امروز به دليل اين كه قيمت سكه تمام بهار آزادي طرح امامي به ۵۳۱۰۰۰ تومان –البته تا اين لحظه- رسيده و چشم و چراغ همه‌ي ايرانيان را روشن كرده است! به ذهنم رسيد تجربيات و دانسته‌هاي خود را در زمينه خريد و فروش طلا به محضر دوستان و سروران ارجمند عرض كنم:

تجربه اول: به هيچ طلا فروشي اعتماد نكنيد، مخصوصاً اگر آشنا باشد.

بنده تا قبل از ازدواج هيچ گونه تجربه‌اي در خصوص خريد طلا نداشتم. پس از پايان مراسم عقد و عروسي، تعدادي النگو و پلاك ناهمگون روي دست‌مان مانده بود كه چاره‌اي نداشتيم مگر اين كه همه را بفروشيم و طلاي يكدستي خريداري كنيم. به همراه همسرم به چند مغازه‌ي طلا فروشي مراجعه كرديم و پس از پرس و جوي قيمت و مشاهده‌ي طلاهاي چند مغازه، يكي را همسرم پسنديد و با فروشنده وارد مذاكره شديم. احساس كردم چه آدم متين و قابل اعتماد و منصفي است. هم طلاهايمان را گران‌تر از سايرين خريد و هم قيمت طلا‌ها را علي الظاهر خوب حساب كرد. خوشحال و خرم از مغازه خارج شديم و براي خريد گوشواره به مغازه‌ي ديگري رفتيم. ديدم قيمت طلاي ساخته را خيلي بالا مي‌گويد. عرض كردم ما همين الان ۵ تا النگو خريديم به فلان قيمت. فروشنده با اطمينان گفت: «امكان نداره!». فاكتور را به او نشان داديم و در كمال تعجب به ما نشان داد كه طلا را با قيمت ديگر و گران‌تري به ما فروخته است. بلافاصله به مغازه‌ي اولي مراجعه كرديم و گفتيم شما قيمت واحد را يك چيز گفته بودي و قيمت كل را جور ديگري حساب كردي. دستپاچه شده بود و دوباره خودش حساب كرد و گفت: «بله ظاهراً اشتباه شده است» 5 عدد النگو به پول آن موقع شده بود 90 هزار تومان كه بعد از محاسبه مجدد معلوم شد 10 هزار تومان زياد گرفته است. پول را پس گرفتيم و پيش طلا فروش دوم رفتيم.

طلا فروش دوم با يك ژست قهرمانانه از اين كه توانسته بود ما را راهنمايي كند، اعتماد ما را به خود جلب كرده بود و ما هم نه فقط آن يك بار بلكه بارها از او خريد كرديم. در يكي از دفعاتي كه براي خريد طلا پيش او رفته بوديم، همسرم از روي صداقت گفت: «ما ديگر به شما اعتماد داريم و مستقيم مي‌آييم پيش شما» از آن به بعد احساس كردم در برخي موارد قيمت‌ها را بالاتر از ساير مغازه‌ها حساب مي‌كند و اين موضوع در خصوص فروش يك ربع سكه برايم كاملاً مسجل شد. از آن روز به بعد او نيز برايم يكي بود مثل بقيه كاسب‌ها، به معناي واقعي كاسب!

تجربه دوم: در هنگام خريد طلا حتماً ماشين حساب با خود ببريد.

يكي از شگردهاي طلافروشان اين است كه هيچ گاه قيمت واحد هر گرم طلا را در فاكتور نمي‌نويسند و فقط به نوشتن وزن كل، عيار و قيمت كل بسنده مي‌كنند. اين موضوع باعث مي‌شود كه شما در همان لحظه متوجه نمي‌شويد بالاخره آيا قيمت را همان گونه كه به شما گفته بودند حساب كرده‌اند يا نه. اگر شما ماشين حساب همراه داشته باشيد، به راحتي با تقسيم قيمت كل به وزن كل مي‌توانيد اين را بفهميد و در صورت مغايرت به فروشنده بگوييد. سعي كنيد وزن را خودتان از روي ترازو بخوانيد، چون اين را بارها ديده‌ام كه در موقع خريد طلا، وزن آن را روند به پايين و براي فروش طلا وزن آن را روند به بالا مي‌كنند.

تجربه سوم: قيمت نهايي يك قطعه طلا چگونه محاسبه مي‌شود؟

قيمت نهايي يك قطعه طلا برابر است با وزن طلا ضربدر قيمت واحد كه قيمت واحد شامل قيمت طلاي خام (مثلاً 18 عيار) به اضافه‌ي اجرت ساخت به اضافه‌ي 7 درصد سود است. دقت كنيد اجرت ساخت قطعات مختلف طلا با هم يكسان نيست. مثلاً پلاك يا مدال كمترين اجرت ساخت و پس از آن النگو، زنجير، انگشتر، گوشواره، دستبند و سينه‌ريز به ترتيب مقام‌هاي بعدي در اجرت ساخت بالا را دارند. هر چقدر طلاي ساخته شده، بتواند توسط دستگاه و به راحتي قالب‌گيري و توليد شود، نظير النگو و زنجير، اجرت ساخت كمتري دارد. هر قدر ظرافت ساخت يك قطعه طلا مثل سينه‌ريز بيشتر باشد اجرت آن بيشتر است. همچنين كشور سازنده‌ي طلا نيز بر اجرت ساخت آن تأثيرگذار است، طلاي ساخت ايتاليا از طلاي ايراني به مراتب گران‌تر و ظريف‌تر است. برخي طلاسازان اصفهاني دستگاه‌هاي ساخت طلا را از ايتاليا وارد كرده‌اند كه اگر چه توليدات‌شان به كيفيت طلاي ايتاليايي نيست ولي از طلاي داخلي بهتر است. دقت كنيد طلاي اصفهان را به اسم طلاي ايتاليا به شما نفروشند. (اين مورد كاملاً تجربي و شهودي است و آن قدر بايد طلا ببينيد تا بتوانيد فرق آنها را متوجه شويد)

تجربه چهارم: سكه بهار آزادي را از مراكز بورس سكه، مثل بازار يا چهارراه استانبول تهيه كنيد.

قبل از خريد سكه ابتدا از طريق اينترنت* يا روزنامه از قيمت آن مطلع شويد و ترجيحاً سكه را از مراكز بورس فروش طلا تهيه كنيد. دليل آن اين است كه اولاً شما سكه را از مغازه‌اي مي‌خريد كه خودش سكه را براي شما وكيوم مي‌كند و به شما بابت خريد سكه فاكتور مي‌دهد. خيلي از طلافروشان براي سكه فاكتور نمي‌دهند يا اين كه قيمت‌شان از قيمت روز سكه بالاتر است، اگر هم به آنها اشكال كنيد مي‌گويند: «اين قيمت‌ها را روزنامه‌ها براي دلخوشي مردم مي‌گويند». ضمناً قيمت سكه در مراكز بورس با هم برابر نيست. يكي از دفعاتي كه به چهار راه استانبول رفته بودم قيمت سكه تمام بهار آزادي تا 3000 تومان اختلاف داشت. يعني شما با اندكي گشت و گذار مي‌توانيد از مغازه‌اي كه ارزان‌ترين قيمت را نوشته، سكه بخريد.

تجربه پنجم: در زمان خريد برليان، حتماً شناسنامه‌ي طلا و جواهرات را از فروشنده دريافت كنيد.

به نوع خاصي از الماس تراش خورده كه نور را به زيباترين شكل ممكن ساطع مي‌كند، برليان اطلاق مي‌شود. اولاً اين كه دقت كنيد اصطلاح «طلاي اتمي» براي شيشه‌ي تراش خورده‌اي به كار مي‌رود كه در ساخت طلاي جواهردار استفاده مي‌شود. اين شيشه هيچ ارزشي نداشته و در زمان فروش طلا از وزن اصلي آن كم مي‌شود. اما برليان با واحد قيراط محاسبه شده و در زمان فروش طلا، بر اساس شناسنامه‌ي جواهرآلات كه تعداد، نوع و وزن برليان‌هاي به كار رفته در آن را مشخص كرده محاسبه مي‌گردد. لذا حتماً علاوه بر فاكتور شناسنامه‌ي جواهرآلات داراي سنگ‌هاي قيمتي را از فروشنده دريافت كنيد، يا حتي المقدور وي را متقاعد كنيد آنها را در فاكتور به طور كامل قيد نمايد.

تجربه ششم: عيار طلا چگونه محاسبه مي‌شود؟

معمول‌ترين عيار طلا در ايران عيار 18 است كه منظور از 18 نسبت 18 به 24 است كه حاصل تقسيم عدد 75 صدم يا 750 هزارم مي‌شود. از همين جهت است كه پشت طلاهاي 18 عيار عدد 750 نقش بسته است. اين عدد به معني آن است كه 75 درصد اين قطعه، از طلاي خالص است و مابقي از مس يا نيكل است. البته به ندرت طلاهاي با عيار كمتر از 18 در بازار موجود است. رتبه بعدي طلاي عيار 21 است كه در پشت اين گونه طلاها عدد 900 به معناي 90 درصد طلاي خالص نقش بسته است. طلاي خالص يا 24 عيار نيز به اصطلاح شمش ناميده مي‌شود كه معمولاً با اين عيار براي ساخت جواهرآلات استفاده نمي‌شود و صرفاً ارزش تجاري دارد نه ارزش تزئيني.

تجربه هفتم: نكاتي در باب تعويض طلاي نو با كهنه.

فرض كنيد كه همسر شما از طلاي فعلي‌اش خسته شده و اين قدر جاري و خواهر شوهر توي سر آن طلاهاي بدبخت زده‌اند كه في‌الحال كاري واجب‌تر از طلاهاي سركار علّيه نيست. وقتي براي اين امر به بازار طلافروشان مراجعه كرديد، طلايي كه مي‌خواهيد بفروشيد را به مغازه‌هاي مختلف عرضه كنيد، آن وقت متوجه مي‌شويد كه قيمت‌هاي مختلفي براي يك مجموعه طلاي واحد به شما گفته مي‌شود كه ناشي از تفاوت ترازوها، تفاوت قيمت خريد است. برخي طلافروشان وقتي مطمئن شدند كه خريد طلاي شما قطعي است، طلاي شما را به قيمت پايين‌تر از متعارف بر‌مي‌دارند. يعني به نوعي احساس مي‌كنند دست شما زير سنگ است و هر قيمتي آنها بگويند شما مي‌پذيريد. در اين گونه موارد حواستان به قيمت‌هاي قبلي كه به شما گفته شده باشد و اگر فروشنده خيلي روي قيمت خودش اصرار كرد، ابتدا برويد در يكي از فروشگاه‌هاي قبلي كه بالاترين قيمت را گفته، طلاي خود را بفروشيد و از فروشنده‌ي آخر فقط طلا را بخريد. ضمناً به ياد داشته باشيد كه در زمان معاوضه شما چون به دو صورت داريد به طلافروش سود مي‌رسانيد او بايد قيمت طلاي فروخته شده را با شما ارزان‌تر حساب كند.

تجربه هشتم: در روزهاي شلوغي طلافروشان مثل روز مادر و شب عيد طلا نخريد.

خريد طلا يك كار دقيق و حساس است. وقتي شما روز شلوغي را براي اين كار انتخاب مي‌كنيد با چند مشكل اصلي روبرو هستيد. اولاً مغازه‌ي طلا فروش سرشار از جمعيت است و آرامش و تمركز لازم را نداريد. ثانياً خيلي از كارهاي خوب در اين روز به فروش رفته و شما شانس كمتري براي انتخاب گزينه‌هاي جديد داريد. ثالثاً و از همه مهم‌تر طلافروش در روزهاي شلوغ كم‌حوصله‌تر است و امكان دريافت تخفيف از وي به مراتب كمتر خواهد بود.

تجربه نهم: چيزي بين 2 تا 3 درصد از قيمت كل طلا را چانه بزنيد.

به جز سكه بهار آزادي كه قيمت مقطوعي دارد، بنده تقريباً در همه‌ي خريد‌هايم چيزي حدود 2 تا 3 درصد قيمت كل طلا را چانه زده‌ام. اصلاً از چانه زدن خسته نشويد و مطمئن باشيد با كسر اين مبلغ نيز، طلافروش سود بسيار خوبي به جيب خواهد زد. ضمناً تخفيف را از مبلغ كل پايين‌تري شروع كنيد تا نهايتاً فروشنده به دو سه درصد كمتر رضايت دهد.

اميد كه اين مطالب براي شما مفيد بوده باشد و با آرزوي خريد خوب و رضايتبخش. التماس دعا