عزت و شأن زائران ايراني توهين و اهانت شود. لذا درباره عمره آينده و تعداد زائران و نحوه اعزام همه چيز بستگي به وضعيت حج تمتع امسال دارد.

    وي افزود: متاسفانه در حال حاضر برخي افراد خشك مغز و متعصب افراطي درصدد ايجاد تفرقه و دشمني بين كشورهاي مسلمان هستند و در اين زمينه شيطنت هايي را انجام مي دهند كه منافع ملي كشورهاي مسلمان را به خطر مي اندازد. بنابراين ضرورت دارد مقامات ارشد عربستان ضمن طرد و حذف اين افراد از صحنه اجرايي حج، فضايي را آماده كنند تا تمامي زائران كشورهاي مسلمان به راحتي به انجام عبادت و زيارت بپردازند و مطمئناً با توجه به گسترش روابط فرهنگي و ديني كه بين ايران و عربستان وجود دارد مسئولان هر دو كشور اجازه نخواهند داد برخي از دشمنان اهداف و برنامه هاي خودشان را اجرا كنند. [9]

تصميم شوراي عالي حج مبني بر تعليق عمره

سرانجام شوراي عالي حج در دي ماه سال 1388 با بررسي آشکار و پنهان ولي دقيق تمامي گزارش‌ها، امر به آن نمود که تا تعهد رسمي و معتبر سعودي‌ها براي رعايت کامل شرايطي که جمهوري اسلامي ايران براي اعزام زائران خود به عمره دارد ، و از جمله رعايت شان و شخصيت ديني، ملي و فردي آنها ، هيچ قرار دادي با طرف هاي سعودي امضا نشود.

ايران در عمره سال 1388 تعداد 792 هزار زائر خود را به رغم نگراني ها از آنفلوآنزاي نوع جديد به عمره فرستاد، اما متاسفانه ادامه رفتارهاي نامناسب سلفي‌ها، سفر را به کام برخي زائران شيرين نکرد. ايران در طول عمليات عمره 88 بارها ديپلماتهاي ارشد سعودي در تهران را براي اعلام اعتراض خود به وزارت امورخارجه احضار کرد و ديپلماتها هر بار ضمن ابراز ناخرسندي خود از اين رفتارها و تبري جويي دولت متبوع خويش از آنها‌، قول دادند که مساعي جميله خود را معطوف رفع اين نوع برخوردهاي ناشايست و ناصواب نمايند .

عمده شرطي که گفته شد ايران براي اعزام زائران خود به عمره دارد، رعايت کامل احترام، شأن و شخصيت و تکريم هويت ملي و مذهبي زائران ايراني و اصلاح رفتارهاي ناصوابي است که براساس شواهد برخي از آنها به نظر مي‌رسد حالت سيستماتيک دارد. تأمين و تعهد به رعايت همه ي اين شروط ، شرطي اساسي براي اعزام زائران است. نماينده ولي فقيه و سرپرست حجاج ايراني تابستان امسال و در تشرف به مدينه منوره گفته بود که اگر درعربستان سعودي بنا برعدم رعايت شان و شخصيت زائران ايراني باشد ، ايران ترجيح مي دهد که حتي عمره را تعطيل کند. [10]

از سرگيري اعزام زائران عمره از ارديبهشت 89

در تاريخ 14 دي ماه 1388 علي ليالي به عنوان رئيس جديد سازمان حج و زيارت جايگزين مصطفي خاكسار قهرودي شد و در جلسه توديع و معارفه رؤساي قديم و جديد سازمان حج، حجت الاسلام و المسلمين ري‌شهري خبر از استعفاي خود داد. يك هفته بعد يعني 21 دي ماه 1388 حجت الاسلام قاضي عسكر به عنوان نماينده ولي فقيه در امور حج و زيارت از سوي رهبري منصوب شد تا همزمان با مديريت كادر اجرايي، سكانداران فرهنگي و نظارتي نيز عوض شوند.

با تغيير مديران عالي حج و زيارت، زمزمه از سرگيري عمره در نوروز 89 به گوش رسيد. علي ليالي رئيس سازمان حج و زيارت در يك كنفرانس خبري در 15 فروردين 89 اعلام كرد:

مسئولان امور حج و زيارت پنجم فروردين امسال براي مذاكرات با مسئولان عربستاني عازم اين كشور شدند و روز هفتم فروردين مذاكرات با وزير حج عربستان و ساير مسئولان ذيربط امور حج عربستان آغاز شد و 12 فروردين نيز اين مذاكرات به پايان رسيد كه منجر به انعقاد قرارداد حج عمره سال 89 شد. ليالي با اشاره به رويكرد مثبت مسئولان عربستان و برخورد توأم با همراهي آنان اظهار داشت: بعد از مذاكرات و ملاقات اوليه با وزير حج در جده 5 كميته كارشناسي موضوعات تخصصي حج را با طرف‌هاي ذيربط آغاز كردند كه اين مذاكرات منجر به انعقاد 5 قرارداد فرعي نيز شد. وي با اشاره به توافق انجام شده براي اعزام 94 هزار زائر حج تمتع براي سال 89 اظهار اميدواري كرد با موافقت افزايش ظرفيت زائران ايراني بتوانيم امسال شاهد اعزام حدود 400 هزار نفر به حج عمره باشيم. وي در خصوص محدوديت‌هاي زماني ايجاد شده در برگزاري عمره امسال يادآور شد: با توجه به اينكه ما شروع عمره هر ساله را در ماه ربيع شاهد بوديم و هر ساله در ماه محرم و صفر كار مقدماتي اعزام زائران عمره انجام مي‌شد اما به دلايل مختلف از جمله مشكلاتي كه در عمره سال 88 از سوي برخي مسئولان عربستاني ايجاد شد باعث ايجاد وقفه ‌3 ماهه‌اي در برنامه‌ريزي و تدارك براي اعزام زائران عمره ايراني هستيم. ليالي ادامه داد: در مذاكرات اخير با مسئولان حج عربستان در يك فضاي دوستانه اما جدي خواستار ايجاد زمينه حضور عزتمندانه توأم با آرامش و رفاه براي زائران ايراني شديم. [11]

پايان تلخ تعليق عمره

شايان ذكر است كه دولت عربستان هيچ گونه تضمين كتبي جهت برطرف شدن رفتارهاي ناشايست پليس و مأموران امر به معروف با زائران ايراني نداد. به استثناي انگشت‌نگاري بانوان، بقيه آزار و اذيت‌ها و توهين‌هايي كه از سوي پليس و مسئولان سعودي انجام مي‌شد، با اندكي افت و خيز و بسته به شرايط سياسي و اجتماعي استمرار يافت. سال 1389 بسياري از شركت‌ها شرايط جديد و قيمت‌هاي جديد ارائه كردند و هزينه گروه‌هاي قيمتي عمره 89 تفاوت چشمگيري با گروه‌هاي قيمتي سال 88 داشت.

ارجاعات و منابع

[1] علي‌اكبر اسدي (1389)؛ «عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران: موازنه‌سازی و گسترش نفوذ»، مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت، معاونت پژوهشهای سیاست خارجی – گروه مطالعات خاورمیانه و خلیج فارس

‌[2] پرويز سروري (1388)؛ روزنامه خراسان، 21/5/1388، شماره 17336

[3] پايگاه اطلاع‌رساني حج (1388)؛ «بی حرمتی به زائران ایرانی در عربستان، علت چیست؟»، http://hajj.ir/84/19904

[4] روزنامه جام جم؛ 28/2/1388، شماره 2562، صفحه 17

[5] اخبار شيعيان (1388)، حوزه علميه قم، خرداد 1388، شماره 43، صفحه 44

[6] شيخ عادل الكلباني (1388)، پرس تي‌وي، 30/2/1388، بيروت

[7] سايت الف (1388)، «عربستان: ورود زنان زير 45 سال ممنوع!»، 12/2/1388 http://alef.ir/vdcamony.49nyo15kk4.html?44995

[8] روزنامه خراسان، 25/1/89

[9] روزنامه ايران، 14/8/88، شماره 4355، صفحه 1

[10] رئوف پيشدار (1388)، «عمره؛ پذيرش شرايط ما يا تعطيلي آن»، عصر ايران، 17/10/1388 http://www.asriran.com/fa/news/96341/

[11] سايت الف (1389)، 15/1/1389؛ http://alef.ir/vdceww8p.jh8fvi9bbj.html?67282

به سمت فرودگاه امام خميني حركت مي‌كرديم كه در ميانه‌ي راه خوابم برد. احتمالاً عوارضي تهران-قم را رد كرده بوديم كه بوي تعفن شديدي كه از خارج وارد ماشين شده بود بيدارم كرد. ساعت اندكي از 5 بامداد گذشته بود و در آن تاريكي چيزي پيدا نبود. دقايقي بعد به فرودگاه رسيديم و براي رسيدن به سالن حجاج، تا انتهاي فرودگاه رفتيم و از آنجا دور زديم. شايد ده دقيقه‌اي در خود فرودگاه امام رفتيم تا به درب اصلي سالن حجاج برسيم. جلوي در دو سرباز ايستاده بودند و يك درجه‌دار نيروي انتظامي كارت‌هايمان را كنترل كرد، چون گذرنامه‌اي دست ما نبود. گذرنامه‌ها را امسال زودتر براي ثبت مهر خروج، به فرودگاه برده بودند تا حجاج معطل نشوند.

امسال اولين سالي است كه پرواز حجاج از فرودگاه امام خميني انجام مي‌شود. ظاهراً سقوط هواپيماي ايران 140 و مشكلات ترافيكي و زيست محيطي كه براي ساكنان اطراف فرودگاه مهرآباد پيش آمده، مسئولان را در انتقال پرواز حجاج به اين فرودگاه مصمم كرده است.

سالن حجاج به صورت موقت براي اين امر اختصاص يافته بود و به هيچ وجه براي بدرقه و استقبال حجاج مناسب نبود. براي رفتن به طبقه‌ي پايين كه نمازخانه در آن جا قرار داشت، از يك بالابر مخصوص حمل كالا استفاده كرده بودند كه معمولاً در مغازه‌ها براي رسيدن به طبقه‌ي بالكن استفاده مي‌شود. با اين تفاوت كه اين بالابر اتاق داشت و از ايمني بيشتري برخوردار بود. فقط سه دستشويي در داخل سالن تعبيه شده بود و بقيه افراد بايد از يك كانكس سيّار كه در بيرون سالن مستقر شده بود، جهت سرويس بهداشتي استفاده مي‌كردند. ظرفيت سالن هيچ تناسبي با حجم زائران نداشت. اگر چه براي پرواز ما كفايت مي‌كرد اما براي پروازهايي كه با تأخير مواجه مي‌شود و موجب ترافيك زائران خواهد شد، مناسب نبود. ورودي سالن بلافاصله به دو پله برقي بالارونده و پايين رونده ختم مي‌شد كه موجب ازدحام در مدخل ورودي خواهد شد.

گذرنامه‌ام را كه دريافت كردم، مهر خروج در آن ثبت شده بود. نماز صبح را اول وقت خوانديم و روي صندلي‌هاي استيل سالن انتظار به حالت لميده منتظر باز شدن كانتر پرواز بوديم. يك ساعت و نيم گذشت تا گيت باز شود. بعد از گيت يك راهروي طولاني و بلند را مي‌بايست طي كنيم كه در واقع پلي بر روي اتوبان اصلي داخل فرودگاه بود. انتهاي پل دقيقاً روبروي سالن اصلي پروازهاي خارجي واقع مي‌شد و از آن جا با اتوبوس به سمت هواپيماي ايرباس 300 شركت ماهان حركت كرديم. قبل از عزيمت به سمت هواپيما به ما اطلاع دادند كه با اين پرواز قرار است جانبازان سرافراز به همراه خانواده‌هاي‌شان به حج مشرّف شوند و چون حمل ويلچر از طريق بالابر انجام مي‌شود، پرواز با اندكي تأخير صورت مي‌پذيرد.

شماره صندلي من 37A بود. خيلي خوشحال شدم كه كنار پنجره هستم. هنوز مثل دوران كودكي، اشتياق نشستن كنار پنجره و خيره شدن به مناظر بيرون در من هست. به صندلي ياد شده كه رسيدم خانمي در جاي من نشسته بود و گفت بر اساس شماره نيست، گفته‌اند هر كس هر جا خواست بنشيند. چهره‌ي گرفته‌ي مرا كه ديد گفت اگر مي‌خواهيد من از اينجا بلند شوم، گفتم نه خيلي ممنون. جلوتر رفتم و در يك رديف چهارتايي سر نبش نشستم. ساعت نزديك 9 بود و تمام شب گذشته را بيدار بودم. ازدحام مسافران، رفت و آمدهاي خدمه هواپيما، صداي بلند فيلم آموزشي شركت ماهان و صندلي‌هاي به هم فشرده هواپيما اجازه‌ي خوابيدن نمي‌داد. بعد از بلند شدن هواپيما و خوردن صبحانه، تازه خوابم برده بود كه بلندگوي هواپيما اعلام كرد: لطفاً كمربندها را ببنديد! تا دقايقي ديگر در فرودگاه مدينه به زمين خواهيم نشست.

نمايي از داخل سالن انتظار فرودگاه مدينه - وفاداري به معماري بومي

نمايي از داخل سالن انتظار فرودگاه مدينه – وفاداري به معماري بومي؛ سقف سالن انتظار كاملاً شبيه به خيمه‌هاي اعراب باديه‌نشين طراحي شده است

دوربيني در بالاي اتاق خلبان و به سمت جلو نصب شده بود و تصاوير بسيار زيبايي از محيط پيرامون شهر مدينه و نحوه‌ي نشستن هواپيما بر زمين را به داخل منعكس مي‌كرد. تمامي مسافران در سكوت كامل چشم به مانيتورها دوخته بودند و وقتي هواپيما به سلامت به زمين نشست، بلند صلوات فرستادند. سرمهماندار هواپيما دماي هوا را 38 درجه اعلام كرد، بعد از سه ساعت پرواز ساعت به وقت محلي 10:40 دقيقه بود، يعني يك ساعت و نيم عقب‌تر از تهران. نيم ساعت به خاطر اختلاف جغرافيايي و يك ساعت براي استفاده از روشنايي روز در ايران. اينجا در عربستان ساعت‌ها را عقب و جلو نمي‌كنند.

درهاي هواپيما كه باز شد، جمعيت آرام آرام به سمت درهاي خروجي حركت مي‌كرد. پايم را كه روي پله‌ي خروجي گذاشتم هُرم گرماي عربستان به صورتم خورد و آفتاب تيز و مستقيم سرزمين حجاز خوشامدگويي مي‌كرد. از پاي هواپيما با اتوبوس به سمت سالن ورودي حجاج حركت كرديم. در صف گذرنامه اولين نفر بودم. قبل از ورود به گيت يك كارمند هندي‌تبار فرودگاه با روپوش سفيدرنگ جلو آمد و گفت: “?health card” كارت زرد رنگ سلامت را كه پس از تزريق واكسن مننژيت به من داده بودند، نشان دادم و عبور كردم. افسر گذرنامه جوان سيه‌چرده‌اي بود كه خيلي حال و حوصله نداشت. دو سه بار دوربين ثبت چهره را جابجا كرد تا بتواند عكس مرا بگيرد. سپس نوبت به انگشت‌نگاري رسيد، دست چپ و راست را به صورت جداگانه روي يك اسكنر مربع شكل گذاشتم و وي دستم را روي صفحه‌ي شيشه‌اي فشار مي‌داد تا آثار انگشت‌ها به طور كامل بيفتد. مراحل ثبت مهر ورود و جداكردن استيكر و ثبت باركد در سيستم چند دقيقه‌اي به طول انجاميد و پس از دريافت گذرنامه وارد سالن كنترل بار شدم. از اين مرحله نيز به سرعت عبور كردم. در سالن خروجي به جهت آن كه پرواز ما حامل جانبازان جنگ تحميلي بود، هيئتي از سوي سازمان حج و زيارت جهت خوشامدگويي با گل و شيريني به استقبال آمده بودند. من نيز به بركت جانبازان گلويي تازه كردم و لختي بر صندلي‌هاي انتظار فرودگاه تكيه دادم تا ساير همراهان برسند.

Masjed-Alnabi

مسجد النبي

يك ساعت و نيم طول كشيد، تا چمدان‌ها و بار زائران را بر بالاي اتوبوس‌ها جاسازي كنند. نزديك اذان ظهر بود كه به هتل رسيديم. نماز را در هتل خواندم، ناهار خوردم و از خستگي روي تخت بي‌هوش شدم. وقتي از خواب بلند شدم اذان عشاء را هم گفته بودند. رفتن به حرم را به آخر شب موكول كرديم. گلدسته‌هاي مسجدالنبي از دور خودنمايي مي‌كرد و رنگ سبز قبة الخضراي مسجدالرسول مايه‌ي آرامش بينندگان بود. آرام آرام با گام‌هايي كوتاه و شمرده از خيابان علي‌ابن ابي‌طالب (سلام الله عليه) به سمت مسجدالنبي به راه افتاديم. به دور از چشم مأموران سعودي بر درهاي فولادي حياط مسجد بوسه زدم، سلام دادم و به سمت مسجد حركت كرديم. مسجد خلوت و آرام بود. هواي خنك، تهويه مطبوع و معماري زيباي مسجد آرامش خاصي به انسان مي‌دهد. پس از دو ركعت نماز تحيت مسجد، دو ركعت، دو ركعت براي پدر و مادر، دوستان و بستگان و گذشتگان و آنهايي كه لحظه‌ي خداحافظي التماس دعا گفته بودند، دو ركعت براي معلمان و اساتيدم و دو ركعت براي آنهايي كه حقي بر گردن من دارند نماز خواندم. در انتها از راهروي منتهي به قبر مطهر پيامبر (صلوات الله عليه و آله) عبور كرديم، سلامي داديم و از باب جبرئيل خارج شديم.

روزهای جمعه در عربستان حال و هوای دیگری دارد. غروب‌های جمعه برخلاف ایران دلگیر نیست و علت اصلی در این است که شهر زنده است. اکثر مغازه‌ها باز هستند.

تمامی روزنامه‌ها در روز جمعه چاپ می‌شوند. من حتی روزنامه‌های کم تیراژ و جدید التأسیس را کنترل کردم، هیچ روزنامه‌ای نبود که برای روز جمعه شماره جداگانه‌ای چاپ نکرده باشد. این شماره کاملاً مطابق روال معمول شماره‌های سراسر هفته است. یعنی ویژه‌نامه‌ای برای روز جمعه نیست، بل‌که استمرار شماره‌های قبلی است. متأسفانه در ایران، بسیاری از روزنامه‌های کثیرالانتشار حتی در روزهای بین‌التعطیل هم انتشار نمی‌یابند و این مسأله ناشی از تکیه بیش از حدّ بر خرید دولتی روزنامه‌ها دارد. مردم نیز در روزهای تعطیل خیلی حوصله خواندن روزنامه ندارند. ظاهراً در ایران روزنامه را  حتماً باید در محل کار خواند!

در عربستان سعودی مردم به جای بعد از ظهر جمعه، صبح‌های جمعه را تعطیل می‌کنند و حضور پررنگی در نماز جمعه دارند. خطبه‌های نماز جمعه کوتاه خوانده می‌شود و جمعیت نمازجمعه از جمعیت نمازهای عادی مسجدالحرام بیشتر است. ریشه‌ی این مسأله در روایتی است که ترک بدون دلیل نمازجمعه معادل نفاق تلقی شده است. اهل سنت این روایت را خیلی جدّی گرفته‌اند و شرکت در نمازجمعه را از شروط دینداری خود می‌دانند.

پس از برگزاری نماز جمعه، مردم استراحت می‌کنند و بعد از ظهر فعالیت مغازه‌ها از سرگرفته می‌شود. در روزهای جمعه خانواده‌ها را می‌بینید که دسته جمعی برای خرید آمده‌اند. اینجا جمعه واقعاً عید است. حال و هوای شب عید را دارد که مغازه‌ها تا دیروقت باز هستند. حتی مغازه‌های فروش تجهیزات و خدمات کامپیوتر و پاساژهای مربوط به آن باز هستند.

به نظرم دلگیری و دلتنگی غروب جمعه در ایران ریشه در دو مسأله دارد: نخست این که کار و فعالیت در همه‌ی زمینه‌ها از جریان افتاده است. بخش دولتی و خصوصی تعطیل است و اکثر مغازه‌ها به استثناء برخی مغازه‌های اغذیه‌فروشی تعطیل هستند. هیچ روزنامه و نشریه‌ای روزهای جمعه چاپ نمی‌شود و شهر حالت مرده پیدا کرده است. علت دوم به نظرم نوعی بار روانی و تلخی پایان یافتن روز تعطیل و سختی آغاز کار یا درس در صبح فردا یعنی شنبه است. بارها احساس درونی خودم و برخی نزدیکان را موقعی که روز شنبه تعطیل باشد، امتحان کرده‌ام. وقتی روز شنبه تعطیل باشد، دلگیری غروب جمعه برایم کمتر بوده است.

اگر چه به باور برخی مذهبیون، فقدان امام عصر (عج) مهم‌ترین دلیل دلتنگی غروب جمعه است، اما با توجه به این که این احساس برای همه اقشار مذهبی و غیرمذهبی در عصر جمعه در ایران رخ می‌دهد، نمی‌تواند به عنوان تنها دلیل بروز چنین حسی تلقی گردد.

با یکی از دوستان مقیم خارج که صحبت می‌کردم، می‌گفت احساس دلتنگی روزهای جمعه را من اینجا غروب‌های یکشنبه دارم. اتفاقاً غروب‌های جمعه در کشورهای توسعه‌یافته به منزله‌ی آغاز تعطیلات و سرشار از نشاط و شادابی است.

روزهای جمعه اگر چه در عربستان ادارات و شرکت‌های خصوصی تعطیل هستند، اما عصر جمعه زندگی و شادابی در شهرها جریان دارد و از سکون و مردگی و پایین بودن کرکره مغازه‌ها که احساس دلتنگی را در انسان تشدید می‌کند، خبری نیست.

در همین زمینه:

با یکی از دوستان تصمیم گرفته بودیم که یک شب ساندویچ Big Mac مکدونالدز را امتحان کنیم. قصد من بیشتر جنبه کنجکاوی داشت که ببینم این چه غذایی است که به عنوان یک شاخص اقتصادی برای سنجش قدرت خرید در کشورهای مختلف به کار می‌رود.

در نیمه‌های راه، زن نسبتاً جوانی که سه ساک سنگین را نفس زنان با خودش حمل می‌کرد، رو به ما گفت: «ببخشید شما ایرانی هستید؟»

پوششی شبیه به زنان بحرینی داشت. مانتویی بلند و مشکی پوشیده بود و یک مقنعه‌ی عربی سیاه رنگ به سر داشت. ته‌لهجه‌ی کرمانشاهی داشت و از ایرانیان خارج از کشور بود که برای موسم حج به عربستان عزیمت کرده بود.

گفتیم: «بله چطور؟ کمکی از ما ساخته است؟»

گفت: «حدود سه ساعت است که دنبال آدرسی می‌گردم و پیدا نمی‌کنم»

کاغذ کوچکی را نشان داد که آدرس بدخطی روی آن نوشته شده بود و یک شماره موبایل عربی. آدرس مربوط به محل اقامت یکی از کاروان‌های ایرانیان خارج از کشور بود. دوستم مدیر کاروان را می‌شناخت و با موبایلش تماس گرفت. نشانی کاروان پشت هتل «مکه کنکورد» بود.

من دو تا از ساک‌ها را برداشتم تا این بنده‌ی خدا را در شهر غریب به مقصدش برسانیم. دوستم نیز آن یک ساک دیگر را برداشت و با یک دست هم موبایل را گرفته بود و سر هر دو راهی مثل این آدم‌های هاج و واج دوباره به مدیر کاروان زنگ می‌زد که به چپ برویم یا راست.

یکی از مشکل‌ترین کارها در عربستان پیدا کردن آدرس است. کوچه‌ها و خیابان‌ها تابلوی درست و حسابی ندارند. تابلوی بسیاری از کوچه‌ها به جای سر کوچه، وسط کوچه نصب شده است. خیلی از کوچه‌ها اصلاً تابلو ندارند. تابلوی برخی کوچه‌ها با اسم متداولشان یکی نیست که البته این مختص عربستان نیست و در ایران خودمان نیز همین گونه است. از همه اینها بدتر نحوه آدرس دادن عرب‌هاست. در ایران آدرس‌دهی به صورت کل به جزء است. یعنی آدرس از محله یا خیابان اصلی شروع می‌شود و به پلاک و شماره واحد آپارتمان ختم می‌شود. در عربستان آدرس‌دهی علاوه بر این که کل به جزء است مبتنی بر ساختمان‌ها و بناهای معروف می‌باشد و با کلماتی نظیر أمام، خلف، جنب، رکن به معنای روبرو، پشت، کنار و نبش از آن ساختمان آدرس‌دهی می‌شود. مشکل از آنجا شروع می‌شود که این ساختمان معروف برای شما شناخته شده نیست و مجبورید از مردم یا مغازه‌داران سوال کنید. حضور 6 میلیون مهاجر خارجی که عربی را با لهجه‌ی آمیخته به زبان مادری خودشان صحبت می‌کنند، این مشکل را دو چندان می‌کند که آدرسی که می‌دهند خیلی هم قابل فهم نیست.

بگذریم. بعد از 4 بار تماس تلفنی با مدیر کاروان و حدود 30 دقیقه پیاده‌روی و آدرس پرسیدن و تابلوها را نگاه کردن، بالاخره محل استقرار کاروان ایرانیان خارج از کشور را یافتیم. آن خانم خیلی خیلی از ما تشکر کرد و از ته دل دعاهای عمیقی در حق ما کرد که اگر همین‌ها مستجاب شود برای ما کافی است. این که در دیار غربت و شهر غریب، دو هموطن را بیابی که کمکت کنند و از سرگردانی نجات پیدا کنی احساس قشنگی است که خدا توفیق آفرینش این احساس را به ما عطا کرد.

ساعت ده دقیقه به یازده شب به مکدونالدز رسیدیم. خیلی شلوغ نبود و زود نوبت‌مان شد. قیمت ساندویچ بیگ مک مکدونالدز در مکه، 11 ریال سعودی معادل 2.93 دلار است. البته گفتنی است ساندویچ یک همراه بلافصل دارد به قیمت 6 ریال که شامل یک جعبه سیب‌زمینی سرخ شده و یک ظرف نوشابه‌ی بزرگ پر از یخ می‌باشد. در واقع یک ساندویچ بیگ مک 17 ریال، حدود 17 هزار تومان آب می‌خورد. اما همه جای دنیا برای محاسبه شاخص بیگ مک فقط قیمت خود ساندویچ را در نظر می‌گیرند.

بیگ مک مکدونالدز

با نگاهی به لیست کشورها در مجله اکونومیست، عربستان با داشتن قیمت 2.93 دلار برای یک ساندویچ بیگ‌مک در زمره کشورهای ارزان قیمت که قدرت خرید مصرف کننده بالاست قرار دارد. در این لیست ونزوئلا با داشتن قیمت 15.12 دلار و اوکراین با داشتن قیمت 2.11 دلار برای یک ساندویچ بیگ‌مک در زمره‌ی گرانترین و ارزانترین کشورهای جهان هستند.

قیمت ساندویچ بیگ مک در ایالات متحده 4.2 دلار است که این نمودار لیست کشورهایی که قیمت این ساندویچ ارزانتر و یا گرانتر از ایالات متحده می‌باشد را به نمایش گذاشته است.

یک نکته به لحاظ مدیریتی برایم جالب بود که تمامی کارکنان مکدونالدز کارت فلزی را روی سینه‌ی خود نصب کرده بودند که بر حسب توانایی و مهارت، نمادهایی روی آن نصب شده بود. مثلاً پسر جوانی که پشت صندوق از ما سفارش می‌گرفت، 4 آیکون به نشانه‌ی توانایی ثبت سفارش، توانایی طبخ، توانایی بسته‌بندی و یک آیکون دیگر که متوجه آن نشدم، روی کارت فلزی مخصوص خود داشت. برخی فقط یک نشان داشتند و برخی دو نشان. این حرکت خودش به نوعی درجه‌بندی کارکنان بر اساس میزان مهارت بود که برای مشتری نیز امکان آگاهی از میزان تخصص و مهارت کارکنان مکدونالدز را فراهم کرده بود. شاید این روش درجه‌بندی با الهام از سیستم‌های نظامی که به کارکنان خود درجه و قپّه اهداء می‌کنند اتخاذ شده باشد، با این تفاوت که اینجا درجه‌ها کمّی نبود و نوع تخصص و مهارت نیز لحاظ شده بود.

بر خلاف اسم بیگ مک که به معنای مک بزرگ است، ساندویچ بیگ مک خیلی هم بزرگ نیست و من با این که خیلی پرخور نیستم با این ساندویچ کوچولو سیر نشدم. ساندویچ بیگ‌مک از متوسط ساندویچ‌های همبرگر در داخل ایران کوچکتر است. همبرگر داخل ساندویچ به نظرم خشک بود و حداکثر در توصیف آن می‌توانم بگویم بد نبود. طعم خیلی از برگرهایی که در ایران خورده بودم بهتر از بیگ‌مک اسم و رسم‌دار مکدونالدز بود. در ظرف بزرگ نوشابه نیز این قدر یخ ریخته بودند که نوشابه‌اش  مزه‌ی آب گرفته بود و حجم نوشابه بیش از آن چیزی بود که بتوان همه‌ی آن را خورد.

 بیگ‌مک مکدونالدز چنگی به دل نزد، شاید قسمت این بود که گمشده‌ای را به سرمنزل مقصودش برسانیم.

عرفات را پشت سر گذاشتیم. عرفه خوبی بود. دوستان، رفقا، به قول صالح علا خوانندگان جان جای همه تان در سرزمین عرفات خالی بود. برای همه شما دعا کردم، حتی آنهایی که فقط یک بار به شهروند دردمند سر زده اند.

این یادداشت را از مشعر الحرام ارسال می کنم. مشعر یا مزدلفه منطقه ای است که بین عرفات و منا واقع شده است. پس از پایان منطقه مشعر تنگه ای به نام وادی محَسَّر وجود دارد که محل شکست خوردن سپاه ابرهه از پرندگان ابابیل است. پرندگان ابابیل مجهز به سنگ های سجیل بودند که از بالا بر روی فیل ها و سپاهایان ابرهه می انداختند و آنها را از پای در می آوردند.

اینجایی که الان نشسته ام یک منطقه کاملا بین المللی است. از همه رنگ ها و نژادها حضور دارند. چند زن سیاه پوست روبروی من مرغ سوخاری درست می کنند و بوی تند آن مشامم را اذیت می کند. البته پپسی و میراندا هم می فروسند. سمت راستم چند عرب سفید پوست که به نظر قطری می آیند چادر زده اند. هر کسی یک تکه زیرانداز پهن کرده و خوابیده است.

یک عده نماز می خوانند، برخی مناجات می کنند، جمع کثیری خوابند. برخی غذا می فروشند و برخی دیگر غذا می خورند و در این سرزمین مقدس فقط یک نفر را می بینم که دارد وبلاگ نویسی می کند!

دستشویی ها به نسبت سالهای گذشته تمیزترند و خلوت تر. ترافیک و ازدحام اتوبوس ها فضا را دودآلود کرده است. پروژکتورهای پرنور و قدرتمند مشعر را مثل روز روشن کرده است. هر از گاهی صدای بالگردهای گشتی سعودی ازدحام صداهای مختلف را به هم می ریزد.

فردا صبح پس از طلوع آفتاب می بایست مشعر را به سمت منا ترک کنیم و جمره بزرگ را سنگ بزنیم.

مشعر اما خیلی فرق کرده است. طریق مشاة یا همان مسیر پیاده رو از عرفات به سمت مشعر را خیلی تنگ و باریک کرده اند و در عوض مسیر اتوبوس رو را خیلی توسعه داده اند. اینجا هم مدرنیته در حال گسترش و تصاحب بخش سنتی است. سنت پیاده روی از عرفات به سمت مشعر یکی از بهترین سنت های پسندیده حج است. حمل و نقل ترددی با اتوبوس و قطار می رود که اندک اندک جای پیاده روی های طاقت فرسای حج را بگیرد.

وارد مشعر که شدیم یک لحظه شوکه شدم. تمام سرزمین مشعر را با فنس به قطعه های کوچکی تقسیم کرده اند که زائران هر کشور را داخل این فنس های قطعه بندی شده جای می دهند. دور از جان همه حاجیان یک لحظه به من احساس قفس های باغ وحش دست داد.

این مشعر حال و هوای آن مشعر همیشگی را ندارد. آن سرزمین مشعر قبلی اگر چه با عبور جاده آسفالته خیلی هم بکر نبود، اما این تقسیم بندی های فنس کشی شده کاملا فضا را مصنوعی و غیرطبیعی کرده است. رفاه طلبی و مدرنیته در همه جا حریم سنت ها را در می نوردد و مراسم حج نیز از این روند جهانی مصون نمانده است.

معلوم نیست اگر دکتر شریعتی یا جلال آل احمد هم با حمل و نقل ترددی از عرفات به مشعر فنس کشی شده می آمدند آیا باز همان شور و حال در آثارشان منعکس می شد؟ فرق است بین احساس کسی که 12 کیلومتر را با دو حوله احرام پیاده و در سه ساعت می پیماید و کسی که با اتوبوس کولردار 15 دقیقه ای این مسافت را طی می کند. هرگز احساس این دو فرد در خصوص مناسک حج یکسان نخواهد بود.

امسال نیت کرده بودم از عرفات تا مشعر را پیاده بپیمایم، هیچ همراه و همسفری نیافتم که پیاده عازم باشد، دوستان و مدیر گروه نیز سفر انفرادی را توصیه نکردند. حیف شد!