گفت: «ثبت نام براي لاتاري گرين كارت آمريكا شروع شده»

گفتم: «از عنوان لاتاري چيزهاي خيلي بدي توي ذهنم مياد. ضمناً دوست ندارم هم رديف با اينهايي كه وقتي اسم آمريكا مياد، آب از لب و لوچه‌شون مي‌چكه و بهشت واقعي‌شون آمريكاست برم ثبت نام كنم و سياه لشكر جمعيتي بشم كه به سياست‌هاي دولتش خيلي انتقاد دارم»

گفت: «مگه نمي‌خواستي واسه دكترا بياي اينجا؟ سنگ مفت گنجشك مفت. تو كه نمي‌خواي بري جار بزني آهاي ايها الناس من رفتم براي لاتاري گرين كارت ثبت نام كردم!»

گفتم: «آره من گفتم براي ادامه تحصيل دوست دارم بيام اونجا، ولي نه اين جوري. [ضمن احترام به نظر همه‌ي كساني كه براي اين قرعه كشي ثبت نام مي‌كنند] دنياي من با كسايي كه مي‌رن توي اين لاتاري ثبت نام مي‌كنن زمين تا آسمون فرق داره، من نمي‌خوام تحت لواي آمريكا و به عنوان يك شهروند آمريكايي بيام اونجا درس بخونم، مي‌خوام اينقدر درس بخونم و اينقدر در رشته‌ي خودم متبحر بشم كه اونها برام دعوتنامه بفرستند، به عنوان يه ايراني مي‌خوام بيام اونجا درس بخونم با گردني افراشته، نه با گرين كارت صدقه‌اي!»

كمكهاي هلي كوپتر آمريكايي به سيل زدگان پاكستان

گفت: «فكر نكن اگه گرين كارت بگيري هويت ايراني‌ات از بين ميره، بلكه يه تابعيت دوم پيدا مي‌كني، ثانياً وقتي تو نيتت اينه كه بياي درس بخوني و برگردي به كشورت خدمت كني چه فرقي مي‌كنه چه جوري بياي»

گفتم: «اينو مي‌دونستم كه هويت ايراني‌ام از بين نميره، ولي فقط نيت كافي نيست. شكل و فرم كار هم بايد درست باشه. من نمي‌تونم با نيت كمك به محرومين برم دزدي كنم، من نمي‌خواهم همراه با خيل افرادي كه بهشت عدنشان را در آمريكا جستجو مي‌كنند و در تمام اين عالم آرزويي بزرگتر از دريافت گرين كارت آمريكايي ندارند، براي ادامه تحصيل به اين روش اقدام كنم»

گفت: «نظرت رو قبول ندارم ولي بهش احترام مي‌گذرام»

گفتم: «من متعلق به خودم نيستم كه هر جور خواستم تصميم بگيرم، زماني كه در جريان قيام مشروطيت به شيخ فضل‌الله نوري پيشنهاد شد كه براي حفظ جانش به سفارت روسيه پناهنده شود يا دست كم پرچم روس يا انگليس را بر بالاي خانه خود نصب كند، گفت: “اسلام زیر بیرق کفر نخواهد رفت” و شيخ فضل الله نوري بر سر آرمان‌هاي خود ايستاد و جان خود را در اين راه تقديم كرد تا جايي كه جلال آل احمد درباره‌ي او مي‌نويسد: “من نعش آن بزرگوار را بر فراز دار، همچون پرچمی می‌دانم که به معنای استیلای غرب زدگی، بعد از دویست سال کشمکش، بر بام سرای این مملکت افراشته شد” و شيخ فضل الله نوري جاودانه ماند، اما هرگز نامي از آخوندهاي درباري برده نخواهد شد.»

من به عنوان يك دانشجوي مسلمان و يك ايراني دانش‌پژوه آن قدر خواهم خواند و خواهم نوشت، كه دانشگاه ميزبان من براي مقطع دكتري به حضور چنين دانشجويي افتخار كند!

مرگا به من كه با پر طاووس عالمی       یك موی گربه‌ی وطنم را عوض كنم *

متن سوگند نامه يك شهروند آمريكايي:

دوست عزيزم روح الله از كانادا زحمت كشيدند و متن سوگندنامه شهروند آمريكايي شدن را ارسال كرده‌اند. بخوانيد:

“بدينوسيله سوگند می خورم کلاً و تمامی وفاداری خود به هر پادشاه يا دولتمرد و دولت و حکومت و مملکتی که تاکنون شهروند آن بوده ام را طرد کرده و در برابر کليه دشمنان داخلی و خارجی به دفاع و حمايت از قانون اساسی و قوانين ايالات متحده آمريکا پرداخته و به آن ايمان و وفاداری واقعی بورزم و هنگامی که قانوناً لازم باشد برای دفاع از ايالات متحده تفنگ بدست خواهم گرفت … من اين تعهد را آزادانه و بدون هيچگونه تحفظ و يا نيت طفره روی می پذيرم. خداوندآ به من کمک کن.”

The Oath of Citizenship

I hereby declare, on oath, that I absolutely and entirely renounce and abjure all allegiance and fidelity to any foreign prince, potentate, state, or sovereignty of whom or which I have heretofore been a subject or citizen; that I will support and defend the Constitution and laws of the United States of America against all enemies, foreign and domestic; that I will bear true faith and allegiance to the same; that I will bear arms on behalf of the United States when required by law; that I will perform noncombatant service in the Armed Forces of the United States when required by the law; that I will perform work of national importance under civilian direction when required by the law; and that I take this obligation freely without any mental reservation or purpose of evasion; so help me God

توضيح ضروري:

دوست عزيزي از آمريكا، توضيح دادند كه بين اقامت دائم (Green Card) و شهروندي آمريكا تفاوت وجود دارد. براي دريافت گرين كارت نيازي به سوگند فوق نيست.

*شعر از ناصر فيض