مقدمه

اين نقد را نه يك نئوليبرال برج عاج‌نشين و نه يك سلطنت‌طلب ساكن لندن، بلكه يك بسيجي منتقد و علاقمند به آينده‌ي نظام مي‌نويسد كه در سمت‌هايي همچون عضو عادي، عضو فعال و مسئول بسيج دانشجويي و عضو شوراي مركزي بسيج و معاون طرح و برنامه بسيج دانشگاه، ايفاي نقش نموده و در سال ۱۳۸۰ به لحاظ معيارهاي كمّي، به عنوان دانشجوي بسيجي نمونه‌ي استان انتخاب شده است (كيفيت و قصد قربت بسيجي بودن‌مان با خداست). من در زماني به بسيج پيوستم كه خدمت سربازي را ۲۴ ماه تمام (نه يك روز بيشتر و نه يك روز كمتر) سپري نموده بودم و در سال دوم دانشگاه دولتي و روزانه مشغول به تحصيل بودم. پس انگيزه‌ي من نه كاستن از دوره‌ي سربازي بود و نه استفاده از رانت بسيجي فعال بودن1 براي قبولي در دانشگاه و نه نيم‌نگاهي براي اشتغال در آينده. چه اين كه رشته‌ي مهندسي نرم‌افزار آن چنان بازار كار خوبي دارد كه با يك بهره‌ي هوشي متوسط مي‌توان درآمد مناسبي كسب كرد. و نه به دنبال قدرت‌طلبي و پيمودن نردبان ترقي بودم كه اگر اين گونه مي‌بود، امروز مدّاح و مجيزه‌گوي قدرت بودم و نه منتقد آن.

ساختار متناقض بسيج

بسيج را از يك سو حركتي اجتماعي ناميده‌اند كه در هر جامعه اي با توجه به فرهنگ آن جامعه و به اشكال مختلفي در اثر شرايط خاص بوجود مي‌آيد و به تعبير امام راحل: «قضيه بسيج ، همان مساله‌اي است كه در صدر اسلام بوده است اين مساله جديد نيست، در اسلام سابقه داشته است و چون مقصد ما اسلام است ، بايد هر جواني يك نيرو باشد برای دفاع از اسلام و همه مردم و هر كسي در هر شغلي كه هست مهيا باشد برای جلوگيري از كفر و هجوم بيگانگان» [+] و از سوي ديگر ساختاري نظامي دارد با تشكيلاتي خاص و زير نظر سپاه پاسداران. به گونه‌اي كه حكم فرمانده‌ پايگاه يا مسئول بسيج از سوي مقام مافوق صادر مي‌شود.

اما تناقض آنجا روي مي‌دهد كه سازمان‌هاي اجتماعي و مردم‌نهاد از پايين به بالا هستند و مبتني بر جنبش‌ها و حركت‌هاي مردمي شكل مي‌گيرند و فعاليت مي‌كنند و مسئولين آنها توسط مردم انتخاب مي‌شوند. طبعاً بودجه‌ي چنين نهادهايي توسط مردم و عمدتاً با انگيزه‌هاي غيرمادّي تأمين مي‌شود. ولي در ساختارهاي نظامي همه چيز از بالا تعيين مي‌شوند و هر فرد موظف به تبعيّت بي‌چون و چرا از مقام مافوق خود است و سازمان نظامي كاملاً از بالا به پايين است. قهراً بودجه‌ي فعالان و شاغلين در اين ساختار نيز از بالا تأمين مي‌شود و كارت بسيج به عنوان نماد هويتي بسيجي بودن از سوي مركز صادر مي‌شود.

آنچه در عمل اتفاق افتاده اين است كه اگر چه اعضاي عادي و فعال بسيج حقوقي دريافت نمي‌كنند و حتي بسياري از مسئولين بسيج تا حد مسئولين بسيج ناحيه نيز اين چنين هستند، اما امكانات، تجهيزات و بودجه‌ي فعاليت‌هاي آنها توسط مراجع بالاتر تأمين مي‌شود. در علم مديريت و سياست، خط فرمان و حق قيوميت از آنجايي مي‌آيد كه بودجه را تأمين كرده است. سهامداران يك شركت به جهت سرمايه‌گذاري‌شان حق رأي و اعمال نفوذ دارند. يكي از دلايل فلسفي كه پدر حق قيوميّت بر زن و فرزندان خود دارد نيز همين بحث تأمين بودجه است. لذا اگر بودجه‌ي يك تشكل از بالا تأمين شد، اين تشكل تحت امر مقام مافوق است. از اين رو صبغه‌ي مردمي بودن آن به شدت كاسته خواهد شد و كمتر مي‌توان آن را يك حركت اجتماعي ناميد.

تعيين مشوّق‌هاي مادّي براي انگيزه‌هاي الهي

برخي تسهيلات مادّي نظير ايجاد سهميه براي اعضاي فعّال بسيج در قبولي دانشگاه آزاد، كسر خدمت سربازي، اولويت در جذب دستگاه‌هاي دولتي، اختصاص قطار و وسايل ويژه‌ي حمل و نقل كه براي عموم آزاد نيست، اختصاص اردوگاه‌ها و مراكز تفريحي ويژه‌ي بسيجيان و … باعث شده است برخي افرادي كه در عمل اعتقادي به آرمان‌هاي بسيج ندارند جذب اين سازمان شوند. در زماني كه مسئول بسيج بودم، برخي افراد صرفاً به جهت قبولي در گزينش تربيت دبير به عضويت بسيج درآمده بودند و اصلاً سنخيتي با بسيج نداشتند. برخي ديگر اين گواهي را براي اشتغال آينده‌ي خود نياز داشتند و افرادي نبودند كه براي بسيج وقت بگذارند يا در برنامه‌هاي آن شركت كنند.

اگر تلقي از بسيجي، يك نيروي آماده‌ است كه براي جانفشاني در راه اسلام، هر جا كه نياز باشد وارد صحنه خواهد شد و بدون چشم‌داشت به معيارهاي مادّي و بر اساس يك انگيزه‌ي آسماني تلاش خواهد كرد، قرار دادن مشوّق‌هاي دنيايي براي اين چنين نيرويي نقض غرض است. شايد خيلي‌ها اشكال بگيرند كه اگر اين مشوّق‌ها را برداريم خيلي ريزش داشته باشيم و اندك جماعتي بمانند و پاسخ اين است كه اندك جماعت خالص و با‌كيفيت چه بسا تأثير بسيار بيشتري از يك جماعت كثير و ناخالص داشته باشد كه باعث انحراف بسيج از آرمان‌هاي الهي آن خواهد شد.

يك بار ديگر فرمان حضرت امام خميني (ره) را در تشكيل بسيج مستضعفين و آخرين پيام ايشان در سال 1367 به بسيجيان را بخوانيد. آيا حضرت امام خميني به صفا و خلوص بسيجياني غبطه مي‌خورد كه براي كاهش خدمت سربازي و استفاده از مواهب دنيايي بسيجي بودن به عضويت آن درآمده‌اند؟ اين تناقض همانند اين است كه مساجد ما براي جذب افراد به نماز جماعت هر شب بعد از نماز شام توزيع كنند.

بسيج در خدمت حاكميّت يا مردم

همان تناقضي كه در بخش اول بدان اشاره شد به مرور باعث شده است كه بسيجيان اكثراً و نه عموماً خود را طبقه‌ي ممتازي از جامعه بدانند. نوع برخورد بسيجياني كه در شب‌هاي جمعه به عمليات ايست و بازرسي مشغول هستند با مردم پسنديده نيست و حتي در برخورد با من كه نمادهاي يك فرد مذهبي را به همراه دارم، متواضعانه و مؤدبانه نيست. از اين جهت مردم بسيج را نه نهادي در خدمت خودشان بلكه سازماني در خدمت اهداف حاكميّت مي‌پندارند. شايد برخي به بنده اعتراض كنند كه به واسطه‌ي عملكرد بد تعدادي افراد ناآگاه نبايد آن را به ديگران تعميم داد. پاسخ اين است كه متأسفانه غلبه با اين قبيل افراد است و بسيجي خاضع و مؤدبي كه به واسطه‌ي سوار شدن بر موتور يا خودروي بيت‌المال ويراژكنان از كنار مردم عبور نكند و خودش را خاكسار ايشان بداند، كيميايي است كه در اين روزگار كمتر به دست مي‌آيد.

از سوي ديگر حاكميّت براي كاستن از هزينه‌هاي رسمي، از بسيج به عنوان اهرم فشار در تجمعات خودجوش و مردمي استفاده نموده است كه تقريباً هيچ كدام از اين تجمعات مجوزي از وزارت كشور نداشته‌اند (چه اين كه اگر نياز به مجوّز هم بود با يك تلفن مجوّز آماده مي‌شد)، اما به جهت پشتوانه‌ي ايشان مطمئن بوده‌اند كه برخوردي با آنها نخواهد شد. لغو مصوبه‌ي مجلس شواري اسلامي درباره‌ي وقف اموال دانشگاه آزاد در پي تجمع دانشجويان بسيجي مقابل مجلس تنها يك نمونه از اين موارد بوده است. [+]

عدم تعريف روابط مسئول پايگاه بسيج و امام جماعت مسجد

در بسياري از مساجدي كه نمازگزار دائم يا عضو هيئت امناي آن بوده‌ام، يكي از مشكلات شايع اختلاف نظرها و درگيري‌هاي مسئول پايگاه بسيج با امام جماعت مسجد بوده است. به گونه‌اي كه در موارد متعدد مشاهده مي‌شد، بسيجيان در نماز جماعت شركت نمي‌كنند و در زمان اقامه‌ي نماز در دفتر بسيج يا در انتهاي مسجد به گپ و گفت مشغول بودند. عدم تعريف شفاف روابط مسئول بسيج با امام جماعت مسجد به جهت اين است كه مسئول بسيج، مشروعيتش را از مرجع بالاتر از خود مي‌گيرد و امام جماعت از هيئت امناء مسجد و چه بسيار مواقعي كه خواست اين دو گروه با هم در تضادّ و تنافض است. براي يك ناظر بيروني مشاهده‌ي چنين مشاجراتي بين افرادي كه هر دو گروه حزب‌اللهي و مؤمن هستند، تعريف نشده است و اين سؤال را در ذهن ايجاد مي‌كند كه اگر هدف يكي است و امام جماعت به عنوان عالم ديني، نقش هدايت امور مذهبي را عهده‌دار است، چرا بسيجيان زعامت وي را برنمي‌تابند و خود را تافته‌ي جدا بافته مي‌دانند.

جمع‌بندي

اگر كار بدون منت و همراه با نقد و تفكر براي مردم و آرمان‌هاي اسلام و حفظ نظام جمهوري اسلامي، با تفسيري كه در يادداشت بازخواني حفظ نظام در كلام امام مطرح شد، در ميان باشد، همواره خود را يك بسيجي مي‌دانم. اما اگر اجراي بي‌چون و چرا و بدون تفكر بخش‌نامه‌ها و برنامه‌هايي كه از بالا براي بسيج طرح‌ريزي شده است مطرح باشد، از زماني كه خودم را شناخته‌ام هرگز بسيجي نبوده و نيستم.

ادامه مطلب:

پي‌نوشت:

۱ در دفترچه‌ي كنكور دانشگاه آزاد، براي اعضاي فعال بسيج سهميه‌اي تعريف شده است. يكي از آشنايان من با همين سهميه و نمره‌اي پايين در دانشگاه آزاد قبول شده است.