زنبور زخمي

زنبورها از معدود جانوراني هستند كه زندگي اجتماعي دارند. زنبورهاي كارگر زماني كه مورد حمله انسان يا موجود ديگري قرار مي‌گيرند و زخمي مي‌شوند، تمامي انرژي خود را جمع مي‌كنند تا به اولين موجود زنده‌اي كه به آنها نزديك شود، نيش بزنند و سپس بميرند. مهم نيست فردي كه به زنبور زخمي دست مي‌زند، همان فرد ضارب باشد يا نه، بلكه مهم برقراري حالت تعادل در زنبوري است كه ضربتي خورده است و بايد ضربتي بزند، من خود بارها از نزديك شاهد اين صحنه بوده‌ام.

مار زخمي

از بين همه‌ي گونه‌هاي مارها فقط يك چهارم آنها سمّي هستند. مارهاي سمّي نيز در حالت عادي به انسان يا ساير حيوانات آسيب نمي‌رسانند و از گزيدن به عنوان وسيله‌ي دفاعي يا صيد طعمه استفاده مي‌كنند. اما زماني كه يك مار سمّي زخمي مي‌شود، ديگر شرايط فرق مي‌كند. مار زخمي به هر كس برسد، زهرش را مي‌ريزد تا آن حالت عدم تعادل دروني را برطرف كند. البته شايد اين حالت تا بهبود كامل زخم در او ماندگار باشد و شايد مثل برخي حيوانات ديگر مثل سگ هار، به يك گزندگي جنون‌وار تبديل گردد.

انسان زخمي

در طول زندگي خود همواره با انسان‌هايي روبرو بوده‌ام كه مثل يك مسلسل پر، آماده شليك هستند و دست‌شان روي ماشه است. كافي است تنه‌ي شما به اين افراد بخورد يا دست آنها را ناخواسته لمس كنيد تا تمام فشنگ‌هاي يك خشاب را روي شما خالي كنند. نكته جالب توجه اين است كه خشاب اين مسلسل بلافاصله پر مي‌شود و در كوتاهترين زمان ممكن، مسلسل مجدداً آماده شليك است. يعني خالي كردن يك خشاب، موجب برقراري تعادل رواني در چنين افرادي نخواهد شد.

نويسنده ناشناسي در يك داستان كوتاه و جذاب از چنين افرادي با عنوان كاميون حمل زباله ياد كرده است. اما من همان تعبير انسان زخمي را بيشتر ترجيح مي‌دهم و دلايلم را بعداً توضيح خواهم داد.

با كنكاش و مطالعه‌اي كه بر روي سوابق زندگي برخي از اين انسان‌هاي زخمي انجام داده‌ام، به اين نتيجه رسيده‌ام كه هر كدام از اين افراد زخم‌خورده، به نوعي در زندگي خود، يك داغ يا شكست سنگين را تجربه كرده‌اند و عوارض اين شكست يا زخم آن چنان عميق بوده است كه مجدداً نتوانسته‌اند تعادل رواني خود را بازيابند.

يك نفر داغ از دست دادن يكي از نزديكانش را برنتافته و نتوانسته آن را هضم كند، ديگري در سرنوشت‌سازترين داستان عشقي زندگي خود شكست خورده است. يكي ديگر مالباخته‌ي شراكتي است كه شريكش صميمي‌ترين دوست زندگي او بوده است، آن يكي مورد بي‌مهري و بي‌تفاوتي فرزندش واقع شده كه تمامي هست و نيستش را به پاي وي ريخته است و از اين دست نمونه‌ها.

تيپ شخصيتي زخم خورده‌ها

افراد به لحاظ تيپ شخصيتي در برخورد با مصيبت‌ها و زخم‌هاي اجتماعي به سه گونه تقسيم مي‌شوند:

تيپ فعّال يا انتقام‌جو (گرگ): فرد زخم خورده همچون مار زخمي، در حالي كه ناآرام است و به خودش مي‌پيچد در صدد انتقام از هر كسي است كه به او نزديك مي‌شود.

تيپ منفعل يا درون‌ريز (برّه): فرد زخم خورده به جهت انفعال و ضعف شخصيت دچار افسردگي، پرهيز از حضور در جمع و انزوا طلب مي‌شود.

تيپ قاطع يا منطقي (چوپان): به دليل غلبه قواي عقلاني مي‌تواند موضوعات را تجزيه و تحليل كند و تعادل رواني خود را پس از هر مصيبت يا زخم مجدداً باز يابد.

جامعه زخمي

جامعه‌اي كه تجربه 2500 سال حكومت استبدادي را دارد و به دليل موقعيت خاص جغرافيايي كه محل تلاقي كشورها و تمدن‌هاي گوناگون است بارها و بارها مورد حمله اقوام مختلف واقع شده است و در درون جامعه نيز به دليل عدم حاكميت قانون و ضعف سازمان‌هاي مردم‌نهاد در استيفاي حقوق مردم، هر روز از صبح تا شام زخم خوردن را تجربه كرده است، يك جامعه زخمي است.

جامعه زخمي از اجتماع زخم‌زنندگان و زخم‌خورندگان تشكيل مي‌شود كه اي بسا اكثريت جامعه هر دو نقش را همزمان بازي مي‌كنند. مثلاً يك كارگر از كارفرمايش زخم مي‌خورد و در منزل به زن و فرزندش زخم مي‌زند. خود كارفرما نيز از سوي شريك يا ساير رقبا زخم مي‌خورد. زن و فرزند كارگر نيز جاي ديگري زخم‌هايشان را بر دوست و همسايه و همكلاسي مي‌زنند و بدين صورت شاهد يك زنجيره‌ي كامل از زخم زدن و زخم خوردن هستيم.

اصغر قاتل، خفاش شب، بيجه و صدها قاتل سريالي ديگر، محصول جامعه زخمي هستند. جامعه زخمي سگ هار مي‌زايد و بهرام بيضايي چه زيبا پديده‌ي سگ‌كشي را به تصوير كشيده است. زندگي گروهي سگ‌هايي كه مي‌درند تا دريده نشوند و در پايان سگ زرد به دست قربانيانش به قتل مي‌رسد تا چرخه‌ي زخم زدن و زخم خوردن همچنان ادامه يابد و دريغ از طبيب و مرهم و علاج و تعادل رواني.

در جامعه زخمي خرده فرهنگ قاپيدن و چاپيدن پا مي‌گيرد و قحطي‌زدگي مدرن به عنوان يك پديده‌ي اجتماعي رواج مي‌يابد. صميميت مرزهاي عدالت و حريم خصوصي را در مي‌نوردد و قانون رنگ مي‌بازد و ارتكاب سنگين‌ترين جرايم نظير تجاوز به عنف آن چنان ساده مي‌شود كه اين شعار مجرمانه تيتر اول سايت تابناك مي‌شود: «تجاوز كنيد و رضايت بگيريد!». مطابق آمار بانك مركزي فقط در سال 1390، 35 هزار ميليارد تومان چك برگشت مي‌خورد كه اين رقم براي فروردين سال 1391 با هزار ميليارد تومان افزايش در مقايسه با فروردين سال 1390 روبرو بوده است.

چه بايد كرد؟

تا زماني كه عدالت اجتماعي و حاكميت قانون و قوه قضاييه‌ي قاطع و دادگر، استقرار نيابند و وضعيت اقتصادي كشور ثبات پيدا نكند و امنيت رواني شهروندان و آتيه‌ي ايشان تأمين نشود، جامعه زخمي، انسان زخم خورده مي‌زايد و انسان زخمي يا قرباني مي‌گيرد و يا قرباني مي‌شود و يا همچون شهروند دردمند، لباس روحش را بالا مي‌زند تا رنجنامه‌اي بسرايد از زخمهايي كه در طول ساليان حيات خود از دست حاكمان و مردمان سرزمين خويشتن خورده است.

در همين زمينه: