پرش به محتوا
دل‌نوشته‌‌ها و يادداشت‌هاي محمدرضا اسدي

هميشه با خودش فكر مي‌كرد بازرس‌ها پالتوي بلند مي‌پوشند با يقه‌هاي بالا زده و نگاه‌هاي خيره خيره. كم حرف مي‌زنند و بيشتر سؤال مي‌كنند. رفتارشان قاطعانه است و جذبه‌شان مخاطب را مسحور و مقهور مي‌كند.

حالا بيش از يك سال است كه او را آقاي بازرس صدا مي‌كنند؛ خودش فكر مي‌كند تغييري نكرده و همان آدم قبلي است. نه پالتوهاي بلند مي‌پوشد، نه يقه‌ي كتش را بالا مي‌دهد و نه نگاه‌هاي خيره خيره به اين سو و آن سو مي‌كند. به لحاظ نوشتن كم كارتر نشده است، جنس نوشتن‌ها فرق كرده. وبلاگش را شايد دير به دير به روز مي‌كند و از آخرين يادداشت وبلاگش بيش از 8 ماه گذشته است، لكن اين‌ها به معناي كمتر نوشتن نيست، يادداشت‌هاي بازرسي را نمي‌شود روي وب منتشر كرد.

آقاي بازرس دلش براي آن روزهايي كه راحت‌تر مي‌نوشت و محدوديت‌هاي امروزي را نداشت تنگ شده است. آن چه در پي خواهد آمد به ويژگي‌ها و شرايط يك بازرس موفق اشاره دارد:

ويژگي‌هاي يك بازرس موفق

1- تسلط و اشراف علمي و اطلاعاتي به حوزه استحفاظي خويش: كسي مي‌تواند به بازرسي از يك حوزه‌ي خاص بپردازد كه به لحاظ دانش و شناخت پيچ و خم‌ها و زير و بم كارها، از متوليان و متصديان امر برتر باشد. لذا نمي‌توان فرد تازه‌كار و ناآشناي به امور را به عنوان بازرس آن كار منصوب كرد.

2- تسلط به قوانين، مقررات، آيين‌نامه‌ها، شرح وظايف سازمان‌ها و پست‌هاي سازماني: علاوه بر داشتن دانش علمي و شناخت تجربي كار، آگاهي كامل از قوانين و مقررات و آخرين آيين‌نامه‌ها و دستورالعمل‌ها و تسلط كامل به شرح وظايف پست‌هاي سازماني براي عملياتي شدن يك بازرسي موفق، الزامي است. زيرا اگر بازرس نداند آن چه در صحنه‌ي عمل اتفاق افتاده يا نيفتاده، در شرح وظايف مخاطب خود هست يا نيست، نمي‌تواند له يا عليه وي مطلبي را بيان كند يا گزارشي بنويسد.

3- شجاعت و صراحت بيان: تبحر علمي و دانش تجربي و تسلط كامل بر قوانين و مقررات، از شروط لازم براي كار بازرسي است. اما اگر بازرس از شجاعت كافي برخوردار نباشد، در عمل نمي‌تواند مشكلاتي را كه ديده است به زبان بياورد و از متصديان امور مطالبه كند. بازرسي به يك روحيه‌ي چالش‌برانگيز و قاطع نياز دارد. محافظه‌كاري و گير افتادن در دام رودربايستي‌ها و به عبارت عاميانه آهسته رفتن و آهسته آمدن از ترس شاخ گربه‌ها، بزرگترين آفت بازرسي است كه عملاً جز نام و عنواني از شغل بازرسي باقي نخواهد گذاشت و جايگاه بازرس را به بي‌خاصيت‌ترين شكل ممكن تنزل خواهد داد.

4- استقلال رأي: بازرس مي‌بايست فراي ارتباطات و رفاقت‌ها و به دور از در نظر گرفتن مصالح صنفي، حزبي، همشهري‌گري و ارتباطات سازماني، رأي و نظرش را به قصد اصلاح افراد، ساختارها و رويه‌ها اعلام نمايد. طبيعي است، بازرسي كه با سفارش فلان مدير يا فلان شبكه سازماني روي كار آمده است، مناسبات قدرت و ارتباطات سازماني را در نتيجه‌ي بازرسي‌هاي خود به منظور بقاي در پست بازرسي و پرهيز از اتهام نمك‌ناشناسي، لحاظ خواهد كرد.

5- پاك‌دستي و پاك‌دامني: بازرس، به جهت اقتداري كه دارد و نتايجي كه از ارسال گزارش‌هايش پديدار خواهد شد، در معرض انواع پيشنهادهاي اغوا كننده است. همان گونه كه پيش‌تر اشاره شد، شجاعت يكي از ويژگي‌هاي بازرسي است كه مسدود كننده‌ي تهديد است و پاك‌دستي سپري در برابر تطميع خواهد بود.

6- داشتن نگاه انتقادي و ايده‌آل‌گرا: بازرس اصولاً بايد به پديده‌هاي پيرامون خود نگاهي انتقادي و ايده‌آل‌گرايانه داشته باشد. فردي كه با هر شرايطي سازگار است و به هر چيزي قانع است و انگيزه‌اي براي اصلاح امور و اهتمامي به بهبود وضعيت ساز و كار مجموعه‌ي تحت بازرسي خود ندارد، به هيچ عنوان براي كار بازرسي مناسب نيست. بازرس مي‌بايست همواره از نگاه مشتري و مصرف‌كننده و دريافت كننده خدمات، امور را نظاره و مطالبه كند و به اصطلاح «مو را از ماست بيرون بكشد». اگر بازرس، تصويري از حالت مطلوب و شرايط ايده‌آل در ذهن خود نداشته باشد، كثرت امور درست و منطبق بر قوانين، چشم او را پُر مي‌كند و از بيرون كشيدن آن اندك امور ناصواب و خلاف قانون بازمي‌ماند. حال آن كه وظيفه‌ي بازرس تعريف و تمجيد از نيمه‌ي پر ليوان نيست، بل‌كه پرداختن به چيستي و چرايي نيمه‌ي خالي ليواني است كه قرار است به دست مصرف‌كننده يا دريافت كننده‌ي خدمات برسد. حتي اگر نسبت اين دو نيمه 90 به 10 باشد، از مصرف‌كننده پول 100 واحد را گرفته‌اند و نمي‌توان از همان 10 واحد كمبود نيز چشم‌پوشي كرد.

7- جزءنگري و نكته‌سنجي: حرفه‌ي بازرسي سراسر نكته سنجي و جزءنگري است. برخلاف نظارت كه به امور كلان و تجزيه و تحليل نتايج بازرسي به منظور دستيابي به يك جمع‌بندي كلي از موضوعات مي‌پردازد، در بازرسي مي‌بايست به جزئيات توجه كرد. از پر كردن چك ليست‌ها گرفته تا چك كردن بند به بند شرح وظايف و بررسي محيط كار و تصويربرداري از زواياي مختلف محيط و بخش‌هاي گوناگون و زير و رو كردن اقلام و تجهيزات و پرسيدن سؤالات متعدد و متنوع از متصديان امور و بعضاً ضبط كردن صدا يا فيلمبرداري از وقايع و ريز شدن در آرم يك شركت توليدي بر روي محصولات سال‌هاي مختلف خود و كنترل تاريخ‌هاي توليد و انقضا و مرور گزارش‌هاي بازرسان قبلي در ذهن براي چك كردن آسيب‌هاي هميشگي و بعضاً برطرف ناشدني امور.

8- داشتن مهارت گزارش‌نويسي: نتيجه و خروجي كار يك بازرس، غالباً در گزارش بازرسي ظهور و بروز مي‌نمايد و بازرسي كه توانايي نگارش گزارش نداشته باشد و نتواند ديده‌ها و شنيده‌هايش را به درستي در قالب كلمات جاري نمايد، مثل كودكي است كه فقط با جيغ و فرياد مي‌تواند خطر را هشدار دهد، اما نمي‌تواند دقيقاً بگويد چه اتفاقي افتاده يا خواهد افتاد. لذا گماردن برخي افراد ناتوان در امر نگارش و همچنين با توجه به پيشرفت علم و فناوري، ناتوان در استفاده از رايانه و تايپ گزارش، به امر خطير بازرسي، ابتر گذاشتن و بي‌خاصيت كردن فرايند بازرسي است. از جمله مهارت‌هاي گزارش‌نويسي، مستندنويسي است. يعني اسنادها و ارجاعات اخبار به درستي و روشني بيان شده باشد و از مرجع ضميرهاي مبهم و نامعلوم كه اعتبار گزارش را مخدوش مي‌كند، پرهيز شود.

9- ادب و متانت: همه‌ي خصايصي كه در بالا ذكرش گذشت مي‌بايست در قالبي متين و مؤدبانه ارائه گردد تا ضمن حفظ حقوق و حرمت مخاطبان، حريم بازرسي استوار و باصلابت باقي بماند و بهانه‌اي به دست متخلفان داده نشود. چه بسيار ديده شده است كه متخلفان و آب زيركاهان با حاشيه‌سازي و جنجال‌سازي از حضور بازرس در محل اشتغال‌شان، اصل موضوع تخلف را به حاشيه برده‌اند و از جايگاه متهم به خواستگاه شاكي نشسته‌اند تا دست پيش را بگيرند كه پس نيفتند. لذا ادب و متانت بازرس مي‌بايست دو برابر ديگران باشد تا براي مخاطبان اين تصور اشتباه پيش نيايد كه بازرس به واسطه‌ي جايگاهش، خودش را گرفته است و از موضع بالا به پايين صحبت مي‌كند. در تمامي جملات مي‌بايست عدم انطباق خدمات يا محصولات را با آيين‌نامه يا شرح وظيفه‌ي مورد نظر اعلام كرد كه اولاً اثبات شود نظر گفته شده بر اساس رأي و سليقه‌ي شخصي نيست و ثانياً آن چه بيان مي‌شود از سر وظيفه و از زبان قانون است نه از زبان من بازرس.

10- صبر و حوصله: امر بازرسي بي‌شباهت به كار قضاوت نيست. نه از سلام و عليك گرم يك نفر مي‌بايست زياده از حد در خصوص وي خوش‌بين شد و نه از تحويل نگرفتن فردي ديگر درباره‌ي او گمان بد انديشيد. براي دستيابي به كنه و غايت امور بايد صبر و حوصله به خرج داد و مشاهدات و گفته‌هاي افراد مختلف را همانند يك پازل كنار هم چيد تا به تصوير مناسبي از طرح‌واره‌ي موضوع مورد بازرسي دست يافت.  از نگارش و ارسال گزارش‌هاي شتابزده كه آبرو و اعتبار بازرس را براي هميشه به باد مي‌دهد، مي‌بايست پرهيز كرد. يك خبر را بايد از كانال‌هاي مختلف و از زبان افراد مختلف سنجيد و ارجاعات خبر را با حفظ امانت نقل كرد و آن جا كه آبرو يا موقعيت شغلي برخي افراد به واسطه‌ي همكاري با بازرس، در معرض خطر قرار مي‌گيرد، نهايت دقت و شكيبايي را در تنظيم و ارسال گزارش‌ها لحاظ كرد.

11- حمايت مقام مافوق: آخرين و مهم‌ترين رمز موفقيت يك بازرس، حمايت مقامات مافوق از بازرس است. زيرا بازرس، افسري است كه در خط مقدم مي‌جنگد؛ اگر جايي با بي‌اعتنايي يا پرخاشگري و تندخويي مواجه شد و خاطيان اخطار نگيرند و مجازات نشوند، حناي اين بازرس ديگر رنگي ندارد. اگر با ارسال گزارش‌هاي تخلفات يك متصدي يا مجري امر، با متخلفان برخورد نشود و به عبارت ديگر، پشت جبهه از خط مقدم حمايت نكند، تيغ اين بازرس نيز ديگر برنده نيست. در اين گونه مواقع بايد فاتحه‌ي بازرس و بازرسي را خواند.

بعد التحرير:

بازرس‌ها از آن جهت كه به همه گير مي‌دهند، زير تيغند و زير ذره‌بين. هزار باده‌ي ناخورده در رگ تاك است و هزار حرف نگفته در قلم من. آقاي بازرس اين روزها حال خوشي ندارد و خيلي هم نمي‌تواند توضيح بدهد. باشد براي بعد.

اين يادداشت را به سفارش دوست عزيزم مهدي عسگري و با اصرار خواننده‌ي قديمي و صميمي وبلاگ شهروند دردمند، سيدمحمدحسين ميرفخرائي نوشته‌ام. اميدوارم مورد توجه ايشان واقع شود.

 در همين زمينه:

Baby-2

اعتراف مي‌كنم داشتن فرزند دوم، در پي گلايه‌هاي مكرر پسرم از درد بي‌برادري و بي‌خواهري بوده است كه البته به زبان كودكانه‌ي او نداشتن هم‌بازي بود. پيش‌تر در مقاله‌اي با عنوان «افزايش جمعيت يا افزايش كيفيت؛ كدام استراتژي؟» به نقد و بررسي آراي مخالفان و موافقان افزايش جمعيت پرداخته‌ام كه قصد بازگويي و تصديع ندارم و علاقمندان را به مطالعه‌ي مقاله‌ي فوق ارجاع مي‌دهم. كوتاه سخن آن كه اعتقاد دارم كيفيت نبايد فداي كميّت شود و «يكي مرد جنگي به از صد هزار». ليك وقتي مردان جنگي خودشان ياراي مبارزه‌ي انفرادي ندارند و طلب يار و ياور مي‌كنند، آن قدر سنگ‌دل نيستم كه فرزندم را بي‌يار و بي‌همراه، روانه‌ي عرصه‌ي كارزار كنم.

همسرم خيلي علاقه داشت كه فرزند دوم‌مان دختر باشد، لكن تقدير خداي متعال برخلاف اين خواسته بود و دومي نيز پسر شد. ناگفته نماند كه من هم براي جوري جنس و تجربه‌ي دختر داشتن بي‌تمايل به دختر بودن دومي نبودم، اما ته قلبمان «الخير في ما وقع» بود.

چند شبي است كه ترانه‌ي خانه‌ي ما، ونگ ونگ گريه‌هاي يك نوزاد است. آن قدر براي پا نهادن به دنيا عجله داشته كه بيست و چهار روز زودتر از زمان طبيعي به دنيا آمده است و از همين روي، يك نوزاد مينياتوري و بامزه است.

دوباره پسر دار شدن همراه با دوباره پدر شدن است. گرفتن نوزادي در آغوش، به انسان حسّ جواني مي‌دهد. دوباره پدر شدن، تفاوت‌هاي اساسي با نخستين بار پدر شدن دارد. وقتي پدر يك فرزند هستي، مي‌تواني بي‌پروا تمام عشق و محبتت را معطوف او كني، لكن پدر دو فرزند بودن به منزله‌ي تقسيم توجه‌ها و محبت‌ها و تدبير رابطه‌ي عاطفي ميان دو فرزند است كه يكي احساس نكند پدر، آن ديگري را بيشتر دوست دارد. به ويژه آن كه فرزندان به لحاظ فيزيولوژي و رفتاري با يكديگر برابر نيستند و تقسيم عادلانه‌ي محبت‌ها بين دو فرد ناهمگون جز به مدد تدبير و دانستن نكات باريكتر ز مو و درخواست ياري از خداي سبحان جهت موفقيت در اين امر خطير محقق نخواهد شد.

 در همين زمينه:

تعليق عمره

تعليق عمره

مقدمه

وقوع حادثه فرودگاه جده و تعرض به دو نوجوان ايراني در نوروز سال جاري (1394)، افكار و احساسات ميليون‌ها ايراني را جريحه‌دار كرد به گونه‌اي كه هزاران نفر با راه‌اندازي كمپين اينترنتي، نگارش مطلب و مقاله و تظاهرات مقابل سفارت عربستان در تهران، خشم و انزجار خود را از اين رفتار شنيع و ضدانساني به نمايش گذاشتند و خواستار لغو عمره و حتي اخراج كاردار سفارت عربستان شدند.

سال 1388 و پس از شدت گرفتن رفتار ناشايست مأموران سعودي و بي‌نتيجه ماندن مذاكرات با مقامات سعودي، شوراي عالي حج تصميم گرفت تا تعهد رسمي و معتبر سعودي‌ها براي رعايت کامل شرايطي که جمهوري اسلامي ايران براي اعزام زائران خود به عمره دارد، و از جمله رعايت شان و شخصيت ديني، ملي و فردي آنها ، هيچ قراردادي با طرف هاي سعودي امضا نشود.

بازخواني فرايند تعليق عمره در سال 1388 و از سرگيري آن در سال 1389  در حالي كه هم‌اينك عمليات عمره با دستور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تا مجازات مجرمان سعودي متوقف شده است، خالي از لطف نخواهد بود.

 

جنگ 22 روزه غزه و ناكامي عربستان

رژیم صهیونیستی بعد از کنترل نوار غزه به دست حماس، تمام تلاش خود برای تضعیف و حذف گروه‌های مقاومت فلسطین در غزه را بکار گرفت. رژیم صهیونیستی در این مدت سه جنگ تمام عیار برای نابودی جنبش حماس آغاز کرد که در هیچ ‌یک از آنان نتوانست به اهداف نظامی و سیاسی خود دست یابد.

اسرائیل با پذیرش طرح صلح عربی به عنوان زیربنای مذاکرات، ضمن مهار مبارزان شجاع فلسطینی و وادار کردن گروه هایی چون حماس و جهاد اسلامی به پذیرش توافق حاصل شده میان تل آویو و اعراب، اميدوار بود کمترین هزینه ممکن را برای برخورداری از آرامش، امنیت و ثبات پرداخت كند.  حاصل دیدارهای پی درپی ابومازن با اولمرت، مبارک، عبدالله دوم شاه اردن و ملک عبدالله شاه عربستان و متعاقب آن دیدار لیونی با مبارک از یک سو و رایزنی های تل آویو با واشنگتن با حمله جنگنده های رژیم غاصب به مردم بی پناه غزه به بار نشست و در نهایت این اضلاع به هم پیوسته بریک منفعت مشترک اجماع حاصل کردند و آن اینکه به هر قیمتی باید اهالی غزه را به دلیل انتخاب حماس پشیمان کرد چه اینکه مدل حماس ممکن است به الگوی بی‌بدیلی برای سایر جریانها و ملت‌های منطقه تبدیل گردد.

عربستان سعودی، حمایت ایران از گروه‌های مقاومت را به عنوان مداخله غیر مشروع در مسائل حوزه‌ عربی عنوان می‌کند و در تلاش است تا از گسترش نفوذ و تأثیرگذاری جمهوری اسلامی ایران در این حوزه بکاهد. در این راستا تضعیف و تعدیل قدرت و نقش‌آفرینی گروه‌هایی مانند حماس و حزب‌الله، از اهداف عمده سعودی‌ها در فلسطین و لبنان به شمار می‌رود. با پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین، اغلب کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به ویژه عربستان سعودی، بیشتر مایل بودند که حماس خط‌مشی خود را از مقاومت به سمت مذاکره و شناسایی اسرائیل تغییر دهد. در جریان جنگ بیست و دو روزه غزه نیز سعودی‌ها در قبال حملات اسرائیل به غزه سکوت کردند و حتی گزارش‌ها و نشانه‌هایی از خشنودی سعودی‌ها از این حمله آشکار شد. [1]

پرويز سروري نماينده تهران و عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي در تشريح ارتباط جنگ غزه و رفتار ناشايست مأموران سعودي در برخورد با زائران ايراني عنوان كرد:

مدت ها است كه شاهد رفتارهاي بسيار ناشايستي از سوي ماموران گمرك عربستان نسبت به زائران ايراني هستيم. وي ادامه داد: اين رفتار از زمان درگيري هاي غزه و پس از ناكامي هاي عربستان در آن جا، آغاز شد زيرا آن ها در تحليل هايشان ادعا كردند، اين ناكامي ناشي از حضور و نفوذ جمهوري اسلامي ايران است. وي اضافه كرد: ماموران عربستاني به جاي اصلاح رفتارشان در برخورد با زائران ايراني ماه هاي اخير بر حجم آن افزوده و با يك سري اقدامات خارج از شئون يك كشور اسلامي با زائران خانه خدا برخورد مي كنند [2].

انگشت‌نگاري از زنان

در تاريخ 18/2/1388 مأموران مرد سعودي در فرودگاه جده از زنان حاضر در پرواز 1569 ايران‌اير انگشت‌نگاري به عمل آوردند. یکی از بانوان تهرانی که در اين پرواز حضور داشت گفت: ماموران سعودی دستان آنها را می‌فشردند بطوریکه برخی زنان از شدت ناراحتی از قرصهای آرام بخش استفاده می‌کردند و مردان ایرانی که به ماموران اعتراض می‌کردند با واکنشهای تند مسئولان این فرودگاه مواجه شدند. این گروه از زائران حدود 8 ساعت در فرودگاه معطل شدند و نتوانستند نماز ظهر و عصر خود را اقامه و ناهار میل کنند که این تاخیر کم سابقه موجب بیهوشی برخی از مردان مسن همراه کاروان شد. یکی از زائران ایرانی که به زبان عربی مسلط بود گفت در فرودگاه مشاهده کردم که یکی از مسئولان گمرک به ماموران جوان می گفت مسافران ایرانی را تا می توانید معطل و ناراضی کنید. [3]

اقدام گستاخانه مأموران كنترل گذرنامه در فشردن دست زنان بر روي دستگاه‌هاي ثبت اثر انگشت بازتاب‌هاي فراواني داشت و با موضع‌گيري مراجع تقليد و مسئولان مواجه شد.

آيت‌الله ناصر مكارم شيرازي با اشاره به بي‌احترامي وهابيون به زائران حج عمره تصريح كرده بود:

«اگر با پيگيري مسئولان دولتي، اين بي‌احترامي‌ها متوقف نشود، حج عمره را تحريم مي‌كنيم.»

حجت الاسلام سيدهاشم حسيني بوشهري درباره انگشت نگاري از زائران زن ايراني مي گويد:

طبق گزارش وزير امور خارجه، پيگيري هايي در اين زمينه صورت گرفته است و مشكل اتفاق افتاده در حال بررسي است. وي با بيان اين كه قضاوت در اين زمينه، بسيار حساس است، مي گويد: سازمان حج و زيارت و وزارت امورخارجه درباره توقف عمره به تنهايي نمي‌توانند تصميم بگيرند. بوشهري در ادامه تاكيد مي كند: درست است كه برخي مراجع در خصوص توقف عمره نظر موافق داده اند، ولي براي توقف عمره نگاه رهبر معظم انقلاب بايد لحاظ شود.

    براي اخذ تصميم در خصوص توقف عمره، بايد تمام جوانب كشوري سنجيده شود و اين امر با حضور مسئولان عالي كشوري بويژه رهبري صورت گيرد. نائب رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم مي گويد: عمره داراي منزلت بالايي است، ولي شأن و كرامت مسلمانان از عمره هم مهم تر است و مسئولان بايد اين امر را در نظر داشته باشند. [4]

معاون سازمان حج و زيارت در اين خصوص اعلام كرد:

 تصميم گيري درباره توقف موقت عمره در اختيار شوراي عالي حج است كه رئيس آن، رئيس جمهور است. مهدي امينيان در پاسخ به اين پرسش كه سازمان حج و زيارت چه اقداماتي درباره رفتارهاي توهين آميز ماموران سعودي با زائران ايراني انجام داده است، به فارس مي گويد: مشكلات را به صورت شفاهي و كتبي به مسئولان عربستان منعكس كرده‌ايم. وي با اشاره به اين كه كنسولگري ايران در جده موضوع را به سعودي ها منعكس كرده است، مي گويد: ماموران سعودي اعتقاد دارند بايد اصل انگشت نگاري انجام شود.

ما نيز با اصل موضوع مشكل نداريم، ولي نسبت به نحوه اجراي اين كار اعتراض هايي داريم.     معاون سازمان حج و زيارت كشور يادآور مي شود: ماموران سعودي در گيت هاي بازرسي كم هستند و اين موضوع باعث بروز مشكلاتي براي زائران ايراني شده است. امينيان با تاكيد بر اين موضوع كه مشكل انگشت نگاري از زنان ايراني در عربستان در حال حاضر برطرف شده است، مي گويد: اين مورد كه مامور مرد سعودي، دست زني را در انگشت نگاري بگيرد، برطرف شده است.

وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا سازمان حج و زيارت قصد ندارد با توجه به توهين هاي اخير ماموران سعودي به زائران ايراني، مدتي سفر عمره را متوقف كند، مي گويد: بايد شوراي عالي حج در اين مورد تصميم گيري كند.     معاون سازمان حج و زيارت كشور با اشاره به اين كه رئيس اين شورا رئيس جمهور است، معتقد است: بايد شوراي عالي حج در اين مورد تصميم بگيرد و تاكنون نيز تصميمي مبني بر توقف موقت عمره گرفته نشده است. وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا درباره مشكلاتي كه بتازگي براي زائران ايراني در عربستان ايجاد شده، اين شورا تشكيل جلسه داده، مي افزايد: مدت هاست كه اين شورا تشكيل جلسه نداده است.

 

اظهارات توهین آمیز امام جمعه مسجد الحرام نسبت به مذهب شیعه

شیخ عادل کلبانی امام جماعت مسجدالحرام در 25 ارديبهشت ماه 1388 طي مصاحبه‌اي با شبكه BBC عنوان كرد:  «علماي شيعه از کفار هستند و شيعيان حق ندارند در کميته علماي مسلمان عضويت داشته باشند». گفتنی است کمیته علمای مسلمان، مهم ترین و بارزترین کمیته دینی در عربستان سعودی است. حضرات مراجع و آیات و شخصیت‌های مذهبی جهان اسلام با انتقاد شدید از این سخنان زشت، خواستار مقابله با تکفیری‌ها شدند.

اطلاعيه حضرت آيت الله مكارم شيرازي

بسم الله الرحمن الرحيم

    اين اولين بار نيست كه وهابي‌هاي تكفيري به تكفير شيعه اماميه مي‌پردازند و سبب ريخته‌شدن خون‌هاي بيگناهان مي‌شوند، چيزي كه به يقين روز قيامت پاسخي براي آن نخواهند داشت و كاري كه راديوي معلوم الحال انگليس يعني بي بي سي را خوشحال كرد. متاسفانه امام مسجدالحرام به قدري بي‌خبر است كه نمي داند اين رسانه انگليسي كه با او مصاحبه كرده همان است كه در جريان غزه و بعد از آن كه تقريبا همه دنيا اسرائيل را محكوم كردند، حاضر به محكوم كردن اسرائيل نشد.

    به اين امام جماعت كه از سياست هاي تفرقه افكن دشمنان بي خبر است بايد گفت اين كه شما شيعه را تكفير كنيد و ديگران هم شما را تكفير كنند نه تنها مشكل را حل نخواهد كرد بلكه دشمنان اسلام را به هدف خود كه نفاق افكني است، مي رساند. ما به آقاي كلباني امام جماعت مسجدالحرام مي گوييم اگر مي خواهيد مشركان را بشناسيد سري به قرآن مجيد سوره روم آيه 31 و 32 بزنيد كه مي فرمايد: «ولاتكونوا من المشركين؛ من الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا»؛ از مشركان نباشيد از كساني كه در دين خود تفرقه ايجاد كردند و به دسته ها و گروه ها تقسيم شدند.

    ما بارها گفته ايم باز هم تكرار مي‌كنيم اين كه شما دور بنشينيد و بر اساس خيالات خود بدون گفتگو با طرف مقابل او را تكفير كنيد نتيجه‌اي جز انحراف از دستور اسلام نخواهد داشت. بزرگان شما بيايند و بنشينند و دوستانه صحبت كنند تا معلوم شود پايه‌هاي قضاوت شما برچه اساس سست و بي‌اعتباري است. شما بايد از شيعه اماميه بهترين قدرداني و تشكر را داشته باشيد كه بزرگترين دشمن اسلام و مسلمين يعني اسرائيل را شكست دادند و بيني او را به خاك ماليدند. شما بايد در مسجد الحرام بعد از هر نماز به شيعيان دعا كنيد كه سبب آبرومندي مسلمين جهان شدند نه اينكه ادعاهاي بي‌اساسي را كه هيچ تاثيري در پيشرفت شيعيان در جهان ندارد را تكرار كنيد و دشمنان اسلام را خشنود سازيد.

مواضع آيت الله صافي گلپايگاني

آیت الله صافی گلپایگانی در واکنش به سخنان موهن امام جماعت مسجدالحرام، از حکومت آل سعود خواست که از امامت جماعت افراد نادانی، همچون کلبانی جلوگیری کند. وی با اشاره به مشکلات جهان اسلام و لزوم اتحاد مسلمانان، اظهار داشت: در شرایطی که همه مسلمانان باید اتحاد داشته و در مقابل دشمنان ید واحده باشند، متأسفانه فتنه وهابیت عالم اسلام را به خود مشغول کرده و شرایط ناامنی را برای مسلمانان ایجاد نموده است. این مرجع تقلید به اوضاع ناامن و حملات تروریستی علیه مسلمانان در کشورهای عراق، پاکستان، افغانستان و هند اشاره کرد و افزود: این فرقه باطله با اعمال ضد اسلامی خود، مسلمانان را در دنیا بدنام کرده است. وی با استشهاد به آیه 65 از سوره انعام -«قُل هُوَ القَادِرُ عَلَی أن یَبعَثَ عَلَیکُم عَذَابًا مّن فَوقِکُم و مِن تَحتِ أرجُلِکُم و یَلبِسَکُم شِیَعاً وَیُذِیقَ بَعضَکُم بَأسَ بَعضٍ انظُر کَیفَ نُصَرّفُ الآیَاتِ لَعَلّهُم یَفقَهُونَ-»، خاطرنشان کرد: با چنین وضعیتی فتنه وهابیت در همه جا به نام اسلام، به دین مقدس اسلام که دین هدایت و صلح و صفا و مهربانی است، ضربه وارد کرده است که در طول تاریخ اسلام سابقه نداشته است. وی در ادامه مشغول شدن مسلمانان به اختلافات داخلی را غفلت آنان از دشمنان قسم خورده اسلام دانست و افزود: در حالی که دشمنان با خیال آسوده در کشورهای اسلامی مشغول فتنه‌گری می باشند، مسلمانان به واسطه فتنه وهابیت گرفتار شده و از امکانات خود برای نابودی خودشان استفاده می کنند.

وی گفت: در قرن چهارم هجری و حکومت الرّاضی بالله عده‌ای از تندروهای حنابله در بغداد مسلمانان را اذیت می‌کردند و شرایط ناامنی را به وجود آورده بودند تا آنجا که خلیفه وقت با انتشار فرمانی به دفع این فتنه پرداخت. این مرجع تقلید با خواندن این فرمان به تشبیه زمان خلیفه عباسی با عصر حاضر پرداخت و ادامه داد: خلیفه آنها را در توقیع، فرقه فاسد می خواند که مسلمانان را تکفیر می‌کنند و می‌گوید که شما به پیروان آل محمد(ص) نسبت کفر می‌دهید و مردم را به بدعت های ناروا و عقاید خطرناکی که خلاف صریح قرآن است، فرا می‌خوانید. وی با اشاره به گوشه‌ای دیگر از تاریخ اسلام، حکومت وهابیت را دست پرورده حکومت‌های استعماری، چون انگلیس خواند و تأکید کرد: آنها برای ایجاد فتنه و تفرقه در دنیای اسلام به وجود آمدند و باید همه دولت ها و ملت های مسلمان در فکر دفع شر این گروه فتنه گر باشند.

سخنان آيت الله نوري همداني

آیت الله نوری همدانی نیز در واکنشی شدیداللحن نسبت به اظهارات امام جماعت مسجدالحرام، ابعاد این مسئله را تشریح کرد و گفت: دولت ایران باید با فشار بر این افراد، از اهانت آنان نسبت به شیعیان جلوگیری کند. وی در ادامه با بیان اینکه عربستان سعودی و مصر با شیعه و حزب الله مخالف هستند و دهن کجی‌های فراوان دارند، افزود: چند روز قبل حسنی مبارک گفته بود که به ایران بگویید از شمشیر ما بترسد. من به آنها می‌گویم که اگر شما شمشیر داشتید، زیر سیطره آمریکا و صهیونیسم نمی‌رفتید و این همه ذلت‌بار زندگی نمی‌کردید. [5]

واكنش شيخ عادل بن سالم الكلباني به موضع‌گيري علماي شيعه

به گزارش پرس.تي.وي بيروت، شيخ عادل بن سالم الکلباني امام جماعت مسجدالحرام در مصاحبه با پايگاه اينترنتي لجينيات از واکنش شيعيان در قبال سخنان خود ابراز تعجب کرد. الکلباني گفت:

«من واقعا از واکنش شيعيان به اين اظهارات تعجب مي‌کنم، چرا که اين موضوع به هيچ وجه جديد نيست. پيش از من بسياري از علماي اهل سنت و خلفاي راشدين حکم به تکفير شيعيان داده بودند». وي افزود: «مسلمانان مي‌توانند به رساله جامعه مهمي که حاوي سخنان خلفاي راشدين است مراجعه کرده و خود ببينند که موضعگيري آنها در قبال شيعيان چيست. خلفاي راشدين سال‌ها قبل گفته بودند که هر کسي به مذهب تشيع بگرايد، رافضي و کافر است». [6]

 

ممانعت از صدور ويزا براي زنان كمتر از 45 سال

در ماه‌هاي پاياني سال 1387 عربستان قانون منع ورود زنان كمتر از 45 سال بدون مَحرم را اجرا كرد و همين امر منجر به جاماندن بسياري از زنان و دختران از سفر عمره شد. متعاقب اين تصميم سفر كاروان‌هاي عمره دانش‌آموزي و دانشجويي دختران به حالت تعليق درآمد و تا كنون نيز همين وضعيت استمرار دارد. لغو سفر زنان زير 45 سال نيز از جمله موارد نارضايتي زائران و مسئولان بود كه در مطبوعات و رسانه‌ها انعكاس داشت.

در پي اقدام عربستان براي عدم صدور ويزا به حجاج زن ايراني، فاطمه آليا، مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس مي گويد:‌

اين موضوع در حال حاضر در كميسيون امنيت ملي در دست بررسي و پيگيري است. وي افزود: دولت عربستان در دوهفته گذشته طي يك اقدام غيرمنطقي از صدور ويزا براي زنان زير 40 سال ايراني ممانعت كرده است. وي با بيان اينكه اين كار عربستان نوعي بهانه‌تراشي است،‌ مي گويد: سعودي‌ها بايد دلايل خود را در خصوص عدم صدور ويزا براي زائران زن ايراني كه كاري بي سابقه از طرف دولت عربستان در تاريخ اعزام حجاج ايراني بوده‌ است، ابراز كنند. مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي ابراز مي دارد: رسيدگي به اين موضوع هم در مجلس و هم در دستگاه‌هاي ذي‌ربط هرچه سريع تر بايد پيگيري و بررسي شود. وي خاطر نشان مي كند: بررسي وضعيت زناني كه بايد طي دو هفته اخير به سفر حج مشرف مي‌‌ِشدند و از نوبت قانوِ‌ني‌ خود براي سفر عمره مفرده عقب مانده‌اند،‌ نيز در كميسيون امنيت ملي مطرح و پيگيري مي‌شود. [7]

تأخيرهاي طولاني در پروازهاي برگشت

تاخير به ظاهر عمدي در پرواز‌هاي برگشتي نيز از جمله مشكلاتي بود كه مسئولان را نسبت به وضعيت حجاج ايراني بدبين كرد. بارها هنگام بازگشت حجاج ايراني به كشور، از فرودگاه‌هايي كه پذيراي پروازهاي برگشتي حجاج ايراني بودند خبر مي‌رسيد كه تأخير پروازهايي كه توسط هواپيماهاي سعودي انجام شده، تا بيش از 12ساعت افزايش يافته است كه البته مسئولان فرودگاه‌هاي عربستان در اين باره هيچگاه پاسخگو نبوده‌اند. [8]

 

سخت‌گيري و اعمال محدوديت در قبرستان بقيع

پس از سفر آيت الله هاشمي رفسنجاني به عربستان در سال 1387 و ملاقات با ملك عبدالله، علي رغم آن كه قول مساعدت و همراهي بيشتر با زائران ايراني داده شده بود، اما شاهد افزايش سخت‌گيري‌ها نسبت به زائران ايراني بوديم. از تابستان همان سال به فاصله‌ي يك متر از نرده‌هاي محافظ قبور مطهر ائمه‌ي بقيع (عليهم السلام) نواركشي صورت گرفت و با خواندن هر گونه دعا و زيارت‌نامه در قبرستان بقيع برخورد شد.

    خاكسار قهرودي درباره ممنوعيت زيارت بقيع اظهارداشت: زائران حق ندارند دعا و روضه بخوانند و كتاب هاي دعا توزيع كنند اما در مقابل آنها  CD، كتاب‌هاي ضاله و تبليغات عليه ائمه اطهار (ع) و مسلمانان انجام مي‌دهند و زماني كه زائران ايراني نسبت به اين قبيل كارها اعتراض مي‌كنند برخي از ماموران سعودي و افراد متعصب بلافاصله بدرفتاري و برخوردهاي ناشايست مي كنند و جالب آن كه برخي مسئولان عربستان هم از آنها حمايت مي‌كنند. ما انتظار داريم در اين موارد مقامات سعودي تجديدنظر و اصلاحاتي صورت دهند.

    رئيس سازمان حج و زيارت تصريح كرد: اين كه رئيس جمهور كشورمان اعلام كرده‌اند اگر مسئولان عربستان نسبت به بدرفتاري‌ها با حجاج ايراني اقدامي نكنند ايران براي عمره تصميم مقتضي خواهد گرفت ناشي از اتفاقات و رفتارهايي است كه پيش از اين به آن اشاره شد. مسئولان ايران با سرلوحه قراردادن رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب مبني بر تقويت وحدت كلمه، دوستي و الفت ميان مسلمانان برنامه حج را اجرا مي‌كنند و حاضر نيستند به كرامت، عزت و شأن زائران ايراني توهين و اهانت شود. لذا درباره عمره آينده و تعداد زائران و نحوه اعزام همه چيز بستگي به وضعيت حج تمتع امسال دارد.

    وي افزود: متاسفانه در حال حاضر برخي افراد خشك مغز و متعصب افراطي درصدد ايجاد تفرقه و دشمني بين كشورهاي مسلمان هستند و در اين زمينه شيطنت هايي را انجام مي دهند كه منافع ملي كشورهاي مسلمان را به خطر مي اندازد. بنابراين ضرورت دارد مقامات ارشد عربستان ضمن طرد و حذف اين افراد از صحنه اجرايي حج، فضايي را آماده كنند تا تمامي زائران كشورهاي مسلمان به راحتي به انجام عبادت و زيارت بپردازند و مطمئناً با توجه به گسترش روابط فرهنگي و ديني كه بين ايران و عربستان وجود دارد مسئولان هر دو كشور اجازه نخواهند داد برخي از دشمنان اهداف و برنامه هاي خودشان را اجرا كنند. [9]

تصميم شوراي عالي حج مبني بر تعليق عمره

سرانجام شوراي عالي حج در دي ماه سال 1388 با بررسي آشکار و پنهان ولي دقيق تمامي گزارش‌ها، امر به آن نمود که تا تعهد رسمي و معتبر سعودي‌ها براي رعايت کامل شرايطي که جمهوري اسلامي ايران براي اعزام زائران خود به عمره دارد ، و از جمله رعايت شان و شخصيت ديني، ملي و فردي آنها ، هيچ قرار دادي با طرف هاي سعودي امضا نشود.

ايران در عمره سال 1388 تعداد 792 هزار زائر خود را به رغم نگراني ها از آنفلوآنزاي نوع جديد به عمره فرستاد، اما متاسفانه ادامه رفتارهاي نامناسب سلفي‌ها، سفر را به کام برخي زائران شيرين نکرد. ايران در طول عمليات عمره 88 بارها ديپلماتهاي ارشد سعودي در تهران را براي اعلام اعتراض خود به وزارت امورخارجه احضار کرد و ديپلماتها هر بار ضمن ابراز ناخرسندي خود از اين رفتارها و تبري جويي دولت متبوع خويش از آنها‌، قول دادند که مساعي جميله خود را معطوف رفع اين نوع برخوردهاي ناشايست و ناصواب نمايند .

عمده شرطي که گفته شد ايران براي اعزام زائران خود به عمره دارد، رعايت کامل احترام، شأن و شخصيت و تکريم هويت ملي و مذهبي زائران ايراني و اصلاح رفتارهاي ناصوابي است که براساس شواهد برخي از آنها به نظر مي‌رسد حالت سيستماتيک دارد. تأمين و تعهد به رعايت همه ي اين شروط ، شرطي اساسي براي اعزام زائران است. نماينده ولي فقيه و سرپرست حجاج ايراني تابستان امسال و در تشرف به مدينه منوره گفته بود که اگر درعربستان سعودي بنا برعدم رعايت شان و شخصيت زائران ايراني باشد ، ايران ترجيح مي دهد که حتي عمره را تعطيل کند. [10]

از سرگيري اعزام زائران عمره از ارديبهشت 89

در تاريخ 14 دي ماه 1388 علي ليالي به عنوان رئيس جديد سازمان حج و زيارت جايگزين مصطفي خاكسار قهرودي شد و در جلسه توديع و معارفه رؤساي قديم و جديد سازمان حج، حجت الاسلام و المسلمين ري‌شهري خبر از استعفاي خود داد. يك هفته بعد يعني 21 دي ماه 1388 حجت الاسلام قاضي عسكر به عنوان نماينده ولي فقيه در امور حج و زيارت از سوي رهبري منصوب شد تا همزمان با مديريت كادر اجرايي، سكانداران فرهنگي و نظارتي نيز عوض شوند.

با تغيير مديران عالي حج و زيارت، زمزمه از سرگيري عمره در نوروز 89 به گوش رسيد. علي ليالي رئيس سازمان حج و زيارت در يك كنفرانس خبري در 15 فروردين 89 اعلام كرد:

مسئولان امور حج و زيارت پنجم فروردين امسال براي مذاكرات با مسئولان عربستاني عازم اين كشور شدند و روز هفتم فروردين مذاكرات با وزير حج عربستان و ساير مسئولان ذيربط امور حج عربستان آغاز شد و 12 فروردين نيز اين مذاكرات به پايان رسيد كه منجر به انعقاد قرارداد حج عمره سال 89 شد. ليالي با اشاره به رويكرد مثبت مسئولان عربستان و برخورد توأم با همراهي آنان اظهار داشت: بعد از مذاكرات و ملاقات اوليه با وزير حج در جده 5 كميته كارشناسي موضوعات تخصصي حج را با طرف‌هاي ذيربط آغاز كردند كه اين مذاكرات منجر به انعقاد 5 قرارداد فرعي نيز شد. وي با اشاره به توافق انجام شده براي اعزام 94 هزار زائر حج تمتع براي سال 89 اظهار اميدواري كرد با موافقت افزايش ظرفيت زائران ايراني بتوانيم امسال شاهد اعزام حدود 400 هزار نفر به حج عمره باشيم. وي در خصوص محدوديت‌هاي زماني ايجاد شده در برگزاري عمره امسال يادآور شد: با توجه به اينكه ما شروع عمره هر ساله را در ماه ربيع شاهد بوديم و هر ساله در ماه محرم و صفر كار مقدماتي اعزام زائران عمره انجام مي‌شد اما به دلايل مختلف از جمله مشكلاتي كه در عمره سال 88 از سوي برخي مسئولان عربستاني ايجاد شد باعث ايجاد وقفه ‌3 ماهه‌اي در برنامه‌ريزي و تدارك براي اعزام زائران عمره ايراني هستيم. ليالي ادامه داد: در مذاكرات اخير با مسئولان حج عربستان در يك فضاي دوستانه اما جدي خواستار ايجاد زمينه حضور عزتمندانه توأم با آرامش و رفاه براي زائران ايراني شديم. [11]

پايان تلخ تعليق عمره

شايان ذكر است كه دولت عربستان هيچ گونه تضمين كتبي جهت برطرف شدن رفتارهاي ناشايست پليس و مأموران امر به معروف با زائران ايراني نداد. به استثناي انگشت‌نگاري بانوان، بقيه آزار و اذيت‌ها و توهين‌هايي كه از سوي پليس و مسئولان سعودي انجام مي‌شد، با اندكي افت و خيز و بسته به شرايط سياسي و اجتماعي استمرار يافت. سال 1389 بسياري از شركت‌ها شرايط جديد و قيمت‌هاي جديد ارائه كردند و هزينه گروه‌هاي قيمتي عمره 89 تفاوت چشمگيري با گروه‌هاي قيمتي سال 88 داشت.

ارجاعات و منابع

[1] علي‌اكبر اسدي (1389)؛ «عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران: موازنه‌سازی و گسترش نفوذ»، مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت، معاونت پژوهشهای سیاست خارجی – گروه مطالعات خاورمیانه و خلیج فارس

‌[2] پرويز سروري (1388)؛ روزنامه خراسان، 21/5/1388، شماره 17336

[3] پايگاه اطلاع‌رساني حج (1388)؛ «بی حرمتی به زائران ایرانی در عربستان، علت چیست؟»، http://hajj.ir/84/19904

[4] روزنامه جام جم؛ 28/2/1388، شماره 2562، صفحه 17

[5] اخبار شيعيان (1388)، حوزه علميه قم، خرداد 1388، شماره 43، صفحه 44

[6] شيخ عادل الكلباني (1388)، پرس تي‌وي، 30/2/1388، بيروت

[7] سايت الف (1388)، «عربستان: ورود زنان زير 45 سال ممنوع!»، 12/2/1388 http://alef.ir/vdcamony.49nyo15kk4.html?44995

[8] روزنامه خراسان، 25/1/89

[9] روزنامه ايران، 14/8/88، شماره 4355، صفحه 1

[10] رئوف پيشدار (1388)، «عمره؛ پذيرش شرايط ما يا تعطيلي آن»، عصر ايران، 17/10/1388 http://www.asriran.com/fa/news/96341/

[11] سايت الف (1389)، 15/1/1389؛ http://alef.ir/vdceww8p.jh8fvi9bbj.html?67282

وَ لا يَأْمُرَکُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِکَةَ وَ النَّبِيِّينَ أَرْباباً أَيَأْمُرُکُمْ بِالْکُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (آل عمران: 80)

و هرگز خدا به شما امر نمي‌کند که فرشتگان و پیامبران را خدایان خود قرار دهيد، چگونه ممکن است شما را به کفر بخواند پس از آنکه اسلام آورده باشید؟!

arbab-hossein-1

طي دو دهه اخير برخي واژه‌ها نظير نوكر و ارباب وارد ادبيات و فرهنگ حسيني شده است كه از ابعاد مختلف قابل بررسي و تأمل است. در اين نوشتار تلاش شده است، ريشه‌يابي زبان‌شناختي، مذهبي و جامعه‌شناسانه درباره كلمه «ارباب» و انتساب آن به امام حسين (عليه السلام) صورت پذيرد.

ارباب، جمع مكثر عربي است

در زبان عربي، ارباب جمع كلمه «ربّ» و به معناي خدایان و پروردگاران است [1]. در سوره يوسف آيه 32 آن جايي كه حضرت يوسف (عليه السلام) دو رفيق زنداني خود را مورد خطاب قرار مي‌دهد اين گونه آمده است:

يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ (يوسف: آيه 33)

اى دو رفيق زندانيم! آيا خدايان پراكنده بهترند يا خداى يگانه مقتدر؟

عرب زبان هرگز واژه «ارباب» را كه دلالت بر جمع دارد براي يك شخص واحد به كار نبرده است و براي اراده‌ي چنين مفهومي از واژگان «سيّد» و «مولا» استفاده كرده و حتي از مفرد ارباب يعني «ربّ» نيز براي ناميدن يا صدا زدن نوع انسان استفاده نكرده است. نكته قابل توجه اين است كه دو كلمه «سيّد» و «مولا» هم براي خداي متعال به كار مي‌رود، هم براي انسان. به عنوان نمونه در دعاي ابوحمزه ثمالي چندين بار واژه سيّد براي مخاطب قرار دادن خداوند به كار رفته است:

وَ لَیْسَ مِنْ صِفَاتِکَ یَا سَیِّدِی أَنْ تَأْمُرَ بِالسُّؤَالِ وَ تَمْنَعَ الْعَطِیَّةَ [2]

و واژه «مولا» در مناجات اميرالمؤمنين در مسجد كوفه به كرّات ديده مي‌شود:

مَوْلايَ يامَوْلايَ أَنْتَ المَوْلى وَأَنا العَبْدُ وَهَلْ يَرْحَمُ العَبْدُ إِلاّ المَوْلى [3]

همين دو واژه براي مخاطب قرار دادن ائمه معصومين (صلوات الله عليهم) نيز به كار رفته است. بهترين نمونه‌ي آن دعاي توسل است كه براي يكايك آن بزرگواران تعبير ذيل آمده است:

يا سَيِّدَنَا وَ مَوْلانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِكَ إِلَى اللَّهِ [4]

لذا بر خلاف كلمه ربّ و ارباب كه مختص خدا و پروردگار است، واژگان سيد و مولا علاوه بر خدا، براي افرادي كه بر انسان حق بزرگي، قيوميت و سرپرستي داشته باشند، به كار مي‌رود.

در لغتنامه «لسان العرب» ذيل مدخل ربب آمده است:

ربب [5]
الرَّبُّ: هو اللّه عزّ وجل، هو رَبُّ كلِّ شيءٍ أَي مالكُه، وله الرُّبوبيَّة على جميع الخَلْق، لا شريك له، وهو رَبُّ الأَرْبابِ، ومالِكُ الـمُلوكِ والأَمْلاكِ. ولا يقال الربُّ في غَير اللّهِ، إِلاّ بالإِضافةِ

همچنين در لسان العرب و الصّحّاح في اللغة ذيل مدخل أمم و در تعريف كلمه‌ي «إمام» آمده است:

أمم [6]

والإِمامُ ما ائْتُمَّ به من رئيسٍ وغيرِه، والجمع أَئِمَّة، الإِمامُ الذي يُقْتَدى به وجمعه أَيِمَّة، وأَصله أَأْمِمَة، على أَفْعِلة، وإِمامُ كلِّ شيء: قَيِّمُهُ والمُصْلِح له، والقرآنُ إِمامُ المُسلمين، وسَيدُنا محمد رسول الله، صلى الله عليه وسلم، إِمام الأَئِمَّة، والخليفة إمام الرَّعِيَّةِ، وإِمامُ الجُنْد قائدهم

از آن چه در لغتنامه‌هاي مذكور آمده، اين گونه مي‌فهميم كه «امام» به معناي پيشوا و كسي است كه مردم به وي اقتدا مي‌كنند و اصلاح كننده و سرپرست مردم است.

ارباب در زبان فارسي و فرهنگ ايراني

واژه ارباب در زبان فارسي به معناي دارندگان و صاحبان به كار رفته است. مثلاً حافظ شيرازي «ارباب معرفت» را به معناي صاحبان معرفت به كار برده است، اما همچنان ارباب در معناي جمع استعمال شده است:
جان پرورست قصه‌ي ارباب معرفت  –  رمزی برو بپرس حدیثی بیا بگو [7]

يا در جاي ديگر «ارباب حاجت» را به معناي نيازمندان و به مفهوم جمع به كار برده است

ارباب حاجتيم و زبان سؤال نيست – در حضرت كريم، تمنا چه حاجت است [8]

اما در يك سده‌ي اخير كلمه ارباب به عنوان اسم مفرد و به معناي مالک، دارا، صاحبِ مِلک، خداوندگار و آقا نيز به كار رفته است. بارزترين نمونه‌ي آن در فرهنگ ارباب و رعيتي و بين خان به عنوان يك فئودال صاحب زمين و پول از يك سو و رعيت به عنوان نيروي انساني فاقد زمين و سرمايه از سوي ديگر كه بر روي زمين يا در دكّان و خانه‌ي ارباب كار مي‌كند، كاربرد داشته است.

تاريخ ارباب و رعيتي در ايران همواره با ظلم و بهره‌كشي از نيروي كار همراه بوده است. يك رعيت‌زاده تا آخر عمر رعيت بود و مي‌بايست بر روي زمين ارباب كار كند و فرزند ارباب، بدون هيچ زحمتي وارث املاك پدر مي‌شد. اگر چه در بين خوانين، بعضاً خان منصفي نيز يافت مي‌شده كه به زندگي رعيت رسيدگي مي‌كرده است، اما شكاف طبقاتي و تبعيض‌هايي كه مغاير روح مساوات و عدالت‌آفرين اسلام است، همچنان در فرهنگ ارباب و رعيتي يا ارباب و نوكري به وضوح ديده مي‌شده است.

دكتر همايون كاتوزيان در كتاب «ايران؛ جامعه كوتاه مدت» در تشريح اوضاع جامعه‌ي ارباب و رعيتي ايران اين چنين آورده است:

اشخاص‌ برخوردار از زمین‌ با عایدات‌ آن‌ هیچ‌ حق‌ مستقلی‌ نسبت‌ به‌ آن‌ نداشتند. این‌ در واقع‌ امتیاز محسوب‌ می‌شد نه‌ حق‌ (یعنی‌ فرمانروا یا والی‌ مورد حمایت‌ او می‌توانست‌ تا زمانی‌ که‌ قدرت‌ داشت‌ این‌ حق‌ را سلب‌ کند). فلور معتقد است‌ که‌ نتیجه‌ منطقی‌ این‌ وضع‌ آن‌ ضرب‌ المثل‌ معروف‌ بود که‌ «هر چه‌ برده‌ دارد متعلق‌ به‌ ارباب‌ اوست»؛ صورت‌ دیگر این‌ ضرب‌المثل‌ این‌ است‌ که‌ «برده‌ و هر چه‌ متعلق‌ به‌ اوست‌ مال‌ ارباب‌ است‌.» این‌ گفته‌ در مورد وضع‌ ایران‌ مناسب‌تر است‌ زیرا (چنان‌ که‌ خواهیم‌ دید) نه‌ تنها اموال‌ بلکه‌ شخص‌ رعیت‌ نیز هر قدر هم‌ که‌ والامرتبه‌ بود، در نهایت‌ در اختیار فرمانروا یا کارگزاران‌ او قرار داشت‌. از آنجا که‌ حکومت‌ مبتنی‌ بر قانون‌ نبود، قدرت‌، مالکیت‌ و نفس‌ زندگی‌ را می‌توانستند بی‌هیچ‌ تشریفات‌ رسمی‌ از فرد بستانند. این‌ ناامنی‌ در تمام‌ اقشار و لایه‌های‌ جامعه‌ گسترده‌ بود. از کدخدای‌ ده‌ تا پیشه‌ور و تاجر و کاسب‌ و کارگزاران‌ دولت‌ و والی‌ و حاکم‌ و مستوفیان‌ و وزیر و سرانجام‌ خود شاه‌. منابع‌ تاریخ‌ ایران‌ آکنده‌ است‌ از نمونه‌های‌ بی‌شمار این‌ ناامنی‌ مال‌ و جان‌. چنان‌ که‌ اشاره‌ کردیم‌ بسیاری‌ از مقامات‌ مهم‌ مملکت‌ بی‌هیچ‌ تشریفات‌ قانونی‌ و محروم‌ از هر نوع‌ دادخواهی‌ کشته‌ شدند و یا اموالشان‌ مصادره‌ شد و علت‌ این‌ اعمال‌ اغلب‌ «سیاسي» بود. اما غارت‌ اموال‌ اشراف‌ و بزرگان‌ مملکت‌ تنها هنگام‌ سقوط‌ ایشان‌ پیش‌ نمی‌آمد، این‌ بلایی‌ بود که‌ ممکن‌ بود در هر زمان‌ نازل‌ شود. [9]

نكته‌اي كه مي‌بايست بدان توجه كرد اين است كه علاوه بر نيت و محتواي بحث، شكل و فرم آن از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. لذا به صرف اين كه گوينده‌ي «ارباب حسين» قصد بالا بردن جايگاه امام حسين و كوچك كردن خود را در مقابل آن حضرت دارد، جواز چنين استفاده‌اي را صادر نمي‌كند. واژه‌ي «ارباب» داراي سابقه‌اي تاريك و جدا نشدني است كه به صرف نيت گوينده تطهير نمي‌شود. كما اين كه ما از تميزترين و مرغوب‌ترين آفتابه‌ي دنيا براي هيچ فردي آب خوردن نمي‌ريزيم. آفتابه هر چه قدر هم كه تميز و شفاف و زيبا باشد، معاني بدي را به ذهن متبادر مي‌كند كه آب گوارا را به كام تشنگان مكدّر و ناخوشايند خواهد ساخت.

ائمه معصومين شيعه مي‌خواهند يا نوكر؟

پرسش ديگري كه در اينجا مطرح مي‌شود اين است كه پيامبر عظيم الشأن اسلام و جانشينان بر حقش چه توقعي از امت اسلامي داشته و دارند؟ آيا مي‌توان دستگاه و رابطه‌اي نظير ارباب و نوكري، خارج از بيانات نوراني ايشان بسازيم؟ اميرالمؤمنين (عليه السلام) در صحراي صفين، ضمن تشريح حقوق متقابل رهبر و مردم تأكيد مي‌فرمايند:

فَلَا تُکَلِّمُونِی بِمَا تُکَلَّمُ بِهِ الْجَبَابِرَةُ، وَلَا تَتَحَفَّظُوا مِنِّی بِمَا یتَحَفَّظُ بِهِ عِنْدَ أَهْلِ الْبَادِرَةِ، وَلَا تُخَالِطُونِی بِالْمُصَانَعَةِ، وَلَا تَظُنُّوا بِی اسْتِثْقَالاً فِی حَقٍّ قِیلَ لِی، وَلَا الِْتمَاسَ إِعْظَامٍ لِنَفْسِی، فَإِنَّهُ مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ أَنْ یقَالَ لَهُ أَوِ الْعَدْلَ أَنْ یعْرَضَ عَلَیهِ، کَانَ الْعَمَلُ بِهِمَا أَثْقَلَ عَلَیهِ. فَلَا تَکُفُّوا عَنْ مَقَالَةٍ بِحَقٍّ، أَوْ مَشْوِرَةٍ بِعَدْلٍ، فَإِنِّی لَسْتُ فِی نَفْسِی بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ، وَلَا آمَنُ ذلِکَ مِنْ فِعْلِی، إِلَّا أَنْ یکْفِی اللَّهُ مِنْ نَفْسِی مَا هُوَ أَمْلَکُ بِهِ مِنِّی، فَإِنَّمَا أَنَا وَأَنْتُمْ عَبِیدٌ مَمْلُوکُونَ لِرَبٍّ لَا رَبَّ غَیرُهُ؛ یمْلِکُ مِنَّا مَا لَا نَمْلِکُ مِنْ أَنْفُسِنَا، وَأَخْرَجَنَا مِمَّا کُنَّا فِیهِ إِلَی مَا صَلَحْنَا عَلَیهِ، فَأَبْدَلَنَا بَعْدَ الضَّلَالَةِ بِالْهُدَی، وَأَعْطَانَا الْبَصِیرَةَ بَعْدَ الْعَمَی.

پس با من چنان که با پادشاهان سرکش سخن می‏گویند، حرف نزنید، و چنانکه از آدم‏های خشمگین کناره می‏گیرند دوری نجویید، و با ظاهر سازی با من رفتار نکنید، و گمان مبرید اگر حقّی به من پیشنهاد دهید بر من گران آید، یا در پی بزرگ نشان دادن خویشم. زیرا کسی که شنیدن حق، یا عرضه شدن عدالت بر او مشکل باشد، عمل کردن به آن دشوارتر خواهد بود. پس، از گفتن حق، یا مشورت در عدالت خودداری نکنید، زیرا خود را برتر از آن که اشتباه کنم و از آن ایمن باشم نمی‏دانم، مگر آن که خداوند مرا حفظ فرماید، پس همانا من و شما بندگان و مملوک پروردگاریم که جز او پروردگاری نیست، او مالک ما، و ما را بر نفس خود اختیاری نیست، ما را در آن چه بودیم خارج و بدانچه صلاح ما بود درآورد، به جای گمراهی هدایت، و به جای کوری بینایی به ما عطا فرمود. [10]

حتي اگر استفاده از تعابير ارباب و نوكر از سر عشق و بيانگر نهايت فروتني باشد -كه قطعاً اين گونه است- نمي‌توان بر خلاف نصّ صريح آيات و روايات، كلماتي را براي ائمه‌ي معصومين (عليهم السلام) به كار برد كه مغاير خواست آن بزرگواران است. در آيه 104 سوره بقره آمده است:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقُولُواْ رَاعِنَا وَقُولُواْ انظُرْنَا وَاسْمَعُوا ْوَلِلكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ (بقره: آيه 104)

مسلمانان صدر اسلام هنگامى كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) مشغول سخن گفتن بود و بيان آيات و احكام الهى مى‏كرد، گاهى از او مى‏خواستند كمى با تانّى سخن بگويد تا بتوانند مطالب را خوب درك كنند، و سؤالات و خواسته‏هاى خود را نيز مطرح نمايند. براى اين درخواست، جمله‏ «راعنا» كه از ماده‌ي «رعى» به معنى مهلت دادن است به كار مى‏بردند. ولى يهود همين كلمه‌ي «راعنا» را از ماده «رعونه» كه به معنى كودنى و حماقت است استعمال مى‏كردند. (در صورت اول مفهومش اين است: «به ما مهلت بده» ولى در صورت دوم يعني اينكه «ما را تحميق كن»!). در اينجا براى يهود دستاويزى پيدا شده بود كه با استفاده از همان جمله‏اى كه مسلمانان مى‏گفتند، پيامبر يا مسلمانان را مسخره كنند. اين آيه نازل شد و براى جلوگيرى از اين سوء استفاده به مؤمنان دستور داد به جاى جمله «راعنا»، جمله «اُنظرنا» را به كار برند كه همان مفهوم را مى‏رساند، و دستاويزى براى دشمن لجوج نيست. [11]

جمع بندي

چرا استفاده از واژه «ارباب» براي امام حسين (عليه السلام) مناسب نيست؟

  1. ارباب جمع ربّ و مختص خداي متعال است. در آيه 80 سوره آل عمران به صراحت بيان شده است كه چنين تعبيري را براي فرشتگان و انبياء و به طريق اولي براي فرزندان ايشان به كار نبريد. استخدام اين كلمه براي وجود مقدس امام حسين (عليه السلام) علاوه بر اين كه خلاف فصاحت است، بهانه‌اي به دست مخالفان تشيع خواهد داد كه شيعيان، امامان خود را پرستش مي‌كنند.
  2. پيشينه‌ي كلمه ارباب در زبان فارسي بسيار سياه و ظالمانه است و با ارباب خواندن امام حسين (عليه السلام) بيش از آن كه جايگاه آن حضرت را ترفيع داده باشيم، تقبيح كرده‌ايم. نه تنها ائمه معصومين (عليهم السلام) بل كه هيچ عرب زباني در گذشته و حال، ذوات مقدسه‌ي ايشان را با چنين تعابيري در ادعيه و منثورات مورد خطاب قرار نداده است. آن گونه كه خود از نزديك شاهد بوده‌ام، شيعيان عراق در عاشقانه‌ترين و خاضعانه‌ترين حالات، امام حسين و حضرت ابوالفضل (عليهما السلام) را سيد و مولا خطاب كرده‌اند.
  3. نوع رابطه شيعيان با امامان امت، مطابق آيات و احاديث وارده منطبق بر الگوي امام-شيعه يا رهبر-پيرو است و آن چه در قرآن از شيعيان خواسته شده است، محبت ورزيدن به اهل بيت و تبعيت از دستورهاي ايشان است نه نوكري. شيعه بودن و تبعيت آگاهانه از امام معصوم، بدون شناخت و عشق ورزيدن ممكن نيست، اما چه بسيار نوكران و رعيت‌هايي كه در طول تاريخ، بدون شناخت و محبت و از روي اجبار از صاحبان خود تبعيت مي‌كرده‌اند. لذا جايگاه «شيعه» بودن آن گونه كه در روايات مختلف آمده است، هرگز قابل مقايسه با شأن و رتبه «نوكري» نيست.

منابع

[1] لغتنامه دهخدا: مدخل «ارباب»

[2] دعاي ابوحمزه ثمالي؛ امام سجاد (عليه السلام)

[3] مناجات اميرالمؤمنين در مسجد كوفه؛ مفاتيح الجنان شيخ عباس قمي

[4] دعاي توسل؛ مفاتيح الجنان شيخ عباس قمي

[5] لسان العرب: مدخل «ربب»

[6] الصّحّاح في اللغة: مدخل «أمم»

[7] حافظ: غزل شماره 415

[8] حافظ: غزل شماره 33

[9] ايران جامعه كوتاه مدت و سه مقاله ديگر؛ همايون كاتوزيان، ترجمه عبدالله كوثري

[10] نهج البلاغه ترجمه مرحوم دشتي: خطبه 216

[11] شأن نزول آيه؛ ابن عباس مفسر قرآن

تا كنون  سه بار در سفرهاي خارجي‌ام وقت اقامه‌ي نماز صبح با زمان پرواز تلاقي داشته است، به گونه‌اي كه از قبل اذان صبح تا بعد از طلوع آفتاب در هواپيما بوده‌ام و چاره‌اي نبوده است جز اقامه‌ي نماز در هواپيما.

اولين تجربه و نماز صبحي كه قضا شد

در نخستين تجربه‌ي تلاقي نماز صبح با پرواز، به علت تأخير هواپيما، در سالن انتظار خوابم برد و زماني كه كانتر پرواز باز شد، فرصت تجديد وضو پيدا نكردم. ضمن اين كه تصور مي‌كردم امكان وضو گرفتن در هواپيما ميسر باشد كه به دلايلي در زمان مقتضي اين امر محقق نشد. لحظه‌اي كه وارد هواپيما شدم هنوز اذان صبح را نگفته بودند و امكان خواندن نماز صبح وجود نداشت. اندكي پس از برخاستن هواپيما به وقت محلي، زمان اذان صبح فرا رسيد اما دو نفر در صف دستشويي جلوي من بودند و تازه مشخص شد يكي از دستشويي‌ها آب ندارد و فقط دستمال كاغذي دارد و ازدحام براي استفاده از آن دستشويي ديگر موجب شد با تأخير 25 دقيقه‌اي بتوانم وضو بگيرم و پس از آن كه از دستشويي خارج شدم با صحنه‌ي بسيار عجيبي روبرو شدم. شعاع آفتابي كه از پنجره‌ي هواپيما به صورتم مي‌تابيد، همچون آب سردي بود كه بر سرم ريخته شد و تمام تلاش و تقلاهاي مرا براي خواندن نماز صبح بي‌اثر كرد. يكي از مأموران مراقبت پرواز كه پشت درب اتاق خلبان نشسته بود، وقتي چهره‌ي وا رفته‌ي مرا ديد با خيالي آسوده گفت: «اشكالي نداره مي‌ري قضاش رو مي‌خوني».

خورشيد در ارتفاعات بالا زودتر طلوع و ديرتر غروب مي‌كند

هواپيماهاي مسافربري معمولاً در ارتفاع 30 هزار پا تقريباً معادل 10 كيلومتر بالاتر از سطح زمين پرواز مي‌كنند. همين فاصله‌ي ده كيلومتري باعث مي‌شود خورشيد را زودتر از زمان شرعي طلوع آفتاب ببينيم و ديرتر از وقت شرعي غروب آفتاب پايين برود. به واقع در ارتفاعاتي بالاتر از سطح زمين، طول روز افزايش مي‌يابد و شب كوتاه‌تر مي‌شود. بر اساس تجربه، دريافته‌ام كه در هواپيمايي كه در ارتفاع 30000 پايي در حال حركت است، طلوع آفتاب حدوداً نيم ساعت زودتر از زمان شرعي به وقت محلي صورت مي‌پذيرد. البته اين كه به سمت غرب در حركت باشيد يا به سمت شرق، به عنوان عامل ديگر در اين معادله تأثيرگذار است. اگر به سمت شرق در حركت باشيد، چون قاعدتاً ساعت خود را با وقت محلي مبدأ تنظيم كرده‌ايد و به سمت مشرق و محل طلوع خورشيد در حركت هستيد، زمان طلوع آفتاب تعجيل مي‌شود و حتي زودتر از نيم ساعت خورشيد طلوع مي‌كند. اما اگر به سمت غرب در حركت باشيد، زمان طلوع به تأخير مي‌افتد اما همچنان از طلوع آفتاب به وقت محلي زودتر است.

طلوع آفتاب از پنجره هواپيما

طلوع آفتاب از پنجره هواپيما؛ اين عكس 26 دقيقه پس از اذان صبح به وقت محلي گرفته شده است

دومين تجربه؛ نماز روي پله‌هاي هواپيما

در دومين تجربه پس از سوار شدن به هواپيما، سه نكته را رعايت كردم كه باعث شد نمازم قضا نشود.

  1. با وضو بودن
  2. همراه داشتن مهر
  3. همراه داشتن قبله‌نما

با توجه به تجربه‌ي قبلي بسيار سعي كردم كه وضو را تا لحظه‌ي ورود به هواپيما حفظ كنم و اگر باطل شد آن را تجديد كنم. يك جانماز كوچك به اضافه‌ي مهر به همراه داشتم و ضمناً برنامه‌ي قبله‌نما روي گوشي  موبايلم نصب بود تا بتوانم جهت قبله را به وسيله‌ي GPS گوشي موبايل تشخيص بدهم. لذا مترصد اذان صبح بودم. خوشبختانه پس از نشستن در هواپيما، پرواز تأخير داشت و درب اصلي هواپيما بسته نشد، با اجازه سرمهماندار، نماز صبح را روي پاگرد اول پله‌ي هواپيما و به سرعت اقامه كردم تا با احساس رضايت و سربلندي در محضر پروردگار متعال، بقيه‌ي سفر را با آرامش بر روي صندلي‌ام بنشينم. الحمدلله

تجربه سوم؛ خدمه‌هاي مالزيايي

با وجود آن كه تمام شب را نخوابيده بودم، بسيار مراقب بودم كه خوابم نبرد. اين بار علاوه بر مهر و قبله‌نما، وقت اذان صبح و طلوع آفتاب را به وقت محلي شهر مبدأ و مقصد در اينترنت جستجو كرده بودم و به خاطر داشتم. زماني كه خدمه‌ي هواپيما سرگرم توزيع صبحانه بودند، به سمت اتاق خلبان حركت كردم تا مكان مناسبي را براي خواندن نماز صبح بيابم. بين اولين رديف مسافران در بخش First Class با ورودي اتاق خلبان حدود يك متر فضاي خالي بود كه دوستم فوراً در همين جا يكي از پتوهاي هواپيما را پهن كرد. زماني كه سرمهماندار مالزيايي از جاي خودش بلند شد تا تذكر بدهد، من اشاره كردم كه «فقط يك دقيقه» و فوراً الله‌اكبر گفتم و مشغول نماز شدم. در حالي كه دوستم داشت سرمهماندار را با صحبت‌هايش آرام مي‌كرد و به اصطلاح او را مشغول مي‌كرد، نماز من تمام شد و اكنون نوبت او بود كه نمازش را بخواند. پس از تمام شدن نماز ما، سرمهماندار از بلندگو اعلام كرد كه مسافران لطفاً در صندلي خودشان نماز بخوانند، در حالي كه چنين چيزي ممكن نبود و قبله در جهت مخالف حركت هواپيما اندكي به چپ واقع شده بود و امكان مورب ايستادن به سمت پشت عملاً ناممكن بود. ضمناً ركوع و سجود را نمي‌شد در آن حالت به جاي آورد.

برخي افراد كه حال و حوصله‌ي خواندن نماز صبح را نداشتند به جاي حمايت از ما، به حمايت از مهماندار برخاستند كه نبايد نظم هواپيما را به هم بزنيم. به نظر من خيلي فرق است بين اين كه من در تخت خودم خوابم ببرد و نماز صبحم قضا شود يا اين كه در مقابل 300 نفر ديگر از اول اذان صبح بيدار باشم و به همين سادگي نماز صبحم قضا شود. جالب اين كه بعد از ما برخي افراد ديگر نيز برخاستند و از ما مهر گرفتند و نحوه‌ي محاسبه‌ي زمان و قبله را جويا شدند.

در حالي كه به وقت محلي طلوع آفتاب ساعت 6:24 اعلام شده بود، در ساعت 5:47 تابش نور آفتاب به داخل هواپيما فرضيه‌ي زودتر بودن طلوع آفتاب در ارتفاع را براي من به اثبات رساند، ضمن اين كه هواپيما به سمت شمال شرق در حركت بود و همين امر موجب شد مجموع زماني كه بتوان نماز صبح را اقامه كرد كمتر از 35 دقيقه باشد.

وقتي يكي از پرسنل سپاه و امنيت پرواز دغدغه‌ي قضا شدن نماز مسافر را ندارد و به راحتي مي‌گويد غصه نخور بعداً قضايش را مي‌خواني، از مانكن‌هاي مالزيايي با آن آرايش‌هاي غليظ و لباس‌هاي تنگ انتظاري نيست كه در خواندن نماز صبح به فكر من باشند. اينجا هر كسي بايد زرنگ كار خودش باشد، آنها مي‌خواهند نظم هواپيما به هم نخورد و من مي‌خواهم نمازم قضا نشود.

جمع بندي

اگر نماز صبح شما با زمان پروازتان تلاقي داشت و براي‌تان مهم بود كه حتماً نماز صبح را در وقتش بخوانيد:

  1. مهر و جانماز به همراه داشته باشيد
  2. قبله‌نما يا نرم‌افزاري كه روي گوشي‌هاي داراي GPS نصب مي‌شوند به همراه ببريد
  3. زمان اذان صبح و طلوع آفتاب را در شهر مبدأ و مقصد براي روز پرواز استخراج كنيد و به خاطر داشته باشيد
  4. اگر با دوستان يا خانواده خود سفر مي‌كنيد براي خواندن نماز صبح به صورت گروهي اقدام كنيد تا در زمان خواندن نماز صبح يك نفر بقيه‌ي افراد مهمانداران را سرگرم كنند كه مزاحمتي براي نماز وي پيش نيايد
  5. يك بطري آب كوچك و نايلون بزرگ به همراه داشته باشيد تا در صورت باطل شدن وضو به سرعت و بر روي صندلي خودتان تجديد وضو كنيد
  6. از لحظه ورود به هواپيما مكان‌هايي نظير ابتدا، انتها و روبروي خروجي‌هاي اضطراري هواپيما را شناسايي كنيد
  7. نماز صبح را به محض رسيدن به زمان اذان صبح بخوانيد زيرا در ارتفاع بالا خورشيد زودتر طلوع مي‌كند و فرصت اندك است