مقدمه

اين يادداشت در ادامه‌ي دو يادداشت «چراغ زرد يا چراغ نارنجي؛ يادداشتي بر بي‌دقتي ايرانيان» و «يادداشتي بر بي‌دقتي ايرانيان؛ بخش دوم: زبان فارسي» به بررسي علل ساختاري بي‌دقتي ايرانيان مي‌پردازد.

دكتر همايون كاتوزيان در نظريه «ايران، جامعه كوتاه مدت» يا «جامعه كلنگي» به بررسي فقدان قاعده‌ي مناسب براي تعيين جانشين پادشاهان در ايران پرداخته است. در غرب قاعده‌ي ارشديّت روشن مي‌ساخت كه پسر بزرگتر بعد از پدر عهده‌دار سلطنت خواهد بود. اما در ايران فرّه‌ايزدي جايگزين ارشديّت شده بود و هيچ نشانه و شاخص خاصي الا توانمندي پسر براي نشستن به جاي پدر جهت معلوم شدن وجود فره ايزدي در ميان نبود. هر كدام از پسران پادشاه كه موفق مي‌شدند بر مخالفان خود غلبه يابند و بر جاي پدر بنشينند، فره‌ ايزدي داشتند و در غير اين صورت خير. همين مسأله باعث مي‌شد كه نگراني‌ها براي وضعيت حكومت پس از مرگ پادشاه فعلي وجود داشته باشد و ساختارهاي اجتماعي از ثبات و قوام لازم برخوردار نباشد.

مطابق اين نظريه ضعف حاكميت قانون و استبدادي بودن جامعه اعم از دولت و مردم باعث شده است كه هيچ قاعده و رويه‌اي به صورت بلند مدت در جامعه دنبال نشود و همه چيز در مقاطع زماني كوتاه مدت ويران شود و از نو بنا گردد.

ويژگي اصلي جامعه‌ي كوتاه مدت، موقتي بودن امور و دم‌غنيمت‌شمردن و به فكر زمان حال بودن و براي آينده‌ي دراز مدت برنامه‌اي نداشتن است. وقتي بي‌ثباتي و تغيير مداوم ساختارها و قوانين در يك جامعه پذيرفته شود، شتاب و عجله يكي از پيامدهاي آن خواهد بود. سال گذشته در يادداشتي تحت عنوان «عجله و شتاب عامل 70 درصد تصادفات رانندگي در ايران» به ريشه‌يابي عجول بودن ايرانيان اشاراتي داشته‌ام.

عجله دشمن دقت و دقيق بودن است. دقت نيازمند تمركز و ثبات ساختارهاي فكري، رواني و اجتماعي است. جامعه‌اي كه به دليل تغييرات سريع و گسترده در همه‌ي بخش‌ها و ساختارها آينده‌ي روشن و باثباتي براي خودش متصور نباشد، با دقت و حوصله و به صورت ريشه‌اي به مسائل نخواهد پرداخت. پس عجله و شتاب يكي از اصلي‌ترين دلايل بي‌دقتي ايرانيان است.

در جامعه كوتاه مدت، به تعبير دكتر نعمت‌الله فاضلي به جاي هر چيز ماكت آن چيز را ساخته‌ايم. از علم و دانش و دانشجو و استاد و  دانشگاه، ماكت دانشگاه، ماكت دانشجو و ماكت استاد و ماكت متخصص را مي‌سازيم، چون آن چه مهم است خروجي محصولات و توليدات فوق‌الذكر نيست، بلكه نام، عنوان و نماد آنها براي عبور از جامعه كوتاه مدت كافي است. در جامعه كوتاه مدت، مدرك تحصيلي ارزشي بسيار بيشتر از علم و دانش پيدا خواهد كرد. مهم نيست كه دارنده‌ي مدرك دانشگاهي از سواد و تخصص لازم برخوردار باشد، مهم شأن و منزلت اجتماعي و مواهب مادّي است كه به واسطه‌ي داشتن اين مدرك نصيب دارنده‌ي آن خواهد شد.

ظاهرسازي و دروغگويي، سكه رايج جامعه كوتاه مدت

در جامعه‌ي كوتاه مدت ظاهرسازي و پرداختن به شكل و وضع ظاهري امور، اهميت بسيار زيادي پيدا مي‌كند. زيرا كسي فرصت و حوصله‌ي پرداختن به درون و ريشه را ندارد. شايد يكي از دلايلي كه ايران مقام اول مصرف لوازم آرايشي را در خاورميانه از آن خود كرده است و از نظر جراحي زيبايي بيني نيز دارنده مقام نخست در دنياست نيز همين باشد.

وقتي در جامعه‌ي كوتاه مدت توجه همگان به ظاهر است، دروغ ابزار بسيار خوبي براي مخفي كردن موقتي واقعيت و ظاهرسازي است. در جامعه‌ي كوتاه مدت، تحمل رنج و تلاش براي قبولي در آزمون دكتري بسيار سخت و نامعقول است. ضمن اين كه گذراندن واحدهاي درسي سنگين و تلاش براي تهيه رساله دكتري و دفاع از آن نيز بسيار زمان‌گير و مشقت‌بار است. پس چرا وقتي همه از من مدرك تحصيلي طلب مي‌كنند و كسي با سواد من كاري ندارد، من نوعي نيز به دنبال جعل يا خريد مدرك تحصيلي از دانشگاه آكسفورد يا هاوايي نباشم. اينجا كسي از من سؤالات پيچيده علمي نمي‌پرسد و به اين هم كاري ندارد كه چرا يك فارغ‌التحصيل دانشگاه آكسفورد انگليسي بلد نيست. همين كه بدانند شما دارنده عنوان «دكتري» هستيد، شما را «دكتر» خطاب مي‌كنند، نحوه‌ي قبولي، واحدهايي كه گذرانيده‌ايد و عنوان رساله و مدت تحصيل و دانشگاه شما چندان اهميتي ندارد. مهم همين عنوان و مدرك «دكتري» است. زيرا مدارك تحصيلي و كيفيت درس خواندن خودشان هم خيلي وضعيت بهتر از اين را نداشته است. پس بهتر است كه همه با هم سكوت كنند تا قضيه خيلي بيخ پيدا نكند.

در جامعه‌ي كوتاه مدت، فعاليت صنعتي و ديربازده كه نيازمند سرمايه‌گذاري در زيرساخت‌ها و درگير شدن با ساختارهاي ناكارآمد دولتي و اجتماعي است، بي‌معني و حماقت تلقي مي‌شود و به جاي آن دلالي و واسطه‌گري كه به سرمايه‌ي كمتري نيازمند است و سود بيشتري دارد، ترويج پيدا مي‌كند. رشد قارچ‌گونه‌ي آژانس‌هاي مسكن و مشاورين املاك و بنگاه‌هاي معاملات خودرو به سه دليل گسترش چشمگيري داشته است: نخست عدم نياز به تخصص و مهارت خاص، دوم عدم نياز به سرمايه و سرمايه‌گذاري و سوم سود بالا و زحمت اندك.

در جامعه‌ي كوتاه مدت، كسي زرنگ است كه در سريعترين زمان ممكن بتواند سرمايه و دارايي‌هاي خود را به پول نقد تبديل كند. جامعه داراي ثبات نيست و هر لحظه امكان دارد تصميم يك مقام دولتي يا يك بحران اقتصادي، هست و نيست يك فرد را به باد فنا دهد. پس سرمايه‌گذاري در صنعت كه مستلزم خريد تجهيزات و ساختمان‌هايي است كه از نقدپذيري لازم برخوردار نيست، در ذهن يك انسان كوتاه‌نگر فاقد توجيه عقلايي است.

در جامعه‌ي كوتاه مدت، كسي كه سريعتر بار خود را ببندد و از اين آب گل‌آلود ماهي بيشتري بگيرد، برنده است. پس در شرايط بي‌ثبات و آب گل‌آلود نمي‌شود كار بادقت و باحوصله انجام داد و از افرادي كه از ابتداي زندگي تا پايان عمر براي تأمين نيازهاي اوليه‌ي زندگي، دست و پنجه نرم مي‌كنند نمي‌شود و نبايد توقع دقت داشت.

دقت نه تنها نيازمند آرامش، حوصله، ثبات و اميد به آينده است بلكه خود تولیدکننده اين موارد نيز مي‌باشد. يعني بين دقت از يك سو و آرامش، ثبات و اميد به آينده از سوي ديگر، يك ارتباط دوسويه وجود دارد. لذا از كسي كه دارد از يك گرگ گرسنه فرار مي‌كند نمي‌شود توقع داشت كه پايش را دقيقاً روي جاهاي مجاز بگذارد و چيزي يا كسي را له نكند و سر و وضع ظاهري‌اش كاملاً منظم باشد و اصول راه رفتن و حقوق ديگران را محترم شمارد. فعلاً مهم‌ترين چيز خلاصي از خطري است كه قصد جان او را كرده است.

در جامعه‌ي كوتاه مدت، نفع شخصي بر منافع عمومي ارجحيت دارد و مي‌بايست در كمترين زمان ممكن به حداكثر نفع فردي و شخصي رسيد. در چنين الگو و ساختار فكري سرعت و شتابزدگي جاي دقت و تأمل را خواهد گرفت. براي قبولي در دانشگاه، براي انجام پايان‌نامه، براي چاپ مقاله ISI، براي استاد دانشگاه شدن، براي كتاب چاپ كردن و ده‌ها عنوان دهن پركن ديگر، نيازي نيست كه خيلي زحمت بكشيد و خودتان را به دردسر بيندازيد. همه‌ي اينها راه ميانبر دارد. در يك بازي برد برد شما مي‌توانيد با پرداخت مبلغي بين دو تا پنج ميليون تومان، تمام مراحل انجام پايان‌نامه را برون‌سپاري كنيد تا ضمن كمك به تقويت توليد ملي و اقتصاد داخلي، خودتان به امور مهم‌تري بپردازيد! البته راه‌حل‌هاي اقتصادي‌تر هم وجود دارد. مي‌توانيد از يك پايان‌نامه‌ي حاضر و آماده، موضوع انتخاب كنيد و پروپوزال تهيه كنيد و قدم به قدم همان اطلاعات پايان‌نامه را به خورد اساتيد محترم راهنما و مشاور بدهيد تا آب هم از آب تكان نخورد. همه‌ي اساتيد كه وقت خواندن يافته‌هاي عالمانه شما را ندارند. شما هم به آنها حق بدهيد كه به امور مهم‌تري بپردازند. استاد داور هم بيشتر حواسش به اين است كه منبع‌نويسي شما منطبق با استاندارد APA هست يا نه. چند تا اشكال الكي و آبكي از روش‌تحقيق شما مي‌گيرد و شما در بدترين حالت 19 مي‌گيريد و شما با درجه عالي فارغ التحصيل مي‌شويد و همه چيز ختم به خير مي‌شود!

زندگي در چادر يا آپارتمان؟

زندگي كوتاه مدت در يك چادر صحرايي، نيازمند محاسبه مقاومت مصالح و زاويه‌ي تيرك خيمه از طناب نگهدارنده‌ي چادر نيست. اصلاً همه‌ي چادر را هم باد و توفان با خودش ببرد، اتفاق خاصي نمي‌افتد، خدا بزرگ است يك چادر ديگر! برج 120 طبقه كه نمي‌خواهيم بسازيم كه در مقابل 8 ريشتر زلزله مقاوم باشد و صد سال عمر مفيد داشته باشد، امشب را بگذرانيم، تا فردا خدا بزرگ است. اصلاً از قديم گفته‌اند: «چو فردا شود فكر فردا كنيم»، «حالا تا فردا كي زنده؟ كي مرده؟»

گرانبهاترين و بزرگترين محصول در سبد كالاي خانوار يك ايراني، مسكن است. خيلي خيلي خيلي جالب است كه بر توليد بزرگترين و ارزشمندترين محصول سبد خانوار يك كشور، هيچ نهاد يا سازماني نظارت نمي‌كند. وجود علامت استاندارد براي يك آپارتمان «بي‌معني» است. خيلي خيلي خيلي جالب است كه يك گوشي موبايل 200 هزار توماني در ايران گارانتي دارد ولي يك آپارتمان 200 ميليون توماني، حتي اگر به صورت نوساز خريداري شود، هيچ گونه گارانتي يا بيمه‌اي ندارد. بارها و بارها از نزديك شاهد بوده‌ام كه لوله‌كشي آپارتمان‌هاي نوساز به دليل استفاده از اتصالات و لوله‌هاي ارزان قيمت و عدم عايق‌كاري مناسب، تركيده‌اند يا نشت كرده‌اند و موجب ضرر و زيان‌هاي چند ميليوني شده‌اند. عدم وجود قوانين مناسب كه از حقوق خريداران دفاع كند و نبود نهادهاي نظارتي كه سازندگان مسكن را ملزم به ارائه‌ي گارانتي و خدمات پس از فروش و بيمه نمايند، باعث شده است كه عنوان «بساز بفروش» به «بساز بنداز» تغيير نام دهد و نه تنها سازندگان دقت و حوصله‌ي لازم در ساخت مسكن را انجام نمي‌دهند، بلكه خريداران نيز از حقوق خود براي اطلاع از ميزان مقاومت، مصالح به كار رفته، مستندات فنّي و حقوقي آپارتمان و ساير مسائلي كه موجب انتخاب آگاهانه ايشان خواهد شد، بي‌اطلاع هستند و همين امر موجب بي‌دقتي مضاعف در هنگام خريد خواهد شد. لذا كافي است شما به عنوان يك توليد كننده مسكن، صرفاً به ظاهر آپارتمان بيشترين توجه را بكنيد تا بتوانيد آپارتمان خود را با بالاترين قيمت بفروشيد.

جمع‌بندي

جامعه‌ي كوتاه مدت، فرصت تأمل و تفكر و دقت به خرج دادن را از انسان مي‌گيرد. پرداختن به ظاهر امور در چنين جامعه‌اي به عنوان يك ارزش مطرح مي‌شود. چون همه چيز موقتي است كار ريشه‌اي و پايه‌اي انجام دادن فاقد وجاهت عقلاني است. هدف اصلي در جامعه‌ي كوتاه مدت، رسيدن به مقصد در كوتاه‌ترين زمان ممكن و با كمترين هزينه‌ي ممكن است كه در اينجا دقت فداي سرعت مي‌شود، كيفيت فداي كميت، باطن فداي ظاهر و ريشه فداي شاخ و برگ. آري! ايران جامعه‌اي كوتاه مدت است و بي‌دقتي از عوارض كوتاه‌مدتي و شتابزدگي است.

در همين زمينه: