خداوند حضرت آيت الله بهجت را رحمت كند كه مرجع تقليدمان بود و رهنمودهاي پدرانه‌اش راهگشاي راه ره گم كردگاني چون من بود. خداي متعال اين توفيق را به بنده عنايت كرد كه در يكي دو ديدار عمومي ايشان شركت كنم و دست مباركشان را ببوسم و در مسجد ايشان در گذر خان قم دو ركعت نماز صبح، پشت سر آن بزرگ عارف قرن به جاي آورم.

ابتدا فاتحه‌اي براي حضرت آيت الله بهجت -تنها مرجع تقليدي كه ديدم روي رساله‌ي عمليه‌ي خود نوشته بود العبد* محمدتقي بهجت- قرائت فرماييد تا به طرح موضوع بپردازم:

فرض محال، محال نيست. فرض كنيد در همان نماز دو ركعتي كه بنده به فيض حضور در مسجد آيت الله بهجت نايل شدم، ايشان پس از پايان تشهّد، به جاي سلام دادن و خاتمه‌ي نماز، بلند مي‌شوند و شروع مي‌كنند به خواندن تسبيحات اربعه، به نظر شما تكليف بنده به عنوان يك مقلّد و يك مريد ايشان چيست؟

اشتباه اول: اين كه بگويم ايشان امام جماعت هستند و تبعيت مأموم از امام در نماز جماعت لازم است، فلذا من هم بايد بلند شوم و به ركعت سوم بروم.

اشتباه دوم: اين كه بگويم گذشته از امام جماعت بودن، ايشان مرجع تقليد من هستند و بنده همه‌ي احكام و مسائل شرعي خودم را از ايشان تقليد مي‌كنم، پس اگر ايشان تشخيص داده‌اند كه الان بايد نماز صبح را سه ركعت بخوانند، بنده نيز بايد تبعيت كنم.

اشتباه سوم: اين كه بگويم از امام جماعت و مرجع تقليد بودن ايشان بگذريم، آيت الله بهجت در 18 سالگي موت اختياري داشته‌اند، چشم برزخي دارند، هزار رقم كرامت دارند و از اين حرفها، پس هر آن چه از ايشان صادر شود عين حق است و بنده به عنوان يك مريد بايد با تبعيّت كامل از ولايت ايشان، پشت سر ايشان حركت كنم و وارد ركعت سوم نماز صبح بشوم.

پاسخ: همه‌ي مراجع تقليد بدون استثناء در چنين مسأله‌اي مي‌گويند، اگر امام جماعت پس از تشهد نماز صبح، سلام نگفت و براي ركعت سوم بلند شد، مأمومين نبايد بلند شوند (لزوم ترك تبعيت از امام جماعت در جايي كه افعال نماز را اشتباه انجام دهد). اگر امام جماعت تا قبل از ورود به ركوع ركعت سوم متوجه اشتباهش شد، بايد بنشيند و سلام دهد و دو سجده‌ي سهو بگذارد و اگر متوجه نشد و به ركوع ركعت سوم وارد شد، مأموين بايد سلام دهند و نمازشان درست است و نماز امام جماعت باطل.

اشکال کار در كجاست؟

نکته اول در اين است كه ما (مقلدّين) در فروع تقليد مي‌كنيم و آن هم در غير ضروريات و غير واضحات دين. يعني به تعبير دقيق‌تر، دو ركعت بودن نماز صبح از مسلمّات دين اسلام است و هيچ شكّ و شبهه‌اي در آن نيست و هيچ مرجع تقليدي تا پايان تاريخ نه يك ركعت مي‌تواند از آن بكاهد و نه يك ركعت به آن بيفزايد. فلاسفه‌ي اسلامي در علم اخلاق معتقد به حسن و قبح ذاتي اعمال اخلاقي هستند، لذا هيچ مرجع تقليد و عالم ديني نمي‌تواند به حلال بودن دزدي يا حمايت از دزد فتوا بدهد. [اين‌ها را مقلّد بايد با شعور خودش بفهمد، در هيچ رساله‌اي چنين چيزهايي ننوشته‌اند]

نکته دوم در اين است كه غيرمعصوم، غيرمعصوم است. يعني به تعبير حاج‌آقا مرتضي تهراني غيرمعصوم حتماً خطا مي‌كند نه اين كه شايد خطا بكند. پس بايد اين احتمال عقلايي را قائل باشيم كه حتي يك مرجع تقليد عارف نيز امكان دارد در شماره‌ي ركعات نماز اشتباه كند و انسان باشعور بايد فرق اشتباه عملي مرجع تقليد را از فتواي نظري او تشخيص بدهد و عمل مرجع تقليد را به پاي نظر او قلمداد نكند. اگر شخص مقلّد در محضر مرجع تقليد خود نشسته‌ است و نقل قولي را از زبان مرجع تقليد شنيد كه تشخيص داد اين حرف غيبت است، بايد يا نهي از منكر كند يا در صورت فراهم نبودن شرايط آن جلسه را ترك نمايد.

نکته سوم آنجاست كه فكر كنيم اگر در فعل اشتباه، از مرجع تقليد تبعيت نكنيم او را تنها گذاشته‌ايم و به ياريش نرفته‌ايم. اتفاقاً ياري كردن امام جماعت ولو مرجع تقليد باشد در اين است كه من به عنوان مأموم و مقلّدِ باشعور، با صبر كردن و نشستن خودم به امام جماعت بفهمانم كه اشتباهاً بلند شده است و با استقامت در فعل صحيح خود، او را به مسير درست بازگردانم.

خدا كند كه مراجع تقليد ما به ركعت سوم نماز صبح نروند و يا اگر رفتند، اي كاش مقلدّين ما آن قدر باشعور باشند كه آنها را در خطاي تشخيصي ايشان همراهي نكنند.

متأسفم كه بگويم در بين متدينين و مذهبي‌هايمان -لااقل آن مقداري كه من ديده‌ام- به ويژه آنها كه به دنبال مقدّس‌بازي و تقدّس‌سازي براي شخصيت‌ها هستند، كمتر چنين شعوري را مشاهده مي‌كنم.

به غير از ائمه‌ي معصومين و انبياء -عليهم السلام- كه رفتار و گفتار و سكوت‌شان براي ما حجت است، بقيه‌ي غير معصومين را به حكم اسلام مي‌بايست با قرآن و عترت سنجيد و به فرموده‌ي اميرمؤمنان -عليه السلام- كه خود ميزان الاعمال است، «افراد را بايد با حق سنجيد نه حق را با افراد».

جمع‌بندي: محدوده‌ي تبعيت از مرجع تقليد، امام جماعت، فرمانده‌ي لشكر و … را بشناسيم و حيطه‌ي نفوذ امر و نهي او را تشخيص دهيم. اصول اخلاقي (نظير زشتي دروغ و دزدي و خيانت و زيبايي راستي و امانتداري و نيكي به ديگران) و بديهيات شرع (مثل دو ركعت بودن نماز صبح) تا پايان تاريخ ثابت‌اند. دين مبين اسلام را كه براي تكميل اخلاق آمده است، نمي‌شود با تخطي از اصول اخلاقي ياري كرد، اين بزرگترين خودمتناقض (Self Paradox) و عظيم‌ترين جفا در حق اسلام است.

اسلام مقلّد هوشيار و آگاه و باشعور مي‌خواهد، نه مقلّد چشم و گوش بسته و نه تقليد طوطي‌وار و بدون شعور.

علينا بالشعور و عليكم بالشعور

پي‌نوشت:

* ساير مراجع تقليد روي جلد رساله‌شان نوشته‌اند: «حضرت آيت الله العظمي …»