از ويژگي‌هاي بسيار دلچسب و پسنديده‌ي نوروز، ديد و بازديد اقوام و نزديكان است.

در اين مهماني‌ها فرصتي دست مي‌دهد كه از حال و احوال هم‌بازي‌هاي قديم (پسرهاي فاميل) با خبر شويم. حالا ديگر هر كدام براي خودشان صاحب زن و فرزند و زندگي مستقل شده‌اند.

ديروز پسر عموي عزيزم -وحيد- را ديدم كه به تازگي صاحب فرزند شده است. به او تبريك گفتم و نام اين نورسيده را پرسيدم.

وحيد گفت: اسمش «آترين» است!!!

ديگر رويم نشد كه بپرسم با عرض معذرت حالا پسر است يا دختر؟

همسرم با اشاره از آن سوي اتاق به من فهماند كه نوزادشان دختر است.

هر كسي حق دارد اسم مطلوبش را براي فرزندش انتخاب كند و در اين حق هيچ شكي نيست. مطلبي كه مي‌خواهم عرض كنم اشاره به يك روند اجتماعي-فرهنگي براي نامگذاري كودكان دارد.

تا حالا به اسامي پدران، پدربزرگ‌ها، اساتيد و مشاهير علمي و ادبي قرن معاصر دقت كرده‌ايد. غالب اسامي از نام‌هاي مبارك معصومين يا اسامي حضرت حق است، و برخي از آنها هم با يك رويكرد فروتنانه. مثلاً غلامحسين، غلامعلي، غلامعباس،‌ عبدالعظيم، عبدالكريم، نورالله، حشمت‌الله و …

اما اتفاقي كه الان دارد رخ مي‌دهد اين است كه مذهبي‌هاي ما اسم فرزندشان را مي‌گذارند اميرحسين، اميرعلي، اميرمحمد، محمدپارسا، مبينا، اتنا و … نمي‌دانم پدران ما عقلشان نمي‌رسيده يا بدسليقه بوده‌اند كه به جاي غلامحسين، نگذاشته‌اند اميرحسين!!!

و برخي ديگر كه گرايش مذهبي ندارند يا گرايش‌شان كمرنگ است اين اسامي را انتخاب مي‌كنند: رومينا، رادين، سوزيانا، كاتيوشا، روژين، رهام، آبتين، رامسين، آريانا و …

اگر اين گونه نامگذاري‌ها صرفاً به جهت تنوع و گسترش دايره‌ي اسامي افراد باشد، مي‌توان آن را به فال نيك گرفت اما بيم آن مي‌رود كه نوعي اسلام‌زدگي و اسلام‌زدايي و يا به تعبير يكي از دوستان نوعي عرب‌ستيزي در پشت اين اسامي باشد كه اين هشداري است براي متوليان فرهنگ. دقت كنيد بنده با نام‌هايي مثل سهراب و اسفنديار و كاوه و امثال اين‌ها هيچ مشكلي ندارم چون اين اسامي بخشي از فرهنگ و تمدن ماست اما برخي از اين اسامي عجيب و غريب را در هيچ كتاب تاريخي و ادبي نديده‌ام و به گوش من و خيلي از شماها ناآشنا است.

به نظرم نوعي رجعت همراه با افراط در اين قبيل اسامي وجود دارد. يعني به تلافي آن غلامحسين و غلامرضا و محمد محي‌الدين، حالا مي‌خواهيم يك نام‌هايي بگذاريم كه از آن طرف بام بيفتيم.

اين نوع نامگذاري به نظر من خارج از اعتدال است.