خيلي‌ها هستند كه در حق من جفاهاي بزرگي كرده‌اند و هيچ گاه عذرخواهي نكرده‌اند. من نيز در برخورد با بسياري از افراد مرتكب اشتباهات بزرگ و كوچكي شده‌ام كه نتوانسته‌ام يا نخواسته‌ام از تقصير يا قصور خود عذرخواهي كنم. در اين يادداشت به اين موضوع خواهم پرداخت كه وقتي عذرخواهي نمي‌كنيم يا از ما عذرخواهي نمي‌كنند چه اتفاقي مي‌افتد.

وقتي از ما اشتباهي صادر مي‌شود، خواه عمدي باشد يا غيرعمدي، گويي در حين نگارش كتاب زندگي‌مان كلمه‌اي يا عبارتي يا جمله‌اي را به اشتباه نوشته‌ايم. اين اشتباه مي‌تواند يك اشتباه نگارشي باشد، يا اشتباهي در جمله‌بندي يا خطايي در مضمون جمله. بسته به اين كه اشتباه‌مان چه اندازه كوچك يا چه مقدار بزرگ باشد. وقتي از اشتباه خود عذرخواهي مي‌كنيم، اگر اشكال در رابطه‌ي خود و خداي خودمان باشد توبه مي‌كنيم و اگر در رابطه با خلق خداست حلاليت مي‌طلبيم و پوزش مي‌خواهيم و با اين كار كتاب زندگي‌مان را تصحيح كرده‌ايم.

فلاسفه و روانشناسان معتقد هستند، همه‌ي گذشته‌ي ما في‌الحال در وجود ما حاضر است. همه‌ي آن چه ما در زندگي انجام داده‌ايم و يا يادگرفته‌ايم، هم اينك بخشي از وجود ماست. اگر من خطايي در گذشته انجام داده‌ام و آن را اصلاح نكرده‌ام، كتاب زندگي من حاوي غلطي است كه تصحيح نشده است. وقتي من از اشتباه خودم عذرخواهي نمي‌كنم و اين كار را مرتباً تكرار مي‌كنم، كتاب زندگي من پر مي‌شود از انواع و اقسام اغلاط. از غلطهاي املايي گرفته تا غلطهاي دستوري و انشايي و محتوايي. ديگر غلط بخشي از وجود من خواهد شد.

اين كه در جامعه‌ي ما عذرخواهي كردن امر نادري است و اين كه عذرخواهي كردن براي سياستمداران ما يك امر بعيد و دور از ذهن به حساب مي‌آيد بهترين دليل براي وجود كتاب پرغلطي با عنوان جامعه و سياست ايراني است. به تعداد تمام عذرخواهي‌هايي كه دولت به مردم بدهكار است، كتاب سياست ايراني غلط دارد و به تعداد تمام عذرخواهي‌هايي كه شهروندان ايراني هر روز به يكديگر بدهكار هستند، كتاب جامعه‌ي ايراني غلط دارد. ما از صبح تا شب و از شب تا صبح با اين غلطها داريم زندگي مي‌كنيم و اين غلطها به بخش لاينفك زندگي ما تبديل شده‌اند.

جمع‌بندي

ما تنها زماني مي‌توانيم به مسير درست باز ‌گرديم كه اگر در رابطه‌ي با خدا مرتكب خطا شده‌ايم، استغفار كنيم و اگر در رابطه‌ي با مردم كوتاهي كرده‌ايم، عذرمان را با ايشان در ميان بگذاريم و پوزش بطلبيم. فقط و فقط از اين طريق است كه مي‌توان آب رفته ز جوي را باز گرداند. بيش از آن كه فرد مظلوم و متضرر محتاج عذرخواهي ما باشد، وجود خود ماست كه نيازمند عذرخواهي است تا با اين كار اصلاح شود. عذرخواهي كردن يك امر مستحب و يك ژست روشنفكرانه نيست، بلكه امري واجب و ضرورتي است براي بازگشت به مسير رشد و صلاح.