نكاتي كه خدمت شما عرض مي‌كنم تجارب شخصي بنده است، قبل، حين و بعد از دوران مديريتم و بيش از هر چيز قصدم ثبت و ضبط كردن آنهاست براي روزي كه به كار آيد:

  1. مديريت بر يك سازمان يا بخشي از سازمان مثل ازدواج با زن مطلّقه‌ي بچه‌دار است. اين زن قبل از شما شوهري (رئيسي) داشته است و بچه‌هايي (كاركناني) دارد كه قرار است شما از اين پس سرپرست‌شان باشيد. اين نكته را از اين جهت عرض كردم كه بدانيد شما ميراث‌دار كاركنان و سازماني هستيد كه قبل از شما داراي يك فرهنگ سازماني خاص و ارزش‌هاي مشخص بوده است كه لزوماً با فرهنگ و ارزش‌هاي شما منطبق نيست. لذا انتظار نداشته باشيد از همان اول دستورات شما مو به مو اجرا شود. ابتدا بايد بنشينيد و با خانواده‌ي جديدتان آشنا شويد تا براي گفتگو زبان مشتركي پيدا كنيد.
  2. كساني هستند كه شما با ايشان آشنايي قبلي نداريد و يا رابطه‌ي شما با هم خيلي صميمي نبوده‌ است، اگر اين گونه افراد بعد از رئيس شدن شما بيش از حد متعارف شما را تحويل مي‌گيرند و قربان و صدقه مي‌روند بدانيد بزرگترين دشمنان شما همين‌ها هستند.
  3. كساني قبل از شما در اين سازمان پست و مقام داشته‌اند و با آمدن شما و تيم شما دست‌شان از برخي منابع و موقعيت‌ها كوتاه شده است. برخي از كاركنان فعلي از هم‌پيمانان تيم قبلي هستند كه بي‌علاقه نيستند شما با كلّه زمين بخوريد و مجدداً تيم قبلي برگردند، لذا حواستان به اين گونه افراد باشد.
  4. مسئول دفتر (Secretary) همان گونه كه از نام انگليسي‌اش پيداست محرم اسرار (Secrets) و رازهاي شماست. در انتخاب مسئول دفتر بسيار دقت كنيد و فرد امين و مورد اعتماد خودتان را انتخاب كنيد. البته ترجيحاً مسئول دفتر بايد از داخل سازمان باشد تا با افراد و ساختار سازمان آشنايي داشته باشد. وقتي معاون قديمي سازمان به دفتر شما تلفن مي‌كند، نپرسد: «ببخشيد شما؟». در يك كلام، مسئول دفتر ماهر و مسلط به امور اداري مي‌تواند شما را تا حد وزير بالا ببرد و مي‌تواند شما را به بخش خدمات منتقل كند. (در خصوص اهميت جايگاه مسئول دفتر ترجيح مي‌دهم يك مطلب جداگانه بنويسم)
  5. از همان ابتدا ميختان را محكم بكوبيد و در خصوص حق‌الزحمه و حكم مديريت و حيطه‌ي اختيارات حرفتان را قاطعانه و با احترام با مسئول مافوق در ميان بگذاريد. مسئولين غالباً فراموش‌كار هستند (حمل به صحت) و خودشان هم پيگير حرف‌هاي هزينه‌دار خودشان نيستند. لذا سعي كنيد قول و قرارهايتان را حتماً مكتوب كنيد تا بعداً قابل استناد باشد.
  6. در جمهوري اسلامي هر لحظه امكان دارد يك نفر در اتاق شما را بزند و با حكم مديريت جديد، خودش را مدير فعلي و شما را مدير سابق قلمداد كند. لذا دنبال چاپ كارت ويزيت و شلوغ كردن اتاق كارتان نباشيد. ضمناً پول نقد و عكس‌هاي خانوادگي را در اتاقتان نگه نداريد، چون مواردي را بنده مشاهده كرده‌ام كه در ايام مسافرت يك مدير، توپي يا مغزي در اتاق مدير را عوض كرده‌اند و مدير فلك زده وقتي برگشته است، متوجه شده اتاق را به كس ديگري اجاره داده‌اند. (آقاي منوچهر متكي وزير اسبق خارجه، فقط يك نمونه‌ است)
  7. با كاركنان و زيردستان خودتان مثل همكار و در شرايط برابر رفتار كنيد چون به همان دلايل گفته شده در بند قبلي هر لحظه امكان دارد، شما تا حد يك كارمند عادي سقوط كنيد و با زيردستان خود همكار شويد. جمله‌ي زيبايي در اين خصوص هست كه مي‌گويد: «موقع بالا رفتن با دیگران درست رفتار کن و با محبت رد شو زیرا موقع سقوط از کنار تک تکشون عبور میکنی»
  8. مديريت كردن مثل كوهنوردي است. كوهنورد شب قبل از صعود تك تك لوازم كوهنوردي خودش را چك مي‌كند. يك طناب پوسيده، يك حلقه‌ي زنگ‌زده و يك عصاي فرسوده مي‌توانند كوهنورد را به قعر دره سرنگون كنند. ابزار مدير در اين صعود، كاركنان او هستند. مدير بايد از استحكام و توان هر يك از كاركنان خود با خبر شود و بر اساس ميزان شايستگي و توانايي آنها را از بهترين تا بدترين كارمند، در نقاط حساس سازمان بچيند. گاهي اوقات فقط يك خطاي فاحش از يك كارمند، موجب بركناري مدير خواهد شد.
  9. محيط دروني و بيروني سازمان را مرتباً رصد (Scan) كنيد. به نظر بنده سازمان‌هاي دولتي در ايران به لحاظ بي‌ثباتي مديريت‌ها و تغيير مداوم قوانين از جنس سازمان‌هاي پيچيده و پويا هستند. بهترين استراتژي در اين شرايط رصد كردن آخرين اخبار و تغييرات است. با ايجاد رابطه‌ي دوستانه با آبدارچي‌ها و مسئولين انتظامات مي‌توانيد بهترين و دسته اول‌ترين خبرها را دريافت كنيد.
  10. هرگز سعي نكنيد مسئول مافوق خودتان را دور بزنيد و بخواهيد با يك رده بالاتر از مسئول مافوق‌تان مستقيماً ارتباط برقرار كنيد. اين كار باعث توهين به مسئول مافوق شده و او احساس مي‌كند شما براي او شاخ شده‌ايد و در صدد برمي‌آيد اين شاخ را بشكند.

باقي نكات را به جهت طولاني نشدن اين مطلب به آينده موكول مي‌كنم.

در همين زمينه: