کاش در کوچه‌ی عمر
پسر خاطره‌ها گم نشود
یادمان باشد ما
ز کجا آمده‌ایم
و پس از طی مسیر به کجا باید رفت

کاش این مه برود
از برِ تابش نور
تا بتابد خورشید
تا ببارد مهتاب
به تمامیت دشت

کاش در ظلمت شب
رهزنان قافله را
به خم دره‌ی غفلت نبرند

کاش غافل نکند
سبزی باغچه‌ها
مردم عابر را

کاش بیدار شوند
خفتگان قبل از مرگ
عاقبت باید رفت
مثل افتادن برگ
دیر یا زود ولی
عاقبت باید رفت