سال ۸۸ بود كه براي يافتن آموزشگاه کارشناسی ارشد مناسب جهت آمادگي براي رشته‌ي مديريت اجرايي پرس و جو مي‌كردم و به جواب مشخصي نرسيدم. دل را به دريا زدم و در آموزشگاه پارسه ثبت نام كردم. در تبليغات سايت پارسه نوشته است كه به شما مشاوره رايگان در خصوص انتخاب رشته داده مي‌شود. اما اين مشاوره دامي بيش نيست كه شما را متقاعد كند براي قبولي در كنكور كارشناسي ارشد هيچ راهي نداريد مگر اين كه در كلاس‌ها و آزمون‌هاي ما ثبت نام كنيد.

مشاور بخش مديريت اجرايي جواني بود با ته لهجه‌ي مشهدي و چشمان ريز و بسيار زيرك. خلاصه با هر زباني كه بود مرا قانع كرد كه در تمام كلاس‌ها حتي ادبيات فارسي ثبت نام كنم. بعداً با گشت و گذار در وبلاگ‌ها دريافتم كه كلاس زبان انگليسي و ادبيات فارسي هيچ كمكي براي آمادگي در كنكور نمي‌كند و رفتم از اين دو كلاس انصراف دادم.

علي رغم تبليغات رنگارنگي كه در تلويزيون و بر روي بيلبوردها براي اين مؤسسه‌ي به اصطلاح آموزش عالي مي‌شود، برخورد كاركنان پارسه مثل اين رستوران‌دارهاي بين راهي است و نگاهشان به مشتري مثل گوشت قرباني.  روز شروع كلاس‌ها فرا رسيد و براي دريافت كارت ورود به كلاس مراجعه كردم، گفتند شما بدهي داريد و تا بدهي را پرداخت نكنيد، كارت به شما تحويل داده نمي‌شود. گفتم پدرجان! بنده از كلاس‌هاي فارسي و انگليسي انصراف داده‌ام و طلبكار هم هستم. گفتند نه! قيمت يكي از كلاس‌ها ۲۰ هزار تومان افزايش يافته و شما اول بايد آن ۲۰ هزار تومان را پرداخت كنيد، بعد ما هم طلب شما را مي‌دهيم! چه جالب!

خلاصه اين كه سطح كلاس‌هاي تئوري‌هاي مديريت بد نبود و براي من كه مديريت نخوانده بودم مناسب بود. كلاس‌هاي هوش و استعداد و آمادگي تحصيلي (GMAT) هم بد نبود. رتبه‌هاي نسبتاً خوبي هم در آزمون‌هاي پارسه كسب مي‌كردم. اما يك اشكال بسيار استراتژيك وجود داشت و آن اين كه خودم را محدود به جزوات پارسه كردم و اين مسأله را زماني فهميدم كه ديگر خيلي دير شده بود. مدام سر كلاس‌هاي پارسه مي‌گفتند شما با مطالعه‌ي همين جزوات به راحتي قبول خواهيد شد و اصلاً اين گونه نيست. حداقل 10 سؤال از سؤالات تئوري‌هاي مديريت اصلاً در جزوه پارسه نبود. در دو آزمون آخر پارسه كه از 100 درصد مباحث امتحان به عمل آمد موفق شدم مكرراً رتبه‌ي 3 آزمون را كسب كنم. مشاور من برايم رتبه‌ي تك رقمي پيش‌بيني كرده بود. اما اعتماد بيش از حد به جزوه‌هاي پارسه منجر شد نهايتاً رتبه‌ي 112 مديريت اجرايي و 112 مديريت شهري را كسب كنم.

از سوي ديگر يكي از مسئولين سنجش تكميلي كه از دوستان بود و شنيده‌ بود كه من در آزمون‌هاي پارسه رتبه‌هاي خوبي كسب مي‌كنم، از روي محبت و براي تبليغ كارشان برايم در آزمون‌هاي سنجش تكميلي ثبت نام كرد و كارت ورود به جلسه و برنامه‌ي آزمون‌ها را برايم فرستاد. در سه آزمون سنجش تكميلي نيز به ترتيب رتبه‌هاي 2، 3 و 12 كسب كردم. سطح سؤالات سنجش تكميلي به نظرم نرمال‌تر از سؤالات پارسه بود. اما به نظرم آنچه باعث بروز اين اختلاف رتبه زياد بين آزمون‌هاي آزمايشي و كنكور كارشناسي ارشد شد، غير مترقبه بودن سؤالات آزمون 89 به خصوص تست‌هاي GMAT بود. تقريباً مثل اين كه شما خودتان را براي كشتي آزاد آماده كرده‌ايد و وقتي وارد رينگ مي‌شويد مي‌بينيد مسابقه كشتي فرنگي است و شما كه تخصص‌تان در زيرگيري است يك دفعه خلع سلاح مي‌شويد.

اما بعد از قبولي در دانشگاه علامه متوجه شدم بسياري از همكلاسي‌هايم در مؤسسه ماهان ثبت نام كرده‌ بودند. اساس مؤسسه‌ي ماهان هم با رشته‌ي مديريت و به ويژه MBA شكل گرفته است و در اين دو رشته يد طولايي دارد. چند باري هم كه براي كسب اطلاعات تماس گرفته بودم برخوردشان بهتر از مؤسسه پارسه بود و شايد اگر در ماهان ثبت نام كرده بودم موفق‌تر بودم. تعداد كساني كه در آزمون‌هاي رشته‌ي مديريت ماهان شركت مي‌كنند حدود 2 برابر پارسه و 4 برابر سنجش تكميلي بود. (آمار مربوط به سال 88 است). اين آمار را از كارنامه‌ي آزمون و رتبه‌ي آخرين فرد مي‌توان استخراج كرد.

ثبت نام در مؤسسه‌ي پارسه را به هيچ كس توصيه نمي‌كنم. چون بيش از آن كه اين مؤسسه يك مجموعه‌ي علمي باشد يك دكان كسب درآمد است و كمترين نشان از علم و آدم‌هاي علمي در آن نمي‌بينيد. جالب است بدانيد بعد از آزمون به دليل كسب رتبه‌هاي ممتاز در پارسه با من تماس گرفتند تا مجموعه‌ي آزمون‌ها را ارزيابي كنم. حق‌الزحمه‌ي 150 هزار توماني هم در نظر گرفتند كه بنده نهايتاً گفتم حاضرم اين پول را نگيرم ولي يك ساعت با رئيس مؤسسه‌ي پارسه ديدار كنم. وقتي اين حرف را زدم برق از كلّه‌ي خانم پورعاقلي -مسئول آزمون مديريت- پريد و گفت: «اصلاً امكان نداره شما با آقاي مهندس بتونيد ملاقات كنيد، ايشون اصلاً وقت ندارن». گفتم يعني ايشان در ازاي نپرداختن 150 هزار تومان حاضر نيست حرف‌هاي يك منتقد را بشنوند و پاسخ شنيدم: «نه». گفتند اگر حرفي داريد بنويسيد ما قول مي‌دهيم نامه‌ي شما را به ايشان برسانيم. گفتم: «افتخار نمي‌دهم براي چنين فرد متكبري نامه بنويسم».

ادامه مطلب:

توضيحات يكي از كاربران سايت

دوستان گلم یه چیزی رو بهتون میگم به شرط گوش شنوا
من وقتی کامنت های شما دوستان گل رو مرور کردم یه چیزی رو متوجه شدم
بعضی از دوستان تا وقتی هنوز فصل درس و دانشگاه نشده میرن سراغ تفریح و کلا درس و دانشگاه رو بیخیال میشن
بعد که شهریور ماه میرسه و تبلیغات موسسات کم کم شروع میشه تازه یادشون میوفته که ای دل غافل! قرار بود برم تحقیق کنم کدوم موسسه بهتره
بعد برای اینکه دیر نشه اولین جایی که میرن رفتن پیش مشاوره خود اون موسست
آخه دوستان گلم کدوم ماست بندی میاد بگه ماست من ترشه؟
یا اون دوستانی  که مثلا میخوان به خودشون ثابت کنن که زرنگن و گول موسسات رو نمیخورن میان تو اینترنت سرچ میکنند و مثلا مطلب آقای اسدی میاد بالا
این دوستان گل هم چون دیر شروع کردن و میترسن ثبت نام تموم شه به زور از مدیر سایت میخوان در عرض 5 دقیقه بهشون بگه بهترین موسسه و پکیج کدومه برن ثبت نام
بعد ایشونم طبق تجربیات شخصی خودشون یه جوابی میدن و شما میرید ثبت نام
اگر قبول شدید که میرید همه جا میگید به به عجب موسسه ای بود
به به عجب سایتی بود
ولی خدا نکنه قبول نشید
زمین و زمان رو به هم میریزید و هرچی نفرین و ناسزاست نثار اون موسسه و سایت و مشاور میکنید
آخه دوستان عزیز
انتخاب رشته جزء تصمیمات سرنوشت ساز زندگیه و باید براش خیلی وقت گذاشت و تحقیق کرد(اینو دارید از کسی میشنوید که یکسال برای انتخاب رشتش وقت گذاشت و الانم کاملا راضیه)
پس سر صبر اقدام کنید تا در آینده پشیمون نشید و به این جمله ایمان بیارید که عجله کار شیطونه!
چون این موسسات هم از همین عجله ی شما عزیزانه که پول به جیب میزنند
و نکته ی دوم اینکه هیچوقت پکیج کامل هیچ موسسه ای رو نگیرید و برای هر درستون تحقیق کنید کتاب کدوم موسسه بهتره
مثلا برای آمار مدرسان بهتره یا برای اقتصاد خرد پوران پژوهش بهتره و…(اینا فقط مثال بودن)
مخلص کلام اینکه اول توکل
دوم صبر
و سوم تحقیق به طور مفصل و دقیق و به موقع
موفق باشید