من و دايي همسرم اشتراكات فراواني داريم. نام هر دويمان محمدرضاست، هر دو تك پسر هستيم، هر دو مهندسي خوانده‌ايم، ديدگاه‌هاي اعتقادي و سياسي‌مان خيلي به هم نزديك است، هر دو كارمنديم، هر دو اهل سفريم و وقتي به هم مي‌رسيم كلي حرف مشترك و لحظات خوش براي تقسيم كردن و لذت بردن داريم. اما يك تفاوت اساسي داريم كه من عاشق چاي هستم و دايي متنفر از چاي.

اوايل كه با هم آشنا شده بوديم اين چاي نخوردن‌هاي دايي، برايم خيلي عادي و پيش پا افتاده بود. اما رفته رفته برخي از اقوام با طعنه و پرسش، چاي نخوردن‌هاي دايي را زير سؤال مي‌بردند و دايي بيچاره در هر مواجهه با سيني چاي مي‌بايست براي ميزبان توضيح دهد كه چاي نمي‌نوشد و تعارف هم نمي‌كند و ضمناً علت چاي نخوردنش را هم توضيح دهد.

از يك مقطعي به بعد، دايي از حالت دفاعي خارج شد و با معرفي كتاب «پانزده روز تا سلامتي» [1] نوشته جمشيد خدادادي، (تكنيسين موتورهاي جت! و مدعي كشف طبّ قرآني) نه تنها ديگر خودش در موضع سؤال و اتهام نخوردن چاي نبود، بل‌كه بر اساس اين كتاب ما در زمره جاهليني قرار گرفتيم كه از 65 بيماري نوشته شده براي چاي بي‌خبر هستيم و نمي‌دانيم كه با خوردن اين گياه سمّي و بي‌خاصيت چه زهري را به كام خود مي‌ريزيم. خلاصه‌ي استدلال جمشيد خدادادي در كتاب فوق و كتاب «ارمغان تندرستي» [2] مبني بر زيانبار بودن مصرف چاي بدين صورت است:

چای: بیشترین ناراحتی های انسان که باعث مرگ می شوند بیماریهای قلبی هستند که در بین کسانی که چای زیاد مصرف میکنند شیوع دارد.

65 بیماری برای چای نوشته شده (مثلاً کم خونی) و تنها آفت چای در طبیعت، انسان است.

اولین عوارض کسانی که چای زیاد بخورند ساییدگی و ناراحتی استخوان و دیسک کمر و فتخ دیسک است و در صورت ادامه یافتن دچار سنگ های کلیوی و تومورهای کلسیمی مغزی می شوند.

چای دارای پلی فنل می باشد که یک ماده آروماتیک حلقوی است. مواد آروماتیک حلقوی سرطانزا هستند. در رسانه ها به اشتباه به پلی فنل ،آنتی اکسیدان گفته می شود.(آنتی اکسیدان به ویتامین هایی مثل A و B و C و D  گفته می شود).

نوشیدن چای بعد از غذا آهن موجود در خون را (که وظیفه انتقال اکسیژن و دفع دی اکسید کربن را دارد) از بین می برد و همین امر باعث بیماری های متعددی می شود از جمله: فقر و ازدیاد (!؟) آهن، کم خونی، چربی خون، بالا بودن فریتین در خون (آهن ذخیره در کبد)، ساییدگی استخوان، آرتروز، خار پاشنه، رشد استخوان دنبالچه و… .

آب جوش: آب بر اثر جوشیدن املاح خود را از دست می دهد و اگر مرتب میل شود با خون ترکیب شده و املاح آن را دفع می کند. همچنین آب جوش مدرّ است و با مصرف مکرر آن سلول های اپیتلیال کلیه آسیب می بینند و با تحریک این سلول ها مایعات بدن دفع می شوند و باعث غلظت پلاسما و خون شده و عوارض زیر را موجب میشود: غلظت خون، خواب رفتگی دست و پا، درست کار نکردن سلول اندام ها و اجتماع مواد زاید در بدن.

يكي از مهم‌ترين مباني استدلالي جمشيد خدادادي براي مضرّ بودن چاي اين است كه هيچ موجود زنده‌اي جز انسان برگ چاي را نمي‌خورد و چاي هيچ آفتي جز انسان ندارد. از غيرمحترمانه بودن تعبير آفت كه بگذريم، آيا حضرت استاد خدادادي با خودشان فكر نكرده‌اند كه گياه فلفل نيز هيچ گونه آفتي ندارد و هيچ جنبنده‌اي به سمت اين گياه تند و تيز نمي‌رود؟ و آيا در همين دو كتاب به تفصيل خواص درماني فلفل ياد نشده است؟ پس چگونه است كه براي فلفل جمله «تنها آفت آن انسان است» را به كار نبرده‌ايد؟ آيا نمك طعام كه در طبيعت موجود است آفت دارد؟ و آيا اصولاً معيار خوب بودن و مفيد بودن هر چيز خوردني وجود آفت براي آن چيز است؟ من قصد ندارم كه در اين نوشته به نقد كتاب مذكور يا «طب قرآني» مورد ادعاي جمشيد خدادادي بپردازم، علاقمندان مي‌توانند نقدهاي وارد به اين سبك درماني را در وبلاگ «حرف‌هاي ناروا از بعضي‌ها» [3] به تفصيل مطالعه كنند.

مشروعيت بخشي به ميل دروني

دايي از كودكي علاقه‌اي به چاي نداشته و ضمناً پدر و مادرش نيز چاي را خوب دم نمي‌كرده‌اند و اصولاً چاي خوبي هم تهيه نمي‌كرده‌اند و چه بسا همين دو عامل نقش به سزايي در بي‌علاقگي دايي به چاي داشته باشند. از سوي ديگر غالب افراد در جامعه‌ي ايراني چاي مي‌نوشند و دايي در گروه اقليت قرار مي‌گرفته و جامعه نيز به لحاظ توسعه فرهنگي به سطحي نرسيده است كه تفاوت‌ها را محترم شمارد و به خاطر همرنگ نبودن با جماعت آنها را استنطاق نكند، لذا نتيجه آن شده كه دايي مدام بايد پاسخگو باشد كه چرا چاي (يعني خواست اكثريت) را دوست ندارد. واكنش دايي به اين نوع برخورد، جستجوي مستنداتي براي مشروعيت بخشيدن علمي به رأي و انديشه خود بوده است. چون موافقت طبع و ميل دروني با چنين انديشه‌اي كاملاً همسو و هم‌جهت است، دقت در مباني نظري و نحوه‌ي استدلال گوينده به پايين‌ترين حد خود مي‌رسد و در يك مبادله‌ي اجتماعي دايي از جمشيد خدادادي مشروعيت براي نخوردن چاي مي‌گيرد و جمشيد خدادادي يك مشتري جديد براي فروش كتب، جلسات حضوري و عسل طبيعي تحت ليسانس خودش پيدا مي‌كند. علاقمندي دايي به طب سنتي تا بدان جا پيش رفته كه بعضاً براي همكاران و نزديكان، نسخه هم تجويز مي‌كند و يك سري مريد هم پيدا كرده و بعضاً مريدان نيز از نسخه‌ي او شفا يافته‌اند. جوّ فعلي فاميل الان به يك حالت دو قطبي موافقان و مخالفان چاي تبديل شده است كه سردمدار اين نهضت ضد چاي دايي است، ابتدا خانواده‌اش به وي گرويده‌اند و سپس برخي از جوان‌هاي فاميل. البته اين وضعيت دو قطبي علاوه بر آن چيزي است كه بعد از انتخابات 88 بر فاميل و بستگان من رفته است. يعني گل بود و به سبزه نيز آراسته شد.

جمع‌بندي و نتيجه گيري

نخست : احترام به تفاوت‌ها و بالا بردن سطح تحمل

اگر ما دايي را همان گونه كه هست پذيرفته بوديم و چاي نخوردنش را محترم مي‌شمرديم و اصراري بر تغيير نظر او نمي‌كرديم، شايد شاهد چنين واكنشي نبوديم. نه بر مشتريان يك مدعي شبه‌علم افزوده بوديم و نه بهترين فرصت‌ها براي لذت بردن از اشتراكات‌مان را به صحنه نفي و اثبات چاي تبديل كرده بوديم. توسعه چه ارتباط تنگاتنگي با شرح صدر و وسعت ديد دارد.

دوم : مشروعيت بخشيدن به طبع و ميل دروني

چه بسيار دانشمندان و محققاني را ديده‌ام كه حقيقت را نه آن گونه كه هست، بل آن گونه كه دوست دارند باشد، جلوه داده‌اند. مركز زمين را همان جايي كه ايستاده‌اند، پنداشته‌اند. اين يكي از فراگيرترين خطاهاي بشري در كشف حقيقت است كه آدمي درگير خواست‌ها و طبايعي است كه بدان‌ها سرشته شده است. چگونه مي‌توان عقل را از كشش‌ها و جذبه‌هاي اين اميال قوي مصون داشت تا در شناخت حقيقت اشتباه نكند؟ چه بسا خود من در لحظه نگارش اين يادداشت دچار چنين خطايي شده باشم.

سوم : چاي خواص متعدد درماني دارد

مصرف چاي اعم از سبز يا سياه، در كاهش ابتلا به سرطان پوست [4]، سرطان تخمدان [5] و بيماري‌هاي قلبي [6] مؤثر است. چاي آرامبخش است و خستگي انسان را رفع مي‌كند [7]، چاي سبز، رشد تومورهاي سرطان پروستات را كند مي كند [8]، چاي سبز سرطان خون زودرس را درمان مي‌كند [9]، نوشيدن چاي سبز به كنترل سرطان مثانه كمك مي كند [10] و در كل چاي قاتل سلول‌هاي سرطاني است [11]. مصرف زياده از حد هر چيز از جمله «آب» كه مايه‌ي حيات است، مي‌تواند براي سلامتي مضرّ باشد كه چاي نيز از اين قاعده مستثنا نيست.

آب ار چه همه زلال خيزد      از خوردن پُر ملال خيزد [12]

ارجاعات و پي‌نوشت‌ها

[1] جمشيد خدادادي؛ «پانزده روز تا سلامتي»؛  نشر شهر تهران (وابسته به سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران) (06 مهر، 1392)

[2] جمشيد خدادادي؛ «ارمغان سلامتي»؛ نشر شهر تهران؛ 1389

[3] حرف‌هاي ناروا از بعضي‌ها؛ نقد ادعاهاي جمشيد خدادادي درباره طب قرآني http://narava.blogfa.com/category/9/%D8%AC%D9%85%D8%B4%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%8A-(%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%8A-%D8%B7%D8%A8-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%D9%8A)

[4] «مصرف چاي؛ عامل كاهش سرطان پوست»؛ روزنامه اعتماد؛ شماره 1393؛  25/2/86؛ ص9

[5] «چاي خطر سرطان تخمدان را كاهش مي دهد»؛ روزنامه جام جم؛ شماره 2802؛ مورخ 19/12/88؛ ص16

[6] «بيماران قلبي چاي بنوشند»؛ روزنامه جام جم؛ شماره 2742؛ مورخ 2/10/88؛ ص 5

[7] «آرامش در يك فنجان چاي»؛ روزنامه ايران؛ شماره 3482؛ مورخ 6/8/85؛ ص17

[8] «چاي سبز، رشد تومورهاي سرطان پروستات را كند مي كند»؛ روزنامه جام جم؛ شماره 2618؛ مورخ 5/5/88؛ ص 5

[9] «درمان سرطان خون زودرس با چاي سبز»؛ روزنامه آفتاب يزد؛ شماره 2641؛ مورخ 10/3/88؛ ص 6

[10] «نوشيدن چاي سبز به كنترل سرطان مثانه كمك مي كند»؛ روزنامه آفتاب يزد؛ شماره 2355؛ مورخ 26/2/87؛ ص 6

[11] «چاي قاتل سلول هاي سرطاني»؛ روزنامه كيهان؛ شماره 19973؛ مورخ 22/4/90؛ ص 7

[12] نظامي گنجوي؛ ليلي و مجنون؛ http://ganjoor.net/nezami/5ganj/leyli-majnoon/sh9