داستان حضرت موسي (ع) در قرآن كريم به دفعات و در سوره‌هاي مختلف تكرار شده است. تكرار داستان زندگي حضرت موسي (ع) هم به لحاظ مقاطع مختلف زندگي وي از تولد تا رسالت است و هم به لحاظ بيان يك مقطع با جزئيات و كيفيت‌هاي متفاوت.

يكي از جذّاب‌ترين بخش‌هاي اين داستان، مبارزه و رويارويي حضرت موسي با ساحران اجير شده توسط فرعون است كه در يك روز جشن، مقرر مي‌شود كه هر كدام معجزه و حجت خود را عرضه كنند، تا براي همگان عيان شود چه كسي پيروز خواهد شد. ساحران طناب‌ها و مارهاي ساختگي‌شان را مي‌اندازند تا چشمان خلايق را چنان به خود خيره مي‌كند كه حتي حضرت موسي (ع) نيز ترس خفيفي در دلش احساس مي‌كند و در آن هنگام به او وحي مي‌شود كه نترس تو پيروز هستي (سوره طه آيات 65 تا 68).

حضرت موسي (ع) عصايش را به اذن پروردگار مي‌افكند و عصا تبديل به اژدهايي مي‌شود كه همه‌ي مصنوعات و ساخته‌هاي ساحران را مي‌بلعد.

اژدهاي موسي نماد حجت بالغه‌ي خداوند است كه بساط تزوير را در هم مي‌شكند.

اژدهاي موسي برهان قاطعي است كه بر استدلال‌هاي پوشالي و توخالي خط بطلان مي‌كشد.

اژدهاي موسي تجلّي قدرت پروردگار است كه چونان صاعقه بر خدايان تقلبي فرود مي‌آيد.

اژدهاي موسي فارغ از هر زبان و رنگ و مليت و دين و آيين، برتري خدا را بر غيرخدا به نمايش مي‌گذارد و نماد غلبه‌ي ايمان بر كفر است.

اما ما با اژدهاي موسي چه كرديم؟ اژدهاي موسي را در آكواريومي نهاده‌ايم و براي مشاهده‌ي آن بليت مي‌فروشيم. اژدهاي موسي را به يك اثر باستاني يا يك ميراث فرهنگي تبديل كرده‌ايم كه ديگر توان گذشته‌اش را از دست داده است. مارهاي بدلي و تقلبي در باشگاه‌هاي زيبايي اندام، خودشان را تقويت كرده‌اند و از بيرون آكواريوم براي اين اژدهاي درمانده‌ي دست و پا بسته، خط و نشان مي‌كشند. به اين دل خوش كرده‌ايم كه صدها سال پيش، اين اژدها، دمار از مارهاي ساحران در آورده است، اما امروز چه؟ امروز در كنار آكواريوم اين اژدها، نقّالان و پرده‌خوانان از حماسه‌هاي او مي‌گويند و مردم كوي و برزن را به گرد خود جمع كرده‌اند و افسوس كه اين حرف‌ها از چارچوب مرزهاي خودمان فراتر نمي‌رود. هر دانشجو و انديشمندي كه از ضعف و ناتواني اين اژدها سخني بر زبان براند، متهم به اخلال در مباني دين و توهين به ساحت حوزه و مراجع تقليد و خروج از دين خواهد شد.

اژدهاي موسي را رها كنيد!

اژدهاي موسي را رها كنيد تا يك بار ديگر طومار مكاتب مادي‌گرايي و ماترياليستي و عرفان‌هاي دروغين را در هم بپيچد. اژدهاي موسي را رها كنيد تا به جاي پرده‌خوانان، خودش دلاوري‌هايش را به نمايش بگذارد. اژدهاي موسي را رها كنيد تا پيروزي اسلام بر جبهه كفر و الحاد را همه مردم عالم از هر رنگ و نژاد و زبان با چشم خودشان ببينند. امروز اگر قرآن كريم، براي اكثر مردمان عالم به عنوان معجزه شناخته نمي‌شود، گناهش به پاي كيست؟

حيات اين اژدها در مبارزه و مناظره است. يك بار ديگر و در جشني ديگر بساط مناظره مكتب اسلام با مكاتب غيرالهي را بر پا كنيد تا همه‌ي مردم خودشان با چشم خودشان ببينند كه الاسلام يعلو و لايعلي عليه (اسلام برتري مي‌يابد و هيچ چيزي بر او برتري نمي‌جويد). راه‌حل‌هاي اسلام را در همه‌ي ابعاد اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي بيان كنيد تا راهكارهاي ليبراليستي و سوسياليستي در انظار جهانيان رنگ ببازد.

قريب به 34 سال از تولد حكومت جمهوري اسلامي مي‌گذرد. پژوهشگاه‌ها و انديشه‌گاه‌ها حوزه و دانشگاه، دستاوردهاي خود را از انديشه ناب اسلامي و در يك مقياس جهاني عرضه كنند تا برتري اسلام را در همه‌ي زمينه‌ها ببينيم. به سان روزهاي اول انقلاب ميزگرد مناظره و مباحثه با چپ‌ها و ليبرال‌ها را در تلويزيون و شبكه‌هاي جهاني راه‌اندازي كنيد.

شما مسئولان محترم حوزه به روي خودتان نمي‌آوريد، اما من به روي شما مي‌آورم كه با عرض معذرت بسياري از فرزندان نسل حاضر، به معجزه بودن قرآن هيچ اعتقادي ندارند و در حقانيّت اسلام ترديدهاي جدي و اساسي دارند و حقانيّت اسلام را از روي وضعيت اخلاقي و سطح زندگي پيروان آن مي‌سنجند. امروز نسل تحصيل كرده‌ي ما، حقانيّت اسلام را بر مبناي راهكارهاي عملي آن در زندگي بشري اندازه‌گيري مي‌كند و كوتاهي نهاد حوزه در اين عرصه بسيار چشمگير است. معجزه بودن قرآن را از خودش مي‌بايست دريافت كرد نه از پژوهشكده اعجاز قرآن.

برگزاري جلسات مناظره و مباحثه با پيروان مذاهب و مكاتب مختلف نه تنها سيره‌ي ائمه‌ي معصومين ما نظير امام صادق و امام رضا (عليهما السلام) بوده است، بلكه بهترين راهكار براي اثبات و بسط و گسترش حقايق و معارف گرانسنگ اسلام و تشيّع است. هر گونه ترس و واهمه‌ از برگزاري چنين مراسمي، شاهدي بر كم‌كاري متوليان دين در دفاع عملي از حقانيت مكتبي است كه بر روي منابر و در مقام حرف از آن دفاع مي‌كنند.

در همين زمينه: