پرش به محتوا
دل‌نوشته‌‌ها و يادداشت‌هاي محمدرضا اسدي

بایگانی

دسته بندی: ساير
تعلیق عمره

تعلیق عمره

مقدمه

وقوع حادثه فرودگاه جده و تعرض به دو نوجوان ایرانی در نوروز سال جاری (۱۳۹۴)، افکار و احساسات میلیون‌ها ایرانی را جریحه‌دار کرد به گونه‌ای که هزاران نفر با راه‌اندازی کمپین اینترنتی، نگارش مطلب و مقاله و تظاهرات مقابل سفارت عربستان در تهران، خشم و انزجار خود را از این رفتار شنیع و ضدانسانی به نمایش گذاشتند و خواستار لغو عمره و حتی اخراج کاردار سفارت عربستان شدند.

سال ۱۳۸۸ و پس از شدت گرفتن رفتار ناشایست مأموران سعودی و بی‌نتیجه ماندن مذاکرات با مقامات سعودی، شورای عالی حج تصمیم گرفت تا تعهد رسمی و معتبر سعودی‌ها برای رعایت کامل شرایطی که جمهوری اسلامی ایران برای اعزام زائران خود به عمره دارد، و از جمله رعایت شان و شخصیت دینی، ملی و فردی آنها ، هیچ قراردادی با طرف های سعودی امضا نشود.

بازخوانی فرایند تعلیق عمره در سال ۱۳۸۸ و از سرگیری آن در سال ۱۳۸۹  در حالی که هم‌اینک عملیات عمره با دستور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تا مجازات مجرمان سعودی متوقف شده است، خالی از لطف نخواهد بود.

 

جنگ ۲۲ روزه غزه و ناکامی عربستان

رژیم صهیونیستی بعد از کنترل نوار غزه به دست حماس، تمام تلاش خود برای تضعیف و حذف گروه‌های مقاومت فلسطین در غزه را بکار گرفت. رژیم صهیونیستی در این مدت سه جنگ تمام عیار برای نابودی جنبش حماس آغاز کرد که در هیچ ‌یک از آنان نتوانست به اهداف نظامی و سیاسی خود دست یابد.

اسرائیل با پذیرش طرح صلح عربی به عنوان زیربنای مذاکرات، ضمن مهار مبارزان شجاع فلسطینی و وادار کردن گروه هایی چون حماس و جهاد اسلامی به پذیرش توافق حاصل شده میان تل آویو و اعراب، امیدوار بود کمترین هزینه ممکن را برای برخورداری از آرامش، امنیت و ثبات پرداخت کند.  حاصل دیدارهای پی درپی ابومازن با اولمرت، مبارک، عبدالله دوم شاه اردن و ملک عبدالله شاه عربستان و متعاقب آن دیدار لیونی با مبارک از یک سو و رایزنی های تل آویو با واشنگتن با حمله جنگنده های رژیم غاصب به مردم بی پناه غزه به بار نشست و در نهایت این اضلاع به هم پیوسته بریک منفعت مشترک اجماع حاصل کردند و آن اینکه به هر قیمتی باید اهالی غزه را به دلیل انتخاب حماس پشیمان کرد چه اینکه مدل حماس ممکن است به الگوی بی‌بدیلی برای سایر جریانها و ملت‌های منطقه تبدیل گردد.

عربستان سعودی، حمایت ایران از گروه‌های مقاومت را به عنوان مداخله غیر مشروع در مسائل حوزه‌ عربی عنوان می‌کند و در تلاش است تا از گسترش نفوذ و تأثیرگذاری جمهوری اسلامی ایران در این حوزه بکاهد. در این راستا تضعیف و تعدیل قدرت و نقش‌آفرینی گروه‌هایی مانند حماس و حزب‌الله، از اهداف عمده سعودی‌ها در فلسطین و لبنان به شمار می‌رود. با پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین، اغلب کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به ویژه عربستان سعودی، بیشتر مایل بودند که حماس خط‌مشی خود را از مقاومت به سمت مذاکره و شناسایی اسرائیل تغییر دهد. در جریان جنگ بیست و دو روزه غزه نیز سعودی‌ها در قبال حملات اسرائیل به غزه سکوت کردند و حتی گزارش‌ها و نشانه‌هایی از خشنودی سعودی‌ها از این حمله آشکار شد. [۱]

پرویز سروری نماینده تهران و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در تشریح ارتباط جنگ غزه و رفتار ناشایست مأموران سعودی در برخورد با زائران ایرانی عنوان کرد:

مدت ها است که شاهد رفتارهای بسیار ناشایستی از سوی ماموران گمرک عربستان نسبت به زائران ایرانی هستیم. وی ادامه داد: این رفتار از زمان درگیری های غزه و پس از ناکامی های عربستان در آن جا، آغاز شد زیرا آن ها در تحلیل هایشان ادعا کردند، این ناکامی ناشی از حضور و نفوذ جمهوری اسلامی ایران است. وی اضافه کرد: ماموران عربستانی به جای اصلاح رفتارشان در برخورد با زائران ایرانی ماه های اخیر بر حجم آن افزوده و با یک سری اقدامات خارج از شئون یک کشور اسلامی با زائران خانه خدا برخورد می کنند [۲].

انگشت‌نگاری از زنان

در تاریخ ۱۸/۲/۱۳۸۸ مأموران مرد سعودی در فرودگاه جده از زنان حاضر در پرواز ۱۵۶۹ ایران‌ایر انگشت‌نگاری به عمل آوردند. یکی از بانوان تهرانی که در این پرواز حضور داشت گفت: ماموران سعودی دستان آنها را می‌فشردند بطوریکه برخی زنان از شدت ناراحتی از قرصهای آرام بخش استفاده می‌کردند و مردان ایرانی که به ماموران اعتراض می‌کردند با واکنشهای تند مسئولان این فرودگاه مواجه شدند. این گروه از زائران حدود ۸ ساعت در فرودگاه معطل شدند و نتوانستند نماز ظهر و عصر خود را اقامه و ناهار میل کنند که این تاخیر کم سابقه موجب بیهوشی برخی از مردان مسن همراه کاروان شد. یکی از زائران ایرانی که به زبان عربی مسلط بود گفت در فرودگاه مشاهده کردم که یکی از مسئولان گمرک به ماموران جوان می گفت مسافران ایرانی را تا می توانید معطل و ناراضی کنید. [۳]

اقدام گستاخانه مأموران کنترل گذرنامه در فشردن دست زنان بر روی دستگاه‌های ثبت اثر انگشت بازتاب‌های فراوانی داشت و با موضع‌گیری مراجع تقلید و مسئولان مواجه شد.

آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی با اشاره به بی‌احترامی وهابیون به زائران حج عمره تصریح کرده بود:

«اگر با پیگیری مسئولان دولتی، این بی‌احترامی‌ها متوقف نشود، حج عمره را تحریم می‌کنیم.»

حجت الاسلام سیدهاشم حسینی بوشهری درباره انگشت نگاری از زائران زن ایرانی می گوید:

طبق گزارش وزیر امور خارجه، پیگیری هایی در این زمینه صورت گرفته است و مشکل اتفاق افتاده در حال بررسی است. وی با بیان این که قضاوت در این زمینه، بسیار حساس است، می گوید: سازمان حج و زیارت و وزارت امورخارجه درباره توقف عمره به تنهایی نمی‌توانند تصمیم بگیرند. بوشهری در ادامه تاکید می کند: درست است که برخی مراجع در خصوص توقف عمره نظر موافق داده اند، ولی برای توقف عمره نگاه رهبر معظم انقلاب باید لحاظ شود.

    برای اخذ تصمیم در خصوص توقف عمره، باید تمام جوانب کشوری سنجیده شود و این امر با حضور مسئولان عالی کشوری بویژه رهبری صورت گیرد. نائب رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم می گوید: عمره دارای منزلت بالایی است، ولی شأن و کرامت مسلمانان از عمره هم مهم تر است و مسئولان باید این امر را در نظر داشته باشند. [۴]

معاون سازمان حج و زیارت در این خصوص اعلام کرد:

 تصمیم گیری درباره توقف موقت عمره در اختیار شورای عالی حج است که رئیس آن، رئیس جمهور است. مهدی امینیان در پاسخ به این پرسش که سازمان حج و زیارت چه اقداماتی درباره رفتارهای توهین آمیز ماموران سعودی با زائران ایرانی انجام داده است، به فارس می گوید: مشکلات را به صورت شفاهی و کتبی به مسئولان عربستان منعکس کرده‌ایم. وی با اشاره به این که کنسولگری ایران در جده موضوع را به سعودی ها منعکس کرده است، می گوید: ماموران سعودی اعتقاد دارند باید اصل انگشت نگاری انجام شود.

ما نیز با اصل موضوع مشکل نداریم، ولی نسبت به نحوه اجرای این کار اعتراض هایی داریم.     معاون سازمان حج و زیارت کشور یادآور می شود: ماموران سعودی در گیت های بازرسی کم هستند و این موضوع باعث بروز مشکلاتی برای زائران ایرانی شده است. امینیان با تاکید بر این موضوع که مشکل انگشت نگاری از زنان ایرانی در عربستان در حال حاضر برطرف شده است، می گوید: این مورد که مامور مرد سعودی، دست زنی را در انگشت نگاری بگیرد، برطرف شده است.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا سازمان حج و زیارت قصد ندارد با توجه به توهین های اخیر ماموران سعودی به زائران ایرانی، مدتی سفر عمره را متوقف کند، می گوید: باید شورای عالی حج در این مورد تصمیم گیری کند.     معاون سازمان حج و زیارت کشور با اشاره به این که رئیس این شورا رئیس جمهور است، معتقد است: باید شورای عالی حج در این مورد تصمیم بگیرد و تاکنون نیز تصمیمی مبنی بر توقف موقت عمره گرفته نشده است. وی در پاسخ به این پرسش که آیا درباره مشکلاتی که بتازگی برای زائران ایرانی در عربستان ایجاد شده، این شورا تشکیل جلسه داده، می افزاید: مدت هاست که این شورا تشکیل جلسه نداده است.

 

اظهارات توهین آمیز امام جمعه مسجد الحرام نسبت به مذهب شیعه

شیخ عادل کلبانی امام جماعت مسجدالحرام در ۲۵ اردیبهشت ماه ۱۳۸۸ طی مصاحبه‌ای با شبکه BBC عنوان کرد:  «علمای شیعه از کفار هستند و شیعیان حق ندارند در کمیته علمای مسلمان عضویت داشته باشند». گفتنی است کمیته علمای مسلمان، مهم ترین و بارزترین کمیته دینی در عربستان سعودی است. حضرات مراجع و آیات و شخصیت‌های مذهبی جهان اسلام با انتقاد شدید از این سخنان زشت، خواستار مقابله با تکفیری‌ها شدند.

اطلاعیه حضرت آیت الله مکارم شیرازی

بسم الله الرحمن الرحیم

    این اولین بار نیست که وهابی‌های تکفیری به تکفیر شیعه امامیه می‌پردازند و سبب ریخته‌شدن خون‌های بیگناهان می‌شوند، چیزی که به یقین روز قیامت پاسخی برای آن نخواهند داشت و کاری که رادیوی معلوم الحال انگلیس یعنی بی بی سی را خوشحال کرد. متاسفانه امام مسجدالحرام به قدری بی‌خبر است که نمی داند این رسانه انگلیسی که با او مصاحبه کرده همان است که در جریان غزه و بعد از آن که تقریبا همه دنیا اسرائیل را محکوم کردند، حاضر به محکوم کردن اسرائیل نشد.

    به این امام جماعت که از سیاست های تفرقه افکن دشمنان بی خبر است باید گفت این که شما شیعه را تکفیر کنید و دیگران هم شما را تکفیر کنند نه تنها مشکل را حل نخواهد کرد بلکه دشمنان اسلام را به هدف خود که نفاق افکنی است، می رساند. ما به آقای کلبانی امام جماعت مسجدالحرام می گوییم اگر می خواهید مشرکان را بشناسید سری به قرآن مجید سوره روم آیه ۳۱ و ۳۲ بزنید که می فرماید: «ولاتکونوا من المشرکین؛ من الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا»؛ از مشرکان نباشید از کسانی که در دین خود تفرقه ایجاد کردند و به دسته ها و گروه ها تقسیم شدند.

    ما بارها گفته ایم باز هم تکرار می‌کنیم این که شما دور بنشینید و بر اساس خیالات خود بدون گفتگو با طرف مقابل او را تکفیر کنید نتیجه‌ای جز انحراف از دستور اسلام نخواهد داشت. بزرگان شما بیایند و بنشینند و دوستانه صحبت کنند تا معلوم شود پایه‌های قضاوت شما برچه اساس سست و بی‌اعتباری است. شما باید از شیعه امامیه بهترین قدردانی و تشکر را داشته باشید که بزرگترین دشمن اسلام و مسلمین یعنی اسرائیل را شکست دادند و بینی او را به خاک مالیدند. شما باید در مسجد الحرام بعد از هر نماز به شیعیان دعا کنید که سبب آبرومندی مسلمین جهان شدند نه اینکه ادعاهای بی‌اساسی را که هیچ تاثیری در پیشرفت شیعیان در جهان ندارد را تکرار کنید و دشمنان اسلام را خشنود سازید.

مواضع آیت الله صافی گلپایگانی

آیت الله صافی گلپایگانی در واکنش به سخنان موهن امام جماعت مسجدالحرام، از حکومت آل سعود خواست که از امامت جماعت افراد نادانی، همچون کلبانی جلوگیری کند. وی با اشاره به مشکلات جهان اسلام و لزوم اتحاد مسلمانان، اظهار داشت: در شرایطی که همه مسلمانان باید اتحاد داشته و در مقابل دشمنان ید واحده باشند، متأسفانه فتنه وهابیت عالم اسلام را به خود مشغول کرده و شرایط ناامنی را برای مسلمانان ایجاد نموده است. این مرجع تقلید به اوضاع ناامن و حملات تروریستی علیه مسلمانان در کشورهای عراق، پاکستان، افغانستان و هند اشاره کرد و افزود: این فرقه باطله با اعمال ضد اسلامی خود، مسلمانان را در دنیا بدنام کرده است. وی با استشهاد به آیه ۶۵ از سوره انعام -«قُل هُوَ القَادِرُ عَلَی أن یَبعَثَ عَلَیکُم عَذَابًا مّن فَوقِکُم و مِن تَحتِ أرجُلِکُم و یَلبِسَکُم شِیَعاً وَیُذِیقَ بَعضَکُم بَأسَ بَعضٍ انظُر کَیفَ نُصَرّفُ الآیَاتِ لَعَلّهُم یَفقَهُونَ-»، خاطرنشان کرد: با چنین وضعیتی فتنه وهابیت در همه جا به نام اسلام، به دین مقدس اسلام که دین هدایت و صلح و صفا و مهربانی است، ضربه وارد کرده است که در طول تاریخ اسلام سابقه نداشته است. وی در ادامه مشغول شدن مسلمانان به اختلافات داخلی را غفلت آنان از دشمنان قسم خورده اسلام دانست و افزود: در حالی که دشمنان با خیال آسوده در کشورهای اسلامی مشغول فتنه‌گری می باشند، مسلمانان به واسطه فتنه وهابیت گرفتار شده و از امکانات خود برای نابودی خودشان استفاده می کنند.

وی گفت: در قرن چهارم هجری و حکومت الرّاضی بالله عده‌ای از تندروهای حنابله در بغداد مسلمانان را اذیت می‌کردند و شرایط ناامنی را به وجود آورده بودند تا آنجا که خلیفه وقت با انتشار فرمانی به دفع این فتنه پرداخت. این مرجع تقلید با خواندن این فرمان به تشبیه زمان خلیفه عباسی با عصر حاضر پرداخت و ادامه داد: خلیفه آنها را در توقیع، فرقه فاسد می خواند که مسلمانان را تکفیر می‌کنند و می‌گوید که شما به پیروان آل محمد(ص) نسبت کفر می‌دهید و مردم را به بدعت های ناروا و عقاید خطرناکی که خلاف صریح قرآن است، فرا می‌خوانید. وی با اشاره به گوشه‌ای دیگر از تاریخ اسلام، حکومت وهابیت را دست پرورده حکومت‌های استعماری، چون انگلیس خواند و تأکید کرد: آنها برای ایجاد فتنه و تفرقه در دنیای اسلام به وجود آمدند و باید همه دولت ها و ملت های مسلمان در فکر دفع شر این گروه فتنه گر باشند.

سخنان آیت الله نوری همدانی

آیت الله نوری همدانی نیز در واکنشی شدیداللحن نسبت به اظهارات امام جماعت مسجدالحرام، ابعاد این مسئله را تشریح کرد و گفت: دولت ایران باید با فشار بر این افراد، از اهانت آنان نسبت به شیعیان جلوگیری کند. وی در ادامه با بیان اینکه عربستان سعودی و مصر با شیعه و حزب الله مخالف هستند و دهن کجی‌های فراوان دارند، افزود: چند روز قبل حسنی مبارک گفته بود که به ایران بگویید از شمشیر ما بترسد. من به آنها می‌گویم که اگر شما شمشیر داشتید، زیر سیطره آمریکا و صهیونیسم نمی‌رفتید و این همه ذلت‌بار زندگی نمی‌کردید. [۵]

واکنش شیخ عادل بن سالم الکلبانی به موضع‌گیری علمای شیعه

به گزارش پرس.تی.وی بیروت، شیخ عادل بن سالم الکلبانی امام جماعت مسجدالحرام در مصاحبه با پایگاه اینترنتی لجینیات از واکنش شیعیان در قبال سخنان خود ابراز تعجب کرد. الکلبانی گفت:

«من واقعا از واکنش شیعیان به این اظهارات تعجب می‌کنم، چرا که این موضوع به هیچ وجه جدید نیست. پیش از من بسیاری از علمای اهل سنت و خلفای راشدین حکم به تکفیر شیعیان داده بودند». وی افزود: «مسلمانان می‌توانند به رساله جامعه مهمی که حاوی سخنان خلفای راشدین است مراجعه کرده و خود ببینند که موضعگیری آنها در قبال شیعیان چیست. خلفای راشدین سال‌ها قبل گفته بودند که هر کسی به مذهب تشیع بگراید، رافضی و کافر است». [۶]

 

ممانعت از صدور ویزا برای زنان کمتر از ۴۵ سال

در ماه‌های پایانی سال ۱۳۸۷ عربستان قانون منع ورود زنان کمتر از ۴۵ سال بدون مَحرم را اجرا کرد و همین امر منجر به جاماندن بسیاری از زنان و دختران از سفر عمره شد. متعاقب این تصمیم سفر کاروان‌های عمره دانش‌آموزی و دانشجویی دختران به حالت تعلیق درآمد و تا کنون نیز همین وضعیت استمرار دارد. لغو سفر زنان زیر ۴۵ سال نیز از جمله موارد نارضایتی زائران و مسئولان بود که در مطبوعات و رسانه‌ها انعکاس داشت.

در پی اقدام عربستان برای عدم صدور ویزا به حجاج زن ایرانی، فاطمه آلیا، مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس می گوید:‌

این موضوع در حال حاضر در کمیسیون امنیت ملی در دست بررسی و پیگیری است. وی افزود: دولت عربستان در دوهفته گذشته طی یک اقدام غیرمنطقی از صدور ویزا برای زنان زیر ۴۰ سال ایرانی ممانعت کرده است. وی با بیان اینکه این کار عربستان نوعی بهانه‌تراشی است،‌ می گوید: سعودی‌ها باید دلایل خود را در خصوص عدم صدور ویزا برای زائران زن ایرانی که کاری بی سابقه از طرف دولت عربستان در تاریخ اعزام حجاج ایرانی بوده‌ است، ابراز کنند. مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی ابراز می دارد: رسیدگی به این موضوع هم در مجلس و هم در دستگاه‌های ذی‌ربط هرچه سریع تر باید پیگیری و بررسی شود. وی خاطر نشان می کند: بررسی وضعیت زنانی که باید طی دو هفته اخیر به سفر حج مشرف می‌‌ِشدند و از نوبت قانوِ‌نی‌ خود برای سفر عمره مفرده عقب مانده‌اند،‌ نیز در کمیسیون امنیت ملی مطرح و پیگیری می‌شود. [۷]

تأخیرهای طولانی در پروازهای برگشت

تاخیر به ظاهر عمدی در پرواز‌های برگشتی نیز از جمله مشکلاتی بود که مسئولان را نسبت به وضعیت حجاج ایرانی بدبین کرد. بارها هنگام بازگشت حجاج ایرانی به کشور، از فرودگاه‌هایی که پذیرای پروازهای برگشتی حجاج ایرانی بودند خبر می‌رسید که تأخیر پروازهایی که توسط هواپیماهای سعودی انجام شده، تا بیش از ۱۲ساعت افزایش یافته است که البته مسئولان فرودگاه‌های عربستان در این باره هیچگاه پاسخگو نبوده‌اند. [۸]

 

سخت‌گیری و اعمال محدودیت در قبرستان بقیع

پس از سفر آیت الله هاشمی رفسنجانی به عربستان در سال ۱۳۸۷ و ملاقات با ملک عبدالله، علی رغم آن که قول مساعدت و همراهی بیشتر با زائران ایرانی داده شده بود، اما شاهد افزایش سخت‌گیری‌ها نسبت به زائران ایرانی بودیم. از تابستان همان سال به فاصله‌ی یک متر از نرده‌های محافظ قبور مطهر ائمه‌ی بقیع (علیهم السلام) نوارکشی صورت گرفت و با خواندن هر گونه دعا و زیارت‌نامه در قبرستان بقیع برخورد شد.

    خاکسار قهرودی درباره ممنوعیت زیارت بقیع اظهارداشت: زائران حق ندارند دعا و روضه بخوانند و کتاب های دعا توزیع کنند اما در مقابل آنها  CD، کتاب‌های ضاله و تبلیغات علیه ائمه اطهار (ع) و مسلمانان انجام می‌دهند و زمانی که زائران ایرانی نسبت به این قبیل کارها اعتراض می‌کنند برخی از ماموران سعودی و افراد متعصب بلافاصله بدرفتاری و برخوردهای ناشایست می کنند و جالب آن که برخی مسئولان عربستان هم از آنها حمایت می‌کنند. ما انتظار داریم در این موارد مقامات سعودی تجدیدنظر و اصلاحاتی صورت دهند.

    رئیس سازمان حج و زیارت تصریح کرد: این که رئیس جمهور کشورمان اعلام کرده‌اند اگر مسئولان عربستان نسبت به بدرفتاری‌ها با حجاج ایرانی اقدامی نکنند ایران برای عمره تصمیم مقتضی خواهد گرفت ناشی از اتفاقات و رفتارهایی است که پیش از این به آن اشاره شد. مسئولان ایران با سرلوحه قراردادن رهنمودهای رهبر معظم انقلاب مبنی بر تقویت وحدت کلمه، دوستی و الفت میان مسلمانان برنامه حج را اجرا می‌کنند و حاضر نیستند به کرامت، عزت و شأن زائران ایرانی توهین و اهانت شود. لذا درباره عمره آینده و تعداد زائران و نحوه اعزام همه چیز بستگی به وضعیت حج تمتع امسال دارد.

    وی افزود: متاسفانه در حال حاضر برخی افراد خشک مغز و متعصب افراطی درصدد ایجاد تفرقه و دشمنی بین کشورهای مسلمان هستند و در این زمینه شیطنت هایی را انجام می دهند که منافع ملی کشورهای مسلمان را به خطر می اندازد. بنابراین ضرورت دارد مقامات ارشد عربستان ضمن طرد و حذف این افراد از صحنه اجرایی حج، فضایی را آماده کنند تا تمامی زائران کشورهای مسلمان به راحتی به انجام عبادت و زیارت بپردازند و مطمئناً با توجه به گسترش روابط فرهنگی و دینی که بین ایران و عربستان وجود دارد مسئولان هر دو کشور اجازه نخواهند داد برخی از دشمنان اهداف و برنامه های خودشان را اجرا کنند. [۹]

تصمیم شورای عالی حج مبنی بر تعلیق عمره

سرانجام شورای عالی حج در دی ماه سال ۱۳۸۸ با بررسی آشکار و پنهان ولی دقیق تمامی گزارش‌ها، امر به آن نمود که تا تعهد رسمی و معتبر سعودی‌ها برای رعایت کامل شرایطی که جمهوری اسلامی ایران برای اعزام زائران خود به عمره دارد ، و از جمله رعایت شان و شخصیت دینی، ملی و فردی آنها ، هیچ قرار دادی با طرف های سعودی امضا نشود.

ایران در عمره سال ۱۳۸۸ تعداد ۷۹۲ هزار زائر خود را به رغم نگرانی ها از آنفلوآنزای نوع جدید به عمره فرستاد، اما متاسفانه ادامه رفتارهای نامناسب سلفی‌ها، سفر را به کام برخی زائران شیرین نکرد. ایران در طول عملیات عمره ۸۸ بارها دیپلماتهای ارشد سعودی در تهران را برای اعلام اعتراض خود به وزارت امورخارجه احضار کرد و دیپلماتها هر بار ضمن ابراز ناخرسندی خود از این رفتارها و تبری جویی دولت متبوع خویش از آنها‌، قول دادند که مساعی جمیله خود را معطوف رفع این نوع برخوردهای ناشایست و ناصواب نمایند .

عمده شرطی که گفته شد ایران برای اعزام زائران خود به عمره دارد، رعایت کامل احترام، شأن و شخصیت و تکریم هویت ملی و مذهبی زائران ایرانی و اصلاح رفتارهای ناصوابی است که براساس شواهد برخی از آنها به نظر می‌رسد حالت سیستماتیک دارد. تأمین و تعهد به رعایت همه ی این شروط ، شرطی اساسی برای اعزام زائران است. نماینده ولی فقیه و سرپرست حجاج ایرانی تابستان امسال و در تشرف به مدینه منوره گفته بود که اگر درعربستان سعودی بنا برعدم رعایت شان و شخصیت زائران ایرانی باشد ، ایران ترجیح می دهد که حتی عمره را تعطیل کند. [۱۰]

از سرگیری اعزام زائران عمره از اردیبهشت ۸۹

در تاریخ ۱۴ دی ماه ۱۳۸۸ علی لیالی به عنوان رئیس جدید سازمان حج و زیارت جایگزین مصطفی خاکسار قهرودی شد و در جلسه تودیع و معارفه رؤسای قدیم و جدید سازمان حج، حجت الاسلام و المسلمین ری‌شهری خبر از استعفای خود داد. یک هفته بعد یعنی ۲۱ دی ماه ۱۳۸۸ حجت الاسلام قاضی عسکر به عنوان نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت از سوی رهبری منصوب شد تا همزمان با مدیریت کادر اجرایی، سکانداران فرهنگی و نظارتی نیز عوض شوند.

با تغییر مدیران عالی حج و زیارت، زمزمه از سرگیری عمره در نوروز ۸۹ به گوش رسید. علی لیالی رئیس سازمان حج و زیارت در یک کنفرانس خبری در ۱۵ فروردین ۸۹ اعلام کرد:

مسئولان امور حج و زیارت پنجم فروردین امسال برای مذاکرات با مسئولان عربستانی عازم این کشور شدند و روز هفتم فروردین مذاکرات با وزیر حج عربستان و سایر مسئولان ذیربط امور حج عربستان آغاز شد و ۱۲ فروردین نیز این مذاکرات به پایان رسید که منجر به انعقاد قرارداد حج عمره سال ۸۹ شد. لیالی با اشاره به رویکرد مثبت مسئولان عربستان و برخورد توأم با همراهی آنان اظهار داشت: بعد از مذاکرات و ملاقات اولیه با وزیر حج در جده ۵ کمیته کارشناسی موضوعات تخصصی حج را با طرف‌های ذیربط آغاز کردند که این مذاکرات منجر به انعقاد ۵ قرارداد فرعی نیز شد. وی با اشاره به توافق انجام شده برای اعزام ۹۴ هزار زائر حج تمتع برای سال ۸۹ اظهار امیدواری کرد با موافقت افزایش ظرفیت زائران ایرانی بتوانیم امسال شاهد اعزام حدود ۴۰۰ هزار نفر به حج عمره باشیم. وی در خصوص محدودیت‌های زمانی ایجاد شده در برگزاری عمره امسال یادآور شد: با توجه به اینکه ما شروع عمره هر ساله را در ماه ربیع شاهد بودیم و هر ساله در ماه محرم و صفر کار مقدماتی اعزام زائران عمره انجام می‌شد اما به دلایل مختلف از جمله مشکلاتی که در عمره سال ۸۸ از سوی برخی مسئولان عربستانی ایجاد شد باعث ایجاد وقفه ‌۳ ماهه‌ای در برنامه‌ریزی و تدارک برای اعزام زائران عمره ایرانی هستیم. لیالی ادامه داد: در مذاکرات اخیر با مسئولان حج عربستان در یک فضای دوستانه اما جدی خواستار ایجاد زمینه حضور عزتمندانه توأم با آرامش و رفاه برای زائران ایرانی شدیم. [۱۱]

پایان تلخ تعلیق عمره

شایان ذکر است که دولت عربستان هیچ گونه تضمین کتبی جهت برطرف شدن رفتارهای ناشایست پلیس و مأموران امر به معروف با زائران ایرانی نداد. به استثنای انگشت‌نگاری بانوان، بقیه آزار و اذیت‌ها و توهین‌هایی که از سوی پلیس و مسئولان سعودی انجام می‌شد، با اندکی افت و خیز و بسته به شرایط سیاسی و اجتماعی استمرار یافت. سال ۱۳۸۹ بسیاری از شرکت‌ها شرایط جدید و قیمت‌های جدید ارائه کردند و هزینه گروه‌های قیمتی عمره ۸۹ تفاوت چشمگیری با گروه‌های قیمتی سال ۸۸ داشت.

ارجاعات و منابع

[۱] علی‌اکبر اسدی (۱۳۸۹)؛ «عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران: موازنه‌سازی و گسترش نفوذ»، مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت، معاونت پژوهشهای سیاست خارجی – گروه مطالعات خاورمیانه و خلیج فارس

‌[۲] پرویز سروری (۱۳۸۸)؛ روزنامه خراسان، ۲۱/۵/۱۳۸۸، شماره ۱۷۳۳۶

[۳] پایگاه اطلاع‌رسانی حج (۱۳۸۸)؛ «بی حرمتی به زائران ایرانی در عربستان، علت چیست؟»، http://hajj.ir/84/19904

[۴] روزنامه جام جم؛ ۲۸/۲/۱۳۸۸، شماره ۲۵۶۲، صفحه ۱۷

[۵] اخبار شیعیان (۱۳۸۸)، حوزه علمیه قم، خرداد ۱۳۸۸، شماره ۴۳، صفحه ۴۴

[۶] شیخ عادل الکلبانی (۱۳۸۸)، پرس تی‌وی، ۳۰/۲/۱۳۸۸، بیروت

[۷] سایت الف (۱۳۸۸)، «عربستان: ورود زنان زیر ۴۵ سال ممنوع!»، ۱۲/۲/۱۳۸۸ http://alef.ir/vdcamony.49nyo15kk4.html?44995

[۸] روزنامه خراسان، ۲۵/۱/۸۹

[۹] روزنامه ایران، ۱۴/۸/۸۸، شماره ۴۳۵۵، صفحه ۱

[۱۰] رئوف پیشدار (۱۳۸۸)، «عمره؛ پذیرش شرایط ما یا تعطیلی آن»، عصر ایران، ۱۷/۱۰/۱۳۸۸ http://www.asriran.com/fa/news/96341/

[۱۱] سایت الف (۱۳۸۹)، ۱۵/۱/۱۳۸۹؛ http://alef.ir/vdceww8p.jh8fvi9bbj.html?67282

تا کنون  سه بار در سفرهای خارجی‌ام وقت اقامه‌ی نماز صبح با زمان پرواز تلاقی داشته است، به گونه‌ای که از قبل اذان صبح تا بعد از طلوع آفتاب در هواپیما بوده‌ام و چاره‌ای نبوده است جز اقامه‌ی نماز در هواپیما.

اولین تجربه و نماز صبحی که قضا شد

در نخستین تجربه‌ی تلاقی نماز صبح با پرواز، به علت تأخیر هواپیما، در سالن انتظار خوابم برد و زمانی که کانتر پرواز باز شد، فرصت تجدید وضو پیدا نکردم. ضمن این که تصور می‌کردم امکان وضو گرفتن در هواپیما میسر باشد که به دلایلی در زمان مقتضی این امر محقق نشد. لحظه‌ای که وارد هواپیما شدم هنوز اذان صبح را نگفته بودند و امکان خواندن نماز صبح وجود نداشت. اندکی پس از برخاستن هواپیما به وقت محلی، زمان اذان صبح فرا رسید اما دو نفر در صف دستشویی جلوی من بودند و تازه مشخص شد یکی از دستشویی‌ها آب ندارد و فقط دستمال کاغذی دارد و ازدحام برای استفاده از آن دستشویی دیگر موجب شد با تأخیر ۲۵ دقیقه‌ای بتوانم وضو بگیرم و پس از آن که از دستشویی خارج شدم با صحنه‌ی بسیار عجیبی روبرو شدم. شعاع آفتابی که از پنجره‌ی هواپیما به صورتم می‌تابید، همچون آب سردی بود که بر سرم ریخته شد و تمام تلاش و تقلاهای مرا برای خواندن نماز صبح بی‌اثر کرد. یکی از مأموران مراقبت پرواز که پشت درب اتاق خلبان نشسته بود، وقتی چهره‌ی وا رفته‌ی مرا دید با خیالی آسوده گفت: «اشکالی نداره می‌ری قضاش رو می‌خونی».

خورشید در ارتفاعات بالا زودتر طلوع و دیرتر غروب می‌کند

هواپیماهای مسافربری معمولاً در ارتفاع ۳۰ هزار پا تقریباً معادل ۱۰ کیلومتر بالاتر از سطح زمین پرواز می‌کنند. همین فاصله‌ی ده کیلومتری باعث می‌شود خورشید را زودتر از زمان شرعی طلوع آفتاب ببینیم و دیرتر از وقت شرعی غروب آفتاب پایین برود. به واقع در ارتفاعاتی بالاتر از سطح زمین، طول روز افزایش می‌یابد و شب کوتاه‌تر می‌شود. بر اساس تجربه، دریافته‌ام که در هواپیمایی که در ارتفاع ۳۰۰۰۰ پایی در حال حرکت است، طلوع آفتاب حدوداً نیم ساعت زودتر از زمان شرعی به وقت محلی صورت می‌پذیرد. البته این که به سمت غرب در حرکت باشید یا به سمت شرق، به عنوان عامل دیگر در این معادله تأثیرگذار است. اگر به سمت شرق در حرکت باشید، چون قاعدتاً ساعت خود را با وقت محلی مبدأ تنظیم کرده‌اید و به سمت مشرق و محل طلوع خورشید در حرکت هستید، زمان طلوع آفتاب تعجیل می‌شود و حتی زودتر از نیم ساعت خورشید طلوع می‌کند. اما اگر به سمت غرب در حرکت باشید، زمان طلوع به تأخیر می‌افتد اما همچنان از طلوع آفتاب به وقت محلی زودتر است.

طلوع آفتاب از پنجره هواپیما

طلوع آفتاب از پنجره هواپیما؛ این عکس ۲۶ دقیقه پس از اذان صبح به وقت محلی گرفته شده است

دومین تجربه؛ نماز روی پله‌های هواپیما

در دومین تجربه پس از سوار شدن به هواپیما، سه نکته را رعایت کردم که باعث شد نمازم قضا نشود.

  1. با وضو بودن
  2. همراه داشتن مهر
  3. همراه داشتن قبله‌نما

با توجه به تجربه‌ی قبلی بسیار سعی کردم که وضو را تا لحظه‌ی ورود به هواپیما حفظ کنم و اگر باطل شد آن را تجدید کنم. یک جانماز کوچک به اضافه‌ی مهر به همراه داشتم و ضمناً برنامه‌ی قبله‌نما روی گوشی  موبایلم نصب بود تا بتوانم جهت قبله را به وسیله‌ی GPS گوشی موبایل تشخیص بدهم. لذا مترصد اذان صبح بودم. خوشبختانه پس از نشستن در هواپیما، پرواز تأخیر داشت و درب اصلی هواپیما بسته نشد، با اجازه سرمهماندار، نماز صبح را روی پاگرد اول پله‌ی هواپیما و به سرعت اقامه کردم تا با احساس رضایت و سربلندی در محضر پروردگار متعال، بقیه‌ی سفر را با آرامش بر روی صندلی‌ام بنشینم. الحمدلله

تجربه سوم؛ خدمه‌های مالزیایی

با وجود آن که تمام شب را نخوابیده بودم، بسیار مراقب بودم که خوابم نبرد. این بار علاوه بر مهر و قبله‌نما، وقت اذان صبح و طلوع آفتاب را به وقت محلی شهر مبدأ و مقصد در اینترنت جستجو کرده بودم و به خاطر داشتم. زمانی که خدمه‌ی هواپیما سرگرم توزیع صبحانه بودند، به سمت اتاق خلبان حرکت کردم تا مکان مناسبی را برای خواندن نماز صبح بیابم. بین اولین ردیف مسافران در بخش First Class با ورودی اتاق خلبان حدود یک متر فضای خالی بود که دوستم فوراً در همین جا یکی از پتوهای هواپیما را پهن کرد. زمانی که سرمهماندار مالزیایی از جای خودش بلند شد تا تذکر بدهد، من اشاره کردم که «فقط یک دقیقه» و فوراً الله‌اکبر گفتم و مشغول نماز شدم. در حالی که دوستم داشت سرمهماندار را با صحبت‌هایش آرام می‌کرد و به اصطلاح او را مشغول می‌کرد، نماز من تمام شد و اکنون نوبت او بود که نمازش را بخواند. پس از تمام شدن نماز ما، سرمهماندار از بلندگو اعلام کرد که مسافران لطفاً در صندلی خودشان نماز بخوانند، در حالی که چنین چیزی ممکن نبود و قبله در جهت مخالف حرکت هواپیما اندکی به چپ واقع شده بود و امکان مورب ایستادن به سمت پشت عملاً ناممکن بود. ضمناً رکوع و سجود را نمی‌شد در آن حالت به جای آورد.

برخی افراد که حال و حوصله‌ی خواندن نماز صبح را نداشتند به جای حمایت از ما، به حمایت از مهماندار برخاستند که نباید نظم هواپیما را به هم بزنیم. به نظر من خیلی فرق است بین این که من در تخت خودم خوابم ببرد و نماز صبحم قضا شود یا این که در مقابل ۳۰۰ نفر دیگر از اول اذان صبح بیدار باشم و به همین سادگی نماز صبحم قضا شود. جالب این که بعد از ما برخی افراد دیگر نیز برخاستند و از ما مهر گرفتند و نحوه‌ی محاسبه‌ی زمان و قبله را جویا شدند.

در حالی که به وقت محلی طلوع آفتاب ساعت ۶:۲۴ اعلام شده بود، در ساعت ۵:۴۷ تابش نور آفتاب به داخل هواپیما فرضیه‌ی زودتر بودن طلوع آفتاب در ارتفاع را برای من به اثبات رساند، ضمن این که هواپیما به سمت شمال شرق در حرکت بود و همین امر موجب شد مجموع زمانی که بتوان نماز صبح را اقامه کرد کمتر از ۳۵ دقیقه باشد.

وقتی یکی از پرسنل سپاه و امنیت پرواز دغدغه‌ی قضا شدن نماز مسافر را ندارد و به راحتی می‌گوید غصه نخور بعداً قضایش را می‌خوانی، از مانکن‌های مالزیایی با آن آرایش‌های غلیظ و لباس‌های تنگ انتظاری نیست که در خواندن نماز صبح به فکر من باشند. اینجا هر کسی باید زرنگ کار خودش باشد، آنها می‌خواهند نظم هواپیما به هم نخورد و من می‌خواهم نمازم قضا نشود.

جمع بندی

اگر نماز صبح شما با زمان پروازتان تلاقی داشت و برای‌تان مهم بود که حتماً نماز صبح را در وقتش بخوانید:

  1. مهر و جانماز به همراه داشته باشید
  2. قبله‌نما یا نرم‌افزاری که روی گوشی‌های دارای GPS نصب می‌شوند به همراه ببرید
  3. زمان اذان صبح و طلوع آفتاب را در شهر مبدأ و مقصد برای روز پرواز استخراج کنید و به خاطر داشته باشید
  4. اگر با دوستان یا خانواده خود سفر می‌کنید برای خواندن نماز صبح به صورت گروهی اقدام کنید تا در زمان خواندن نماز صبح یک نفر بقیه‌ی افراد مهمانداران را سرگرم کنند که مزاحمتی برای نماز وی پیش نیاید
  5. یک بطری آب کوچک و نایلون بزرگ به همراه داشته باشید تا در صورت باطل شدن وضو به سرعت و بر روی صندلی خودتان تجدید وضو کنید
  6. از لحظه ورود به هواپیما مکان‌هایی نظیر ابتدا، انتها و روبروی خروجی‌های اضطراری هواپیما را شناسایی کنید
  7. نماز صبح را به محض رسیدن به زمان اذان صبح بخوانید زیرا در ارتفاع بالا خورشید زودتر طلوع می‌کند و فرصت اندک است

به سمت فرودگاه امام خمینی حرکت می‌کردیم که در میانه‌ی راه خوابم برد. احتمالاً عوارضی تهران-قم را رد کرده بودیم که بوی تعفن شدیدی که از خارج وارد ماشین شده بود بیدارم کرد. ساعت اندکی از ۵ بامداد گذشته بود و در آن تاریکی چیزی پیدا نبود. دقایقی بعد به فرودگاه رسیدیم و برای رسیدن به سالن حجاج، تا انتهای فرودگاه رفتیم و از آنجا دور زدیم. شاید ده دقیقه‌ای در خود فرودگاه امام رفتیم تا به درب اصلی سالن حجاج برسیم. جلوی در دو سرباز ایستاده بودند و یک درجه‌دار نیروی انتظامی کارت‌هایمان را کنترل کرد، چون گذرنامه‌ای دست ما نبود. گذرنامه‌ها را امسال زودتر برای ثبت مهر خروج، به فرودگاه برده بودند تا حجاج معطل نشوند.

امسال اولین سالی است که پرواز حجاج از فرودگاه امام خمینی انجام می‌شود. ظاهراً سقوط هواپیمای ایران ۱۴۰ و مشکلات ترافیکی و زیست محیطی که برای ساکنان اطراف فرودگاه مهرآباد پیش آمده، مسئولان را در انتقال پرواز حجاج به این فرودگاه مصمم کرده است.

سالن حجاج به صورت موقت برای این امر اختصاص یافته بود و به هیچ وجه برای بدرقه و استقبال حجاج مناسب نبود. برای رفتن به طبقه‌ی پایین که نمازخانه در آن جا قرار داشت، از یک بالابر مخصوص حمل کالا استفاده کرده بودند که معمولاً در مغازه‌ها برای رسیدن به طبقه‌ی بالکن استفاده می‌شود. با این تفاوت که این بالابر اتاق داشت و از ایمنی بیشتری برخوردار بود. فقط سه دستشویی در داخل سالن تعبیه شده بود و بقیه افراد باید از یک کانکس سیّار که در بیرون سالن مستقر شده بود، جهت سرویس بهداشتی استفاده می‌کردند. ظرفیت سالن هیچ تناسبی با حجم زائران نداشت. اگر چه برای پرواز ما کفایت می‌کرد اما برای پروازهایی که با تأخیر مواجه می‌شود و موجب ترافیک زائران خواهد شد، مناسب نبود. ورودی سالن بلافاصله به دو پله برقی بالارونده و پایین رونده ختم می‌شد که موجب ازدحام در مدخل ورودی خواهد شد.

گذرنامه‌ام را که دریافت کردم، مهر خروج در آن ثبت شده بود. نماز صبح را اول وقت خواندیم و روی صندلی‌های استیل سالن انتظار به حالت لمیده منتظر باز شدن کانتر پرواز بودیم. یک ساعت و نیم گذشت تا گیت باز شود. بعد از گیت یک راهروی طولانی و بلند را می‌بایست طی کنیم که در واقع پلی بر روی اتوبان اصلی داخل فرودگاه بود. انتهای پل دقیقاً روبروی سالن اصلی پروازهای خارجی واقع می‌شد و از آن جا با اتوبوس به سمت هواپیمای ایرباس ۳۰۰ شرکت ماهان حرکت کردیم. قبل از عزیمت به سمت هواپیما به ما اطلاع دادند که با این پرواز قرار است جانبازان سرافراز به همراه خانواده‌های‌شان به حج مشرّف شوند و چون حمل ویلچر از طریق بالابر انجام می‌شود، پرواز با اندکی تأخیر صورت می‌پذیرد.

شماره صندلی من ۳۷A بود. خیلی خوشحال شدم که کنار پنجره هستم. هنوز مثل دوران کودکی، اشتیاق نشستن کنار پنجره و خیره شدن به مناظر بیرون در من هست. به صندلی یاد شده که رسیدم خانمی در جای من نشسته بود و گفت بر اساس شماره نیست، گفته‌اند هر کس هر جا خواست بنشیند. چهره‌ی گرفته‌ی مرا که دید گفت اگر می‌خواهید من از اینجا بلند شوم، گفتم نه خیلی ممنون. جلوتر رفتم و در یک ردیف چهارتایی سر نبش نشستم. ساعت نزدیک ۹ بود و تمام شب گذشته را بیدار بودم. ازدحام مسافران، رفت و آمدهای خدمه هواپیما، صدای بلند فیلم آموزشی شرکت ماهان و صندلی‌های به هم فشرده هواپیما اجازه‌ی خوابیدن نمی‌داد. بعد از بلند شدن هواپیما و خوردن صبحانه، تازه خوابم برده بود که بلندگوی هواپیما اعلام کرد: لطفاً کمربندها را ببندید! تا دقایقی دیگر در فرودگاه مدینه به زمین خواهیم نشست.

نمایی از داخل سالن انتظار فرودگاه مدینه - وفاداری به معماری بومی

نمایی از داخل سالن انتظار فرودگاه مدینه – وفاداری به معماری بومی؛ سقف سالن انتظار کاملاً شبیه به خیمه‌های اعراب بادیه‌نشین طراحی شده است

دوربینی در بالای اتاق خلبان و به سمت جلو نصب شده بود و تصاویر بسیار زیبایی از محیط پیرامون شهر مدینه و نحوه‌ی نشستن هواپیما بر زمین را به داخل منعکس می‌کرد. تمامی مسافران در سکوت کامل چشم به مانیتورها دوخته بودند و وقتی هواپیما به سلامت به زمین نشست، بلند صلوات فرستادند. سرمهماندار هواپیما دمای هوا را ۳۸ درجه اعلام کرد، بعد از سه ساعت پرواز ساعت به وقت محلی ۱۰:۴۰ دقیقه بود، یعنی یک ساعت و نیم عقب‌تر از تهران. نیم ساعت به خاطر اختلاف جغرافیایی و یک ساعت برای استفاده از روشنایی روز در ایران. اینجا در عربستان ساعت‌ها را عقب و جلو نمی‌کنند.

درهای هواپیما که باز شد، جمعیت آرام آرام به سمت درهای خروجی حرکت می‌کرد. پایم را که روی پله‌ی خروجی گذاشتم هُرم گرمای عربستان به صورتم خورد و آفتاب تیز و مستقیم سرزمین حجاز خوشامدگویی می‌کرد. از پای هواپیما با اتوبوس به سمت سالن ورودی حجاج حرکت کردیم. در صف گذرنامه اولین نفر بودم. قبل از ورود به گیت یک کارمند هندی‌تبار فرودگاه با روپوش سفیدرنگ جلو آمد و گفت: “?health card” کارت زرد رنگ سلامت را که پس از تزریق واکسن مننژیت به من داده بودند، نشان دادم و عبور کردم. افسر گذرنامه جوان سیه‌چرده‌ای بود که خیلی حال و حوصله نداشت. دو سه بار دوربین ثبت چهره را جابجا کرد تا بتواند عکس مرا بگیرد. سپس نوبت به انگشت‌نگاری رسید، دست چپ و راست را به صورت جداگانه روی یک اسکنر مربع شکل گذاشتم و وی دستم را روی صفحه‌ی شیشه‌ای فشار می‌داد تا آثار انگشت‌ها به طور کامل بیفتد. مراحل ثبت مهر ورود و جداکردن استیکر و ثبت بارکد در سیستم چند دقیقه‌ای به طول انجامید و پس از دریافت گذرنامه وارد سالن کنترل بار شدم. از این مرحله نیز به سرعت عبور کردم. در سالن خروجی به جهت آن که پرواز ما حامل جانبازان جنگ تحمیلی بود، هیئتی از سوی سازمان حج و زیارت جهت خوشامدگویی با گل و شیرینی به استقبال آمده بودند. من نیز به برکت جانبازان گلویی تازه کردم و لختی بر صندلی‌های انتظار فرودگاه تکیه دادم تا سایر همراهان برسند.

Masjed-Alnabi

مسجد النبی

یک ساعت و نیم طول کشید، تا چمدان‌ها و بار زائران را بر بالای اتوبوس‌ها جاسازی کنند. نزدیک اذان ظهر بود که به هتل رسیدیم. نماز را در هتل خواندم، ناهار خوردم و از خستگی روی تخت بی‌هوش شدم. وقتی از خواب بلند شدم اذان عشاء را هم گفته بودند. رفتن به حرم را به آخر شب موکول کردیم. گلدسته‌های مسجدالنبی از دور خودنمایی می‌کرد و رنگ سبز قبه الخضرای مسجدالرسول مایه‌ی آرامش بینندگان بود. آرام آرام با گام‌هایی کوتاه و شمرده از خیابان علی‌ابن ابی‌طالب (سلام الله علیه) به سمت مسجدالنبی به راه افتادیم. به دور از چشم مأموران سعودی بر درهای فولادی حیاط مسجد بوسه زدم، سلام دادم و به سمت مسجد حرکت کردیم. مسجد خلوت و آرام بود. هوای خنک، تهویه مطبوع و معماری زیبای مسجد آرامش خاصی به انسان می‌دهد. پس از دو رکعت نماز تحیت مسجد، دو رکعت، دو رکعت برای پدر و مادر، دوستان و بستگان و گذشتگان و آنهایی که لحظه‌ی خداحافظی التماس دعا گفته بودند، دو رکعت برای معلمان و اساتیدم و دو رکعت برای آنهایی که حقی بر گردن من دارند نماز خواندم. در انتها از راهروی منتهی به قبر مطهر پیامبر (صلوات الله علیه و آله) عبور کردیم، سلامی دادیم و از باب جبرئیل خارج شدیم.

من و دایی همسرم اشتراکات فراوانی داریم. نام هر دویمان محمدرضاست، هر دو تک پسر هستیم، هر دو مهندسی خوانده‌ایم، دیدگاه‌های اعتقادی و سیاسی‌مان خیلی به هم نزدیک است، هر دو کارمندیم، هر دو اهل سفریم و وقتی به هم می‌رسیم کلی حرف مشترک و لحظات خوش برای تقسیم کردن و لذت بردن داریم. اما یک تفاوت اساسی داریم که من عاشق چای هستم و دایی متنفر از چای.

اوایل که با هم آشنا شده بودیم این چای نخوردن‌های دایی، برایم خیلی عادی و پیش پا افتاده بود. اما رفته رفته برخی از اقوام با طعنه و پرسش، چای نخوردن‌های دایی را زیر سؤال می‌بردند و دایی بیچاره در هر مواجهه با سینی چای می‌بایست برای میزبان توضیح دهد که چای نمی‌نوشد و تعارف هم نمی‌کند و ضمناً علت چای نخوردنش را هم توضیح دهد.

از یک مقطعی به بعد، دایی از حالت دفاعی خارج شد و با معرفی کتاب «پانزده روز تا سلامتی» [۱] نوشته جمشید خدادادی، (تکنیسین موتورهای جت! و مدعی کشف طبّ قرآنی) نه تنها دیگر خودش در موضع سؤال و اتهام نخوردن چای نبود، بل‌که بر اساس این کتاب ما در زمره جاهلینی قرار گرفتیم که از ۶۵ بیماری نوشته شده برای چای بی‌خبر هستیم و نمی‌دانیم که با خوردن این گیاه سمّی و بی‌خاصیت چه زهری را به کام خود می‌ریزیم. خلاصه‌ی استدلال جمشید خدادادی در کتاب فوق و کتاب «ارمغان تندرستی» [۲] مبنی بر زیانبار بودن مصرف چای بدین صورت است:

چای: بیشترین ناراحتی های انسان که باعث مرگ می شوند بیماریهای قلبی هستند که در بین کسانی که چای زیاد مصرف میکنند شیوع دارد.

۶۵ بیماری برای چای نوشته شده (مثلاً کم خونی) و تنها آفت چای در طبیعت، انسان است.

اولین عوارض کسانی که چای زیاد بخورند ساییدگی و ناراحتی استخوان و دیسک کمر و فتخ دیسک است و در صورت ادامه یافتن دچار سنگ های کلیوی و تومورهای کلسیمی مغزی می شوند.

چای دارای پلی فنل می باشد که یک ماده آروماتیک حلقوی است. مواد آروماتیک حلقوی سرطانزا هستند. در رسانه ها به اشتباه به پلی فنل ،آنتی اکسیدان گفته می شود.(آنتی اکسیدان به ویتامین هایی مثل A و B و C و D  گفته می شود).

نوشیدن چای بعد از غذا آهن موجود در خون را (که وظیفه انتقال اکسیژن و دفع دی اکسید کربن را دارد) از بین می برد و همین امر باعث بیماری های متعددی می شود از جمله: فقر و ازدیاد (!؟) آهن، کم خونی، چربی خون، بالا بودن فریتین در خون (آهن ذخیره در کبد)، ساییدگی استخوان، آرتروز، خار پاشنه، رشد استخوان دنبالچه و… .

آب جوش: آب بر اثر جوشیدن املاح خود را از دست می دهد و اگر مرتب میل شود با خون ترکیب شده و املاح آن را دفع می کند. همچنین آب جوش مدرّ است و با مصرف مکرر آن سلول های اپیتلیال کلیه آسیب می بینند و با تحریک این سلول ها مایعات بدن دفع می شوند و باعث غلظت پلاسما و خون شده و عوارض زیر را موجب میشود: غلظت خون، خواب رفتگی دست و پا، درست کار نکردن سلول اندام ها و اجتماع مواد زاید در بدن.

یکی از مهم‌ترین مبانی استدلالی جمشید خدادادی برای مضرّ بودن چای این است که هیچ موجود زنده‌ای جز انسان برگ چای را نمی‌خورد و چای هیچ آفتی جز انسان ندارد. از غیرمحترمانه بودن تعبیر آفت که بگذریم، آیا حضرت استاد خدادادی با خودشان فکر نکرده‌اند که گیاه فلفل نیز هیچ گونه آفتی ندارد و هیچ جنبنده‌ای به سمت این گیاه تند و تیز نمی‌رود؟ و آیا در همین دو کتاب به تفصیل خواص درمانی فلفل یاد نشده است؟ پس چگونه است که برای فلفل جمله «تنها آفت آن انسان است» را به کار نبرده‌اید؟ آیا نمک طعام که در طبیعت موجود است آفت دارد؟ و آیا اصولاً معیار خوب بودن و مفید بودن هر چیز خوردنی وجود آفت برای آن چیز است؟ من قصد ندارم که در این نوشته به نقد کتاب مذکور یا «طب قرآنی» مورد ادعای جمشید خدادادی بپردازم، علاقمندان می‌توانند نقدهای وارد به این سبک درمانی را در وبلاگ «حرف‌های ناروا از بعضی‌ها» [۳] به تفصیل مطالعه کنند.

مشروعیت بخشی به میل درونی

دایی از کودکی علاقه‌ای به چای نداشته و ضمناً پدر و مادرش نیز چای را خوب دم نمی‌کرده‌اند و اصولاً چای خوبی هم تهیه نمی‌کرده‌اند و چه بسا همین دو عامل نقش به سزایی در بی‌علاقگی دایی به چای داشته باشند. از سوی دیگر غالب افراد در جامعه‌ی ایرانی چای می‌نوشند و دایی در گروه اقلیت قرار می‌گرفته و جامعه نیز به لحاظ توسعه فرهنگی به سطحی نرسیده است که تفاوت‌ها را محترم شمارد و به خاطر همرنگ نبودن با جماعت آنها را استنطاق نکند، لذا نتیجه آن شده که دایی مدام باید پاسخگو باشد که چرا چای (یعنی خواست اکثریت) را دوست ندارد. واکنش دایی به این نوع برخورد، جستجوی مستنداتی برای مشروعیت بخشیدن علمی به رأی و اندیشه خود بوده است. چون موافقت طبع و میل درونی با چنین اندیشه‌ای کاملاً همسو و هم‌جهت است، دقت در مبانی نظری و نحوه‌ی استدلال گوینده به پایین‌ترین حد خود می‌رسد و در یک مبادله‌ی اجتماعی دایی از جمشید خدادادی مشروعیت برای نخوردن چای می‌گیرد و جمشید خدادادی یک مشتری جدید برای فروش کتب، جلسات حضوری و عسل طبیعی تحت لیسانس خودش پیدا می‌کند. علاقمندی دایی به طب سنتی تا بدان جا پیش رفته که بعضاً برای همکاران و نزدیکان، نسخه هم تجویز می‌کند و یک سری مرید هم پیدا کرده و بعضاً مریدان نیز از نسخه‌ی او شفا یافته‌اند. جوّ فعلی فامیل الان به یک حالت دو قطبی موافقان و مخالفان چای تبدیل شده است که سردمدار این نهضت ضد چای دایی است، ابتدا خانواده‌اش به وی گرویده‌اند و سپس برخی از جوان‌های فامیل. البته این وضعیت دو قطبی علاوه بر آن چیزی است که بعد از انتخابات ۸۸ بر فامیل و بستگان من رفته است. یعنی گل بود و به سبزه نیز آراسته شد.

جمع‌بندی و نتیجه گیری

نخست : احترام به تفاوت‌ها و بالا بردن سطح تحمل

اگر ما دایی را همان گونه که هست پذیرفته بودیم و چای نخوردنش را محترم می‌شمردیم و اصراری بر تغییر نظر او نمی‌کردیم، شاید شاهد چنین واکنشی نبودیم. نه بر مشتریان یک مدعی شبه‌علم افزوده بودیم و نه بهترین فرصت‌ها برای لذت بردن از اشتراکات‌مان را به صحنه نفی و اثبات چای تبدیل کرده بودیم. توسعه چه ارتباط تنگاتنگی با شرح صدر و وسعت دید دارد.

دوم : مشروعیت بخشیدن به طبع و میل درونی

چه بسیار دانشمندان و محققانی را دیده‌ام که حقیقت را نه آن گونه که هست، بل آن گونه که دوست دارند باشد، جلوه داده‌اند. مرکز زمین را همان جایی که ایستاده‌اند، پنداشته‌اند. این یکی از فراگیرترین خطاهای بشری در کشف حقیقت است که آدمی درگیر خواست‌ها و طبایعی است که بدان‌ها سرشته شده است. چگونه می‌توان عقل را از کشش‌ها و جذبه‌های این امیال قوی مصون داشت تا در شناخت حقیقت اشتباه نکند؟ چه بسا خود من در لحظه نگارش این یادداشت دچار چنین خطایی شده باشم.

سوم : چای خواص متعدد درمانی دارد

مصرف چای اعم از سبز یا سیاه، در کاهش ابتلا به سرطان پوست [۴]، سرطان تخمدان [۵] و بیماری‌های قلبی [۶] مؤثر است. چای آرامبخش است و خستگی انسان را رفع می‌کند [۷]، چای سبز، رشد تومورهای سرطان پروستات را کند می کند [۸]، چای سبز سرطان خون زودرس را درمان می‌کند [۹]، نوشیدن چای سبز به کنترل سرطان مثانه کمک می کند [۱۰] و در کل چای قاتل سلول‌های سرطانی است [۱۱]. مصرف زیاده از حد هر چیز از جمله «آب» که مایه‌ی حیات است، می‌تواند برای سلامتی مضرّ باشد که چای نیز از این قاعده مستثنا نیست.

آب ار چه همه زلال خیزد      از خوردن پُر ملال خیزد [۱۲]

ارجاعات و پی‌نوشت‌ها

[۱] جمشید خدادادی؛ «پانزده روز تا سلامتی»؛  نشر شهر تهران (وابسته به سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران) (۰۶ مهر، ۱۳۹۲)

[۲] جمشید خدادادی؛ «ارمغان سلامتی»؛ نشر شهر تهران؛ ۱۳۸۹

[۳] حرف‌های ناروا از بعضی‌ها؛ نقد ادعاهای جمشید خدادادی درباره طب قرآنی http://narava.blogfa.com/category/9/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%8A-(%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%8A-%D8%B7%D8%A8-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%D9%8A)

[۴] «مصرف چای؛ عامل کاهش سرطان پوست»؛ روزنامه اعتماد؛ شماره ۱۳۹۳؛  ۲۵/۲/۸۶؛ ص۹

[۵] «چای خطر سرطان تخمدان را کاهش می دهد»؛ روزنامه جام جم؛ شماره ۲۸۰۲؛ مورخ ۱۹/۱۲/۸۸؛ ص۱۶

[۶] «بیماران قلبی چای بنوشند»؛ روزنامه جام جم؛ شماره ۲۷۴۲؛ مورخ ۲/۱۰/۸۸؛ ص ۵

[۷] «آرامش در یک فنجان چای»؛ روزنامه ایران؛ شماره ۳۴۸۲؛ مورخ ۶/۸/۸۵؛ ص۱۷

[۸] «چای سبز، رشد تومورهای سرطان پروستات را کند می کند»؛ روزنامه جام جم؛ شماره ۲۶۱۸؛ مورخ ۵/۵/۸۸؛ ص ۵

[۹] «درمان سرطان خون زودرس با چای سبز»؛ روزنامه آفتاب یزد؛ شماره ۲۶۴۱؛ مورخ ۱۰/۳/۸۸؛ ص ۶

[۱۰] «نوشیدن چای سبز به کنترل سرطان مثانه کمک می کند»؛ روزنامه آفتاب یزد؛ شماره ۲۳۵۵؛ مورخ ۲۶/۲/۸۷؛ ص ۶

[۱۱] «چای قاتل سلول های سرطانی»؛ روزنامه کیهان؛ شماره ۱۹۹۷۳؛ مورخ ۲۲/۴/۹۰؛ ص ۷

[۱۲] نظامی گنجوی؛ لیلی و مجنون؛ http://ganjoor.net/nezami/5ganj/leyli-majnoon/sh9

دقیقاً هزار روز دیگر، به شرط این که زنده باشم، چهل ساله خواهم شد.

هزار روز دیگر، فوّاره‌ی عمرم رو به پایین افول خواهد کرد.

هزار روز دیگر، رسماً ایام جوانی را وداع خواهم گفت.

هزار روز دیگر، در سراشیبی میانسالی قرار خواهم گرفت، کما این که اندک اندک، برخی ناتوانی‌های جسمی را به نسبت گذشته احساس می‌کنم.

هزار روز دیگر، زمان برای من باقی است تا در تغییر یا تثبیت شخصیت دلخواهم بکوشم.

کاش می‌شد در آستانه چهل سالگی، به سان ناصر خسروی قبادیانی توبه کنم، بار سفر ببندم و راهی سرنوشت شوم.

یا مثل سعدی، در نشیمن عزلت نشینم و دامن صحبت فراهم چینم و دفتر از گفت‌های پریشان بشویم.

گذر عمر برایم چنان سریع و برداشتم از جویبار لحظه‌ها چنان اندک است که حقیقتاً احساس خسران می‌کنم.

اگر عمر را به چهار دوره‌ی بیست ساله تقسیم کنیم، چه زود بهار و تابستانش گذشت و چه زود زمان برداشت محصول رسید. به کاشته‌ها و داشته‌ها که می‌نگرم، محصول قابل و ثمره‌ی درخور توجهی نمی‌بینم که بتوان پاییز و زمستان را با آن‌ها سر کرد.

فقط هزار روز زمان دارم تا پایان تابستان عمر، هزار روز تا اربعین زندگی. امید که در چهل سالگی به پختگی برسم و از کالی و سختی و تعصب عبور کنم و برسم، که رسیده شدن در چهل سالگی، به چهل رسیدن نیست، بل چگونه به چهل رسیدن است. در زیر آفتاب و پا در جویبار یا بر ساحل سلامت و خفته در سایه‌سار.

این جهان همچون درخت است  ای کرام         ما بر او چون  میوه های نیم خام

سخت   گیرد   خام   ها   مر   شاخ  را         زانکه  در خامی،  نشاید  کاخ  را

چون  بپُخت  و گشت  شیرین  لب گزان         سست گیرد شاخ ها را بعد  از آن

چون  از  آن اقبال،  شیرین  شد  دهان          سرد  شد  بر  آدمی  مُلک  جهان

سختگیری   و  تعصب    خامی    است         تا جَنینی، کار، خون آشامی  است

همین قدر می‌دانم که به یک وقفه نیازمندم. به یک کات، به یک بریدن و جدا شدن از اکنون خویش. تا خویشتن را بازیابم که من کیستم و آیا مقصد همین است که من می‌روم و راه رسیدن به مقصد نیز همین است و اگر نیست چه باید کرد؟ بنشینم روبروی آینه، به خودم بگویم محمد! داستان دارد به نیمه می‌رسد، شخصیت محمد را خوب پرورش داده‌ای؟ این همان قهرمان رؤیاهای کودکی توست؟ از اینجا به بعد دیگر نمی‌شود خیلی در داستان دست برد. چون از این قصه‌های آبکی می‌شود که داستانش انسجام و استخوان‌بندی لازم را ندارد، شخصیت قهرمان داستان آن قدر خاکستری و رفتارش آن قدر سینوسی است که خوانندگان و بینندگان را گیج کرده است.

محمد! خوب نگاه کن! هزار روز وقت داریم فقط! به نقطه‌ی اوج داستان زندگی نزدیک می‌شویم.

امیدوارم گره داستان را آن قدر خوب بنویسم که نخست خودم از خواندن آن لذت ببرم و هر بار که گذشته را مرور می‌کنم، طعم شیرینی تصمیم‌ها و انتخاب‌هایم را دوباره احساس کنم و هم موجب سربلندی عزیزانی باشم که برایم زحمت کشیدند و چشم امید به من دوختند. خدایا کمکم کن!

در همین زمینه: